کمر والدین پنجقلوها خم شد
کودکان به دنیا میآیند بدون آنکه خود بخواهند و پا در عرصه زندگی میگذارند بیخبر از همه خم و چمهای زندگی، پنج کودک معصوم دماوندی نیز مثل همه کودکان دیگرند؛ با این تفاوت که آنها با هم آمدهاند و پدر و مادرشان حداقل پنج برابر دیگر والدین نگرانند.
به گزارش مهر، علیرضا، حسن، حسین، زهرا و فاطمه چندی پیش در یک تولد غافلگیرکننده از مادری جوان در خمینآباد دماوند متولد شدهاند، اما شکی نیست که وقتی پدر و مادرها برای تولد یک فرزند، از ماهها قبل آماده میشوند و ملزوماتی را فراهم میکنند، آماده شدن برای ورود چند فرزند آن هم به یکباره، کاری بس سنگین است که بیحمایت سایرین تقریبا محال است.
علی، پدر پنج قلوهای دماوندی، نه آنکه فقیر باشد و نیازمند، بلکه در شرایط فعلی، نیازمند حامی است، امری که تاکنون چندان محقق نشده است.
علی درتومی میگوید، همواره خدا را شاکر بودهام و به خاطر فرزندانم بسیار خوشحال و سپاسگزار هستم، اما وقتی جمعآوری و ساماندهی یک فرزند، کلی هزینه دارد من با پنج فرزند چه باید بکنم؟
خبر تولد پنجقلوهای دماوندی در میان اخبار جرم و جنایت و فناوری، خبری نرم محسوب میشود اما به عمق آن که بروی، شاید سختتر از خبرهای دیگر باشد.
کمر پدر و مادر جوان خم شده است
وقتی خبر تولد اولین پنج قلوهای شهرستان دماوند بر روی سایتهای مختلف خبری و روزنامههای محلی شمال شرق استان تهران منتشر شد، اغلب با نگاهی مثبت به آن نگریسند و این هدایای خداوند، اتفاقی شیرین و تا حدی جالب برای شهروندان و مسئولان بودند اما بعد که پای هزینهها و کودکیاری و نگهداری کودکان به میان آمد کمر پدر و مادر جوان خم شد.
زمانی این شیرینی به تلخی گرایید که درد دلها، مشکلات و نگرانیهای والیدن پنج قلوها سر باز کرد.
آنها میگفتند: ما خوشحال شدیم چندین برابر کسانی که خبر را شنیدند، چون چندین ماه لحظه به لحظه انتظار کشیدیم و برای آمدن مهمانان کوچک برنامهریزی کردیم اما وقتی آمدند دیدیم تمهیداتمان کافی نبوده.
آنها گفتند: همگان فقط به خواندن این خبر بسنده کردند و کسی فکر نکرد که ما چگونه باید پنج نوزاد را به صورت همزمان بزرگ کنیم و آنان را سالم و صالح تحویل اجتماع دهیم.
در اغلب کشورهای دنیا در چنین مواردی تمهیدات ویژه وجود دارد و به خانوادههایی که دارای دو فرزند بیشتر در یک تولد میشوند، هزینههایی میپردازند و حتی نسبت به اعزام پرستار و دکتر برای کمک به والدین فرزندان اقدام میکنند.
اما به نظر میرسد در این مورد خاص در ایران تدبیری ثبت شده و قانونی وجود ندارد.
فقط شهرداری کمک کرده است
پدر پنج قلوهای تازه متولد شده گفت: من و خانواده هفت نفرهام در یک خانه کوچک واقع در محله خمینآباد شهر دماوند و به عنوان سرایدار زندگی میکنیم و در بخش خدماتی ـ نظافتی شهرداری دماوند نیز به عنوان رفتگر مشغول به کار هستم.
در ابتدای تولید فرزندانم هم سه نفر از آنها در بیمارستان بستری بودند و ما به سختی توانستیم آن دوره را سپری کنیم.
علی درتومی خاطرنشان کرد: منزل ما دور از شهر است و حتی آژانسها حاضر نبودند برای بردن فرزندانمان به بیمارستان به درب منزل بیایند بنابراین هر روز مسیری را پیاده برای پیگیری درمان کودکان بستری به بیمارستان میرفتیم تازه این موضوع را به هزینهها بیفزایید.
جاده خانه درتومیها به سمت شهر
علی درتومی ادامه داد: کوچکی منزل سرایداری یک مشکل و بدی مسیر رفت و آمد آن مشکلی بزرگتر است تا جایی که سبب شده حتی اتومبیلهای آژانس نیز حاضر نشوند برای انتقال فرزندانم به درب خانه مراجعه کنند این در حالی است که تنها دو کودک، اجازه ترخیص از بیمارستان را داشتند و با آمدن سه نوزاد دیگر بر شدت این معضلات افزوده شد.
این پدر نگران پیرامون کمکهای مسئولان و خیرین شهرستان دماوند خاطرنشان کرد: کمکهای شهردار شهر دماوند نزدیک به یک میلیون وجه نقد، یک میلیون و پانصد هزار تومان وام و مرخصیهای وقت و بیوقتی است که سرپرست بخش خدمات با صبوری با آن موافقت کرده و من از آنها بسیار سپاسگزارم چرا که به جهت وضعیت سه نوزاد بستری در بیمارستان گاه مجبور هستم کار را رها کنم تا برای تهیه دارو به تهران بروم.
وی عنوان کرد: تا کنون نامه های متعددی را برای نهادهایی مانند ریاست جمهوری، نماینده دماوند در مجلس، فرمانداری و بهزیستی ارسال کرده ام که به غیر از شهرداری دماوند هیچیک از این مسئولین اقدامی برای رفع مشکلاتم انجام نداه اند و البته میدانم که ایشان مشغول انجام وظیفه در سایر مسائل شهری بوده و به همین جهت نتوانستند یاریگر فرزندانم باشند.
از آینده فرزندانم نگرانم
تومی یادآور شد: حقوق ماهیانه من با اضافه کاری نزدیک به 400 هزار تومان است این در حالی است تا کنون بیش از دو میلیون تومان برای خرید داروهای فرزندانم از اقوام و دوستان قرض کردهام.
وی با ابراز نگرانی از آینده پنج قلوهایش افزود: زیر بار مشکلات کمرم در حال خم شدن است و همسرم دچار افسردگی شده چرا که از آینده کودکانمان بسیار نگران و هراسان هستیم.
پدر پنج قلوها در پایان از تهیه گران و دشوار دارو، تنهایی همسرش در نگهداری از نوزادان، دشواری در رساندن کودکان تا درمانگاه و بیمارستان به دلیل نبود وسیله نقلیه به عنوان دیگر معضلات پنج قلوها یاد کرد.
به هر روی، پدیده چندقلوزایی در کشور موضوعی است که هراز چندگاهی در خصوص آن اخباری منتشر میشود اما آیا تنها انتشار خبر جالب تولد چندقلوها کافی است؟!
به نظر میرسد نه تنها در مورد کودکان پنج قلوی دماوندی بلکه در مورد تمام خانوادههای که فرزندان چندقلو در آنها متولد می شوند، مسئولان شهری وظیفه کمک و رسیدگی به این خانوادهها را دارند.
در شرایط اقتصادی کنونی که خانوادهای که تنها یک نوزاد دارد در تأمین مسائل رفاهی، بهداشتی و درمانی دچار مشکل میشود، تصور داشتن پنچ نوزاد آن هم با در آمدی پایین جای بسی تامل و برنامه ریزی برای مسئولان دارد.
اگر چه بهزیستی در برخی موارد چندقلوزایی، حمایتهایی را از خانوادههای آنان به عمل میآورد اما این کمکهای ناچیز پاسخگوی نیاز خانوادههای دارای فرزندان چندقلو نیست.

من به شخصه حاضرم هزینه یکی از این کوچولوها را تقبل کنم . لطفا شماره حساب در بانک ملت به همراه نام صاحب حساب و مبلغ هزینه ماهیانه را به ایمیل اعلام شده بفرستید .
اگرچه معمولا این سایت از درج نظرات معذور است ولی لطفا اشتباها این نظر را درج نکنید .
من خودم یک فرزند کوچک دارم و تمام این مشکلات از جمله هزینه ها و نگهداری از بچه ها را کاملا" درک می کنم.یه پیشنهاد دارم شما به عنوان مرجع معتمد یه حساب بانکی اعلام کنید تا مردم فهیم ایران کمکهای مالیشان را به اون حساب واریز کنند.من به نوبه خودم اعلام امادگی می کنم و از همه مردم نیز تقاضای همکاری دارم.هموطن قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.با تشکر




