پارادوکسی بزرگ و ملی به نام «شورای شهر تهران»!
به رغم تأکیدات مأکد قانونگذار بر حق و حقوق ساکنان شهرها و روستاها و دایر شدن پارلمانهای روستایی و شهری، درست بیخ گوش پایتخت، شمار زیادی از هموطنانمان از این حق و حقوق قانونی خود محرومند!به گزارش «تابناک»؛ کافی است لغت «محروم» را به زبان بیاوری تا ذهنها روانه گوشه و کنار کشورمان شود؛ مناطقی کم برخوردار که رد آسیبهای فراوانی را به تصویر میکشند و درد و محنت رفته بر ساکنانشان هویداست؛ اما آیا محرومیت مختص نقاط دور از مرکز یه به عبارت رایجتر، «دورافتاده» است؟
نیم نگاهی به حومه تهران، کافی است تا به پاسخ قاطعی برای این پرسش برسیم. مناطقی بسیار محروم که نمیتوان دورافتاده لقبشان داد و دلیل محرومیت شان را در دلایلی از این دست جست، بلکه عمده دلیل حال و روز وخیمشان، کوتاهی و قصور مسئولان است؛ قصور مسئولانی که حتی توان دیدن زشتیهای دور و اطراف خودشان را هم ندارند، چه برسد به آسیبهای مناطق دور دستتر!
این را میشود از سرکشی به محلات شهرری در جنوب تهران دریافت؛ شهری که در گذشتههای دور کانون تمدنی در مشرق زمین محسوب میشد، اما اکنون گرد محرومیت سر و روی آن را فراگرفته و به شدت نیازمند حمایت و رسیدگی فوری است؛ محرومیتی که بعید است به این زودیها رفع شود!
رفع محرومیت شهرری از این رو بعید به نظر میرسد که میبینیم حتی ابتداییات قانونی درباره آن به اجرا درنمیآید و برخلاف دورترین روستاها و شهرهای کشور از پایتخت، این شهر چسبیده به پایتخت حتی از داشتن شورای شهر نیز محروم است. انگار نه انگار که خیلی پیشتر از آنکه قانونی وجود داشته باشد، حیات در ری جریان داشته و همه چیز در بطن آن قاعدهمند بوده است.
البته در ظاهر این گونه نیست که شهرری شورا نداشته باشد، بلکه جزئی از تهران محسوب شده و شورای آن، شورای شهر تهران معرفی میشود، اما مگر میشود شهری از منظر تقسیمات کشوری مستقل باشد، اما شورای شهر آن با شورای شهری دیگر یکی باشد؟ آن هم اشتراک با کلانشهری که با انبوه مشکلات ریز و درشت دست به گریبان است؟!
محرومیت شهرری از رکن شورا در حالی ندید گرفته شده و با توجیههایی مانند یکی بودن شورای آن با شورای تهران سرپوش گذاشته میشود که شهرری دارای فرمانداری مستقلی است و از منظر سیاسی، هیچ ارتباطی با شهر تهران ندارد و به نوعی همسنگ آن به حساب میآید؛ دو شهر که همسایه هستند و هر دو در استان تهران قرار دارند.
استقلالی که عملا در مقوله شورا ندید گرفته شده است، به ویژه اگر بدانیم شورای شهر تهران، شورای شهرهای تهران و ری نیست و از موطن رازی و کهن شهر باستانی کشورمان اثری در نام و عنوان آن به چشم نمیخورد. پارادوکسی که ثابت میکند ری شورا ندارد که اگر غیر از این بود، نامش در شورای شهر تهران لحاظ میشد.
اشکالی بزرگ که جا دارد رفع آن در دستور کار دولتمردان و مجلس قرار گیرد و چه با دایر کردن شورایی مستقل برای ری و چه با درج نام آن در پایان نام شورای شهر تهران، مشخص شود که مسئولیت معضلات و مشکلات فراوانی که گریبان شهروندان ری را گرفته با چه کسانی است؛ مسئولیتی که مشخص شدن مسئول آن، نخستین گام برای انجامش است.
اتفاقی که اگر رخ دهد، تازه ابتداییات قانونی در خصوص شهر چسبیده به پایتخت به اجرا درآمده است، نه بیشتر. شهری که سال هاست زیر سایه تهران گم شده و اندک توجهی به مشکلات پرشمار آن معطوف نمیشود، تا نتیجه، فاصله بزرگ شکل گرفته میان تهران و شهر همسایه جنوبی اش باشد.
همسایهای که از فرط نزدیک افتادگی (مقابل دورافتادگی) دیده نمیشود و در نتیجه دیده نشدن، محروم مانده است؛ خطهای که روزگاری تهران قریهای چسبیده به آن محسوب میشد و حالا پایتختی است که سهم همسایگی اش با شهرری را هم ادا نمیکند.
این ها هم یخوان کشور ری را تشکیل بدهند.




