صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نگرشی که سیاست خارجی ایران را منفعل کرده است

کیهان برزگر
کد خبر: ۸۵۴۷۶
| |
13226 بازدید
دکتر کیهان برزگر پژوهشگر برجسته روابط بین الملل و سیاست خارجی، در یادداشتی اختصاصی برای "تابناک" که بر گرفته از مقاله تفصیلی ایشان در کنفرانس " مطالعات منطقه ای: بنیاد های نظری و کاربرد آن برای ایران" در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران می باشد، به تشریح جایگاه منطقه گرایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و ضرورت توجه به این امر پرداخته است. یادداشت ارسالی این استاد دانشگاه را در ادامه می خوانید:

جایگاه منطقه گرایی در سیاست خارجی ایران چیست؟ دیدگاه های غالب در ایران اساساً تمرکز بر منطقه گرایی به خصوص بر خاورمیانه عربی را به دلیل وجود ساخت متفاوت قدرت و سیاست و همچنین تفاوت های ساختاری فرهنگی ـ اجتماعی بین ایران و کشورهای منطقه  امری مشکل و بدون فایده می بینند.

نویسنده ضمن اینکه منطق چنین بحث هایی را می پذیرد معتقد است که تقویت چنین طرز تفکری، سیاست خارجی ایران را منفعل کرده و به تبع جایگاه منطقه ای و جهانی آن را در بلندمدت تضعیف می کند. از نظر نویسنده منطقه خاورمیانه، بعد از حوادث 11 سپتامبر و تحولات بعد از بحران سال 2003 عراق، در حال انتقال به نظم جدید سیاسی ـ امنیتی است که در آن تمامی بازیگران مهم منطقه ای در حال رقابت برای تثبیت "نقش های جدید" خود در منطقه هستند. ایران نیز به عنوان یک قدرت نوظهور منطقه ای و جهانی برای تثبیت نقش خود نیاز به تقویت همکاری و گسترش تبادلات در سطح منطقه ای، تعامل با ملت ها و ایجاد ائتلاف های جدید در سطح دولت ها دارد. به عبارت دیگر، حضور فعال ایران در مسائل منطقه ای، ضمن تثبیت نقش های سیاسی ـ امنیتی و اقتصادی ایران در منطقه، اهمیت استراتژیک ایران را در صحنه نظام بین الملل نیز افزایش می دهد.

برای تحقق این امر، نویسنده ضمن تأکید بر اهمیت تقویت منطقه گرایی در سیاست خارجی ایران، مفهوم ایجاد "تعادل" در رویکردهای مختلف جغرافیایی ـ ژئوپلتیک، تاریخی ـ تمدنی و سیاسی ـ امنیتی در جهت گیری های سیاست خارجی ایران و همچنین تعادل در برقراری روابط با مناطق جغرافیایی و زیر سیستم های مختلف منطقه ای را مطرح می کند و معتقد است که نقطه تأمین منافع و امنیت ملی ایران در توجه و لحاظ کردن همزمان به این رویکردها و مناطق ژئوپلتیک در سیاست خارجی ایران است.

 نویسنده ضمن بهره گیری از نظریه های انتقادی موجود سعی می کند  تا با باز تعریف مؤلفه های جدید قدرت ملی در سیاست خارجی ایران، منطق تمرکز و تقویت منطقه گرایی در سیاست خارجی ایران را به آزمون بگذارد  ارائه چنین بحثی در حوزه سیاست گذاری خارجی ایران حائز اهمیت زیادی است.

در طی دهه های گذشته عدم تمرکز بر منطقه گرایی و منفعل بودن در  حوزه سیاست خارجی در سطح منطقه، زیان های جبران ناپذیری بر امنیت و منافع ملی ایران از جمله روی کارآمدن طالبان و جنگ داخلی در افغانستان و همچنین از دست دادن فرصت های اقتصادی و سیاسی ـ امنیتی در منطقه و ظهور چالش های جدید امنیتی از ناحیه قدرت های بزرگ خارجی را در پی داشته است. در مقابل تمرکز بر منطقه گرایی و گسترش تعاملات در قالب اتحادها و ائتلاف های سیاسی  ـ امنیتی، فرهنگی و اقتصادی با ملت ها و دولت ها ی منطقه  ضمن اینکه زمینه های فرصت سازی برای ایفای نقش و نفوذ اقتصادی و سیاسی ـ امنیتی ایران را  در منطقه  فراهم می کند، از خطرات احتمالی امنیتی در آینده پیشگیری کرده و نهایتاً قدرت بازیگری ایران را در سطح روابط با قدرت های بزرگ به خصوص آمریکا افزایش می دهد.

1. دیدگاه های انتقادی در مورد منطقه گرایی

دیدگاه های مختلف انتقادی درایران معتقدند که اساساً ساخت قدرت، سیاست و فرهنگ در ایران به گونه ای است که هرگونه تمرکز بر منطقه گرایی در حوزه سیاست خارجی را به عنوان یک راهبرد ناموفق و بدون فایده مطرح می سازد. از مهمترین این دیدگاه ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

نخست: عدم تحقق ائتلاف با کشورهای منطقه:
 نظریه "عدم امکان ائتلاف " معتقد است که اصولاً ساخت قدرت و سیاست در ایران همچون ماهیت ایدئولوژیک نظام و همچنین اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی از جمله دفاع از مسلمانان و نهضت های آزادیبخش از یک سو و ماهیت و ویژگی های ساخت قدرت و سیاست در منطقه و جهان عرب از سوی دیگر به گونه ای است که هر گونه زمینه ائتلاف و همکاری در سطح منطقه و جهان عرب را ناممکن می سازد. 

دوم: نظریه جهانی گرایی و اهمیت تکنولوژیک غرب:
 نظریه "جهان گرایی" که اساساً منتقد تقویت منطقه گرایی در سیاست خارجی ایران است معتقد است که ایران در روند جهانی شدن و توسعه در درجه اول نیازمند به گسترش و توسعه روابط با مرکز تولید علم و ثروت جهان یعنی کشورهای غربی است. از این لحاظ ائتلاف های منطقه ای و ورود ایران به حوزه های سیاسی ـ امنیتی منطقه و مسائل حساس خاورمیانه از جمله مسئله اعراب و اسراییل، روابط ایران با غرب را وارد  پیچیدگی های خاصی می کند که در نهایت روند توسعه در ایران را دچار اشکال می سازد. 

 سوم: تضاد فرهنگی و اجتماعی و تنها بودن ایران در منطقه:
 نهایتاً نظریه "شکاف فرهنگی ـ اجتماعی" است که معتقد به وجود شکاف های عمیق در ساختار فرهنگی ـ اجتماعی و تاریخی در مناسبات ایران و کشورهای همسایه عرب است که هرگونه زمینه توسعه و تداوم همکاری ها در حوزه های سیاسی ـ امنیتی و اقتصادی را دشوار می سازد. از این دیدگاه، ایران با هیچ یک از کشورهای عربی روابط قابل اتکایی نداشته و دوران پس از انقلاب اسلامی  پرآشوب ترین روابط خارجی ایران با دنیای عرب بوده و هنوز بسیاری از بدبینی ها و تصورات گذشته وجود دارد که مانع از همکاری و نزدیکی بین این دو طرف می شود.  

 بی تردید نگاه بدبینانه به تقویت منطقه گرایی در سیاست خارجی ایران با توجه به زمینه های نظری توسعه یافتگی و شکاف های اجتماعی ـ سیاسی و تاریخی و سابقه بی اعتمادی موجود بین دو طرف، دارای منطق صحیح و قانع کننده ای می باشد. اما از نظر نویسنده تداوم و تقویت و عملیاتی کردن چنین خط فکری، منجر به منفعل کردن سیاست خارجی و نادیده گرفتن نقش و مؤلفه های ملی قدرت ایران در سطوح منطقه ای و جهانی می شود؛ امری که می تواند در بلند مدت به از دست رفتن زمینه های نفوذ، نقش و قدرت منطقه ای ایران منجر شود. 

2. مؤلفه های منطقه گرایی در سیاست خارجی ایران

  همزمان با حوادث 11 سپتامبر و به خصوص تحولات سیاسی ـ امنیتی پس از بحران عراق در سال 2003 ، نقش و موقعیت بازیگری ایران در سطح منطقه افزایش یافته است. چنین وضعیتی نه تنها می تواند باعث توسعه روابط با کشورهای منطقه شود؛ بلکه فرصتی مناسب برای حل مشکلات استراتژیک ایران با آمریکا می باشد. افزایش نقش منطقه ای ایران نه تنها مبتنی بر مؤلفه سنتی "ژئوپلتیک" خاص ایران است که این کشور را به عنوان مرکز زیر سیستم های مختلف خاورمیانه بزرگ همچون آسیای مرکزی و قفقاز، افغانستان و پاکستان، خلیج فارس، عراق و خاورمیانه عربی در نظر می گیرد و عمدتاً  نگاهی فرهنگی ـ تاریخی و  توسعه ای ـ اقتصادی به ضرورت منطقه گرایی درسیاست خارجی ایران دارد؛ بلکه با توجه به ورود مؤلفه های جدید تأثیرگذار در سیاست خارجی ایران، عمدتاً با محوریت نگاه امنیتی ـ سیاسی و استراتژیک قرار دارد  که مبتنی بر اهمیت یافتن تروریسم القاعده ای و خطر گسترش تسلیحات جمعی و ژئوپلتیک هسته ای در منطقه است که عمدتاً حائز اهمیت و ارزش بین المللی بیشتری بعد از حوادث اخیر شده اند. 

ترکیب سه رویکرد فرهنگی ـ تاریخی، توسعه ای ـ ژئوپلتیک و امنیتی ـ سیاسی و عملیاتی کردن آنها در سیاست خارجی با هدف افزایش نقش منطقه ای ایران، منطق تمرکز منطقه گرایی در سیاست خارجی ایران را تقویت می کند. سه مؤلفه  تأثیرگذار قدرت ملی در مورد تقویت منطقه گرایی در راهبرد سیاست خارجی ایران حائز اهمیت می باشند:

نخست: دولت ملی قوی

 ایران یک دولت ملی (Nation-state) قوی دارد و این مؤلفه ویژگی و جایگاه خاصی به ایران در منطقه می دهد. ایران بخش مهمی از تمدن خاورمیانه است که آن را به تمدن جهانی وصل می کند. سابقه حضور تاریخی ـ فرهنگی ایران در منطقه بی نظیر است. یکپارچگی ارضی، مصمم و مستقل بودن و تلاش دائم برای پیشرفت و توسعه  بخشی از ویژگی های مهم دولت ایرانی است. به دلیل وجود همین ویژگی ها، دولت ایرانی توانسته در طول تاریخ گذشته و حال، استقلال خود را حفظ کند.

 همزمان ایران توانسته است  ارتباطات تاریخی، فرهنگی و سیاسی خود را با ملت ها و دولت های منطقه به خصوص محیط اطراف خود حفظ کند و از این لحاظ نگاه بسیاری از ملت ها و دولت های منطقه  از جمله، افغانستان، آذربایجان و عراق به ایران توأم با احترام است. حتی دولت های رقیب تاریخی ایران همچون ترکیه و روسیه نیز به دلیل این ویژگی ها به ایران توأم به احترام می نگرند. در منطقه به استثناء ترکیه و روسیه، هیچ کشور دیگری چنین ویژگی را ندارد.

دوم: هویت ژئوپلتیک

 منظور از هویت ژئوپلتیک این است که ایران به کدام یک از زیر سیستم های منطقه ای در خاورمیانه تعلق دارد. ویژگی های ژئوپلتیک، سیاسی ـ امنیتی و تاریخی ـ فرهنگی ایران به گونه ای است که می تواند آن را به مناطق مختلف و زیر سیستم های مختلف هویتی ـ سیاسی در سطوح منطقه  وصل کند. از این لحاظ ایران نقطه اتصال مناطق آسیای مرکزی و قفقاز، آسیای جنوبی، خلیج فارس و جهان عرب است. هر کدام از این زیر سیستم ها  به نوعی  پارادایم هایی را از لحاظ سیاسی ـ امنیتی و توسعه در سیاست خارجی ایران  مورد  توجه  قرار می دهند.

 اگر ایران به آسیای جنوبی و شرق متصل شود به نوعی به پارادایم های "امنیت"، "انرژی" و "توسعه" متصل می گردد. از لحاظ فرهنگی و تاریخی نیز چنین زیر سیستمی در مفهوم  هویتی ـ ژئوپلتیک  "آریانای بزرگ" قرار  می گیرد که از تاجیکستان تا مالدیو در خط شمالی ـ جنوبی و از برمه تا ایران در خط شرقی ـ غربی آسیا ادامه می یابد. ایران بخش مهمی از این  هویت فرهنگی است. از طریق پاکستان و هند و سپس چین، ایران به امنیت انرژی در مناطق شرقی و آسیایی و از طریق افغانستان، به مسایل امنیتی این زیر سیستم متصل می شود. امروزه این دو مسئله بخش مهمی از امینت منطقه ای و به تبع امنیت جهانی می باشند. همین هویت ژئوپلتیک ایران در مورد آسیای مرکزی و قفقاز و ترکیه و همچنین خلیج فارس، عراق و جهان عرب نیز صادق است که به ایران اهمیت ویژه ای در تقویت منطقه گرایی و اتصال به زیر سیستم های مختلف می دهد. در واقع ایران می تواند نقطه اتصال اصلی در منطقه جغرافیایی و هویتی خاورمیانه بزرگ باشد.

سوم: ایدئولوژی شیعی و قدرت ملی

  این مؤلفه همواره در سیاست خارجی ایران از گذشته به نوعی مطرح بوده است. بعضی از دیدگاه ها معتقدند که حتی رژیم گذشته، با وجود عدم اعتقاد به استفاده از ابزار ایدئولوژیک در پیشبرد سیاست خارجی به نوعی از ابزار شیعی برای افزایش نفوذ در منطقه استفاده کرده است. اما بعد از بحران عراق در سال 2003 و همزمان با ورود عنصر شیعی در ساخت قدرت و سیاست خاورمیانه موضوع به کارگیری این مؤلفه درسیاست خارجی ایران به طور جدی مطرح شده و این امر منجر به افزایش نقش و نفوذ ایران در مسایل سیاسی ـ امنیتی منطقه از جمله حضور فعال و سرنوشت ساز در مسایل عراق، لبنان و به طور کلی خاور نزدیک شده است.

مؤلفه شیعی می تواند به عنوان یک مؤلفه قدرت ملی ایران در چارچوب تقویت منطقه گرایی مورد استفاده قرار گیرد. البته زمانی که بتوان از این مؤلفه درخدمت منافع ملی کشور بهره گرفت نه تنها برای اهداف کوتاه مدت و گذرا و در شرایط ناامنی در منطقه، بلکه برای تقویت این مؤلفه درسطح روابط دولت ها در منطقه که جمهوری اسلامی ایران می تواند از آن طریق، ضمن تأثیرگذاری بر مسایل سیاسی ـ امنیتی و افزایش نقش منطقه ای، در روابط با آمریکا نیز از قدرت بازیگری برخوردار گردد.

  بهره برداری از عنصر شیعی در تنظیم سیاست خارجی ایران با عراق یک نمونه است. تقویت عنصر شیعی در ساخت قدرت عراق؛ نقش مؤثری در رفع تهدیدات فوری امنیتی آمریکا طی سال های 2003 تا 2005 داشته است. همچنین تقویت عنصر شیعی در ساخت قدرت عراق و تبدیل عراق به یک کشور دوست و متحد ایران در منطقه ضمن جلوگیری از تهدیدات آینده می تواند نقش مهمی در تقویت جایگاه ایران در ترتیبات سیاسی ـ امنیتی خلیج فارس و در روابط با آمریکا و سایر کشورهای حوزه جهان عرب داشته باشد. از این لحاظ تقویت این مؤلفه می تواند در چارچوب مسائل منطقه ای، جایگاه منطقه ای و جهانی ایران را افزایش دهد؛ اصلی که منطق تقویت منطقه گرایی در سیاست خارجی ایران را توجیه می کند.

3. ضرورت تقویت منطقه گرایی در سیاست خارجی ایران

ماهیت نظام بین الملل در دنیای امروز به گونه ای است که به همان اندازه که دامنه های نقش و نفوذ و منافع ملی قدرت ها در دنیا افزایش می یابد به همان اندازه نیز ضرورت گسترش تعامل و همکاری و نیاز به ائتلاف ها و تمرکز بر منطقه گرایی نیز گسترش می یابد. ایران نیز به دلیل ژئوپلتیک حساس خود از جمله قرارگرفتن در بین بحران های منطقه ای عراق و افغانستان و همچنین ماهیت مسایل سیاسی ـ امنیتی که با آن ها روبرو است، از جمله برنامه هسته ای، به نوعی با مسایل نظام امنیت بین الملل در ارتباط مستقیم است. گسترش نقش و دامنه های منافع سیاسی ـ امنیتی و اقتصادی ایران درسطح منطقه ای و جهانی با نیاز به تعامل و شناخت بیشتر از مناطق مختلف جهان به خصوص منطقه خاورمیانه و محیط اطراف ایران افزایش یافته است. حضور فعال ایران در مناطق مختلف جهان تا جایی که با اهداف اقتصادی و سیاسی ـ امنیتی و استراتژیک ایران هماهنگ باشد به نفع یک قدرت در حال رشد مانند ایران است. منطق روابط بین الملل در دنیای امروز به گونه ای است که وجود تعامل، ائتلاف و اتحاد را یک امر ضروری می سازد.

نکته مهم دیگر مفهوم "تعادل" بین "منطقه گرایی" و "جهان گرایی" (تمایل به غرب) در سیاست خارجی ایران است. ایران همواره با چالش انتخاب میان این دو مفهوم، درسیاست خارجی خود مواجه بوده است. تقویت منطقه گرایی به معنای افزایش تعاملات با کشورهای منطقه به خصوص همسایگان مسلمان و کشورهای جهان عرب بوده است. بعضی از دیدگاه ها تقویت نگاه به شرق از جمله توسعه روابط با آسیای جنوبی، آسیای مرکزی و قفقاز و همچنین چین و روسیه و به طور کلی آسیا را نیز در چارچوب تقویت منطقه گرایی در سیاست خارجی ایران  در نظر می گیرند. در این چارچوب دولت آقای احمدی نژاد حتی حضور فعال ایران در آمریکای جنوبی را نیز به نوعی تقویت نگاه به شرق و نوعی تمرکز بر منطقه گرایی در نظر می گیرد.

 در مقابل منطقه گرایی  دیدگاه جهان گرایی در سیاست خارجی ایران قرار دارد که اساساً ارتباط با غرب را یک ضرورت و محور یک سیاست خارجی عمل گرا در نظر می گیرد. از این دیدگاه غرب (آمریکا) تولید کننده اصلی ثروت و قدرت در جهان است و ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای و جهانی نوظهور نیاز به تعامل با آمریکا برای دستیابی به نقش های مهم سیاسی ـ امنیتی در منطقه و در جهان و همچنین تکنولوژی و سرمایه های غربی برای توسعه اقتصادی درحال رشد خود دارد.

 اما از نظر نویسنده، ایجاد تعادل میان این دو رویکرد و با تمرکز بر منطقه گرایی می تواند منافع و امنیت ملی ایران را بهتر تأمین کند. به عنوان یک واقعیت، اهمیت جهانی ایران وابسته به اهمیت مسائل منطقه ای است که ایران در آن یک بازیگر اصلی است. هر چند ایران قبل از حوادث 11 سپتامبر و در دوران جنگ سرد حائز اهمیت بود، اما افزایش نقش و نفوذ ایران بعد از حوادث 11 سپتامبر و بحران عراق در سال 2003 قابل مقایسه با دوران قبل نیست. افزایش اهمیت نقش ایران به دلیل قرار گرفتن ایران در یک محیط سیاسی ـ امنیتی است که برای نظام جهانی حائز اهمیت حیاتی است.

 مبارزه با تروریسم القاعده  و جلوگیری از گسترش تسلیحات کشتار جمعی (WMD) و حل بحران های منطقه ای در افغانستان، عراق، لبنان و فلسطین، مسائلی هستند که در حال حاضر سرتیترهای اصلی امنیت بین الملل می باشند.  جمهوری اسلامی ایران در تمامی مسائل مهمی که مربوط به منطقه می باشند اثرگذار است. اساساً بازیگری بالای ایران در مسائل خاورمیانه و همچنین برنامه هسته ای ایران و تصمیم به حفظ "چرخه مستقل سوخت هسته ای" زمینه گفتگوهای استراتژیک ایران و آمریکا و مذاکرات احتمالی بین دو طرف از موضع برابر سیاسی در منطقه را فراهم کرده است.

بعضی از دیدگاه ها در ایران که می توان از آن به عنوان "منطقه گرایی سنتی" یاد کرد، معتقدند که حضور بیش از اندازه ایران در مسایل خاورمیانه به خصوص مسایل جهان عرب از جمله مسئله فلسطین و لبنان  تنش زا بوده و هزینه های جدی سیاسی در روابط ایران با کشورهای منطقه و جهان غرب به خصوص آمریکا دارد. لذا ایران نباید بیش از اندازه بر منطقه گرایی تأکید کند. محور دیدگاه فوق، تقویت رویکرد "توسعه ای" در سیاست خارجی، با تأکید بر ژئوپلتیک حساس ایران است که همزمان فرصت ها و چالش های زیادی را برای منافع ملی ایران به همراه می آورد.

 بر این اساس بهتر است که ایران تنها حضور فعال در محیط فوری امنیتی خود در سطح همسایگان داشته باشد. در مقابل، "منطقه گرایی جدید"  با رویکردی "سیاسی ـ امنیتی" قرار دارد که معتقد است  ایران می بایستی، علاوه بر حضور فعال در مناطق فوری امنیتی خود، در مناطق غیر فوری امنیتی خود از جمله خاور نزدیک (لبنان ـ فلسطین) نیز حضوری فعال و تأثیر گذار داشته باشد و از دامنه های نقش و نفوذ خود برای رفع تهدیدات امنیتی ناشی از آمریکا و اسراییل و همچنین حفظ  منافع استراتژیک خود در منطقه و در ارتباط با قدرت های بزرگ استفاده کند. به عبارت دیگر به نوعی بین توسعه اقتصادی، امنیت و منافع ملی خود تعادل ایجاد کند.

 از نظر نویسنده، تمرکز بر منطقه گرایی در سیاست خارجی ایران باید مبتنی بر حفظ  تعادل بین منطقه گرایی سنتی و منطقه گرایی جدید باشد. ایران به عنوان یک قدرت در حال ظهور جهانی (همانند ترکیه و هند) نیاز به یک سیاست خارجی فعال مبتنی بر ائتلاف ها و اتحادها در مناطق مختلف جهان به خصوص منطقه خاورمیانه دارد. از سوی دیگر، یک قدرت مدعی منطقه ای و جهانی نیازمند توسعه اقتصادی و تمرکز بر رویکردهای همگرایانه با اقتصاد منطقه ای و جهانی است.

 بنابراین ویژگی یک سیاست خارجی فعال توجه همزمان به رویکردهای امنیتی ـ سیاسی و توسعه ای در مناطق اطراف است. تردیدی نیست که از میان مناطق مهم اطراف ایران در خاورمیانه، منطقه خلیج فارس حائز اهمیت حیاتی برای توسعه، امنیت و منافع ملی ایران است و باید در رأس فعالیت های سیاست خارجی ایران قرار گیرد. خلیج فارس راه اصلی ارتباطی ایران به جهان آزاد، صدور انرژی و واردات کالا و نهایتاً امنیت انرژی و نقطه اتصال به آسیای جنوبی و شرقی است. از سوی دیگر حضور فعال در مسائل سیاسی ـ امنیتی خلیج فارس، عراق و جهان عرب به ایران قدرت بازیگری بالا در مسائل منطقه ای و در روابط با قدرت های بزرگ می دهد.
 
خاورمیانه بعد از حوادث 11 سپتامبر در حال گذار به نظم جدید سیاسی ـ امنیتی است که در آن هر یک از بازیگران مهم منطقه ای تلاش برای تثبیت نقش های سیاسی ـ امنیتی و اقتصادی خود دارند. ایران نیز یک قدرت نوظهور منطقه ای و جهانی است. مسائل ایران از جمله ژئوپلتیک حساس و برنامه هسته ای آن ضمن اینکه اهمیت ایران را در نظام منطقه ای و جهانی افزایش می دهند به همان اندازه بر تهدیدات و آسیب پذیری ملی و امنیتی ایران می افزاید. تجربه نشان می دهد که هر قدرت در حال ظهور در جهان امروز به ناچار نگاه منطقه گرایی و حرکت به سوی اتحادها و ائتلاف ها را در سیاست خارجی خود اولویت داده است.

 مؤلفه های قدرت ملی ایران از جمله برخورداری از یک دولت ملی قوی، موقعیت ژئوپلتیک و عنصر ایدئولوژی به گونه ای است که به ایران نقش ممتازی در مسائل منطقه ای می دهد. ارزش استراتژیک ایران از طریق متصل شدن به مسائلی در منطقه خاورمیانه است که بعد از حوادث 11 سپتامبر با نظام امنیت بین الملل ارتباط مستقیم یافته اند. تمرکز بر منطقه گرایی در سیاست خارجی ایران به نفع امنیت و منافع ملی ایران در بلند مدت می باشد.

*دکتر کیهان برزگر استادیار روابط بین الملل دانشگاه علوم تحقیقات و معاون بين الملل مرکزمطالعات استراتژيک خاورميانه

پانوشت
:

  - محمود سریع القلم ، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران :بازبینی نظری و پارادایم ائتلاف ، تهران ، مرکز تحقیقات استراتژیک،1379،ص 56.

   -See Hooman Peimani , Iran and the United States : The Rise of WEST Asian Grouping , Westport,  CT: Praeger Publishers, 1999.

   - Ahmad Naghibzadeh , " Rectification of Iran's Foreign Policy Shortcomings  during  Khatami's  Presidency ,                                               "Discourse : An  Iranian Quarterly, Vol. 3, No. 3, Winter 2002 , PP. 85-100.

همچنین بنگرید به : احمد نقیب زاده ،" بررسی جایگاه جمهوری اسلامی ایران در نظام منطقه ای " فصلنامه مطالعات خاورمیانه ، سال سوم، شماره یک ، زمستان 1375 .

  - برای آگاهی از ریشه های افزایش نقش منطقه ای ایران ، بنگرید به : کیهان برزگر ، " ایران ، خاورمیانه و امنیت بین الملل " ، مجله سیاست خارجی ، سال بیست و دوم ، شماره 3 ، پاییز 1387 ، صص 655-654 .

  - گراهام فولر و رحیم فرانکه ، شیعیان عرب ، مسلمانان فراموش شده ، ترجمه خدیجه تبریزی ، تهران – قم : انتشارات مرکز شیعه شناسی ، 1384، صص 172-171 .

  - برای آگاهی بیشتراز اهداف و استراتژی های سیاست خارجی ایران در عراق ،بنگرید به :

Kayhan  Barzegar , "Iran's Foreign Policy in Post-Invasion Iraq , "Middle East Policy , Vol . Xv , No . H, Winter 2008.

  - Manochehr Mottaki, "Iran's Foreign  Policy under President  Ahmadinejad ," Discourse:  An Iranian Quarterly, Vol. 8, No. 2,Winter 2009, pp. 7-8 .

  - کیهان برزگر ،  "ایران ، خاورمیانه و امنیت بین الملل "،همان ،ص654.

  - این طرز تفکر بیشتر در" شورای امنیت ملی ایران " رایج است که وظیفه اصلی حفظ امنیت جمهوری اسلامی ایران را بر عهده دارد.علی لاریجانی ،دبیر سابق شورای امنیت ملی ،از جمله طرفداران این مکتب فکری است. ایده ی ورود به مذاکرات مستقیم با آمریکا درمسایل سیاسی – امنیتی عراق ،به نوعی برگرفته از این نوع طرز تفکر است که به طور اساسی خواهان حل مسایل راهبردی سیاسی – امنیتی ایران از راه تاکید بر نقش و اهمیت منطقه ای ایران است . 


مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
sajad
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۵۰ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۷
خوب بود امیدوارم مورد توجه آقایون وزارت خارجه قرار بگیره
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۵۲ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۸
نویسنده محترم می داند تغامل با کشورهای قوی نیاز به از دست کشیدن از خیلی از اصول اولیه انقلاب است ثانیابه زعم شما کشور در ضعف میباشداتفاقاکشور اگر همه باهم ید واحده باشیم بعد من به شما میگویم شاه کلید قدرت دست ما است
توحید
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۴۶ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۸
کو دولت و فیروزی و آسایش و آرام
کو دعوی دیروزی و آن پایه و مقدار
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۵۴ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۸
آریانای بزرگی که تا مالدیو تداوم داره یعنی چی؟
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۲۷ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۸
باید بگم تیتری که انتخاب کردید هیچ ربطی به مفهوم مقاله نداره و انتخاب این تیتر دلیل سیاسی و اون هم محدود به یک زمان خاص داره در صورتی که این مقاله جامعیت بازه ی زمانی داره و مسائل رو طی چند دهه بررسی کرده! گاهی به فهم سیاسی شما شک میکنم
ناشناس
|
-
|
۰۷:۵۳ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۹
دیدگاه علمی و واقعگرایانه ای است
ش-لک
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۳۳ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۹
حیف که گوش شنوایی نیست. یاحق ...... پدربیامرزیده اینها را برای که نوشته ای
hamia
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۰۸ - ۱۳۸۸/۱۱/۳۰
عالی بود!
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۱۸ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۱
نگاه تيز بين شما قابل تحسين است.
Reza
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۳۵ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۲
بعد از چند وقت بلاخره یک مقاله درست و حسابی چاپ کردید!
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟