دوباره جمجمه دایی، سیبل متحرک فوتبال
کنار گذاشتن علی دایی به بدترین شکل ممکن از سرمربیگری تیم ملی فوتبال، به زعم عدهای پایان فعالیتش در عرصه مربیگری حداقل برای پنج سال بود اما او علیرغم سایه – روشنهایی که پیرامون حضورش در فضای انتخابات ریاست جمهوری مطرح میشد، به سهولت به صحنه بازگشت تا یک بار دیگر بخش اعظمی از اعتبار باقی ماندهاش هزینه شود و او دست به ریسکی بزرگ با این سرمایه بزند؛ ریسکی که حکم چاقوی دو لب را دارد و به همان میزان که میتواند منجر به بازسازی چهرهاش در سطح افکار عمومی شود، میتواند زمینهساز ناامیدی بخش دیگری از باور عمومی نسبت به توانمندیهایش در این عرصه شود.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ انتصاب شتابزده علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال با اقبال عمومی مواجه شد و اکثر رسانههای گروهی از این انتخاب استقبال کردند اما در همان فضا که با واسطه جو شکل گرفته منتقدین نیز با محافظهکاری از ضعفهای سرمربی کم تجربه تیم ملی سخن به میان میآوردند، تابناک بی رحمانه نقدی را بر شرایط و باید و نبایدهای متصوره برای شهریار فوتبال ایران نوشت که با واکنش برخی محبینش همراه شد.
با گذشته ماهها و روند حرکتی سرمربی جدید، بر همگان مشخص شد دایی دقیقاً از همان نقاط ضربه خورد و در صورتی که به این دیدگاهها که جمعبندی از نظرات منتقدان و حامیانش بود، شرایط متفاوتی رقم میخورد و شاید امروز تیم ملی فوتبال ایران خود را برای سفر به آفریقای جنوبی در شرایطی که کاپیتان سابق تیم ملی و سرمربی مقتدری را روی نیمکت داشت، مهیا میساخت لکن دریغ که روحیه نقدپذیری دایی به نرمی نگرایید و هر روز فاصله میان او و منتقدانش با شکاف وسیعتری همراه شد.

آستانه تحمل پایین که خود یکی دیگر از مشکلات دایی بود، در برخورد حداقل به ظاهر منتقدناپذیر دایی بیتاثیر نبود ولی این آستانه تحمل دامنهاش به همین جا ختم نمیشد و او در مواجهه با برخی بازیکنان تیم ملی برخوردهای رسانهای یا رودررویی داشت که به کنار گذاشتن یا کناره گرفتن برخی از باتجربهها و کلیدیها روبرو شد که از همین نقطه ضربه خورد و شاید اگر من باب مثال بازیکنی چون علی کریمی در شرایظی که مشخص بود چه بر او گذشته، علی رغم آشتیهای نمایشی از تیم ملی وداع نمیکرد و چند گل بیشتر با این پیراهن ایران به ثمر میرساند، شرایط به گونهای دیگر بود و اکنون افسوس فرصتهای از دست رفته در مسیر جام جهانی را نمیخوردیم.
دوشغله بودن دایی و حضور همزمانش در سایپا شاید تنها مشکلی بود که به رفعش به طور کامل پرداخت و در یکی از دو جبهه فعالیتش را ادامه داد. جوانگرایی شعاری بود که دایی محور فعالیتهایش قرار داد اما این جوانگرایی اختیاری به واسطه مقطع زمانی که بدان دست زده شد، نتیجه نهایی مثبتی نداشت و تحت الشعاع نتایح حاصله قرار گرفت و تنها راهکاری شد برای مقابله با جاده یک طرفهای که میان او و باشگاهها بود و برخی بازیکنان باتجربهشان را به تیم ملی نمیدادند یا با سنگاندازی چنین میکردند.
دایی هماینک با برخی از همین رشته دغدغهها سرشاخ است و بازیکن سابق این تیم در هنگامهای مجدداً به میانه میدان در مجادله با نقادان اختصاصیاش فرستادهاند و او نیز در ریسکی بزرگ برای اعاده حیثیت، تنها و بهترین گزینه پیش رو را پذیرفته که همچنان برخی از این ضعفها وجود دارد و امکان دارد از همین نقاط ضربات بدی را متحمل شود و لطمات جبران ناپذیری بدتر از آنچه در تیم ملی بر سرش آمد، متوجهاش شود.

اما این تنها مشترکات نیست و او علاوه بر این در این مدت نه تنها بر دانش آکادمیاش نیافزوده که حتی در شیوه رفتارش با منتقدین در شرایط سخت هم تجدیدنظر جدی نکرده است. منتقدان نیز با توجه به عدم تغییر در کیفیتی که از علی دایی سراغ داشتند و با عنایت به آنکه اوضاع کنونی پرسپولیس تنها به مربی مرتبط نمیشود و شرایط تیمی و بازیکنان نیز تاثیرات چشمگیری در نتایج حاصله دارد، بعید نمیدانند فرصت به گلوله بستن سرمربی جدید که خواهان فراوانی دارد، فراهم آید.
سپر بلای مستحکمی به نام شهریار یک بار دیگر میتواند به جای برخیها فحش بخورد و شاید این مهمترین دلیل باشد تا علی رغم فضایی که خرداد ماه گذشته در آن به سر میبرد، دوباره به صحنهگردان اصلی بدل شود و در موقعیتی که امکان رسیدن پرسپولیس به قهرمانی اندک است، او جورکش برخی تصمیمات غلط از جمله استخدام مربی متهم به دائمالخمری و بازیکنان گرانقیمت و فاقد بار فنی شود. دوباره جمجمه دایی، سیبل متحرکی در جهت افزایش فروش روزنامهها باشد و تنها این قاعده زمانی تغییر خواهد کرد که دایی تجدیدنظری سریع در ویژگیهای تغییرناپذیرش و همین طور شرایط پرسپولیس در جدول ردهبندی لیگ برتر با تحصیل پیروزیهایی داشته باشد؛ اتفاقی با امکان وقوع اندک.



