ورزشی »
از بیاخلاقی تا جاسوسی؛
خارجیهای ورزشی در ایران هر کاری میکنند
"مالهکشی" لفظی است که همواره شیوه برخی مسئولان در مواجهه با این معضل و هنگام علنی شدنش، قابل بکارگیری است و هیچگاه برخورد ریشهای با این معضل به عمل نیامده است اما قطعاً اگر همچون شرب خمر در پی برخورد با اشخاصی که حول و حوش خارجیها دست به فراهم کردن این مسائل میزنند، نبود، زمانی نامعلوم اتفاقی خواهد افتاد که همه نادیده گرفتنها را مقابل چشمانمان رژه خواهد راند.
کد خبر: ۷۳۸۰۷
| | 15102 بازدید
اخراج دو بازیکن آمریکایی یکی از تیمهای بسکتبال به دلیل مسائل غیراخلاقی از ایران، بار دیگر یک دغدغه کهنه را تازه کرد و آن میزان نظارت بر سفر ورزشکاران خارجی تحت عناوین مختلف به ایران و فعالیتهایی است که در دوره اقاماتشان در تهران انجام میدهند؛ فعالیتهایی که در اغلب اوقات بخش تاریک آن توسط مسئولان ورزشی ایران به رسم مهمانوازی نادیده گرفته شده یا تلاش شده بدون رسانهای شدن، رفع و رجوع پیدا کند اما همواره یک پرسش اساسی وجود داشته و اینکه این اوضاع تا چه زمان اینچنین باید ادامه داشته باشد و آیا واقعاً این نیمه تاریک به تخلفات کوچک خلاصه میشود؟
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ حضور تیمهای ملی و باشگاهی سایر کشورها در ایران از سالهای دور، حواشی خاص خود را به همراه داشته که گستردگی حضور این تیمها برای شرکت در مسابقات جهانی یا قارهای و یا رویدادهای دوستانه و تدارکاتی که به میزبانی کشورمان برگزار میشده، بر این حواشی افزوده است، به دلیل آنکه کنترل اعضاء این تیمها را برای میزان دشوارتر ساخته است. با این حال از این دشوارتر نیز شرایطی وجود دارد و آن نظارت بر رفتار خارجیهایی است که تحت عنوان مربی و ورزشکار برای حضور در لیگهای حرفهای فوتبال، بسکتبال، والیبال و کشتی مدت زمانی از سال را در ایران میگذرانند.
این معضلات اگرچه تنها در نگاه اول یادآور همان بیاخلاقیهایی است که اخیراً منجر به اخراج دو بازیکن بسکتبال شده اما نگاهی عمیقتر به حداقل یک دهه حضور این ورزشکاران و مربیان در ایران، موارد متعددی را نشان میدهد که هیچگاه در یک طبقهبندی مشخص مورد بررسی و برنامهریزی برای رسیدگی قرار نگرفته است. مشکلاتی که میتواند حتی شرایط کشور را نیز تحتالشعاع خود قرار دهد اما امان از عدم وجود تدبیری برای سامان بخشیدن به این اوضاع.
خارجی مثل مهاجر افغانی
سادهترین مشکلی که دوسویه بوده و به همان میزان که خارجیها را اسیر خود میسازد، در بلند مدت برای مسئولان ایران نیز دردسرساز میشود، بحث اقامت این چهرههای ورزشی است که عموماً مسئولان فدراسیونها یا باشگاهها زمینهاش را فراهم میسازند اما گاهی نیز فراموش میکنند که اقامت مربی یا بازیکنانشان را تمدید نمایند و اینچنین است که روزانه جریمه میشوند و همان برخوردی با باشگاه و بازیکن میشود که با مهاجرین افغانی صورت میپذیرد و به واسطه حضور مربی پس از پایان دوره مجوزش، به شکل روزانه جریمه میشود. این نوع برخورد از آنجا شکل میگیرد که هنوز مکانیزم خاصی برای اقامت و تمدید اقامت ورزشیهای سایر کشورها در ایران در نظر گرفته نشده است.
تعیین محدوده جغرافیایی فعالیت برای مربیان و بازیکنان و صدور مجوز فعالیت در ایران بر مبنای قرارداد ایشان با فدراسیونها و باشگاههای داخلی در عوض صدور ویزا و مجوزهای مدتدار اقامت و فعالیت، جزو مواردی است که میتواند به شکل قابل توجهی از این ناهماهنگیها بکاهد. بدون شک این طرز برخورد نه در شان بازیکنان و مربیانی است که میهمان ایران هستند و نه در شان مسئولانی است که قرار است برای مدتی میزبان این گروه باشند و از خدمات فنی ایشان در داخل میدان یا کنارههای زمین مسابقه بهره ببرند.
جایی برای شرب خمر
بخش قابل توجهی از بازیکنان و عمده مربیانی که برای مسابقه به ایران سفر میکنند، پیرو دین مسیحیت هستند و بر این اساس انتظار دارند در ایران نیز یک تفریح خوراکیشان را داشته باشند! مشروبات الکلی نوشیدنی است که خارجیها به خصوص در سطح باشگاهها طلب میکنند و کم شنیده نشده که در سالهای اخیر یک مدیر برای تامین مشروب مربیاش به چه کارها که دست نزده است و در عین حال که خود میان مدیران با وجدان و موم
ن بوده اما سراغ ساقی را گرفته تا مربیاش بهانهای نداشته باشد.
اگرچه در قراردادهایی که با بازیکنان و مربیان منعقد میشود همواره التزام به قوانین جمهوری اسلامی ایران به عنوان بندی ضروری ذکر میشود اما واقعیت آن است که اتفاقات اینچنینی نیز کم به وقوع نمیپیوندد و حتی وقتی مربیان و بازیکنان از مدیران باشگاه یا فدراسیون متبوعشان ناامید میشوند، به مدیربرنامههایشان پناه میبرند که آنها نیز عادت ندارند کسی را بیپناه بگذارند و جایی برای شرب خمرشان مهیا میکنند.
در این بین کمتر موردی از مشاهده مستی بیش از حد مربیان و بازیکنان در معابر و محیطهای عمومی مشاهده شده و معمولاً این رفتارها در منازل ایشان و یا محافل خصوصی از جمله میهمانیهایی انجام میشود که برخی اوقات تصاویر یا فیلمهایی از آن به بیرون درز میکند یا به نهادهای نظارتی میرسد و عمدتاً نیز برای مرتکبین اتفاق خاصی نمیافتد، مگر آنکه موضوع به شکل بدی رسانهای شده باشد.
فرصتی برای روابط نامشروع
بخش قابل توجهی از این عده را که بازیکنان و عمدتاً نیز بازیکنان فوتبال تشکیل میدهند، مجرد به ایران سفر میکنند و اندکی از ایشان با همسرشان راهی کشورمان میشوند و اینچنین است که این عده در یک دوره میان مدت یا بلندمدت نیازمند مسائلی میشوند که فراهم کردنش به سادگی یک شیشه مشروب نیست اما برای اطرافیان این مربیان یا بازیکنان کار دشواری نیز تلقی نمیشود و با یک صد دلاری میتوان رفع و رجوعش کرد و این اتفاق تلخی است که متاسفانه به شغل معدودی از اشخاص نیز تبدیل گشته است.
فراهم سازی فرصتی برای روابط نامشروع خارجیها در ورزش ایران، مسئلهای است که از گذشتههای دور وجود داشته و مربوط به دیروز و امروز نیست اما همگان هراس دارند، آن را بشکافند و تبعاتی که این مسئله به همراه داشته و اخراج این دو آمریکایی نیز میتواند از آن دست باشد را برشمرند.
"مالهکشی" لفظی است که همواره شیوه برخی مسئولان در مواجهه با این معضل و هنگام علنی شدنش، قابل بکارگیری است و هیچگاه برخورد ریشهای با این معضل به عمل نیامده است اما قطعاً اگر همچون شرب خمر در پی برخورد با اشخاصی که حول و حوش خارجیها دست به فراهم کردن این مسائل میزنند، نبود، زمانی نامعلوم اتفاقی خواهد افتاد که همه نادیده گرفتنها را مقابل چشمانمان رژه خواهد راند.
کلاهی که میگذارند و میروند
کلاهبرداری و یا عدم عمل به قرارداد بدون پرداخت ضرر و زیان به کرات توسط ورزشکاران و مربیان خارجی اتفاق افتاده و در بسیاری از اوقات، نقص قرارداد باعث شده دست باشگاهها و فدراسیونها به جایی بند نباشد و خارجیها که فعلاً در ایران هر کاری بخواهند میکنند، به ریش مدیرانی که توان عقد یک قرارداد استاندارد را ندارند، میخندند و اینچنین سالیانه صدهاهزار دلار از کف ورزش ایران میرود.
البته این بخشی از این کلاهبرداری است که مربیان و بازیکنان خارجی هوشیاری در عقد قرارداد و یا عناوین اینچنینی بر آن میگذارند و به واقع این کلاهبرداری بعد دیگری نیز دارد که در موارد معدودی به وقوع پیوسته است. خرید برخی کالاهای گرانقیمت همچون طلا و جواهرات با پیشپرداخت و عدم پرداخت مابقی رقم کالای گرانقمیت به واسطه سفر وطن و یا دریافت ارقامی تحت عنوان قرض و وام و عدم بازپرداخت این ارقام در مدت حضور در ایران برخی از اتفاقاتی که از سوی همین خارجیها به وقوع پیوسته اما نسبت به موارد اخلاقی به مراتب اندک بوده است.
آنچه بیناترین چشمها هم نمیبیند
چه کسی در پی آن است که ببیند بازیکن خارجی تیم لیگ برتری با چه کسی به میهمانی میرود یا چه کسی را به منزلش دعوت میکند یا با چه کسانی در ایران در تماس است؟ آیا نظارت جدی بر تعاملات و رفت و آمدهای چند صد نفر خارجی که در ورزش ایران تحت عنوان مربی و بازیکن فعالیت دارند، وجود دارد؟ پاسخ منفی است. آیا این اشخاص میتوانند در نقش یک جاسوس ظاهر شوند؟ پاسخ مثبت است. اگرچه تعمیم نگاه امنیتی در این حوزه مطلوب نیست اما توسعه نظارت بر این اشخاص نه صرفاً برای جلوگیری از معضلات اخلاقی، بلکه برای مقابله با مشکلات اینچنینی یک ضرورت است که متولیان امر تا حدود زیادی از آن غافل شدهاند.
در حال حاضر یکی از اقشار خارجیای که کمترین پوشش نظارتی با نگاه امنیتی نسبت به آنها وجود دارد و اتفاقاً با بسیاری از مسئولان کشورمان -در صورت حضور در تیمهای ملی یا باشگاهی صاحب نام- در مراسمات مختلف ارتباط برقرار میکنند، همین مربیان هستند و این یعنی فرستادن جاسوس به ایران تحت عنوان مربی و بازیکن، یعنی یک فرصت ویژه برای کسب اطلاعات بدون آنکه نهادهای نظارتی با سوءظن و تحت عنوان سوژه با بازیکن یا مربی برخورد داشته باشند. این همان معضلی است که حتی بیناترین چشمها هم در این سالها به خوبی ندیده و هنوز نمیبیند. بدین لحاظ انتظار میرود علاوه بر مسائل مالی و اخلاقی، معضلات امنیتی نیز مورد توجه قرار گیرد و گستره نظارت بر این بخش توسعه پیدا کند تا کشور روزی از همین نقطه ضربه نخورد.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ حضور تیمهای ملی و باشگاهی سایر کشورها در ایران از سالهای دور، حواشی خاص خود را به همراه داشته که گستردگی حضور این تیمها برای شرکت در مسابقات جهانی یا قارهای و یا رویدادهای دوستانه و تدارکاتی که به میزبانی کشورمان برگزار میشده، بر این حواشی افزوده است، به دلیل آنکه کنترل اعضاء این تیمها را برای میزان دشوارتر ساخته است. با این حال از این دشوارتر نیز شرایطی وجود دارد و آن نظارت بر رفتار خارجیهایی است که تحت عنوان مربی و ورزشکار برای حضور در لیگهای حرفهای فوتبال، بسکتبال، والیبال و کشتی مدت زمانی از سال را در ایران میگذرانند.
این معضلات اگرچه تنها در نگاه اول یادآور همان بیاخلاقیهایی است که اخیراً منجر به اخراج دو بازیکن بسکتبال شده اما نگاهی عمیقتر به حداقل یک دهه حضور این ورزشکاران و مربیان در ایران، موارد متعددی را نشان میدهد که هیچگاه در یک طبقهبندی مشخص مورد بررسی و برنامهریزی برای رسیدگی قرار نگرفته است. مشکلاتی که میتواند حتی شرایط کشور را نیز تحتالشعاع خود قرار دهد اما امان از عدم وجود تدبیری برای سامان بخشیدن به این اوضاع.
خارجی مثل مهاجر افغانی
سادهترین مشکلی که دوسویه بوده و به همان میزان که خارجیها را اسیر خود میسازد، در بلند مدت برای مسئولان ایران نیز دردسرساز میشود، بحث اقامت این چهرههای ورزشی است که عموماً مسئولان فدراسیونها یا باشگاهها زمینهاش را فراهم میسازند اما گاهی نیز فراموش میکنند که اقامت مربی یا بازیکنانشان را تمدید نمایند و اینچنین است که روزانه جریمه میشوند و همان برخوردی با باشگاه و بازیکن میشود که با مهاجرین افغانی صورت میپذیرد و به واسطه حضور مربی پس از پایان دوره مجوزش، به شکل روزانه جریمه میشود. این نوع برخورد از آنجا شکل میگیرد که هنوز مکانیزم خاصی برای اقامت و تمدید اقامت ورزشیهای سایر کشورها در ایران در نظر گرفته نشده است.
تعیین محدوده جغرافیایی فعالیت برای مربیان و بازیکنان و صدور مجوز فعالیت در ایران بر مبنای قرارداد ایشان با فدراسیونها و باشگاههای داخلی در عوض صدور ویزا و مجوزهای مدتدار اقامت و فعالیت، جزو مواردی است که میتواند به شکل قابل توجهی از این ناهماهنگیها بکاهد. بدون شک این طرز برخورد نه در شان بازیکنان و مربیانی است که میهمان ایران هستند و نه در شان مسئولانی است که قرار است برای مدتی میزبان این گروه باشند و از خدمات فنی ایشان در داخل میدان یا کنارههای زمین مسابقه بهره ببرند.
جایی برای شرب خمر
بخش قابل توجهی از بازیکنان و عمده مربیانی که برای مسابقه به ایران سفر میکنند، پیرو دین مسیحیت هستند و بر این اساس انتظار دارند در ایران نیز یک تفریح خوراکیشان را داشته باشند! مشروبات الکلی نوشیدنی است که خارجیها به خصوص در سطح باشگاهها طلب میکنند و کم شنیده نشده که در سالهای اخیر یک مدیر برای تامین مشروب مربیاش به چه کارها که دست نزده است و در عین حال که خود میان مدیران با وجدان و موم
ن بوده اما سراغ ساقی را گرفته تا مربیاش بهانهای نداشته باشد.اگرچه در قراردادهایی که با بازیکنان و مربیان منعقد میشود همواره التزام به قوانین جمهوری اسلامی ایران به عنوان بندی ضروری ذکر میشود اما واقعیت آن است که اتفاقات اینچنینی نیز کم به وقوع نمیپیوندد و حتی وقتی مربیان و بازیکنان از مدیران باشگاه یا فدراسیون متبوعشان ناامید میشوند، به مدیربرنامههایشان پناه میبرند که آنها نیز عادت ندارند کسی را بیپناه بگذارند و جایی برای شرب خمرشان مهیا میکنند.
در این بین کمتر موردی از مشاهده مستی بیش از حد مربیان و بازیکنان در معابر و محیطهای عمومی مشاهده شده و معمولاً این رفتارها در منازل ایشان و یا محافل خصوصی از جمله میهمانیهایی انجام میشود که برخی اوقات تصاویر یا فیلمهایی از آن به بیرون درز میکند یا به نهادهای نظارتی میرسد و عمدتاً نیز برای مرتکبین اتفاق خاصی نمیافتد، مگر آنکه موضوع به شکل بدی رسانهای شده باشد.
فرصتی برای روابط نامشروع
بخش قابل توجهی از این عده را که بازیکنان و عمدتاً نیز بازیکنان فوتبال تشکیل میدهند، مجرد به ایران سفر میکنند و اندکی از ایشان با همسرشان راهی کشورمان میشوند و اینچنین است که این عده در یک دوره میان مدت یا بلندمدت نیازمند مسائلی میشوند که فراهم کردنش به سادگی یک شیشه مشروب نیست اما برای اطرافیان این مربیان یا بازیکنان کار دشواری نیز تلقی نمیشود و با یک صد دلاری میتوان رفع و رجوعش کرد و این اتفاق تلخی است که متاسفانه به شغل معدودی از اشخاص نیز تبدیل گشته است.
فراهم سازی فرصتی برای روابط نامشروع خارجیها در ورزش ایران، مسئلهای است که از گذشتههای دور وجود داشته و مربوط به دیروز و امروز نیست اما همگان هراس دارند، آن را بشکافند و تبعاتی که این مسئله به همراه داشته و اخراج این دو آمریکایی نیز میتواند از آن دست باشد را برشمرند.
"مالهکشی" لفظی است که همواره شیوه برخی مسئولان در مواجهه با این معضل و هنگام علنی شدنش، قابل بکارگیری است و هیچگاه برخورد ریشهای با این معضل به عمل نیامده است اما قطعاً اگر همچون شرب خمر در پی برخورد با اشخاصی که حول و حوش خارجیها دست به فراهم کردن این مسائل میزنند، نبود، زمانی نامعلوم اتفاقی خواهد افتاد که همه نادیده گرفتنها را مقابل چشمانمان رژه خواهد راند.
کلاهی که میگذارند و میروند
کلاهبرداری و یا عدم عمل به قرارداد بدون پرداخت ضرر و زیان به کرات توسط ورزشکاران و مربیان خارجی اتفاق افتاده و در بسیاری از اوقات، نقص قرارداد باعث شده دست باشگاهها و فدراسیونها به جایی بند نباشد و خارجیها که فعلاً در ایران هر کاری بخواهند میکنند، به ریش مدیرانی که توان عقد یک قرارداد استاندارد را ندارند، میخندند و اینچنین سالیانه صدهاهزار دلار از کف ورزش ایران میرود.
البته این بخشی از این کلاهبرداری است که مربیان و بازیکنان خارجی هوشیاری در عقد قرارداد و یا عناوین اینچنینی بر آن میگذارند و به واقع این کلاهبرداری بعد دیگری نیز دارد که در موارد معدودی به وقوع پیوسته است. خرید برخی کالاهای گرانقیمت همچون طلا و جواهرات با پیشپرداخت و عدم پرداخت مابقی رقم کالای گرانقمیت به واسطه سفر وطن و یا دریافت ارقامی تحت عنوان قرض و وام و عدم بازپرداخت این ارقام در مدت حضور در ایران برخی از اتفاقاتی که از سوی همین خارجیها به وقوع پیوسته اما نسبت به موارد اخلاقی به مراتب اندک بوده است.
آنچه بیناترین چشمها هم نمیبیند
چه کسی در پی آن است که ببیند بازیکن خارجی تیم لیگ برتری با چه کسی به میهمانی میرود یا چه کسی را به منزلش دعوت میکند یا با چه کسانی در ایران در تماس است؟ آیا نظارت جدی بر تعاملات و رفت و آمدهای چند صد نفر خارجی که در ورزش ایران تحت عنوان مربی و بازیکن فعالیت دارند، وجود دارد؟ پاسخ منفی است. آیا این اشخاص میتوانند در نقش یک جاسوس ظاهر شوند؟ پاسخ مثبت است. اگرچه تعمیم نگاه امنیتی در این حوزه مطلوب نیست اما توسعه نظارت بر این اشخاص نه صرفاً برای جلوگیری از معضلات اخلاقی، بلکه برای مقابله با مشکلات اینچنینی یک ضرورت است که متولیان امر تا حدود زیادی از آن غافل شدهاند.
در حال حاضر یکی از اقشار خارجیای که کمترین پوشش نظارتی با نگاه امنیتی نسبت به آنها وجود دارد و اتفاقاً با بسیاری از مسئولان کشورمان -در صورت حضور در تیمهای ملی یا باشگاهی صاحب نام- در مراسمات مختلف ارتباط برقرار میکنند، همین مربیان هستند و این یعنی فرستادن جاسوس به ایران تحت عنوان مربی و بازیکن، یعنی یک فرصت ویژه برای کسب اطلاعات بدون آنکه نهادهای نظارتی با سوءظن و تحت عنوان سوژه با بازیکن یا مربی برخورد داشته باشند. این همان معضلی است که حتی بیناترین چشمها هم در این سالها به خوبی ندیده و هنوز نمیبیند. بدین لحاظ انتظار میرود علاوه بر مسائل مالی و اخلاقی، معضلات امنیتی نیز مورد توجه قرار گیرد و گستره نظارت بر این بخش توسعه پیدا کند تا کشور روزی از همین نقطه ضربه نخورد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ریشه اش را باید خشکاند نه اینکه هر خارجی که میاد ایران معتکف دیر بشه.
بارها در خیابان جلوی بنده را موتوری ها گرفته اند و پیشنهاد فروش آب جو داده اند پس میبینید که احتیاجی به ساقی و این حرفها نیست . آن یکی هم که فت و فراوان به یمن موبایل و پراید در همه جا موجود است.
این را دیگر شما باب کرده اید:))
خوش به حاله دلا الها ؟
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



