صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
به بهانه انتخاب «محمد حسن زدا» برای سرپرستی سازمان تامین اجتماعی

ضرورت آشتی ملی دولتمردان با تامین اجتماعی

افشین اورکی
کد خبر: ۸۶۴۱۹۵
| |
2779 بازدید
|
بحرانی که آسیب شناسان و جامعه شناسان اجتماعی از آن به عنوان تهدیدی خطرناک و جدی برای دولت حسن روحانی یاد می کنند،نه تحریم دولت های غربی و نه تهاجم احتمالی نظامی دشمنان فرضی که بحران فزآینده در سازمان های بیمه ای و بویژه سازمان تامین اجتماعی ایران است.

فهم قضیه خیلی کار سختی نیست. آنها که دستی در آتش دارند و خبره مسائل تامین اجتماعی هستند به خوبی می دانند که خاکسترهای پنهان در سازمان تامین اجتماعی ایران،اکنون شعله ور شده است و دود عظیم این آتش هولناک و این تراژدی ژرف، مدت هاست که چشمان میلیون ها بیمه شده،مستمری بگیر و حالا خود دولت را کور ساخته و  متاسفانه اعتراض ها و فریاد های پی در پی خبرنگاران و فعالان رسانه ای و اینک حتی برخی از مدیران،صاحبنظران و کارشناسان دلسوزی که آنها نیزتوسط مدیران پیشین به حاشیه رانده شده و در حال حاضر نیز از تجارب و دانش آنها استفاده نمی شود،راه به جایی نداشته و ندارد!

قضیه را از چند زاویه بررسی و آنالیز می کنیم.سازمان تامین اجتماعی،سازمانی بیمه ای است که منبع اصلی درآمدهایش،حق بیمه هایی است که توسط بیمه شدگان و در قالب تنوع قراردادهای بیمه ای مختلف مانند بیمه های اجباری،اختیاری،حرف و مشاغل و ...  به این سازمان پرداخت می شود.این سازمان برای سرمایه گذاری حق بیمه های مردم و به جهت اینکه هیچ کمک مالی در طول مدت عمر خود از دولت های مختلف دریافت نکرده هاست،مجبور است با اتخاذ اصول محاسبه های بیمه ای که در اصطلاح به آن «محاسبه های آکچواری»گفته می شود،دخل و خرج خود را تنظیم کند تا بتواند به عنوان سازمانی بین النسلی،پاسخگوی نیازهای متنوع  میلیون ها مخاطب خود در بخش های بیمه ای و بویژه درمانی در سراسر کشور بوده و باشد.اما مساله مهم این است که آیا  دولتمردان و آنهایی که خواسته یا ناخواسته و از روی جهل و ناآگاهی و یا منافع شخصی خود،سازمان تامین اجتماعی و میلیون ها مخاطب دردمند،زحمتکش و مظلوم آن را چنین ناجوانمردانه به سلاخی کشانده و در گردابی ژرف و عمیق رها ساخته اند، اکنون پرسشی برای افکار عمومی فهیم این سرزمین دارند که چرا سازمانی چنین بزرگ و با شان و منزلت،به خواری و خفت تن داده و مجبور شود تا برای تامین و پرداخت حقوق میلیون ها مستمری بگیر و هزاران کارمند خود،متاسفانه مانند گداهای سامره،به این بانک و آن بانک آویزان شود و با سودهای گزاف از آن بانک ها،استقراض کند؟!

اجازه دهید با زبانی ساده تر ابعاد این فاجعه را با هم بررسی کنیم و همین جا نیز از منظر همه دردمندان و مخاطبان فهیم این سازمان پوزش می خواهم اگر بیان آمارهایی که در ادامه می آید دردناک و تلخ است.امیدوارم مسئوولان محترم سازمان تامین اجتماعی و بویژه سرپرست محترم کنونی این سازمان(محمد حسن زدا) که شخصی فهیم،دردآشنا و خبره در این سازمان بیمه ای است با سعه صدر با خبرنگاران و فعالان رسانه ای همکاری داشته و برخوردهای انتزاعی،رادیکالی و حذفی را به طور کامل فراموش کنند.

«مدیرعامل سابق سازمان تامین اجتماعی(دکتر نوربخش) گفت:سازمان تامین اجتماعی را در شرایط بسیار نامطلوبی از دولت دهم تحویل گرفتیم. این سازمان بیمه ای یک سوم منابع خود را به سرمایه گذاری به منظور ارزش افزوده تزریق می کرد و در سال 1386 نیز مجبور شده بود ذخایر خود را در هزینه های جاری صرف کرده تا بتواند به تعهدات خود عمل کند. ما سازمان را با 51هزار میلیارد  ریال( هزار و 100 میلیارد تومان) کسری بودجه تحویل گرفتیم؛ در جامعه تحت پوشش این سازمان که حدود نیمی از جمعیت کشور را شامل می شود 56 درصد افراد حداقل حقوق یعنی حدود 607 هزار تومان دریافت می کنند.»

(خبرگزاری ایرنا/کد خبر: 81183324 (4045021)/ 10 خرداد 1393)

اساسا قصد نقد مدیریت گذشته و یا مدیران پیشین این سازمان را در حالیکه یا زنده نبوده و یا در مسند قدرت نیستند تا بتوانند از عملکرد خود دفاع کنند،نداشته و نداریم،اما به هر حال باید پذیرفت که تراژدی امروز ی که سازمان تامین اجتماعی و میلیون ها نفر بیمه شده و مستمری بگیر کنونی با آن دست و پنجه نرم می کنند،حاصل دست پخت بدمزه و بی طعم آنهاست.

از منظری دیگر به صحبت های مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی می پردازیم:

«مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی با اشاره به اینکه دولت ۳۷ سال است که سهم ۳ درصد حق بیمه خود را پرداخت نکرده است، گفت: براساس احکام برنامه ششم توسعه دولت مکلف است بدهی خود را پردخت کند.دکتر سیدتقی نوربخش در مورد کسری اعتبار سازمان تامین اجتماعی افزود: با نگاه نقدی از نقطه سربه سری هنوز عبور نکرده ایم. مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی با اشاره به اینکه کسری اعتبار یا باید از سرمایه های موجود آورده شود که آن نیز بر اساس منطق بیمه ای درست نیست،تصریح کرد:در حال حاضر مجبوریم که به منظور جبران کسری از محل سرمایه گذاری ها کمبود اعتباراتمان را تامین کنیم.نوربخش گفت: در سال ۹۲ بودجه سازمان ۳۱ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان بود که با ۵ هزار میلیارد تومان یعنی معادل یک ششم بودجه با کسری مواجه بودیم.وی  به بدهی دولت به تامین اجتماعی نیز اشاره کرد و ادامه داد: تا سال ۸۰ بدهی دولت ۲ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان بود که در سال ۸۴ به ۴ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان و در سال ۹۲ نیز به ۶۰ هزار میلیارد تومان رسید و در حال حاضر نیز این بدهی به بیش از ۱۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده است.به گفته وی، دلیل بخش اعظمی از این بدهی نیز تعهدات بدون منبعی است که تصویب شده و سازمان مجبور است که آنها را اجرایی کند مانند ماده ۱۰ نوسازی صنایع، بخشودگی خدمت سربازی، بازنشستگی زیر ۱۰ سال و...»

(خبرگزاری مهر/شناسه خبر: 3730060 - چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ –ساعت: ۰۶:۱۵)

اما نوربخش و هیچ یک از مدیران گذشته سازمان تامین اجتماعی به این پرسش مهم افکار عمومی پاسخ ندادند که چرا هیچ اقدامی در جهت وصول مطالبات میلیاردی این سازمان که ریال ریال حق بیمه آن از جیب میلیون ها کارگردردمند،مظلوم،زحمتکش و بینوا پرداخت شده است نکردند و افزون بر آن این سازمان میلیاردی و قلک به امانت گذاشته شده توسط صاحبان راستین آن را،دودستی تقدیم دولت های وقت و هم اینک دولت کنونی کرده تا صرف اموری مانند طرح سلامت که کارشناسان و خبرگان اهل فن بر عبث و پوچ بودن آن صحه گذاشته اند کند؟!

به گفته مدیریت گذشته سازمان تامین اجتماعی،79 درصد منابع طرح سلامت از سوی سازمان تامین اجتماعی به وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی هبه شده بود! (هفته نامه تامین/ نشریه داخلی سازمان تامین اجتماعی) و بالاخره به شاه بیت  و ترجیع بنداصلی و پایانی شاهنامه تراژیک سازمان تامین اجتماعی می پردازیم:

روزگاری مدیران این سازمان بیمه ای غیر دولتی،تمام مانیفیست و شعارشان این بود که پرچم سازمان ما سفید است!

این شعار عوامفریبانه، بیش و پیش از آنکه در باور مخاطبان نفوذ کند در اذهان یخ زده برخی از مدیران این سازمان نقش بسته بود و تار و پود آن اکنون بسیار نخ نما شده است.آنها که این شعار رنگی را سر می دادند،خود یا وابسته به جناح راست بودند و یا در اردوگاه اصلاح طلبان سینه می زدند!

متاسفانه بیشتر مدیران پیشین سازمان تامین اجتماعی،به منافع ملی نمی اندیشیدند و تضاد منافع شدیدی در مقایسه موضوع افزایش نقدینگی های خود با دفاع سرسختانه از منافع مردم در قبال دولت های وقت داشتند.این موضوع از آنجا مهم جلوه می کند که مشاهده می کنیم جز در برخی موارد نادر که مدیری منافع ملی را بر منافع شخصی خود ارجح می دید و در جهت مطالبات مخاطبان سازمان، اقدامی ملی انجام می داد،مدیر بعدی با هبه کردن درآمدهای سازمان به دولت بعدی،هر آنچه را که رشته شده بود دوباره پنبه می کرد!

گذشته ها گذشته است و میلیون ها بیمه شده و مستمری بگیر سازمان تامین اجتماعی مانده اند با دولتی که بالغ بر 180 هزار میلیارد تومان به 40 میلیون نفر از صاحبان اصلی تامین اجتماعی بدهی دارد.گذشته ها گذشته است و ما مانده ایم با سازمانی پاره پاره شده که در دو سوی میز شعبه هایش،مردم و کارمندانی ناراضی از بی عدالتی ها دارند.سازمانی مانده است که هرچند وقت یکبار مدیری غیر سازمانی برای دوشیدن بیشتر آن می آورند.اینک سازمان تامین اجتماعی،جولانگاه و استراحتگاه استانداران بی خاصیت و منفعل و بی برنامه دولتمردان دولتی شده است.آنهایی که ناکارآمدی و نالایقی شان در مدیریت استان هایی که بوده اند،مانند روز روشن است.

در این کشاکش،خبر رسید که معاون فنی و درآمد پیشین سازمان تامین اجتماعی(محمد حسن زدا)،به سرپرستی این نهاد بیمه ای غیر دولتی(!)،انتخاب شده است و ما امیدواریم تا دولتمردان روحانی،بپذیرند که «زدا»،با همه نقاط ضعف و قوتش،در حال حاضر بهترین گزینه برای هدایت این کشتی سوراخ از گرداب های سهمگین است.امیدواریم تا دولتمردان ما اجازه دهند تا سرپرست محترم کنونی سازمان تامین اجتماعی بتواند با انتصاب مدیران لایق،با دانش و فهیم  بیمه ای که متاسفانه در طول سال های گذشته به حاشیه رانده شده اند و از تجارب و دانش بیمه ای شان استفاده نمی شود مانند رضا امینی(مدیر کل امور استان ها سازمان تامین اجتماعی)،شهناز حمزه لویی(مدیر کل سابق تامین اجتماعی لرستان)،صفاهانی(مدیر کل سابق تامین اجتماعی تهران بزرگ)،محمودی(مدیر کل سابق تامین اجتماعی استان ایلام)،ستوده خو (مدیر کل سابق تامین اجتماعی شرق تهران)و خیلی دیگر از اساتید مجرب و فهیم بیمه ای که عملکردمدیریتی شان،افزون بر شفافیت،پاکدستی و مردمداری،موجب افزایش درآمدها و کاهش بحران های وقت بود،بدرستی استفاده کند.

اکنون گاه آشتی ملی دولتمردان کنونی با سازمان تامین اجتماعی و صاحبان اصلی آن فرا رسیده است.اگر آقای رئیس جمهور نمی خواهد و دوست ندارد تا بحران تامین اجتماعی،با راهکارهای ساده بیمه ای به بحرانی اعتراض آمیز و خیابانی تبدیل شود،باید اجازه دهد تا مدیران بیمه ای مانند سرپرست کنونی سازمان تامین اجتماعی با درایت و دوراندیشی و به دور از غوغا سالاری های برخی از وزیران کابینه،تصمیم های بیمه ای بگیرند.سال ها پیش یک نماینده مجلس شورای اسلامی،به زور می خواست تیم فوتبال نفت تهران را به اراک برده و برای خود،اعتباری کسب کند،غافل از آنکه تیم فوتبال نفت تهران،صاحب داشت و صاحب آن به هیچ وجه رضایتی به انجام اینکار نداشت.چرا دولتمردان روحانی،اجازه نمی دهند تا مدیران بیمه ای،خود زمام امور سازمان شان را در دست گیرند؟!

سازمان تامین اجتماعی اکنون نیازمند آشتی ملی دولتمردان با خبرنگاران و فعالان رسانه ای و منتقدان خود است.منتقدان عملکرد «مدیران غیر بیمه ای»که با داشتن«ژن های خوب»،کرسی نشین عمارت سازمان تامین اجتماعی در خیابان آزادی تهران شده اند،حاضرند از مدیران فهیم،با دانش و دلسوز شاغل در این سازمان حمایت کنند،اما حاضر  به تسلیم شدن در قبال کسانی که بخواهند سازمان تامین اجتماعی را اشغال کرده و صندلی های مناصب مدیریتی آن را به ناحق غصب کنند نبوده و نیستند.

اجازه دهیم تا محبت،مهرورزی و عشق،به جای منیت ها،تعصبات قومی و قبیله ای و حزبی قرار گیرد.اجازه دهیم تا افرادی که در امور بیمه ای،مطالعات و پژوهش های بسیاری داشته اند به صحنه مدیریتی وارد شوند،چرا و تا چه زمانی پژوهشگرانی مانند آقایان محسن ایزدخواه(معاون اداری و مالی اسبق سازمان تامین اجتماعی)و یا علی حیدری(عضو کنونی هیات مدیره سازمان تامین اجتماعی)،باید به دور از متن سازمان قرار گیرند و از دانش و تجربه شان استفاده نشود؟!

و کلام آخر اینکه فاجعه بحران در سازمان تامین اجتماعی،اینک از لایه های اجتماعی عبور کرده و همه تار و پود این مملکت را فرا گرفته است.همه دلسوزان سازمان تامین اجتماعی،با هر گرایش و آبشخور فکری محترم است.باید همه صداها،اعتراض ها و انتقادها را گوش کرد و محترمانه پاسخ داد.امیدواریم تا محمد حسن زدا،سرپرست محترم سازمان تامین اجتماعی تا رسمی شدن حکم مدیرعاملی خود،فرصت این آشتی و وفاق ملی را برای همه صاحبنظران،کارشناسان و فعالان رسانه ای فراهم آورد.
 
«زدا»باید بداند که همه ما حامی او هستیم و به دفاع تمام قد از او می پردازیم،چرا که نیک می دانیم که او یک مدیر بیمه ای دردآشنا و دلسوز است و نیز  به حمایت همه دلسوزان دارد.در برابر،اونیز باید قدردان منتقدان و دلسوزان باشد و اجازه دهد تا همه مدیران و افرادیکه متاسفانه در سال های دور به ناحق به حاشیه رانده شده اند به میدان آیند و گرنه تراژدی تلخ و تاریک تامین اجتماعی،بسیار زودتر از آنچه فکرش را بکند،دامن او را هم خواهد گرفت.آشتی ملی و چشم پوشی از منافع شخصی،تنها راهکار نجات و برون رفت سازمان تامین اجتماعی از گرداب پیش روست.
 
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۴
احمدرضا فیروزی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۰ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۶
با سلام خدمت همه دست اندرکاران سایت وزین و مردمی تابناک
بسیار خوشحالیم که سایت تابناک ،درد بیمه شدگان و کارگران را به خوبی منعکس می کند.از نویسنده این یادداشت(آقای افشین اورکی)،نیز صمیمانه تشکر می کنم که این چنین با قلمی شیوا،تامین اجتماعی را ارزیابی کرده است.
خسین تهرانی نژاد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۰ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۶
دست مریزاد می گوئیم به همه فعالان رسانه ای محترم در تابناک/
جانا سخن از درد دل ما می گئید.اوضاع تامین اجتماعی خرابتر از این حرف هاست.اما بازهم به شجاعت و غیرتتان آفرین باید گفت.لطفا در باره تامین اجتماعی بیشتر بنویسید.
حمید ملاوردی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۹ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۶
آقا به خدا قسم کمتر مسئوول دولتی به درد دل مردم رسیدگی می کند.مخصوصا در
دستگاه های دولتی مانند تامین اجتماعی،شلوغی و سردرگمی مردم به شدت نمایان است.اجازه دهید به نمایندگی از طرف کارگران کارگاهی که در آن کار می کنم از شما مسئوولان محترم سایت تابناک و نویسنده این گزارش قدردانی کنم.
محسن آقایی
|
Germany
|
۱۷:۰۱ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۶
امیدواریم اینگونه یادداشت ها بیشتر منعکس شوند.از سردبیر محترم سایت وزین تابناک و نویسنده گرانقدر این یادداشت تشکر می کنم.
اجرتان با آقا امام حسین(ع).
رضا از اهواز
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۲۲ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۶
فقط می توانم بگویم دستتان درد نکند.
مرادی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۵۳ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۶
با سلام.من کارمند یک شرکت دولتی در حومه تهران هستم.وقتی برای انجام امور بیمه ای خود به یکی از شعبه های تامین اجتماعی شرق تهران بزرگ مراجعه کردم،با کارمندانی مواجه شدم که اول صبح خسته بودند و بی انگیزه.ساعاتی در آنن شعبه بودم.واقعیت آن است که به آنها حق می دهم برای بی اگیزگی خود.حجم مراجعه کنندگان از تصور معمولی خود خارج است.
برخی از مردم بیشتر از حقوق قانونی خود از کارکنان انتظار داشتند.کار من انجام شد،اما با اتلاف وقت بسیار.بیائیم یک سوزن به خود بزنیم و یک جوالدوز به دیگران.
مشکلات سازمان تامین اجتماعی خیلی خیلی شدید است.از سایت تابناک و همه خبرنگاران و گزارشگران آن، صمیمانه قدردانی می کنم.
حسن زاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۵۲ - ۱۳۹۷/۱۰/۱۰
با درود به روان پاک و مطهر همه شهدای ایران زمین
درود می فرستیم به همه دست اندرکاران زحمتکش و فهیم سایت خبری وزین تابناک،از شما بزرگواران صمیمانه تشکر و قدردانی می کنم.
از دبیر محترم سرویس اجتماعی این سایت برای زمان شناسی مناسب در انتخاب اخبار و گزارش های اجتماعی در حوزه بیمه ای و خصوصا تامین اجتماعی و در پایان از نویسنده محترم این یادداشت،جناب آقای افشین اورکی تشکر می کنم.لطفا بازهم در باره سازمان تامین اجتماعی و مشکلات مردم بنویسید.ما با شما هستیم.
زندی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۰۵ - ۱۳۹۷/۱۰/۱۰
در این زمانه که برخی از رسانه های چاپی و الکترونیک،متاسفانه خواهر خوانده سازمان تامین اجتماعی شده اند،باید درود فرستاد به شرافت و شجاعت و صداقت سایت های وزینی مانند تابناک که متعهدانه و شجاعانه،درد دل مردم شهبدپرورمان را قلمی می کنند.دستتان درد نکند و قلم شیوایتان چونان سرو، همیشه برافراشته باد.از سردبیر و دبیر محترم سرویس اجتماعی و خبرنگار متعد و درد آشنای تان نیز قدردانی و سپاسگزاری می کنم.
زندی هستم از خوانندگان دائمی تابناک.لطفا این پیام مرا منتشر فرمائید.
هوشنگ محمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۴۴ - ۱۳۹۷/۱۰/۱۱
با سلام و آرزوی موفقیت برای همه زحمتکشان سایت خبری و تحلیلی تابناک
عباس فیروزی از دلیجان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۶ - ۱۳۹۷/۱۰/۱۳
حضور همه زحمتکشان سایت وزین خبری و تحلیلی تابناک سلام و عرض ادب فراوان دارم.انشالله در راهی که در پیش رو دارید موفق و پیروز باشید.من در یک کارخانه فرش بافی در شهرستان دلیجان کار می کنم.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟