پول و سود و کاسبی برای اصناف؛ درد و رنج و عذاب برای مردم
هر ساله، نمایشگاههای بهاره که برای برآورده کردن مایحتاج مردم و فروش ویژه با تخفیف! برگزار میشود، دارای حاشیههایی تکراری و برای مسئولان ـ گویا ـ حل نشدنی است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، به رغم تبلیغات رنگارنگ صداوسیما و مصاحبههای مردمی ـ که همه از کیفیت اجناس راضی هستند! ـ از فروش اجناس نامرغوب و بیکیفیت، شلوغی بش از اندازه و نظم و سامان نداشتن کل مجموعه نمایشگاه و فروشگاه، از آشکارترین مشکلات نمایشگاه بهاره است.
از سوی دیگر، محل برپایی این فروشگاهها در مکانهایی است که برای دسترسی به آن، خریدار باید با خودرو شخصی به آنجا برود، چرا که در غیر این صورت و استفاده از آژانس، باید همه هزینه صرفهجویی را صرف کرایه بکند؛ اما با این همه، باز هم مردم بینوا برای صرفهجویی در وقت و خرید جنس ارزانتر از بازار! با وسیله نقلیه شخصی به محل فروشگاه میروند که متأسفانه به دلیل مشکل همه ساله ـ نبود جای پارک و پیشبینی نکردن سیل مراجعان ـ یکی دو ساعتی را در صف زیبای! خودرو و جای پارک میگذرانند تا بلکه جای پارکی هرچه نزدیکتر به نمایشگاه پیدا کنند؛ اما سرانجام موفق نشده و با پارک خودرو در محل نامناسب ـ مثلا کنار خیابان و یا پیادهرو و ... ـ برای دیگران مشکلساز میشوند و این، آغازگر گرهای بس کور و بازنشدنی است!
بنابراین باید یادآور شد، خبرنگاران صدا وسیما که همواره کاملا طبیعی و واقعی(!) نکات مثبت فروشهای ویژه را در تلویزیون به خورد مردم میدهند، از این حاشیهها و رنجی که خریداران به ویژه مردم محلی ساکن پیرامون نمایشگاه میبرند، گزارشی تهیه کرده تا مسئولان برگزاری این نمایشگاهها گمان نکنند که فروشگاهی گل و بلبل و عالی برای مردم ایجاد کردهاند.
در این باره باید گفت که البته این ترافیک و شلوغی و گرفتاریهای رفتوآمد برای همه نمایشگاهها بوده و هست و خواهد بود؛ برای نمونه، نمایشگاه فروش بهاره شرق تهران (حکیمیه) در انتهای خیابانی بنبست قرار گرفته و دارای گذرگاههای کوچک است و در صورت وجود مثلا سه خودرو، این محل عبور (خیابان) کاملا بسته میشود و ناگفته نماند که با وجود چند مأمور راهنمایی و رانندگی کاملا فعال! و کوشا! که مشغول راهنمایی مردم و خودروها هستند، باز هم ترافیک بسیار وحشتناکی در محل ایجاد شده و این مهم، نه تنها برای خریداران بلکه برای مردم منطقه و ساکنان این محل نیز گرفتاری همراه با درد و رنج و آلودگی صوتی و تنفسی و... به وجود آورده است.
با این اوصاف، خدا به فریاد بیمار اورژانسی برسد که قطعا تا نجات و رسیدن به بیمارستان، در همان محل، چندین بار جان داده و به ملکوت اعلا خواهد پیوست. البته در این لحظات، نقش کاملا کارساز و اساسی مأموران راهنمایی و رانندگی ـ چه افسر درجهدار تا لیسانس وظیفه و سرباز کاملا ستودنی (!) ـ است؛ هرچند به نظر خبرنگار ما، تنه درخت و فضای سبز و غیره، بهتر میتوانند در این میان ایفای نقش کرده و از بروز ترافیک سرسامآور جلوگیری کنند و یا این که ترافیک آنقدر روان است که افسران پلیس راهور به گوشهای رفته و برای هم داستان تعریف میکنند و مردم از خودروهای خود پیاده شده و گرههای ترافیکی را باز میکنند؛ بنابراین، این مهم برای آموزشهای مردمی ضروری است که راهنمایی و رانندگی برای آنان در نظر گرفته تا فرهنگ ترافیکی مردم بالاتر برود و عمیقا این مشکلات را با جان و دل دریابند؛ بماند که اهالی محل نیز در این وانفسا بناچار باید از ساعت 5 بعد از ظهر تا 11 شب کنار پنجره منزل و یا درون خودروی گرفتارشان در ترافیک بنشیند و از ترافیک و دعوای مردم و سروصدا و آلودگی لذت ببرند که این ترافیکها برای هر کسی سودی نداشته باشد، برای متکدیانی که با برنامه و پیشبینی به این محل آمدهاند، دارد و آن هم چه سودی!
نکته دیگر، ناهماهنگی برای برگزاری چنین نمایشگاههایی با نهادهای مسئول و ذیربط، از جمله راهنمایی و رانندگی و شهرداری و ... است که شدیدا به چشم میآید، چرا که کوچکترین و بدیهیترین امکانات برای خریداران فراهم نشده و مردم کاملا خودجوش به مسائل و مشکلات پیش آمده رسیدگی میکنند.
با این حال، هرچند چنین نمایشگاههایی فرصتی برای صرفهجویی و صرف هزینه کمتر است، نباید کیفیت این محصولات و اجناس به اندازهای پایین باشد که مردم در راه برگشت از نمایشگاه، مجبور به سر زدن به دیگر فروشگاههای بیرون از نمایشگاه شوند.
نکته دیگر، فروش محصولات غیرایرانی است که جز آجیل و تنقلات ـ که به آنها هم مشکوکیم ـ باقی محصولات همه خارجی (همان چینی) هستند.
در پایان باید این نکته را یادآور شد که استقبال مردم از این نمایشگاهها، قطعا نتیجه فروش اجناس خوب و با کیفیت و در نهایت رضایت مشتریان از خرید نیست، بلکه قدرت خرید پایین و صرفهجویی در هزینهها، سبب استقبال مردم از این مراکز شده است.




