صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

فقر مهاجم گلزن مشكل فوتبال ايران

البته در مورد بعضي بازيكنان مهاجم كوتاهي مي‌شود،‌مثلا محسن خليلي فاكتورهاي لازم براي استثنا بودن را داشت،‌اما پس از مصدوميت درست از او استفاده نشد و اعتماد به نفس‌اش را از دست داد. در مجموع براي تربيت مهاجم تمام عيار و شش‌دانگ بايد تخصصي كار كرد، چون اين پست واقعا تخصص روز مي‌خواهد و اگر چنين شرايطي باشد مهاجمي تربيت مي‌شود كه به درد تيمش بخورد و در شرايط سخت ناجي تيم باشد.
کد خبر: ۸۰۷۲۲
| |
2804 بازدید
فوتبال كشورمان به دليل وجود ضعف‌ در ساختارهاي پايه‌اي مشكلات بسياري دارد كه بعضا به معضلي جدي تبديل شده‌اند.

به نوشته جام جم؛ افت فاحش مهاجمان و كمبود گلزني تمام عيار در حالي در تيم ملي احساس مي‌شود كه اساس آن نشات گرفته از ليگ برتر است. در حقيقت تيم ملي و تيم‌هاي باشگاهي آيينه تمام‌نما از كل فوتبال ايران هستند كه از آغاز دهه 80 در زمينه تربيت مهاجمان آماده، گلزن و فرصت‌طلب سير نزولي را در پيش گرفته‌اند.

در ليگ برتر به عنوان سطح اول فوتبال ايران و با وجود صرف هزينه‌اي بالغ بر 100 ميليارد تومان از سوي 18 تيم حاضر در مسابقه‌ها، تعداد مهاجمان قابل و قهار كه به اصطلاح قديمي‌هاي فوتبال در محوطه جريمه حريف بوي گل بدهند و از هر فرصتي براي رسيدن به گل استفاده كنند به تعداد انگشتان يك دست هم نمي‌رسد.

علي كريمي پس از 21 هفته در حالي بهترين گلزن لقب گرفته است كه در تعدادي از مسابقه‌ها اصلا مهاجم نبوده و در پست‌ هافبك نفوذي به ميدان رفته است. ضمن اين‌كه به ثمر رساندن 11 گل در طول 21 هفته آمار قابل توجهي براي بهترين گلزن نخواهد بود. در همين ليگ برتر مهاجماني هستند كه با مبالغ كلان خريداري شدند، اما حتي به اندازه يك بازيكن درجه دوم كارايي نداشتند و بيشتر هفته‌ها را از روي نيمكت نظاره‌گر تلاش تيمشان بودند يا به عنوان ذخيره به ميدان رفتند.

برخي بازيكنان هم مثل محسن خليلي و آرش برهاني با وجود استعدادي كه در گلزني دارند به دلايل مختلف نتوانستند انتظارها را برآورده كنند و هرگز چهره يك مهاجم شش‌دانگ و فرصت‌طلب را به نمايش نگذاشتند. علت اين ضعف و افت را بايد در تغيير روش باشگاه‌ها طي چند سال اخير جستجو كرد.

در طول اين سال‌ها باشگاه‌ها بيشتر مصرف‌كننده بودند تا توليدكننده. با اين شيوه، سازندگي در پست‌هاي مختلف بخصوص دروازه‌باني و خط حمله كه آموزش‌هاي تخصصي مي‌خواهند به فراموشي سپرده شد، در حالي كه شايد اگر تيمي از هزينه خريد يك مهاجم، صرف تربيت بازيكنان با استعداد در گلزني مي‌كرد نتيجه‌اي به مراتب بهتر از اين به دست مي‌آمد.

زماني در تيم ملي فوتبال ايران آنقدر مهاجم خوب بود كه مربي براي انتخاب بهترين‌ها دچار دردسر مي‌شد. همايون بهزادي، حسين كلاني، صفر‌ايرانپاك، حسن روشن، غلامرضا فتح‌آبادي، ناصر محمدخاني، عبدالعلي چنگيز، غلامحسين مظلومي، مسعود مژدهي و بسياري نام‌هاي ديگر در دهه 50 و اوايل 60 خط حمله ايران را تماشايي كرده بودند. اواخر دهه 60 و اوايل 70 هم فرشاد پيوس سرآمد تمام مهاجمان بود؛ كسي كه بزرگان فوتبال مي‌گفتند هيچ‌كس بهتر از او چارچوب را نمي‌شناسد و يك تمام‌كننده واقعي مقابل دروازه حريفان بود. چيزي كه بيشتر مربيان تيم‌هاي حاضر در ليگ برتر هنگام شكست يا تساوي از نداشتن آن مي‌نالند و نداشتن يك مهاجم آماده و فرصت‌طلب را مهم‌ترين دليل ناكامي‌هاي خود برمي‌شمارند.

اما براي متوقف كردن اين سير نزولي چه بايد كرد؟ وظيفه كيست كه در راه تربيت و آماده‌سازي مهاجمان فوتبال و پرورش نسلي تازه در خط حمله گام بردارد؟ آيا ادامه اين روند تماشاگران فوتبال كشورمان را كه هميشه به دنبال تماشاي ديداري هجومي و پرگل هستند، دلزده نمي‌كند؟ كارشناسان معتقدند براي رهايي از اين وضعيت علاوه بر صرف هزينه و وقت، همكاري فدراسيون فوتبال، باشگاه‌ها و هيات فوتبال استان‌ها لازم است.


همه دنبال گلزن حاضر و آماده هستند
حميد درخشان بي‌توجهي به سازندگي را مهم‌ترين دليل فقر مهاجم كارآمد در فوتبال مي‌داند و به جام‌جم مي‌گويد: سازندگي بازيكن در باشگاه‌ها رونق خود را از دست داده است. همه دنبال پيدا كردن مهاجم آماده هستند و نمي‌خواهند روي تيم‌هاي پايه خودشان سرمايه‌گذاري كنند تا بازيكن بسازند.

وي ادامه مي‌دهد: به نظر من در تيم‌هاي بزرگ در هر دهه يك مهاجم خلاق ظهور كرده كه ذاتا گلزن بوده و شم گلزني داشته است. اين اتفاق در دهه 40، 50، 60 و حتي 70 بيشتر در پرسپوليس و استقلال رخ داد، اما در دهه 80 چنين بازيكني نداشتيم كه البته فكر مي‌كنم به تغيير ديدگاه‌ها در فوتبال و همان ضعف سازندگي برمي‌گردد.

درخشان مي‌گويد: البته در مورد بعضي بازيكنان مهاجم كوتاهي مي‌شود،‌مثلا محسن خليلي فاكتورهاي لازم براي استثنا بودن را داشت،‌اما پس از مصدوميت درست از او استفاده نشد و اعتماد به نفس‌اش را از دست داد. در مجموع براي تربيت مهاجم تمام عيار و شش‌دانگ بايد تخصصي كار كرد، چون اين پست واقعا تخصص روز مي‌خواهد و اگر چنين شرايطي باشد مهاجمي تربيت مي‌شود كه به درد تيمش بخورد و در شرايط سخت ناجي تيم باشد.


به مسائل روحي رواني مهاجمان توجه نمي‌شود
عبدالعلي چنگيز به شيوه تمرين‌ مهاجمان در ايران اشاره مي‌كند و مي‌گويد: اگر مهاجم فقط به سمت دروازه شوت بزند كاري از پيش نمي‌برد. وظيفه مدافع و مهاجم خيلي باهم فرق مي‌كند. اگر مدافع توپ را دفع كند همه راضي هستند چون او به وظيفه‌اش عمل كرده است،‌ اما مهاجم علاوه بر در اختيار گرفتن توپ بايد چارچوب را بشناسد، خوب ضربه بزند، جايگيري كند و حتي مدافع را با خلاقيت جا بگذارد. در كشور ما ضعف‌هاي علمي در پرورش مهاجمان مشاهده مي‌شود.

وي ادامه مي‌دهد: براي يك مهاجم، شرايط روحي و رواني و اعتماد به نفس در زدن ضربات آخر خيلي مهم است، در حالي كه در فوتبال ما از كلاس‌هاي روان‌شناسي و جامعه‌شناسي ورزشي استفاده نمي‌شود و همه از اهميت آن غافل هستند. با درنظرگرفتن مقدماتي ساده و ابتدايي از بسياري از مهاجماني كه حالا در ليگ حاضر هستند و نمي‌توانند انتظارات را برآورده كنند، مي‌توان بازيكنان فرصت‌طلب و توانايي ساخت و نمي‌شود بازيكن را به حال خود رها كرد و انتظار گلزني خارق‌العاده‌ داشت. تمرين مهاجم بايد اختصاصي باشد تا نتيجه بهتري به‌دست بيايد.


بايد به مدارس فوتبال توجه كرد
حسن روشن اين افت را به تمام فوتبال ايران گسترش مي‌دهد و خط حمله را جزئي از آن مي‌‌داند. وي ادامه مي‌دهد: ساختار مدارس فوتبال در ايران از پايه كج است، در تهران و شهرستان‌ها برخي مدارس فوتبال كه اتفاقا از سوي آدم‌هاي درست و خوبي اداره مي‌شوند، هزينه‌هاي هنگفتي دارند، براي گرفتن زمين تمرين و تامين مخارج با دردسر روبه‌رو هستند و همين مساله،‌ كار را سخت مي‌كند. در فوتبال دو پست به آموزش تخصصي ويژه نياز دارد، اول دروازه‌‌باني،‌ بعد مهاجم. در گذشته هم همين‌طور بود. تمرينات خاصي را براي مهاجمان در نظر مي‌گرفتند، حتي مدافعان كه ميل به حمله داشتند و به گلزني علاقه نشان مي‌دادند،‌در اين تمرينات شركت مي‌كردند تا در وقت نياز به خط حمله اضافه شوند.
تيم ملي و تيم‌هاي باشگاهي ليگ برتر آيينه تمام‌نما از فوتبال ايران هستند كه از آغاز دهه 80 در زمينه تربيت مهاجمان آماده، گلزن و فرصت‌طلب سير نزولي را در پيش گرفته است

روشن مي‌افزايد: الان هيچ برنامه ويژه و خاصي در تمرينات دنبال نمي‌شود،‌ با احترام به تمام مربيان بايد گفت فوتبال ما از بي‌برنامگي رنج مي‌برد، ضعف باشگاه‌ها در ليگ برتر هم به رده‌هاي پايه برمي‌گردد، در مدارس فوتبال امكانات نيست، به نونهالان، نوجوانان و جوانان بها داده نمي‌شود، اگر در اين رده‌هاي سني امكانات براي مربيان فراهم شود،‌ اجاره زمين سنگين نباشد،‌ حقوق بازيكن و مربي درست پرداخت شود؛ مربي هم دلسوزي نشان مي‌دهد و‌بازيكن انگيزه پيدا مي‌كند.‌ در فوتبال ايران استعداد بين مهاجمان خط حمله زياد است چون اصولا فوتبال ما برپايه‌ريزي هجومي و تماشاگرپسند بنا شده، بايد از اين سرمايه‌ها بدرستي بهره ببريم.


فدراسيون فوتبال سازندگي را رها كرده است
محمود ياوري تيم ملي را فرزند ليگ مي‌داند و معتقد است اين مادر توجه خاص مي‌خواهد كه الان چنين توجهي وجود ندارد. وي به «جام‌جم»‌مي‌گويد: ما در سطح زيربنايي فوتبال متاسفانه ضعف داريم، فدراسيون فوتبال دو، سه سال است كه سازندگي در همه پست‌ها را در رده‌هاي سني بالاي 8 سال رها كرده است، كريم انصاري‌فرد، احسان حاج‌صفي و خيلي‌هاي ديگر محصول كار علمي حداقل 10 سال قبل هستند، اما حالا كار علمي كمتر انجام مي‌شود. همه چيز به سازمان تيم‌هاي ملي واگذار شده؛ در حالي كه اين اشتباه است، تيم ملي بايد از باشگاه‌ها تغذيه شود، تيم‌ ملي فرزند ليگ است و اين مادر بايد با توجه به تيم‌هاي پايه قوي و قوي‌تر شود كه متاسفانه به خاطر همين بي‌توجهي‌ها مسيري فرسايشي دارد كه به عقب حركت مي‌كند و وضعيت مهاجمان كه هيچ، وضع كل فوتبال ما با اين روند بدتر از اين هم مي‌شود.

وي ادامه مي‌دهد: شما به آبادان كه مي‌رويد، شور و حالي را بين فوتباليست‌ها مي‌بينيد كه نظير ندارد، استعداد بازيكنان مهاجم واقعا بالاست، در زمين‌هاي خاكي چشم بسته دروازه را پيدا مي‌كنند و گل مي‌زنند اما بدون برنامه جلو مي‌روند، آموزش نمي‌بينند و مثل نهالي كه به حال خود رها شود، خشك مي‌شوند و از بين مي‌روند.


مبلغ قرارداد بازيكنان نامتعارف است
ياوري كه سال‌ها در اين فوتبال تجربه دارد، عامل ديگر را هم دركارايي پايين مهاجمان مهم مي‌داند. او تصريح مي‌كند، فرهنگ قرارداد بازيكنان با باشگاه‌ها فرهنگ صحيحي نيست، متاسفانه ما در اين زمينه لجام گسيخته به سمت ولخرجي‌هاي نامتعارف پيش مي‌رويم و نتيجه اين مي‌شود كه يك بازيكن 10 برابر فعاليت خود پول مي‌گيرد و تازه براي هر گل برايش پاداش هم تعيين مي‌شود، معلوم است كه يك مهاجم در چنين شرايطي مثل سال‌هاي دور براي گل زدن و شادي مردم از هوش خود بهره‌ نمي‌برد و حواسش جاي ديگر است.


مهاجمان تحرك لازم را ندارند
اما فرشاد پيوس كه بهترين گلزن دوران خود بوده است، درباره وضعيت كنوني مهاجمان مي‌گويد: بزرگ‌ترين عيب مهاجمان در شرايط فعلي اين است كه ساكن هستند و جابه‌جايي لازم را در محوطه جريمه حريف ندارند، مهاجمان بايد براي اين كه وضعيت بهتري پيدا كنند، اول از همه بايد خودشان به فكر خود باشند و كار اختصاصي انجام دهند، مهاجم بايد علاوه بر ساعتي كه با تيم تمرين مي‌كند، تمرين اختصاصي هم داشته باشد، هرگلزن بايد حداقل روزي يك ساعت به سمت دروازه شوت بزند، جايگيري را تمرين كند و چارچوب را بخوبي بشناسد. الان كمتر مهاجمي است كه اين وقت را صرف كند.


بازيكنان به تمرين تن نمي‌دهند
ناصر ابراهيمي مشكل گلزنان فعلي را تن ندادن به تمرينات سنگين عنوان مي‌كند و به «جام‌جم» مي‌گويد؛ اگر بخواهيد گلزنان امروز را با زمان ما مقايسه كنيد به فشار تمرينات مي‌رسيد، آن زمان هيچ‌كس از تمرين خسته نمي‌شد، همه با عشق و علاقه تمرين مي‌كردند و فقط براي انجام وظيفه به روزي 2 ساعت تمرين اكتفا نمي‌كردند، الان فرهنگ 2 نوبت تمرين در روز بين بازيكنان ما جا نيفتاده است چه برسد به تمرينات اختصاصي، همان طور كه پيش از اين بارها گفتم الان سال‌هاست كه علي كريمي تنها پديده فوتبال است چون فوتبال مثل گذشته، رونق ندارد، اگر به جواناني كه استعداد دارند؛ توجه شود و از آن طرف بازيكنان هم به تمرينات تن بدهند؛ ستاره‌هاي زيادي خواهيم داشت، ولي الان هم تيم ملي و هم تيم‌هاي باشگاهي از نبود مهاجماني قابل و گلزن رنج مي‌برند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟