مرتضي طلايي: محور وحدت رهبری است
عضو شوراي شهر تهران و رييس پليس اسبق تهران بزرگ كه اين روزهاي از اظهارنظرها و فعاليتهاي سياسي نيز بدور نيست، در گفتوگو با ايسنا براهميت و كاركرد وحدت تاكيد كرد و گفت:« حيات و بقاي نظام و انقلاب ما در گرو همبستگي و يكپارچگي ملي حول محور قانون اساسي ،انديشههاي امام (ره) ، ولايت و رهبري قابل تحقق است.»
مرتضي طلايي كه سالها درعرصه مديريتي به خصوص انتظامي و امنيتي كشور، به عنوان رييس پليس تهران بزرگ ، حضوري به ياد ماندني را به عنوان "رييس پليس محبوب تهران بزرگ" داشته است، درسالهاي اخير به عنوان نماينده منتخب مردم تهران در ساختمان بهشت، رياست كميسيون فرهنگي و اجتماعي را برعهده دارد. وي درعين حال در سمت رييس كميتهي شوراها ومديريت محلي كميسيون سياسي،دفاعي وامنيتي در مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز حضور دارد.
طلايي در گفتوگو با ايسنا با تاكيد بر اينكه " مردم ما در طول 30 سال پس از انقلاب در كليه امور از مسوولان جلوتر بودهاند" اظهار كرد: « طي اين سالها، در هيچ آزموني در كارنامه مردم حتي تجديدي هم مشاهده نميشود. مردم ما همواره سربلند بوده اند، درحاليكه متاسفانه گروههاي سياسي در بسياري از آزمونهاي پس از انقلاب سربلند بيرون نيامده، اثربخش نبوده اند وبه عبارت ديگر نمره تجديدي و يا مردودي را در كارنامه خود ثبت كردهاند.»
وي تاكيد كرد:« خوب است به نام و زبان مردم از گروهها و نخبگان سياسي دعوت كنيم تا اگر براي جامعه هم نشده براي بقاء خودشان از منازعات و كشمكشهاي بيهوده و پوچ دست بردارند و بيشتر به فكر امنيت و انسجام ملي باشند و آگاهانهتر محيط پيرامون خود را هم در داخل و هم خارج بنگرند و ببينند در داخل، كاري كردهاند كه هيچ اعتبار و جايگاهي بين مردم ندارند و اگر نظرسنجي در ميان افكار عمومي صورت بگيرد نشان خواهد داد كه برخي گروههاي سياسي در حد صفر از پايگاه و جايگاه اجتماعي برخوردارند.»
وي خاطرنشان كرد:« گروههاي سياسي بايد توجه داشته باشند دشمناني كه آن سوي آبها نشستهاند و اين هزينههاي هنگفت را ميپردازند براي چيست؟ آنها هيچيك از گروههاي داخل نظام را نميخواهند؛ لذا بايد مواظب بود كه مورد سوءاستفاده ابزاري قرار نگيريم. دشمنان ما، به دنبال اغراض و مطامع خود هستند و اگر كسي با نگاهي هوشمندانه و با بصيرت به وضعيتي كه جامعه امروز ما با آن مواجه است بنگرد، با فرض اينكه مدعي باشد صد در صد حق با اوست، به نظر من به خاطر حفظ امنيت و منافع ملي، نظام و انقلابي كه عصاره خون شهداست بايد از آن (حق مورد ادعاي خود) چشمپوشي كند و هيچ دليلي نميتواند اين برخوردها و رفتارهايي را كه امروز در كشور توسط جريانات و گروههاي سياسي صورت ميگيرد، توجيه كند. فرقي نميكند كدام گروه باشد، هر گروهي با هر انديشهاي كه بخواهد اعتقاد مردم به نظام را سلب كند و اميد را نسبت به آينده كشور بكاهد و آن را به ياس مبدل كند و در كلام يا رفتار به گونهاي عمل كند كه دشمنان خارجي ما از آن بهرهبرداري كرده و خوشحال شوند، نمره آنها مردودي است. آنها بايد ابتدا به بازنگري درون خود بپردازند و ببينند به چه دليل و با چه هدف و روشي فعاليت ميكنند و به كجا ميخواهند بروند، بعد تصميم بگيرند.»
رييس كميسيون فرهنگي شوراي اسلامي شهر تهران، با بيان اينكه " عقلانيت و اخلاق سياسي، امروز در گروههاي سياسي كشور، حلقهاي مفقوده محسوب ميشود" گفت: « امنيت و منافع ملي نظام جمهوري اسلامي و ولايت فقيه ـ كه از اصول خدشهناپذير نظام ما محسوب ميشوند ـ محورهايي هستند كه سياسيون بايد حول آنها به وحدت برسند. در حقيقت گروههاي سياسي ما يا بايد در حل مسايل درون حزبي و درون جناحي خود اهل تدبير باشند و اگر نيستند، بايد تقليد كنند، و اين جامهي عمل پوشانيدن به منويات وتدابيرولايت فقيه در قول و عمل است؛ بنابراين سياسيون ما اگر خود توانستند تدبير كنند، نبايد رفتارهايي داشته باشند كه اصولي خدشهناپذير ـ كه به آنها اشاره شد ـ آسيب ببينند، اما چنانچه دچار هيجانزدگي، قشريگري شدند، بهتر است بيانات مقام معظم رهبري را نصبالعين خود قرار دهند.»
رييس كميتهي شوراها ومديريت محلي كميسيون سياسي،دفاعي وامنيتي در مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به دو حوزه " رقابتپذير و رقابتناپذير در كشور" گفت:« اصولي مانند نظام اسلامي ، ولايت فقيه، امنيت و منافع ملي ما رقابتناپذيرند. برخي از حوزهها مانند قدرت و سياست به عنوان مثال قوهي مجريه و نيز حوزههاي اجتماعي رقابتپذيرند اما متاسفانه اتفاق ناخوشايندي كه امروز رخ داده تعرض به حوزههاي رقابتناپذير كشور است كه هر گروه به شكلي اين كار را انجام ميدهد. اكثر گروههاي سياسي امروز از خطوط قرمز نظام، انقلاب و ملت عبور كردهاند. فراموش نكنيم كشور ما براي به دست آوردن عزت ، استقلال و آزادي بهترين جوانان خود را هديه كرد و هشت سال در نبردي نابرابر ـ دنيا مقابل ملت ما ـ ايستاد، اما امروز كساني بر سر قدرت دعوا ميكنند كه در آن روزها يا در جبههها حضور نداشتند و يا اگر هم بودند در خط مقدم نبودند، درحالي كه پاكترين، موفقترين، انقلابيترين و ولايتپذيرترين جوانان كشور براي دفاع از اسلام ، انقلاب و ميهن در خط مقدم جبههها با كفر و شرك و نفاق مبارزه ميكردند.»
وي همچنين تاكيد كرد:« يادمان نرود اگر امروز در كشور شاهد بداخلاقيهاي سياسي هستيم، حاصل دور شدن از فرهنگ جهاد، ايثار، شهادت و ارزشهاي اصيل انقلاب اسلامي و قانونگريزي است و هر گروهي به هر شكلي از اين خطوط قرمز عبور كند، از فرهنگهاي مذكور عبور كرده است؛ چراكه در اين فرهنگ، اثري از بداخلاقيهاي رايج سياسي و اجتماعي امروز جامعه ما نيست و هدف آن خدمت است نه كسب قدرت.»
طلايي در پاسخ به اين پرسش كه رعايت اخلاق سياسي گروهها و مسوولان تا چه حد در تلطيف فضا موثر خواهد بود؟ گفت:« حلقه مفقوده گروههاي سياسي ما دوري از اخلاق سياسي است؛ چراكه اخلاق عامل بازدارنده انسان از ورود به ناهنجاريها، گناه، تهمت، بدگويي و بدبيني نسبت به هم، شك و ظن و دروغ است.»
وي درعين حال گفت:«درست است در جامعه ما، عدهاي از روي تعهد حرف يا عملي را خلاف منافع ملي مرتكب ميشوند، اما بسيار اندك هستند و حساب آنها از كليت جامعه جداست.»
طلايي در پاسخ به اين پرسش كه علاوه بر گروههاي سياسي مسوولان امر تا چه حد بايد به انسجام و نيز مرزبنديهاي سياسي توجه كنند؟ تصريح كرد:« از نگاه من، مسوولان، نخبگان و گروههاي سياسي تفكيكپذير نيستند؛ چراكه بالاخره خواسته يا ناخواسته در ذيل گروههاي رسمي يا غيررسمي سياسي قرار دارند. بدين معنا كه وقتي مسوولي تيمي را براي خود تشكيل ميدهد، گروهي براي خود دارد. مهمترين شرط دور شدن از فضاي آلوده به سياستزدگي و سياستبازي را فعالتر و كارآمدتر شدن نخبگان گروهها و تشكلهاي فرهنگي و اجتماعي ميدانم.»
وي خاطر نشان كرد:« اگر فضا براي همهي گروههاي سياسي و حتي گروههاي غير سياسي ، علمي و دانشگاهي بازتر شود، فرمايشات مقام معظم رهبري بهتر ميتواند تحقق پيدا كند. به عنوان مثال ميتوان كرسيهاي آزادانديشي را در دانشگاهها تشكيل داد، در فضاي امروز امكان ندارد بتوان چنين كرسيهايي را راهاندازي كرد، اما اگر فضاي سياسي تعديل يابد و اجازه دهند فضاي كشور در قالبهاي فرهنگي و علمي قرار بگيرد، در چنين فضايي به خودي خود، دغدغههاي بسياري از گروههاي سياسي قابل نقد و بررسي است. مگر تشكلهاي سياسي مدعي نيستند كه در پي آزادي عدالت، ارزشها و منافع مردم هستند؟ پس اجازه دهند گروههاي اجتماعي، فرهنگي و علمي ميداندار مباحث شوند و وقتي يك گروه علمي پيرامون عدالت اجتماعي و يا آزادي بحث و گفتوگو كنند، خواهيم ديد خروجي آن بهتر و موثرتر خواهد بود.»
رييس كميسيون فرهنگي - اجتماعي شوراي شهر با بيان اينكه " يكهتازي گروههاي سياسي در كشور ما بلاي جان جامعه شده است" گفت:» متاسفانه در عرصه سياسي مرز عرصههاي رقابتپذير و رقابتناپذير سياسي دچار اختلاط شده و به نوعي بخش رقابتناپذير مورد تعرض قرار گرفته است. در اين راستا يكي از وظايف اصلي گروههاي سياسي اين است كه ميان دو حوزه تفكيك قايل شوند و به روشني و به دور از ابهام مواضع خود را نسبت به آنها اعلام و ضمن آنكه در موارد دوپهلو موضع خود را آشكار و شفاف ميكنند، به جامعه نيز آموزش دهند.»
طلايي همچنين با انتقاد از عملكرد گروههاي سياسي در عرصههاي مختلف اظهار كرد: « متاسفانه گروههاي سياسي ما امروز كاري كردند كه دلسوزان نظام كه اكثر نخبگان و فعالان سياسي را تشكيل ميدهند به حاشيه رانده شدهاند. »
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا وحدت سياسي را تنها راه براي خروج از شرايط فعلي و بازگشت به آرامش ميدانيد؟ اظهار كرد:« وحدت سياسي، شرط لازم است اما كافي نيست؛ بدين معنا كه اين شرايط ميتواند به ما كمك كند تا در يك فضاي عقلاني و به دور از هيجان، بنشينيم و مشكلاتمان را حل و فصل كنيم. در يك دعوا اصل موضوع گم ميشود و حاشيهها جاي متن را ميگيرد، در فضاي سياسي و منازعات امروز كشور ما نيز چنين اتفاقي رخ داده است و اگر گروههاي سياسي و مسوولان اداره جامعه فضاي سياسي را تلطيف كنند، فرصت بهتري براي توجه و حل و فصل مسايل اساسي جامعه كه نسل جوان ما با آن مواجه هستند؛ از جمله ازدواج، اشتغال و مسكن فراهم شود. در يك فضاي آزادانديشي، گفتمان، تعاون و دوستي است كه دلسوزان نظام ميتوانند همانديشي و گفتوگو كنند و اگر كسي گفت جوانان ما دچار مشكل اند به او برچسب نميزنند كه با هدف سياسي اين حرفها را مطرح ميكند و اين اصلا به نفع جامعه نيست.»
وي افزود: « دلسوزان نظام براي بيان مشكلات و نارساييها امروز جامعه حرفهاي زيادي دارند، اما به دليل آنكه فضا به شدت ناسالم شده، طرح آنها همراه با انگها و تهمتهايي خواهد بود كه به سود هيچكس نيست؛ لذا اين حرفها را كنار گذاشته در فضاي تعامل و دوستي قرار بگيريم تا ببينيم در جامعهاي كه با درصد بالايي از آمار طلاق مواجه است، اعتياد جوانانش را تهديد ميكند و نظام خانواده در معرض آسيب قرار دارد، چه بايد كرد؟ براي بيست سال آينده با يك جمعيت پير مواجه ميشويم چه برنامهاي بايد داشت؟ چگونه عدالت را بايد اجرا كرد؟ براي تحقق شعار و آرمانهاي انقلاب، پاسداشت ارزشهاي انقلاب، امام و شهدا، چه بايد كرد؟ اما امروز، هر كسي هر حرفي بزند متهم خواهد شد. پيامد يك فضاي آلوده سياسي نيز اين است كه حرف حساب، محلي از اعراب ندارد.»
طلايي در پاسخ به اين پرسش كه چرا، با وجود آنكه طرحهاي مختلفي براي وحدت ارائه شده، هنوز هيچيك به مرحلهي اجرا نرسيده است؟ گفت:« وحدت، تنها حول محور قانون اساسي ، انديشههاي امام و ولايت و رهبري محقق ميشود ولاغير و مهمترين دليل عدم تحقق اين طرحها، ارائه برخي تئوريها و نظرياتي است كه خارج از حلقه اتصال جامعه يعني ولايت و رهبري مطرح ميشود. ما بايد همه گروههاي سياسي را دعوت كنيم كه حول اين محور جمع شوند تا وحدت سياسي اتفاق بيفتد و آن چيزي كه به نام وحدت ملي عنوان ميشود، اساسا موضوعيتي ندارد؛ چراكه جامعه ما با هم متحد هستند و اگر سياستبازان كه جامعه را ملتهب كردهاند كنار بروند، مردم هيچ مشكلي با هم ندارند، با وجود آنكه در دعوا، حرفهاي زيادي نسبت به هم مطرح ميكنند، اما نبايد اجازه دهيم كه اين بحثها موجب چندقطبي شدن جامعه شود.»
وي همچنين درباره حركت برخي دلسوزان نظام در راستاي وحدت سياسي نيروها و لزوم آن در شرايط فعلي گفت:« ملت ما در اصل گوش به فرمان رهبري هستند، اما اينكه برخي گروهها و شخصيتهاي سياسي تلاش ميكنند كه تعامل و وفاقي ايجاد شود، امري پسنديده است.»
رييس كميتهي شوراها ومديريت محلي كميسيون سياسي،دفاعي وامنيتي در مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد:« حوادث و مشكلاتي كه پس از انتخابات به وجود آمد، محصول عملكرد ناصحيح است؛ والا جامعه ما يكپارچه هستند و به شما قول ميدهم اگر با تندترين آنها برخورد دوستانه و صميمانه داشته باشيم، آرام ميشوند؛ لذا اين يكپارچگي كه عليرغم تكثر قومي، مذهبي و فرهنگي وجود دارد، نبايد دستخوش منافع گروههاي سياسي شود يا با برخوردهاي شديد بدون تفكيك و جداسازي افراد نا آگاه با معاندين، حل مساله را سختتر كرد. بلكه با افراد قانون گريز،اغتشاشگر ومعاند بايد برخوردهاي سخت و سنگين برخورد شود وافراد ناآگاه و يا ناراحت از عملكردها را با آگاه سازي ومحبت توجيه و جدا كرد.»
طلايي در پاسخ به اين پرسش كه شما در سالهاي فرماندهي خود در نيروي انتظامي تهران بزرگ، كنترل و بازگرداندن آرامش به جامعه را به دفعات در كارنامه خود ثبت كرديد، به نظر شما مديريت اينگونه تجمعات بايد چگونه باشد كه به نوعي پاسخگويي مديران را به همراه داشته باشد؟ خاطرنشان كرد:« پاسخ من در يك كلام خلاصه ميشود و آن سعه صدر است، مديريت جامعه نيازمند اين مهم است. در اين صورت بسياري از مسايل حل خواهد شد و از وقوع و تكرار پيامدهاي آن جلوگيري ميشود.»
وي در پاسخ به اين سوال كه اگر شما سردار طلايي سالهاي فرماندهيتان در نيروي انتظامي تهران بزرگ بوديد، در مورد برقراري آرامش در فضاي دانشگاهها چگونه برخورد ميكرديد؟ گفت:« در واقع همان كارهايي را انجام ميدادم كه در سالهاي مسووليتم در پليس تهران انجام دادم از نگاه من دانشجويان سرمايههاي اجتماعي و فرصتهاي پيشرفت و توسعه كشور محسوب ميشوند و حفظ آنها براي ما اولويت اول است در حقيقت احترام به مردم، رعايت حقوق آنها، جز اولين و مهمترين وظايف هر كسي است كه بخواهد به جامعه خدمت كند و در اين راستا بسيار مهم است كه آرامش به فضاي دانشگاهها بازگردد.»
اين عضو شوراي شهر تهران در پاسخ به اين سوال كه منتقدين و معترضين جامعه چگونه بايد مرزبندي خود را با معاندين مشخص كنند؟ خاطرنشان كرد:« دو گروه در جامعه ما ممكن است اعمالي را مرتكب شوند؛ گروهي از روي ناراحتي، عصبانيت يا تحريك و ناآگاهي، اعتراض ميكنند كه حساب آنها با كساني كه شعارهايي ميسازند و برخي مقاطع از آنها استفاده ميكنند و در واقع ضد انقلاب و ضد مردم هستند جداست. البته ممكن است در يك جمعيت عدهاي هم از روي هيجانزدگي، عصبانيت و يا افراط و تفريط با آنها همراهي كنند، اما آنها برانداز نيستند؛ بنابراين بايد گفت سياستزدگي جامعه ما ناشي از افراط و تفريط گروههاي سياسي است.»
وي خاطرنشان كرد:« در وجه سلبي قضيه؛ گروههاي سياسي مرزبندي خود را بايد در درجه اول با دشمنان انقلاب آن سوي مرزها و اپوزسيون ضدانقلاب خارجنشين مشخص كنند و از ثناگوييهايي كه آنها نسبت به اين گروههاي سياسي درون نظام دارند، تبري بجويند، در داخل نيز بايد مرزهاي خود را با اقدامات ضدانقلابي و خلاف امنيت عمومي كه به هر شكلي صورت ميگيرند، شفاف كنند، اما در وجه ايجابي نيز بايد نسبت خود را با مباني انقلاب و نظام اسلامي، امام(ره)، آرمانهاي ايشان، دفاع مقدس، شهدا، ولايت و رهبري، مردم مشخص كنند؛ لذا نخبگان سياسي كه ادعاي فعاليت درعرصه سياسي دارند و برهمين اساس درپي حضور درعرصه قدرت هستند، ابتدا به ساكن بايد شفاف، صريح و روشن به نحوي كه هيچ ابهامي در گفتار و رفتار آنها نباشد، مواضع خود را در برابر مخالفين اسلام، نظام و ملت روشن كنند؛ چراكه حركت دوپهلو خود نشاني از وجود نفاق سياسي است.»
وي افزود:« گروههاي سياسي از طريق اطلاعيه، بيانيه و سخنرانيها ميتوانند مواضع رسمي و مرزبنديهاي خود را اعلام كنند و به ويژه در شرايط فعلي جامعه ضرورت اين كار بيشتر احساس ميشود و نوعي تاخير در مواضع همراهي با كساني است كه هنجارها را زير پا ميگذارند.»
اين عضو شوراي اسلامي شهر تهران همچنين درباره وجود تندرويها در دو جناح سياسي و لزوم جلوگيري از آنها درجهت تلطيف فضاي سياسي كشور گفت:« گام اول اينكه بايد مرز ميان تندروي و تبيين مواضع و دفاع از اصول، آرمانها، باورها و ارزشها مشخص شود، گاهي ممكن است موضعي روشن در دفاع از ارزشها و آرمانهاي انقلابي گرفته شود كه عدهاي معتقدند اين تندروي است، در حاليكه اين شفافيت و صداقت است. تندروي زماني اتفاق ميافتد كه آستانه تحمل دربرابر مخالفين و حتي افراد ناآگاهي كه در مسايل گوناگون ورود پيدا ميكنند، از دست برود و فرقي نميكند كه تندروي و عبور از ساختارها از سوي كدام گروه و جناح صورت بگيرد بلكه در هر صورت مذموم و خلاف اخلاق سياسي است.»
وي تاكيد كرد:« پس از تبيين مرزهاي سياسي، گروههايي كه در چارچوب نظام قرار ميگيرند، بايد آستانه تحملشان را نسبت به يكديگر بالا ببرند و اساسا سعه صدر نيز در همين نقطه معنا پيدا ميكند، والا مدارا و تحمل نسبت به گروههاي اپوزسيون خارج از كشور، معنايي ندارد.مگر براي تحريك، بلوا و اغتشاش به هر ترفندي دست نميزنند؟ ما به آنها ميگوييم؛ آنقدر پست و حقير و ناچيز هستيد كه عزت خود و ملتتان را به بيگانگان ميفروشيد؛ لذا گروههاي سياسي درون نظام كه در مسايل سياسي در روشها با هم اختلاف نظر دارند، اگر يكديگر را تحمل نكنند و به هم تهمت بزنند و از هم بدگويي كنند، به دام بداخلاقيهاي سياسي و تندروي گرفتار خواهند شد.»
وي همچنين با تاكيد بر اينكه " سوءاستفاده از حضور خودجوش مردمي در جهت منافع سياسي توسط گروههاي سياسي جفايي بيش نيست" در عين حال گفت: « برخي از گروههاي اپوزسيون خارجي ممكن است اين خيال خام به سرشان راه پيدا كند كه مردم در اثر مشكلات از انقلاب خسته شدهاند و شايد اين فرصت خوبي باشد كه منويات خود را دنبال كنند، در حاليكه تمام عشق به انقلاب، اسلام و ولايت در رگ و پوست مردم ماست و روز 9 دي مردم ما در راهپيمايي خودجوشي با آرمانهاي سيدالشهداء، امام(ره)، ولايت و رهبري تجديد ميثاق كردند و حركت آنها در جهت خواست هيچ گروه سياسي نبود، بلكه ميخواستند وفاداري خود را به اثبات برسانند، مردم آمدند براي آنكه دين باورند، انقلاب و ولايتشان را دوست دارند و آمدند تا با هر كسي بخواهد به ارزشها و باورها بياحترامي كنند اتمام حجت كنند.»
شاخص اندازهگيري صحت گفتار، نوشتار ما، قانون اساسي، ديدگاههاي امام خميني (ره) ومقام معظم رهبري است
طلايي در پاسخ به اين پرسش كه اگر امروز مسوول رسانهاي بوديد در شرايط فعلي چه سوژهاي را انتخاب ميكرديد؟ گفت:« اگر مدير مسوول يك رسانه بودم بيشتر به تبيين اصول و مباني انقلاب اسلامي، كشور و ملت را با رويكرد تقويت و توسعه انسجام و امنيت ملي ميپرداختم. همچنين تلاش ميكردم تا نشاط و اميد در جامعه بيشتر گسترش پيدا كند و در عين حال در جهت آگاهيبخشي و اطلاعرساني شفاف حول محور منويات رهبري گام برميداشتم؛ چراكه از نگاه من شاخص اندازهگيري صحت گفتار، نوشتار و اعمال ما، ولايت است.بايد بسنجيم و ببينيم اگر به عنوان مثال ايشان اين مصاحبه را ملاحظه فرمودند؛ چه قضاوتي درباره آن خواهند داشت؟ به طور كلي در شرايط فعلي مواردي را انتخاب ميكردم كه در مردم نااميدي ايجاد نكند، در جهت شادي دشمن نباشد و منجر به گسترش دامنه تنش و اختلاف در كشور نشود. در واقع اين وظيفه اصلي رسانههاي ماست. آنها بايد تلاش كنند تا در جهت تقويت يكپارچگي و يكدلي گام بردارند.»


