استعدادهای درخشان و مبارزه با صغرسنی
از همان اول هم، مسوولان ورزش كشور با راهاندازي المپياد ورزشي ايرانيان ميخواستند شرايطي را فراهم كنند تا از دل اين رقابتها بتوان قهرمانان آينده ورزش كشور را شناسايي كرد، اما از آنجايي كه هميشه، اولينها با نواقصي روبرو هستند، اولين دوره المپياد نيز ضعفهايي داشت كه كارشناسان ورزش به مرور زمان توانستند به آنها پي برده و در مسير اصلاح نواقص گام بردارند، كار به شكلي پيش رفت كه سال پيش، دومين دوره المپياد از رده آزاد به رده سني اميد تغيير كرد و امسال هم در رده جوانان برگزار شد، اما آنچه مسلم است اينكه اين دوره از رقابتها خيلي از ضعفهاي گذشته را در خود نداشت و آنهايي كه در اين بخش صاحبنظر هستند، نمره بهتري را به سومين المپياد ايرانيان دادند.
به نوشته ایران ورزشی؛ يكي از امتيازات مثبت المپياد امسال، برگزاري رقابتها با حضور بهترينهاي كشور بود يعني افرادي كه قبلا از فيلتري به نام مسابقههاي استاني يا انتخابي گذشته بودند اما در مقابل، برگزاري اين رقابتها در بهمن ماه انتقادات زيادي را به همراه داشت مثلا افتخاري مديركل تربيت بدني استان تهران معتقد بود كه المپياد امسال با ساعات درسي دانشآموزان تداخل دارد و همين مساله مانع ميشود تا شركتكنندگان با فراغ بال در مسابقهها شركت كنند البته ميرزاآقابيگ دبير ستاد بازيها در پاسخ به اين انتقادها ميگويد: «امسال مجبور به برگزاري المپياد در بهمنماه شديم، چون طبق برنامه قرار بود بازيهاي كشورهاي اسلامي مهرماه برگزار شود كه همه در تدارك براي اين بازيها بودند. بنابراين سال بعد همچون 2 دوره قبل رقابتها، المپياد در تابستان برگزار ميشود. در ضمن ما با آموزش و پرورش هماهنگ كرده بوديم تا امتحانات تا آخر ديماه به پايان برسد.»
اما انتقاد ديگري كه به اين المپياد وارد است برگزاري مسابقات در رده سني آزاد، اميد، جوانان و در سال آينده، نوجوانان است، در حالي كه براساس آنچه اول طراحي شد به نظر ميرسد روال برگزاري رقابتها بايد برعكس اين باشد و رقابتها از رده پايين به بالا برگزار شود. آقابيگ در اين باره ميگويد: «با توجه به اينكه سال آينده المپيك جوانان در سنگاپور را پيش رو داريم، ميخواستيم تيمهاي سال آينده از المپياد امسال انتخاب شوند اما از سال آينده مسابقهها يك سال در ميان در رده سني نوجوانان و جوانان برگزار ميشود.»
اين صحبتهاي آقابيگ در حالي مطرح ميشود كه المپيك سنگاپور در رده سني 11 تا 17 سال برگزار ميشود در حالي كه المپياد امسال در رده جوانان برگزار شد و ورزشكاران اين رقابتها اصلا شرايط سني حضور در المپيك سنگاپور را ندارند!
بحث صغرسني و البته حضور قهرمانان رشتههاي مختلف در المپياد، در حالي كه گفته ميشود اين ميدان قرار است فرصتي براي شناسايي استعدادهاي جديد باشد از موارد ديگري است كه مورد نقد بعضي از تيمها و مسوولانشان قرار گرفت، آقابيگ اين دو مساله را اينطور توضيح ميدهد: «متاسفانه به رغم نظارتهاي صورت گرفته، در اين ميدان با مشكل صغرسني مواجه بوديم اما با اين قضيه برخورد كرديم و حالا بايد راهكاري ارائه دهيم تا در دورههاي بعد شاهد چنين مسائلي نباشيم، زيرا المپياد مقدمهاي براي حضور در تيمهاي ملي است و اگر از همين جا به مسائل رسيدگي نكنيم، اين تخلفات به تيم ملي كشيده شده و باز هم شاهد اتفاقاتي مثل آنچه در تيم ملي جودو افتاد، خواهيم بود.»
او ادامه ميدهد: «اما در مورد حضور قهرمانان؛ ما از حضور قهرمانان خوشحاليم چون به موجب حضور آنها، انگيزه و تلاش ديگر ورزشكاران بيشتر ميشود و ترس از رويارويي با بزرگان، برايشان از بين ميرود. ضمن اينكه خود قهرمانان نيز در حاشيه امنيت قرار نميگيرند. مثلاً نوشاد عالميان هم با حضور در المپياد نتوانست به راحتي از سد رقيبان بگذرد.»
اين صحبتها در حالي مطرح ميشود كه بايد ديد با همه هزينه و زماني كه 3 سالي است براي برگزاري المپياد صرف ميشود، اين رقابتها چه دستاوردي براي ورزش ايران دارند و اصلاً تكليف استعدادهاي جديد چه ميشود. آقابيگ با صحبتهايش، پرورش اين نيروها را به خود فدراسيون محول ميكند اما آيا واقعاً فدراسيونها با مشغله كاري زياد ميتوانند براي اين نيروهاي جديد هم برنامه داشته باشند؟
آقابيگ در اين باره ميگويد: «طبق پيشبينيها قرار است فدراسيونها در مقاطع مختلف اين ورزشكاران را گرد هم بياورند و در مواقع ديگر، به آنها برنامه بدهند تا در استانهاي خود تمرين كنند. خود استانها موظفند شرايط مناسبي را براي نيروهاي برگزيده فراهم كنند. آنها از سوي سازمان ملزم به اين كار ميشوند البته قرار است در جلسهاي كه نيمه اول اسفند برگزار ميشود، سجادي نقطه نظرات نهايي خود را در مورد استعدادهاي جديد اعلام كند.»
او درباره بودجه مربوط به اجراي اين برنامه نيز ميگويد: «بعد از ارائه گزارش به سعيدلو و سجادي، پيشنهاد مربوط به بودجه را هم ميدهيم زيرا خود آنها نيز ميخواهند كمي از ساخت و سازها فاصله گرفته و بودجه بيشتري را به كار قهرماني اختصاص دهند. كشوري مثل استراليا براي يك طلا در المپيك، 4 ميليون دلار هزينه كرده، شايد براي ما، 10 سال برگزاري المپياد با اين بودجه برابري كند. پس پول زيادي نيست براي آنكه بتوانيم از دل المپياد، چهرهها و قهرمانان جديدي را به ورزش كشور معرفي كنيم.»


