وقتي كلاه از سر سرخابیها ميافتد
ليگ برتر با وجود سطح كيفي نازلي كه دارد به روزهاي اوج و حساسيت خود نزديك شده و لحظه جدايي صدرنشينان و تعقيبكنندگان فرا رسيده است. اين روزها باد به پرچم اصفهانيها ميخورد كه در بالاترين قله جدول 2 نماينده پيشتاز دارند و اين اتفاق بيشتر براي تصميمگيرندگان استقلال و پرسپوليس دردسر ايجاد كرده است.
به نوشته جام جم؛ هر دو تيم پر طرفدار تهراني در اين گيرودار سرنوشت مشابهي دارند. استقلال و پرسپوليس در همسايگي هم به سر ميبرند و اگر بخواهند 2 تيم بالاتر را نگاه كنند، در واقع كلاه از سرشان ميافتد. فاصله ده يازده امتيازي با صدرنشين، فاصله اندكي نيست كه بشود آن را از ميان برد بويژه آن كه استقلال و پرسپوليس در روزهاي پاياني بايد پا را از منزل بيرون بگذارند و با حريفاني دست و پنجه نرم كنند كه حالا براي به دست آوردن يك امتياز سر ميشكنند.
استقلال و پرسپوليس از سفرهاي برونمرزي چيز چنداني عايدشان نشد. در واقع پول خود را دور ريختند. اين نمايش كه ما از استقلال در برابر سايپا ديديم و بازي پرسپوليس برابر ذوبآهن، نياز چنداني به اردوي شبانهروزي خارج از كشور نداشت. بايد پرسيد اين دو تيم نسبت به آخرين بازي پيش از تعطيلي چه تفاوتي داشتند و چه ابداعي به خرج دادند؟! جز اين كه توقع هواداران خود را بالاتر بردند. اين سفرهاي نابهجا و غيرضروري نخستين ضررش اين است كه شائبه بيپولي را از ميان ميبرد.
حالا ديگر نميشود گفت به علت نداري و پايينبودن روحيه تيم، ما خوب نتيجه نميگيريم. در مصاحبه مطبوعاتي مربيان ميشود فهميد حالا همه ايرادها به خودشان برميگردد. جملههاي تكراري مردم را خستهكرده است مثل اين كه تقريبا درهمه مصاحبهها ميگويند: «ما خوب بازي كرديم! حريف از موقعيتهايش استفاده كرد، داور نگذاشت ما پيروز شويم يا توپهاي ما توي گل نرفت و ما بازي را واگذار كرديم و برخلاف جريان بازي گل خورديم و بدشانسي آورديم.»
اينها و حرفهايي از اين دست، مردم را خسته كرده است. به گونهاي كه ديگر مصاحبههاي پايان بازي جذابيتي براي كسي ندارند. همه ما ميدانيم اين حضرات پس از بازي چه خواهند گفت، با اين تفاوت كه بعضيها شيوه تهاجمي دارند و به زمين و زمان بد ميگويند تا خودشان را موجه و خوب جلوه دهند و بعضيها ميكوشند با مظلومنمايي براي خودشان ترحم بخرند.
لجبازي و توي روي مردم ايستادن، بيشترين كاري است كه از دست آنها برميآيد.
اين رفتارها با حضور مردم در ورزشگاه رابطهاي مستقيم دارد و ميشود به مردم حق داد كه روزهاي وسط هفته زحمت رفتن به ورزشگاه را به خود ندهند. بايد براي حفظ اين طرفداران و اين عاشقان فوتبال فكري كرد.
اگر اين شيوه ادامه داشته باشد و تيمهاي پرطرفدار ما در اين راهي كه پيش گرفتهاند، تجديدنظر نكنند، دير نخواهد بود روزي كه تيمهاي پرآوازه تهراني براي صندليهاي خالي بازي كنند.


