صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

خراش به چهره هنرمند... چرا؟ ـ از وبلاگستان

چرا بايد اينگونه به چهره يک هنرمند چنگ بزنيم؟ مگر مجبوريم از تصنيف او استفاده کنيم و بعد دورش را کَُند کنيم؟
کد خبر: ۸۷۳۰
| |
9943 بازدید
سيدمحمدرضا فخري در وبلاگ خود نوشت: عصر شنبه هفته قبل (15/1/87) برنامه‌اي از شبکه 4 سيما پخش شد که در آن از يکي از تصنيف‌هاي مشهور استاد شجريان (ز من نگارم، خبر ندارد) استفاده شده بود. ابتدا که گوش دادم، به نظرم قدري عجيب آمد، صداي ايشون تغيير کرده بود ... مقداري کلفت‌تر شده بود و انگار از ته چاه درمي‌آمد. بيشتر که دقت کردم ديدم بله، ريتم هم کندتر شده و معلوم شد اين تصنيف با دور کندتر از حالت طبيعي پخش مي‌شود. با توجه به اين‌که بقيه بخش‌هاي صوتي برنامه هيچ مشکلي نداشت، معلوم بود که اين کار به خصوص روي تصنيف ايشان انجام شده است. اين كار در حالت عادي، ريتم زننده‌اي ندارد و از بسياري از آهنگ‌ها و سرودهاي پخش‌شده در شبکه‌هاي مختلف ملايمتر است.

اول: يادم افتاد به کاريکاتوري که سال‌ها قبل وقتي محمد هاشمي، رئيس صداوسيما بود، روي جلد مجله «گل‌آقا» چاپ شده بود. کاريکاتور، گروه موسيقي را نشان مي‌داد که مشغول نوازندگي بودند و آقاي هاشمي به کسي که تنبک مي‌زد، مي‌گفت که: داداش سر تنبک رو يه کم بيار پايين‌تر، حلال‌تر بشه ...

دوم: يادم افتاد به سال‌ها قبل، زماني که تصنيف زيباي «ميهن اي ميهن» را دستکاري کرده بودند.
همان تصنيف «تنيده ياد تو در تار و پودم... بود لبريز از مهرت وجودم...» که بعدها هم آقاي عليرضا افتخاري اجرا کردند.
در اين تصنيف، بعد از هر تکه شعر که توسط آقاي شجريان خوانده مي‌شد، گروه کر عبارت «ميهن اي ميهن» را تکرار مي‌کردند که وقتي در تلويزيون پخش شد، به جاي «ميهن اي ميهن»، آهنگي با همين وزن پخش مي‌شد. يعني اين بخش از تصنيف را قيچي کرده و جاي آن يک تکه آهنگ از جاي ديگر تصنيف چسبانده بودند.

نمي‌دانم چه منطقي پشت اينگونه کارهاست. کار يک هنرمند در هر مرام و مسلک و طبقه و طايفه‌اي که باشيم و باشد، محترم و ارزشمند است. تلخترين و توهين‌آميزترين کار براي يک هنرمند آن است که بدون اجازه و نظر او، در کارش دست ببرند. بلايي که سر تصنيف «ميهن اي ميهن» آمد در کنار بعضي مسائل ديگر، باعث شد که آقاي شجريان با ارسال نامه‌اي به آقاي لاريجاني، مدير وقت سازمان، خواستار عدم پخش کارهايش جز دعاي «ربنا» و آواز «اين دهان بستي دهاني باز شد» که مربوط به ماه مبارک رمضان است، از کليه شبکه‌هاي صداوسيما شد.

بخشي از اين نامه:
سال‌ها پيش، به هنگام جنگ عراق عليه ايران، در دفاع از سرزمين مادري تصنيفي به نام «ميهن اي ميهن» اجرا کردم، اين تصنيف ستايش سرزمين مادري و مهرورزي بدان بود. بگذريم که آن تصنيف، مدتها اجازه پخش نداشت. اما اکنون هم که اجازه پخش يافته، بخشي از آن حذف شده است. از شما مي‌پرسم آيا عشق به سرزمين و ميهن، گناه نابخشودني است که بايد حذف شود؟ اگر شما تصنيفي را نمي‌پسنديد، چرا آن را پخش مي‌کنيد و چرا آن را مطابق سليقه خودتان مثله مي‌کنيد؟
(از روزنامه «سلام» ـ هيجدهم بهمن ماه 75)

پخش تصنيف «ز من نگارم، خبر ندارد» با دور کند، به نظرم بدتر از کار اولي است چون صداي خواننده را خراب مي‌کند.

چرا بايد اينگونه به چهره يک هنرمند چنگ بزنيم؟ مگر مجبوريم از تصنيف او استفاده کنيم و بعد دورش را کَُند کنيم؟
مگر ما چند تا استاد شجريان در کشور داريم؟ چرا بايد با هنر و هنرمند و آثارش اينگونه برخورد شود؟ چرا بايد يک چهره تاريخي و ماندگار هنر کشور تا چند وقت پيش، برنامه‌هايش را در خارج از کشورش برگزار کند، به اين دليل که به خاطر ايجاد ترافيک! اجازه اجرا در تالار وازرت کشور به او نمي‌دهند؟

اين براي ايران و ايراني ننگ نيست که در اين کشور جايي براي اجراي چنين هنرمندي وجود ندارد و بايد در کشورهاي غريبه شرايط برايش مهيا شود؟

اگر زلزله دلخراش بم و همدردي ايشان با حادثه‌ديدگان نبود، شايد اجراي کنسرت‌هاي ايشان در داخل کشور از سر گرفته نمي‌شد.
راستي، در کل ايران کدام هنرمند را مي‌شناسيد که به اندازه ايشان، براي زلزله بم اهتمام به خرج داد و تلاش و پيگيري مستمر کرد؟

من روي ايشان تعصب خاصي ندارم و از همه سخنان يا سلايق ايشان هم دفاع نمي‌کنم، معتقدم از انبيا و اولياي خدا و معصومين ـ عليهم السلام ـ كه بگذريم، فقط در بهشت آدم بي‌نقص پيدا مي‌شود، اما اينطور برخورد و رفتار با چهره‌هاي هنري ماندگار و مردمي کشور، هيچ‌گونه توجيه منطقي و عقلي ندارد.

امروز روز ملي فناوري هسته‌اي است. خوشحالم که چنديست دولتمردان به اين باور رسيده‌اند که بايد به تقويت غرور ملي نيز توجه کنند. بخش مهمي از بسياري از هزينه‌هاي کلان مانند مخارج ميلياردي براي فوتبال و ديگر ورزش‌ها و يا بعضي از هزينه‌هاي سنگين ملي براي فناوري هسته‌اي، به همين تقويت هويت و غرور ملي برمي‌گردد و بيشتر، از اين مجرا توجيه منطقي مي‌يابد.

سال‌ها قبل، وقتي عبارت «ميهن اي ميهن» را از تصنيف شجريان حذف مي‌کردند، شايد به خاطر ترس از تقويت مليت، به ضرر اسلاميت نظام بود و شايد هم از لج گروه‌هاي ملي‌گرا و سکولار بود که مختصر فعاليتي داشتند، اما وقتي غبارها فرو نشست، هر چند ديرهنگام، دانستند که توجه به غرور ملي منافاتي با اسلاميت نظام ندارد، بلکه آن را تقويت مي‌کند و الان شاهد تصنيف‌هاي بسيار زيادي در وصف ميهن و هويت ملي هستيم.

مليت ما جزيي از شناسنامه خاكي ماست، همانگونه كه اسلاميت ما شالوده جهان‌بيني، ايدئولوژي و تفكر ما را تشكيل مي‌دهد. مليت و اسلاميت كشور ما مكمل و تقويت‌كننده همديگر هستند نه رقيب يكديگر. اينطور نيست؟
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
-
|
۱۶:۰۴ - ۱۳۸۷/۰۱/۲۰
با تشکر از نقطه نظرات تیزبین نویسنده باید گفت که متاسفانه از اینگونه بی حرمتی ها به اهل هنر بسیار میباشد با امیدوارم قبل از مرگ هنرمندان با ارزشی همچون شجریان از آنها قدردانی شود .
ج -سیفی پور -نوازنده
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟