مناظره مطبوعاتی حضرتي و داوري
مناظره الياس حضرتي و عبدالرضا داوري با موضوع "آزادي مطبوعات در دولت نهم و دهم" از سوي بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع) در اين دانشگاه برگزار شد.
به گزارش ايسنا، الياس حضرتي با بيان اين كه اگر به مردم اعتماد داشته باشيم بحث گردش آزاد اطلاعات و رسانههاي مستقل به راحتي ميتواند در كشور ميدان داشته باشد، گفت: به عنوان كشوري كه افتخارش بزرگترين انقلاب فرهنگي و سياسي بوده وبينظيرترين رهبر ديني، مذهبي، سياسي، اعتقادي را داشته بايد متاسف باشيم كه امروز در بحث سينما و مطبوعات به كجا رسيدهايم.
وي با اشاره به مصاحبه اخير يكي از مسوولين وزارت ارشاد مبتني بر اين نكته كه 30 هزار نشريه در كشور داريم كه نشان دهنده انجام كاري عظيم است، افزود: اين طور نيست و به عنوان كسي كه مختصر تجربهاي در بحث رسانهاي دارد بايد بگويم كه اوضاع رسانهاي ما خوب نيست؛ چرا كه تعداد زيادي از اين رسانهها كمتر از هزار تيراژ دارند و براي كشوري كه 70 ميليون جمعيت دارد، اين تيراژ به حساب نميآيد.
وي با طرح اين پرسش كه الياس حضرتي چه كاري بايد انجام دهد كه ثابت كند علاقمند و كشته و مرده نظام اسلامي است؟ ادامه داد: افتخار شهادت نصيب ما نشد، اما من جزو بنيانگذاران سپاه بودم و در جنگ تير و تركش زيادي خوردم و بعد از آن روزنامهاي تاسيس كردم كه مستقل بوده و به هيچ كسي وابسته نيست.
وي اضافه كرد: معتقدم كساني كه در جمهوري اسلامي وفادار به قانون اساسي يعني همه اصول آن هستند كه بالاترين ركن آن ولايت فقيه هست، حق دارند از اين روزنامه استفاده كنند و آيا گفتن اين حرف بد است كه از راستترين راستها تا چپترين چپها تا زماني كه مصالح ملي و ارزشها را زير سوال نبرده ميتواند در روزنامهاي حرف بزند؟
مدير مسوول روزنامه توقيف شده اعتماد در ادامه با اشاره به اين كه روزنامه او پرتيراژترين روزنامه سياسي كشور شد كه هشت سال توانست دوام آورد، گفت: با بستن چنين نشريهاي به مملكت خدمت نميكنيم چرا كه روزنامهاي كه تيراژ داشته باشد حتما حرفي براي گفتن دارد و آقاي ضرغامي در صدا و سيما اگر حرفي براي گفتن نداشته باشد و ذايقه مردم را در نظر نگيرد كسي به حرفش گوش نخواهد داد، پس كسي كار ارزشي و خوب ارايه ميدهد كه متناسب با اصول آرماني انقلاب و نياز ذايقه مردم كار كند و زماني كه صدا و سيما مناظرات را پخش كرد در بي بي سي و voa تخته شد.
به گزارش ايسنا، در ادامه داوري، معاون خبر ايرنا با بيان اين كه ما در بحث نظامهاي حاكم بر مطبوعات سه نوع نگرش و مكتب را داريم، توضيح داد: در دورههاي ابتدايي راه افتادن مطبوعات در سطح جهان، رويكرد اقتدارگرايي وجود داشت كه حاكمان در هر كشور از صفر تا 100 روزنامهها را كنترل ميكردند و چيزي به نام مطبوعات مستقل مفهوم نداشت و درواقع نشريات به عنوان روابط عمومي دستگاههاي حاكم بوده و اين دوره در غرب هم گذرانده شده است.
وي در ادامه رويكرد ديگر در نظامهاي حاكم بر اطلاع رساني را آزاديگرايي يا ليبراليستي دانست و گفت: در اين رويكرد براي مطبوعات تنها حد و مرز آسيب نرساندن به شخصيت افراد و توهين آورده شده است و كاملا در حوزه فردي و آزادي فردي است كه بيانگر نظريات روشنفكران غربي مثل جان لاك است.
داوري با بيان اين كه ظهور انقلاب اسلامي و رهبري امام (ره) باعث پايهگذاري مكتب جديدي در حوزههاي نظامهاي حاكم بر مطبوعات كشور شد، تصريح كرد: بحث جديدي تحت عنوان تعهد اجتماعي يا مسووليت اجتماعي مطرح شد كه سومين نظام حاكم بر مطبوعات بود، يعني مجموعهاي كه ميخواهند سامانه اطلاعرساني در يك كشور را به دست گيرند بايد نسبت به منافع ملي ، منافع مردم و اصول اخلاقي حاكم بر جامعه تعهد داشته باشند و تلاش كنند كه جامعه در يك مسير رو به رشد حركت كند.
وي به نظريات امام (ره) در مورد مطبوعات اشاره كرد و افزود: امام (ره) با اقتدارگرايي و آزاديگرايي مطلق در عرصه مطبوعات مخالف بودهاند و ميگويند مطبوعات بايد آزاد ، متعهد و مسووليتپذير باشند.
وي در ادامه اضافه كرد: بعضي علاقمند هستند نظريه امام در مورد مطبوعات را اقتدارگرايانه تفسير كنند و در مقابل عده ديگر تلاش دارند تا اثبات كنند امام (ره) طالب فضايي باز و بي در و پيكر و ليبرالي در حوزه مطبوعات بوده است كه هر دوي اينها غلط است و آنچه كه از نظريه امام و منظومه فكري ايشان در صحيفه نور استنباط ميشود در حوزه سوم يعني تعهد اجتماعي ميگنجد.
معاون خبر ايرنا خطاب به الياس حضرتي پرسيد جريان روزنامههاي موسوم به اصلاحطلب نسبتشان با خط امام چيست؟ گفت: بسياري از دوستان ما در طيفهاي مختلف تلقي ابزاري از مردم دارند و تا وقتي كه مطابق خواست آنها حركتي از سوي مردم انجام ميشود، مردم چيز خوبي است و بايد شعار مردم داد، اما وقتي مردم رفتاري مخالف ميل آنها انجام ميدهند حتي به آنها هتاكي و فحاشي ميشود و افرادي كه عقل ندارند تلقي ميگردند كه اين موضوع مبنا ندارد.
وي در ادامه با اشاره به اين كه حداقل هزار فكت از توهينهاي روزنامههاي اصلاحطلب در چهار سال اخير به مردم وجود دارد ، گفت: پيشنهاد من اين است كه شفاف حرف بزنيم؛ چرا كه مردمي كه دورهاي به خاتمي راي دادهاند همانقدر عزيزند كه در دوره اي ديگر به احمدينژاد راي دادهاند.
وي در ادامه با اشاره به اين كه وقتي خاتمي در دوي خرداد 76 انتخاب شد، در يك دوره يكساله تا دوي خرداد 77 در 5 روزنامه اصلاح طلب سلام، همشهري، ايران، اطلاعات و دو هفته نامه مبين و عصر ما يك ميليون بار كلمه دوم خرداد را آوردند، اما بعد از برگزاري انتخابات باعظمت 22 خرداد 88 كه طبقات محروم جامعه راي خود را به سبد ريختند شايد تنها بتوان به 15 مقاله در اين باره اشاره كرد.
وي هم چنين در رابطه با بحث تيراژ روزنامهها آن را وابسته به كار فرهنگي در كشور دانست و گفت: اين كه تيراژ روزنامهها در كشور پايين است بحث فرهنگي است كه در دوره خاتمي ، هاشمي و احمدي نژاد وجود داشته است و اعتقاد ندارم كه بخواهيم همه ضعفهاي حوزه فرهنگي و مطالعه كتاب را به يك دولت نسبت دهيم.
به گزارش ايسنا، الياس حضرتي با تاكيد بر اين كه بحث من خطاب به يك دولت نيست و دنبال اين نيستم كه دولت خاصي را مقصر مسايل فرهنگي قلمداد كنم، گفت: بحث من فراتر از حد دولت احمدينژاد، خاتمي ، هاشمي، ميرحسين و غيره است و نگاه من به انقلاب و انتظاراتي است كه از ظرفيت بزرگ انقلاب ميتوان داشت.
وي با اشاره به اين كه ما با جنگ سنگين رسانهاي روبرو هستيم، گفت: نبايد بگوييم اين كه تيراژ روزنامهها كم است بحث مهمي نيست. مگر وقتي كه يك فيلم را با هزينههاي زياد تهيه ميكنيم مقصود اين نيست كه مخاطب پيدا كند و البته محتوا داشته باشد. پس در مورد روزنامهها و كتاب ها نيز اين موضوع صدق ميكند.
وي با طرح اين پرسش كه آيا در جنگ رسانهها تيراژ جزو شاخصهاي مهم است يا خير؟ توضيح داد: بايد به فكر رفت كه چرا كتابي خواننده پيدا نميكند و بايد بدانيم كه كار محكم و اساسي بعد از انقلاب در اين رابطه انجام ندادهايم و بايد گريه كنيم. در حالي كه من و شما هر دو طرفدار انقلاب هستيم و فاصلهاي با آرمان هاي انقلاب نداريم و براي من دردآور است كه وقتي بعد از 30 سال فرزندم در رابطه با سير انقلاب ميخواهد تا كتابي را به او معرفي كنم هنوز بايد به آثار شهيد مطهري رجوع شود و چرا نبايد بعد از 30 سال كسي خلاء وجود مطهري را پر كرده باشد و اين دردي است كه بايد براي آن گريه كرد.
الياس حضرتي گفت: مگر مجيد مجيدي و حاتميكيا چه كردهاند كه آسمان و زمين را به هم ميدوزيم كه پدر آنها را در بياوريم در حالي كه مجيد مجيدي فردي متعهد است كه در خانهاش دعاي كميل و ندبه برگزار ميكند؛ پس چرا بايد به خاطر گرايش سياسي كه در دورهاي داشته مورد مواخذه قرار گيرد و بايد بگويم كه فصل سياست و انتخابات تمام شده و چرا بايد فردي را به خاطر اين كه در دوره انتخابات تبليغ كسي را كرده است مورد مواخذه قرار داد؟ مگر چند تا مثل مجيد مجيدي داريم و اگر براي هنرمند ارزش قائل نشويم چطور به جنگ رسانهاي ميرويم؟
وي با تاكيد بر اين كه بايد با ديد وسيع به طرفداران انقلاب نگاه كنيم و آنها را خلاصه و محدود نكنيم، گفت: نبايد همه را بد ببينيم مگر هر كس انتقاد يا نظر ديگري را مطرح كند ضد انقلاب است.
وي با اشاره به اين كه بارها درخواست ملاقات با آقاي رامين را كرده است، گفت: مگر پس از گذشت 30 سال از انقلاب اين قدر پختگي نداريم كه با هم حرف بزنيم و بايد صحبتهايمان را به صورت مكتوب انجام دهيم؟ مگر از اصول اسلام نيست كه دو برادر عيب هم را به يكديگر بگويند قبل از آنكه آن را مكتوب كنند پس چرا ما نميتوانيم با هم صحبت كنيم؟
وي با بيان اين كه اگر بناست جنگ رسانهاي را جدي بگيريم بايد آن را باور كنيم، افزود: بايد فراخوان كنيم از افرادي كه اساس انقلاب را قبول دارند ولو آنكه فروع آن را قبول نداشته باشند. يعني اين كه فردي خاتمي يا جنتي را قبول ندارد، مهم نيست؛ چرا كه طبيعت خلقت بشر اين است كه افراد با يكديگر اختلاف نظر داشته باشند و مي توان انها را دوستانه هدايت كرد. پس اگر يارگيري نكنيم و نجنبيم وامانده ايم و تهاجمات زيادتر ميشود و مردم ما اخبار سياسيشان را از بي بي سي گوش ميدهند.
وي در ادامه با طرح اين پرسش كه مشكل محمد قوچاني چه بوده است در حالي كه به نظر من او يك نابغه است، گفت: جمهوري اسلامي مي تواند اين فرد را هدايت كند در حالي كه او داراي قابليتي است كه اگر مسووليت يك مجله زرد را برعهده بگيرد آن را تبديل به مجله قدرتمند و پرتيراژ ميكند. پس بايد از قابليتهاي چنين افرادي استفاده شود و هدايت گردد؛ چرا كه آنها ضد انقلاب نيستند.
حضرتي با اشاره به اين كه وقتي مي خواستم روزنامه اعتماد را منتشر كنم پيش آقاي شاهرودي رفتم و پرسيدم خط قرمزها چيست؟ تا آنها را رعايت كنم و او در پاسخ از من پرسيد به نظر شما خط قرمزها چه بايد باشد و من جواب دادم: حيثيت ، آبروي اشخاص، مصالح ملي و مباني دين. او گفت همين ها خوب است و رعايتشان كنيد، افزود: اما اين طور نبود به طور مثال وقتي در روزنامهمان نوشتيم فردي بركنار شد تماس گرفتند و گفتند روزنامهتان را تعطيل مي كنيم؛ چرا كه اين فرد منتقل شده است؛ درحالي كه براي اين كار نياز به تعطيل كردن روزنامه وجود ندارد و ميتوان آن را اصلاح كرد.
وي هم چنين افزود: آقاي رامين گفتهاند براساس شان افراد ترتيب عكسها در روزنامه بايد تنظيم شود، در جواب بايد گفت كه اين اصل مطبوعاتي نيست؛ چرا كه به طور مثال وقتي در روزي خبري از ريگي باشد و در كنار آن خبري از يكي از وزارت خانهها به علت اهميت آن عكس ريگي در صفحه اول روزنامه قرار ميگيرد و اين به معناي توهين و بي اهميت جلوه دادن افراد نيست.
به گزارش ايسنا، در ادامه داوري با بيان اين كه توهين فقط اين نيست كه فقط به كسي فحش ناموسي بدهند گفت: حرفي كه در مقطعي باعث تحقير كسي شود نوعي توهين است و بركنار كردن در صورتي كه واقعيت نداشته باشد توهين به فرد تلقي مي شود.
معاون خبر ايرنا، خطاب به حضرتي پرسيد اين كه روزنامه اي پيشنهاد دهد ايران براي حفظ امنيت خود بايد عضو ناتو شود چقدر با مباني نظام و انقلاب همخواني دارد؟ گفت: روزنامه اعتماد در تاريخ 26/1/87 با فردي مصاحبه كرده كه در آن عنوان شده ايران براي حفظ امنيت خود بايد عضو ناتو شود. پس ميپرسم چرا بايد تريبون افراد ضد انقلاب شويم؟
وي درادامه با اشاره به اين كه در سال 85 روزنامه اعتماد گزارش هاي بي بي سي را به عنوان گزارش توليدي خود كار ميكرد گفت: بسياري از همكاران بي بي سي رويشهاي روزنامههاي اصلاح طلب بودند مانند خانم قاضي زاده و امثال آن.
وي در ادامه خطاب به حضرتي گفت: در حالي كه شما دغدغه شهيد مطهري را داريد واين كه چرا فردي جاي او را هنوز پر نكرده است، چطور وقتي مقام معظم رهبري فرمودند مصباح ، شهيد مطهري دوران است در روزنامههاي شما كاريكاتور ايشان را چاپ كرده و او را استاد تمساح خطاب كردهاند؟
داوري در جواب حضرتي گفت: شما از حاتمي كيا صحبت مي كنيد كه بايد بگويم فيلمش در سال 83 و دوران خاتمي و در وزارت اطلاعات يونسي متوقف شد كه امروز البته به رنگ ارغوان به روي پرده رفته است.
وي در ادامه با اشاره به صحبتهاي حضرتي مبني بر اين كه آقاي رامين وقت صحبت به او نميدهد، گفت: روزنامه اعتماد در هشت ماه اخير 70 تذكر از وزارت ارشاد دريافت كرده است و اين انصاف نيست كه بگوييم صحبتي در اين رابطه با ما نشده است.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، داوري در ادامه اين مناظره با خواندن يادداشتي از زهرا رهنورد در تاريخ 3/9/59 در روزنامه كيهان اظهار كرد: خط امام (ره) يك منظومهاي از آزادي در كنار استقلال، عدالت، ظلمستيزي و استكبارستيزي است. نميشود ذرهبين گذاشت و فقط بخشي از صحبتهاي امام (ره) را مطرح كرد. حضرت امام در سال 66 تفكيك استراتژيكي كردند و آن اين بود كه اسلام ناب و اسلام آمريكايي را مطرح كردند.
وي همچنين با اشاره به مسئلهي حكم ارتداد سلمان رشدي از سوي حضرت امام (ره) گفت: آقاي حضرتي شما در اين چند سالي كه روزنامه داشتيد چقدر از اين حكم ارتداد سلمان رشدي دفاع كرديد؟
داوري با بيان اينكه ما با پديده جديدي چون خط امام ناب و خط امام آمريكايي مواجهيم، اظهار كرد: حضرت امام مطرح كردند كه من يك موي كوخنشينان را به همهي كاخنشينان نميدهم، شما چند بار در تحريريهي خود روي اين حرف امام كار كرديد؟ تصوير شما در روزنامه اعتماد با تصوير شما در مجالس سوم و چهارم متفاوت بود، اينكه توپ را در زمين كسي كه دستور توقيف روزنامه را داده است، بيندازيد درست نيست. به نظر ميرسد در دوره مديريت شما در روزنامه اعتماد روندهايي شكل ميگرفته كه شما به آن اشراف نداشتيد. همچنين در ويژهنامهاي كه منتشر ميكرديد صفحه انديشه سياسي آن توسط كساني اداره ميشد كه اعتقاد داشتند آمريكا بايد به ايران حمله كند.
الياس حضرتي در پاسخ به داوري با بيان اينكه وزارت ارشاد به روزنامه اعتماد 33 تذكر داده و اين درست نيست كه شما ميگوييد 70 تذكر داده است، گفت: از 33 تذكر هم شش تذكر آن از طرف هيات نظارت و بقيه آن از طرف آقاي پرويزي بود. در واقع ما شش تذكر داشتيم كه شايد هم يك مورد آن درست باشد.
وي افزود: براي مثال آقاي ابراهيم يزدي در روزنامه مقالهاي راجع به يمن نوشت كه در آن مقاله ميگفت مردم و حقوق بشر كجاييد كه به يمن حمله كردند و اين مقاله اتفاقا در راستاي سياستهاي جمهوري اسلامي بود كه هيات نظارت به اين مقاله هم تذكر داد با اين عنوان كه طبق بند 8 قانون مطبوعات كساني كه عضو گروههاي غيرقانوني هستند از فعاليت مطبوعاتي معذورند در صورتي كه اين امر يعني چنين فردي نميتواند مجوز فعاليت براي كار مطبوعاتي داشته باشد نه اينكه نتواند مقاله بنويسد يا سخنراني كند.
وي با بيان اينكه اگر ما همه را كنار بگذاريم هيچ كس نميماند و اين نگاه بدي است، گفت: كسي مدعي نيست كه ما معصوم و بيگناهيم، اما بايد ديد نوع برخورد چگونه است. در روزنامه افراد مختلف نظرات مختلف خود را مطرح كردند، مرزها را كه نشكستند. اجازه بدهيم اگر از يك كابينه 70 ميليوني صحبت ميكنيم اين امر را هم تحقق ببخشيم و انعكاس دهنده متفكرين جامعه باشيم. در اين صورت دولت به جاي اينكه 10 مشاور داشته باشد ميتواند 70 ميليون مشاور داشته باشد. در دنيا افرادي را ميگذارند تا نظرات مخالفين را رصد كنند براي اينكه ممكن است اين افراد مخالف هم پيشنهادات خوبي براي آنها داشته باشند. در واقع ما با ارائه نظرات مختلف ميتوانيم باعث بالندگي و نشاط رسانهها شويم و اين نشاط را هم به مردم انتقال دهيم.
همچنين داوري با بيان ماده 45 فصل 8 قانون مطبوعات گفت: تذكرات آقاي پرويزي بر اساس ماده 45 تلقي ميشود اينكه شما 33 تذكر در هفت و هشت ماه داشتيد يعني اينكه هفتهاي يك تذكر از وزارت ارشاد گرفتيد و اين نشان ميدهد رابطه شما با وزارت ارشاد مختل است. من به عنوان كسي كه كار پژوهشي ميكنم ميگويم بالانس حركت شما در جهت تقويت يك جريان و نگاه خاص بوده است.
وي افزود: درواقع شما تيتر و چارچوب مصاحبه را به گونهاي تنظيم كرديد كه مورد اعتراض واقع شويد مانند 27 آبان ماه 87 كه در آن زمان پل ميانگذر درياچه اروميه افتتاح شد و اين پروژه بسيار مهمي بود؛ اما روزنامه شما و روزنامه كارگزاران حتي يك خبر هم از اين موضوع منتشر نكرد. زماني هم كه در 16 مرداد ماه سال 86 روزنامه شرق توقيف شد از عملكرد اين روزنامه دفاع كرديد و منكر مسئلهاي شديد كه روزنامه به خاطر آن توقيف شده بود يا در 14 مرداد ماه سال 87 از فياض زاهد مطلبي چاپ كرديد كه در آن اين فرد ميگفت دموكراسي آمريكايي را بايد بپذيريم.
وي افزود: در سال 79 مقام معظم رهبري مطرح كردند كه اين روزنامهها پايگاه دشمن هستند و در واقع آنچه ايشان در خشت خام ميديدند ما در آينه هم نميديديم و آن زماني بود كه بيبيسي فارسي توسط همين روزنامههاي زنجيرهاي اداره ميشد و افرادي كه در اين روزنامهها كار ميكردند را بعدا به عنوان مجري بيبيسي فارسي مشاهده كرديم يا به عنوان مثال روزنامه اعتماد ملي مطالبي در مدح سيمين بهبهاني با آن سابقهاي كه دارد نوشت يا يادداشتهاي محمدرضا نيكفر را كه يكي از اساتيد دانشگاههاي آلمان و از حاميان سلمان رشدي است و بدترين توهينها را به امام و انقلاب داشته است در روزنامه كارگزاران ميبينيم. در واقع برخي روزنامهها نسخهي بيبيسي فارسي هستند.
به گزارش ايسنا، در ادامه الياس حضرتي گفت: روزنامه اعتماد هشت سال فعاليت داشته است و پرتيتراژترين روزنامه در دفاع از آرمانهاي امام و انقلاب با تمام جوانب آن بوده است. در سالهاي مختلف از سوي بنياد شهيد جايزه ترويج ايثار و ايثارگري را دريافت كرد.
وي افزود: شما رسانههايي چون صداوسيما، روزنامه كيهان، رسالت، سياست روز را داريد با اين حال ميگوييد ما آنقدر قوي هستيم كه نگذاشتيم آقاي مصباح مانند آقاي مطهري شود اينها بيانصافي است. ببينيد روزنامه ايران را به چه روزي رسانديد؟ چرا نميتوانيد كاري كنيد كه تيراژ اين روزنامه افزايش پيدا كند؟
داوري در ادامه اظهار كرد: تيراژ روزنامه ايران به نسبت روزي كه آقاي وصال اين روزنامه را تحويل دولت نهم داد بيشتر شده است. در زمان مهندس موسوي فقط روزنامه رسالت به عنوان روزنامه منتقد بود، اما تحمل همان را هم نداشتند يا در زمان آقاي هاشمي دانشگاه علامه طباطبايي نمايشگاهي با عنوان جلوههاي فقر برپا ميكند كه بسيار مورد نقد قرار ميگيرد. در واقع در تاريخ بعد از مشروطه هيچ كسي مانند احمدينژاد مورد هتاكي، توهين و تحقير در رسانههاي ايران قرار نگرفته است. در زمان آقاي خاتمي نيز رسانهها افزايش يافتند اما در حمايت از منافع اشرافيت بروكراتيك و نه در حمايت از مردم و جريان مستضعف.
وي افزود: در زمان آقاي هاشمي وي حتي يك مورد هم مورد توهين قرار نگرفت. آقاي خاتمي پنج بار مورد توهين قرار گرفت، آنجا كه در يكي از رسانهها وي را شاه سلطان حسين خطاب كردند ولي آقاي احمدينژاد هزار و 600 و 89 بار مورد توهين مستقيم در 23 روزنامه قرار گرفت و واژههايي بيخرد، بيعقل، بيتدبير و خرافهگرا در مورد او مطرح شد، چون احمدينژاد رويكرد دولتداري را در ايران تغيير داد و آن شبكه اشرافيت بروكراتيك را از دولت خارج كرد و بنابراين مورد توهين قرار گرفت. با توجه به اينكه اين همه به دولت احمدينژاد انتقاد ميكرديد آيا دولت احمدينژاد يك مورد مثبت هم داشته است؟ البته مردم جواب افكار، روشها و شيوههاي شما را دادهاند.


