تأييد احمدينژاد: ترميم كابينه، نوآوري دولت
احمدينژاد در آخرين مطلب وبلاگ شخصياش عنوان داشته است: تغييراتي كه در هيأت دولت صورت ميگيرد در راستاي نوآوري است. ما يك گروه منسجم هستيم كه به اقتضاي موقعيت و شرايط، انعطاف و تغييرات لازم را در خود پديد ميآوريم و هيچ يك به مسئوليتهاي خود به عنوان يك امتياز يا سرقفلي نگاه نميكنيم.
محمود احمدينژاد، رئيسجمهوري اسلامي ايران در مطلب جديدي كه در وبلاگ شخصي خود با نام «نوآوري: موانع و راهكارها» نگاشته، آورده است: مايلم نخستين يادداشت امسال را به مقوله نوآوري به منزله تابلو راهنماي سال جديد و بحث پيرامون برخي ملزومات و نيز موانع نوآوري در ايران امروز اختصاص دهم و به مسئوليتها و مشكلات دولت در اين باب اشاره كنم.
نخست، زمينهسازي، حمايت و رفع موانع اداري موجود در برابر استعدادها و نوآوريهاي مردمي در عرصههاي علمي، اقتصادي، فرهنگي و... است. در اين خصوص، همه نخبگان را به مشاركت و مشورت ميطلبم و دولت را در عاليترين سطح براي اصلاحات انقلابي و انعطاف در روشها بسيج خواهم كرد. البته به خوبي ميدانم كه اين كار آساني نيست و بايد براي رفع بسياري از رسوبات و موانع سختافزاري و نرمافزاري كه عادت به كهنگي و محافظهكاري را در بسياري نهادهاي حكومت، به وجود آورده چاره اي انديشيد. اما همه سعي خود را در اين خصوص خواهم كرد و از همه صاحبنظران ميخواهم كه دولت را در اين زمينه با پيشنهادهاي خود ياري دهند تا به اميد خدا تغييراتي مؤثر در حد توان و امكانات دولت تا پايان سال87 ايجاد شود.
اما سطح دوم، برنامههاي ايجابي خود دولت و روشهاي نوآورانه آن در حل مشكلات كشور است. جهشهاي نوگرايانه در مديريت، نياز به «شجاعت و حكمت» در كنار يكديگر دارد. در اينجا ميخواهم بر عنصر شجاعت و جرأت در تحقق نوآوري، تأكيد كنم زيرا يكي از موانع جدي در برابر شكوفايي ملي وتاريخي ايران حتي در سطح نخبگان، ترس از نوآوري است كه امروز نيز عامل مقاومت در برابر «تغييرات» شده است و اگر فكري به حال آن نكنيم شكوفايي تمدني و تاريخي ايران جديد، باز هم به تاخير افتاده و نوآوريهاي فردي و پراكنده، تبديل به يك «جنبش نوآوري» در سطح ملي نخواهد شد.
از بازي با كلمات و فريب افكار عمومي بيزارم و به واقعيات زندگي مردم، بيش از تصورات خيالي از پشت درهاي بسته، توجه دارم و خود را در برابر مشكلات واقعي مردم مسئول ميدانم. از اين رو همراهي با تودههاي واقعي مردم را به عضويت در حلقههاي خاص با دغدغههاي خاص ترجيح ميدهم.
اينجانب در راستاي تحقق وعدههاي انتخاباتي، موظف بودم كه دست به نوآوريهاي جدي و اصلاحات اساسي در مسائل مهم و گوناگون كشور بزنم. موضوعاتي از قبيل نظام بانكداري و وام و نرخ بهره، نظام مديريت و برنامهريزي، نظام مالياتي، در عرصه بيمههاي اجتماعي و بهداشت عمومي، توزيع ثروت و سهام عدالت، سياست خارجي و...
در همين راستا، برنامههايي جديد و اصلاحاتي نوآورانه تدارك ديديم و با كمك همكارانم در دولت با تمام قدرت وارد عمل شديم، اما با چه واكنشهايي روبهرو شديم؟!
در تمام اين دو سه سال، ميل شديد به ادامه سنتهاي اداري و عادتهاي مديريتي و نوعي انجماد در برابر برنامههاي دولت، سرعت انجام اين اصلاحات را كاسته است. اين دولت نسبت به گذر زمان، بسيار حساس است و اگر واحد زمان براي برخي سياستمداران، سال و دهه بوده است براي ما هفتهها، روزها، و حتي ساعتها نيز مهمند.
اگر براي ما نيز منافع حزبي يا اهداف تبليغاتي و انتخاباتي اولويت ميداشت، به راستي نبايد وارد برخي ساختارشكنيهاي روشي و مديريتي ميشديم، زيرا شكستن عادات و شالودههاي كهنه، شبيه نوعي خرافهستيزي در عرصه مديريتي است و هر نوع شالودهشكني، باعث چالشهايي طبيعي يا مصنوعي و حتي دشمن تراشي ميشود.
دولت دهها طرح نوآورانه در عرصههاي مديريتي و اقتصادي داشته، ولي سطح اصطكاك و مقاومت در برابر نوآوري، متأسفانه بسيار بالاست و ما هزينههاي زيادي براي آن پرداخته و ميپردازيم.
بخش مهمي از وقت و توان دولت، صرف غلبه بر اين مقاومتها، ترسها و محافظه كاريها و عادتهاي كهنه ميشود.
من نميخواهم از دولت، رفع مسئوليت كرده و برخي ناكاميها را بر عهده ديگران بيندازم. همچنين مدعي بي نقص بودن برنامههاي دولت و روشها و تصميمات شخص رئيسجمهور نيستم، ادعا نميكنم كه از همه ظرفيتها و امكانات، به درستي استفاده شد و بهتر از اين نميشد و نميشود، ولي بگذاريد از دوستان به نحوي و از دشمنان به نحوي گلايه كنم كه اگر راه را بر نوآوري باز نكنيم و اگر بر اين ترس غلبه نكنيم، ايران عزيز نخواهد توانست عقبماندگي تاريخي يكي دو قرن اخير در عصر قاجار و پهلوي را از راههاي ميانبر جبران كند. آنچه بايد نگرانش باشيم ساختارشكني عليه مباني و چهارچوبهاي هويت اسلامي و ايراني است، اما نوآوري در روشها، كاملا ضروري و حتي دير شده است و نبايد محافظه كاري و تنبلي را با عقلانيت اشتباه گرفت.
اقتصاد ما، نظام مالياتي، بانكي، بيمهها، الگوي مصرف سوخت و انرژي، يارانهها، نحوه تقسيم كار ميان دولت و بخش خصوصي، نظام آموزشي و پژوهشي كشور، سياست خارجي، نظام مطبوعاتي و رسانه و حزبي در كشور، مديريت شهري، نظام واردات و صادرات و ... همه و همه، تشنه نوآوري در چهارچوب اهداف انقلاب اسلامي و در مسير پيشرفت عادلانه كشورند.
تغييراتي كه در هيأت دولت صورت ميگيرد نيز در همين راستاست. ما يك گروه منسجم هستيم كه به اقتضاي موقعيت و شرايط، انعطاف و تغييرات لازم را در خود به وجود ميآوريم و هيچ يك به مسئوليتهاي خود به عنوان يك امتياز يا سرقفلي نگاه نميكنيم.
همكاران قبلي و كنوني من در دولت، از اين همكاري، تصور يك مسابقه ماراتن امدادي را دارند كه بين راه مشعل را يكي به ديگري ميسپارد. هدف اصلي هيچ يك از ما بقا در دولت نيست، بلكه خدمت به ملت است.
هر يك از اين برادران و خواهران كه جاي خود را به ديگري ميدهند، براي خود نه هويتي فردي بلكه هويتي جمعي قايلند و اين جانب از همه كساني كه فداكارانه آمدند و متواضعانه رفتند عميقاً متشكرم و ميدانم كه اين سختترين و شيرينترين دوران خدمت را از ياد نخواهند برد.
همكاران من شب و روز آرام ندارند، وقتي جابجا ميشوند شايد براي نخستين بار پس از ماهها فرصت استراحت مييابند. از همه آنها سپاسگزارم و بابت مأموريتهاي شبانهروزي و طاقتفرسا از آنها و خانوادههايشان عذرخواهي ميكنم.
ترميم كابينه در اين دولت يك سياست از پيش اعلام شده بر پايه «اصالت هدف» است. همه ما ابزار هستيم و ملت هدف. فرصت اشتباه كردن و محافظهكاري نداريم. وزراي جديد يا قديم اين كابينه هيچ يك سياست باز و قدرت طلب نبوده و آرزوي وزارت نداشته و ندارند و همين جا اعلام ميكنم كه سياست انعطاف و انطباق در دولت ادامه خواهد داشت. همه ما بايد به امانت بزرگ خدا و مردم و فرصت محدودي كه در اختيار داريم بينديشيم.
من و همكارانم در دولت، روزهاي خدمت و دولت را و حتي ساعتهاي آن را ميشماريم و براي هر روز و هر ماه به ضرورت نوآوري ميانديشيم و صادقانه طالب همكاري و همفكري همفكران و حتي منتقدان هستيم.
از دوستان ميخواهيم به ما اعتماد كنند و مشورت دهند و كمك برسانند و از نوآوري نهراسند و از منتقدان و مخالفان دولت نيز متواضعانه ميخواهم كه به جاي انتقام حزبي به ارتقاي ملي بينديشند. بايد شجاع بود و راه را براي شكوفايي ملي و تاريخي ايران باز كرد. همه كمك كنيم. جاي دوري نميرود.


