کد خبر: ۹۰۴۸۲۹
تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۳:۲۰ 12 June 2019

بر آستان تو، دل پایمال صد درد است
ببین که دست غمت بر سرم چه آورده است
هوای باغ گل سرخ داشتیم و دریغ
که بلبلان همه زارند و برگ ها زرد است
شب است و آینه خواب سپیده می بیند
بیا که روز خوش ما خیال پرورده است
دهان غنچه فرو بسته ماند در شب باغ
که صبح خنده گشا روی ازو نهان کرده است
چه ها که بر سر ما رفت و کس نزد آهی
به مردمی که جهان سخت ناجوانمرد است
به سوز دل نفسی آتشین بر آر، ای عشق
که سینه ها سیه از روزگار دم سرد است
غم تو با دل من پنجه درفکند و رواست
که این دلیر به بازوی آن هماورد است
دلا منال و ببین هستی یگانه عشق
که آسمان و زمین با من و تو همدرد است
ز خواب زلف سیاهت چه دم زنم که هنوز
خیال سایه پریشان ز فکر شبگرد است

محمدرضا شجریان و گروه شهناز به رهبری مجید درخشانی یک اجرای زنده در سال 1390 در لندن داشتند. «شب است و آینه خواب سپیده می بیند» یا «بر آستان تو» یکی از اشعار هوشنگ ابتهاج است که این استاد موسیقی در این کنسرت اجرا کرد. در تابناک می‌بینید و می‌شنوید.
اشتراک گذاری
برچسب ها
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر: