صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ويروس «حقيقت گريزي» در فوتبال ايران!

طي همين ماه هاي اخير شاهد بوديم که متوليان ضعيف ترين فدراسيون دو دهه اخير فوتبال ايران، چگونه به جاي گردن گرفتن کاستي ها و مشکلات، حتي حاضر شدند حيثيت فوتبال کشورمان را زير سؤال ببرند و از اضافه شدن ايران به جمع کشورهاي درجه دو آسيايي سخن بگويند(! ) اما نپذيرند که آنها اشتباه کرده اند و تصميم گيري ها و کنش هاي غلط آنان، فوتبال را به اين روز انداخته است.
کد خبر: ۸۳۳۷۸
| |
2721 بازدید

1 ) حاشيه هاي نظرسنجي هفته گذشته برنامه نود در مورد محبوب ترين تيمهاي ايران همچنان ادامه دارد. شايد حتي خود عادل فردوسي پور هم نمي توانست حدس بزند مسابقه اي که يکسال پيش به راحتي هر چه تمام تر برگزار شده بود و تبعات چنداني نيز نداشت، اين مرتبه چنين پر سر و صدا و جنجالي از کار در بيايد.

به نوشته قدس؛ با اين همه افزوده شدن نام «تراکتورسازي» به گزينه هاي مورد نظر و در نهايت شکست طبيعي اين تيم مقابل سرخابي هاي تهران باعث به وجود آمدن فضاي مکدري شد که در آن، تهمت، توهين، تحقير و افترا به وفور به چشم خورد.

حجم هجمه ها به سمت مجري نود چنان وحشتناک بود که عادل مجبور شد بخشي از آخرين برنامه اش را در همين دوشنبه اي که گذشت، به توضيح آن ماجراي پرحاشيه اختصاص بدهد و براي دقايقي طولاني از چگونگي ارسال و دريافت پيامک، تا ريز نتايج مسابقه پيامک قبلي حرف بزند. پرسش مهم اين است؛ چرا پذيرش حقيقت گاهي اين همه دشوار مي شود؟


2 ) مي توان گفت، رفتارهاي اجتماعي عمدتاً «واگير» دارند! بسياري از کنشهاي اجتماعي هستند که پس از اتفاق افتادن، به ديگران سرايت مي کند و با حجم، حدت و شدت بيشتري تکرار مي شوند. مثلاً پديده عظيم «مد» يکي از مصداقهاي همين تسري رفتارهاي اجتماعي است؛ کارخانجات بزرگ توليدي پوشاک با مد کردن محصولات شان، «ويروس» استفاده از پوششي خاص را به جامعه تزريق مي کنند و اين رفتار، به شکل حيرت انگيزي به ديگران سرايت مي کند.

با اين توصيف، مي توانيم به بحث اولمان برگرديم. چرا مثلاً هواداران تراکتورسازي يا استقلالي ها و سپاهاني ها نمي توانند پاسخ نظرسنجي نود را باور کنند؟ پاسخ ساده است؛ چون عدم تمکين مقابل حقيقت در فوتبال ايران رسمي است که از سوي نخبگان پايه گذاري شده و در پروسه «انتقال از بالا به پايين»، همين رفتار بين مردم کشورمان و فوتبالدوستان ايراني نيز رواج يافته است.

در همين غائله اخير، اولين بار اين سرمربي تراکتورسازي بود که با غير منطقي ترين توضيحات ممکن و با پشتگرمي به فرياد زدن، هوچي گري و تنش زايي، تيمش را به محبوب ترين تيم ايراني لقب داد و صحت مسابقه نظر سنجي را بشدت زير سؤال برد. پس از آن، رفتارهاي مشابه مديرعامل ونيز ساير مسؤولان تيم تبريزي تأثير شگرفي روي موجي داشت که بين مردم ايجاد شد و در آن، تراکتورسازان گمان بردند در حق شان کوتاهي شده است.

در واقع رفتار اجتماعي «حقيقت ستيزي» در فوتبال ما از بالا به پايين رواج مي يابد و بي ترديد ماجراي آنچه به مسابقه پيامک نود گذشت نيز در همين راستا قابل توجيه است.


3 ) به فوتبال ايران نگاه کنيد؛ پر است از سفسطه، مغلطه و قبول نکردن حقايق. به ندرت مي توان مربي تيمي را پيدا کرد که بعد از شکست، ناکامي يا حتي اخراج شدن، کمبودها و ضعفها را به گردن بگيرد و به جاي از اين شاخه به آن شاخه پريدن، از در قبول واقعيت درآيد. اوضاع در رسته مديران و مسؤولان هم متأسفانه از همين قرار است.

طي همين ماه هاي اخير شاهد بوديم که متوليان ضعيف ترين فدراسيون دو دهه اخير فوتبال ايران، چگونه به جاي گردن گرفتن کاستي ها و مشکلات، حتي حاضر شدند حيثيت فوتبال کشورمان را زير سؤال ببرند و از اضافه شدن ايران به جمع کشورهاي درجه دو آسيايي سخن بگويند(! ) اما نپذيرند که آنها اشتباه کرده اند و تصميم گيري ها و کنش هاي غلط آنان، فوتبال را به اين روز انداخته است.

در فوتبالي که مربي بازنده در کنفرانس مطبوعاتي زمين و زمان را به چالش مي کشد تا کسي نپرسد «تو چرا دوباره باختي»، در فوتبالي که مربي دروازه بان هاي اخراج شده يک تيم فوتبال هم توپ کنار گذاشته شدنش را به زمين سياست(! ) مي اندازد و در فوتبالي که «من مقصرم» و «عذر مي خواهم» و «من صلاحيت ندارم» به کيميايي دست نيافتني تبديل مي شود، واضح است که مثلاً هواداران تراکتورسازي پس از 6 ماه حضور در ليگ برتر نيز مدعي محبوب ترين بودن در سطح جهان - البته بعد از رئال مادريد! - را داشته باشند و به هيچ وجه حاضر نشوند مقابل رأي مردم تمکين کنند. بزرگان اين فوتبال، پيش تر چه کاشته اند که حالا مي خواهند درو کنند؟!


4 ) شايد روزي هم «پذيرش واقعيت» به يک رفتار اجتماعي واگيردار در فوتبال ايران تبديل شود و شاهد فرا رسيدن روزهاي روشني باشيم که در آن، هر کسي حقايقي را - حتي اگر خلاف ميلش باشد- بپذيرد. با اين حال و تا رسيدن به آن روز، اوضاع به همين منوال است و در بر پاشنه حقيقت گريزي و واقعيت ستيزي مي چرخد.

اينکه يک مجري جوان که سعي کرده تنها بازتاب دهنده افکار عمومي باشد، يک هفته تمام فحش مي خورد و ملامت مي شود، محصول رفتار بزرگاني است که در راستاي حفظ مصالح و منافع شخصي شان از ذبح هيچ واقعيتي چشم پوشي نکردند و تئوري «حقيقت فقط زماني خوب است که به سود من باشد» را با تمام قوا در اين فوتبال جا انداختند...!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟