پولدارها چند برابر بی پولها برای خوراکیها و آشامیدنیها هزینه میکنند؟
خوراکی ها و آشامیدنی ها از جمله اقلام مهم در زندگی مردم هستند که هیچگونه نمی توان از مصرف آن ها صرف نظر نمود. در این بین اگر درآمد یک خانوار بیشتر باشد قطعاً میزان مصرف اقلام خوراکی و آشامیدنی بیشتر و در نتیجه هزینه بیشتری نیز برای این منظور پرداخت خواهد شد و اگر درآمد کمتر باشد عکس این قضیه رخ خواهد داد. پرسش این است که خانوارهای ثروتمند جامعه چند برابر بیشتر از خانوارهای فقیر جامعه برای خوراکی ها و آشامیدنی ها هزینه می کنند؟
به گزارش «تابناک اقتصادی»؛ مردم در زندگی روزمره خود از اقلام بسیاری استفاده می کنند که در این بین مصرف برخی اقلام برای ادامه حیات بسیار مهم است و با افزایش قیمت این اقلام، مردم نمی توانند از مصرف آن ها کلاً صرف نظر کنند و تنها در شرایط بسیار حاد به کاهش میزان مصرف آن ها اکتفا خواهند نمود. خوراکی ها و آشامیدنی ها از جمله این اقلام هستند که مردم تحت هر شرایطی باید آن ها را مصرف کنند. در این بین اگر درآمد یک خانوار بیشتر باشد، قطعاً میزان مصرف اقلام خوراکی و آشامیدنی بیشتر و در نتیجه هزینه بیشتری نیز برای این منظور پرداخت خواهد شد و اگر درآمد کمتر باشد عکس این قضیه رخ خواهد داد.
در این گزارش ما به دنبال پاسخ به این پرسش ها هستیم که اولاً سهم هزینه خوراکی ها و آشامیدنی ها از کل هزینه سالانه خانوارها در ده سال اخیر چه تغییری کرده است و ثانیاً به این پرسش پاسخ خواهیم داد که خانوارهای ثروتمند جامعه چند برابر بیشتر از خانوارهای فقیر جامعه برای خوراکی ها و آشامیدنی ها هزینه می کنند؟
نمودار زیر سهم هزینه خوراکی ها و آشامیدنی ها از کل هزینه سالانه خانوارها در یک دهه اخیر را نشان می دهد. این آمارها از گزارش های بودجه خانوار در مناطق شهری بانک مرکزی استخراج شده است. آخرین گزارش منتشر شده در این زمینه مربوط به سال 1395 می باشد.
همان گونه که ملاحظه می شود، در حالی که در سال 1386 سهم هزینه خوراکی ها و آشامیدنی ها از کل هزینه های خانوارهای شهری 23.4 درصد بوده، این سهم در سال 1395 به 22.9 درصد کاهش یافته است. در سال های 91 و 92 سهم هزینه خوراکی ها و آشامیدنی از کل هزینه خانوارها به بیش از 26 درصد رسیده که این موضوع عمدتاً به دلیل رسیدن نرخ تورم به بالاتر از 30 درصد بوده است.
افزایش قیمت ها در سال های 91 و 92 باعث شده است تا خانوارها هزینه بیشتری برای خوراکی ها و آشامیدنی ها پرداخت کنند و همین باعث افزایش سهم خوراکی ها و آشامیدنی ها از کل هزینه سالانه خانوارها شده است.

نمودار دوم سهم هزینه خوراکی ها و آشامیدنی ها از کل هزینه سالانه خانوارهای شهری طی ده سال اخیر برای خانوارهای حاضر در دهک اول به عنوان ضعیف ترین قشر جامعه و خانوارهای حاضر در دهک دهم به عنوان ثروتمندترین قشر جامعه را نشان می دهد. سهم هزینه خوراکی ها و آشامیدنی ها از کل هزینه سالانه خانوارهای شهری در دهک اول (ضعیفترین قشر) از 29 درصد در سال 1386 به 26.6 درصد کاهش یافته است. همچنین سهم هزینه خوراکی ها و آشامیدنی ها از کل هزینه سالانه خانوارهای شهری در دهک دهم (ثروتمندترین قشر) در سال 1386، 17 درصد بوده که این سهم به 16.8درصد در سال 1395 رسیده است.

در سال 1386 هزینه ای که دهک دهم برای خوراکی های و آشامیدنی های خود در یک سال پرداخت نموده است، حدود 5 میلیون و 161 هزار و 207 تومان بوده است، حال آنکه این هزینه برای یک خانوار حاضر در دهک اول حدود 590 هزار و 375 تومان بوده است؛ یعنی در سال 1386 یک خانوار حاضر در دهک دهم حدود 8.7 برابر بیشتر از یک خانوار حاضر در دهک اول در یک سال برای مصرف خوراکی ها و آشامیدنی های خود هزینه کرده است. در سال 1395 این هزینه برای یک خانوار حاضر در دهک دهم حدود 20 میلیون و 855 هزار و 45 تومان و برای یک خانوار حاضر در دهک اول حدود 2 میلیون و 290 هزار و 929 تومان بوده است. یعنی در سال 1395 یک خانوار حاضر در دهک دهم حدود 9.1 برابر بیشتر از یک خانوار حاضر در دهک اول در یک سال برای مصرف خوراکی ها و آشامیدنی های خود هزینه کرده است.
اگر اونهایی که مشکل روحی یا جسمی دارن یا بی پول هستند زاد و ولد نمیکردند خیلی از مشکلات خودشون و کشور خود به خود حل میشد.
آدمی که در ماه حقوقش زیر 3 میلیون تومنه، کار ثابتی نداره، محتاج یارانه دولت، کرایه نشینه، تفریحش رفتن به پارک محله هست بهتر هست دور زاد و ولد و ازدواج رو یک خط قرمز بکشه.
در این شرایط اقتصادی کشور واقعا ازدواج هیچ توجیه قابل قبولی نداره. ازدواج اکثر جوانان در حال حاضر فقط به خاطرمسائل جنسیه که اون هم خیلی کوتاهه و بعد از یک مدتی دیگه اثرش رو از دست میده.
در این دنیا تفریحات بینهایت زیادی وجود داره که مثل شاد کردن دل یک کودک یتیم با حمایت مالی از او، سیر کردن شکم یک فقر، رفتن به مسافرت و دیدن جاذبه های زیبای دنیا.
جلوی اختلاس گر را در این کشور نمیشه گرفت. تاریخ این کشور نشون داده که شرایط اون سال به سال بدتر خواهد شد و اراده ای در مردم برای بهبود شرایط وجود ندارد. در این شرایط اسفناک خودداری از زاد و ولد توسط فقرا نه تنها باعث بهبود زندگی اونها خواهد شد بلکه باعث کاهش مشکلات ناشی از رشد بی رویه جمعیت برای کشور خواهد شد. در حال حاضر بیشترین میزان زاد و ولد در ایران و بلکه در جهان متعلق به طبقات فقیر و ضعیف جامعه هست. شما به ندرت میتونید یک پزشک رو پیدا کنید که 4 فرزند داشته باشه اما تا دلتون بخواد فقرایی هستند که بیش از 4 فرزند دارند و برخی از آنها حتی وقتی صاحب فرزند ناتوان میشوند باز هم زاد و لد میکنند و فرزاند بعدی آنها هم مبتلا به ناتوانی بودند
میزان خودکشی توی پولدارها بیشتر است و طلاق و ناسازگاری خانوادگی نیز بیشتر است.
کاش مانند دما سنج و حرارت سنج لذت سنج هم وجود داشت و مقایسه ای بین اذت بردن از زندگی افراد زیر سه ملیون با افراد بالای ده ملیون میشد ببینید در مجموع کی بیشتر لذت می برد یا ناکامی دارد
داره؟؟
اما ما ایرانی ها بیارن براش صف هم می کشیم









