سرخها در نيمفصل اول؛
فراز و نشيبهاي پرسپوليس پر حاشيه
پرسپوليس در نيمفصل اول مهارت خاصي را در از ميان بردن انگيزهها داشت. پيش از شروع فصل پيشبيني ميشد زوج خليلي و آرفي كه اتفاقا هر دو در آخرين فصل حضور رويايي خود در ليگ 18 گله بودند خط حمله آتشيني براي پرسپوليس بسازند. خليلي دو فصل پيش 18 گل براي پرسپوليس زده بود و آرفي در پيام با 18 گل بهترين گلزن خارجي شده بود.
کد خبر: ۷۳۵۵۶
| | 2300 بازدید
نيمفصل اول مسابقههاي ليگ برتر فوتبال كشور با يك ديدار كمتر از حد انتظار به پايان رسيد تا كارنامه تيمهاي حاضر در اين رقابتها به جاي 17 مسابقه با 16 ديدار برگزار شده مورد ارزيابي قرار بگيرد كه اين اتفاق البته در فوتبال ما با خصوصيات منحصر به فردش اصلا چيز عجيبي نيست. به هر حال و با شرايط موجود سپاهان 31 امتيازي قهرماني نيمفصل اول را به خود اختصاص داد و پس از آن ذوب آهن، استقلال، استيل آذين و پرسپوليس در مكانهاي دوم تا پنجم قرار گرفتند.به نوشته جام جم؛ اما در اين ميان از لحاظ اخبار حاشيهاي و فراز و نشيب شايد بتوان رتبه نخست را به پرسپوليس اختصاص داد، از انتخاب سرمربي جديد كه بيشتر به داستاني دنبالهدار شبيه شده بود تا اخراج و ابقاي يك شبه كرانچار، هيات مديره نيمبند، نتايج دور از انتظار در طول مسابقهها، رفتن انصاريفرد و آمدن كاشاني، اعتراض مكرر برخي بازيكنان به نيمكتنشيني و اين اواخر معماي بدون جواب يافتن تركيبي ثابت براي پرسپوليس، همه و همه از پرسپوليس تيمي خبرساز و پرحاشيه ساخت.
با اين اوصاف همين كه پرسپوليس روي نيمكت تغيير و تحولي نداشت جاي تعجب بود اما مثل چند سال گذشته در كادر مديريتي دچار بيثباتي شد تا به هر ترتيب ممكن سنتشكني نكرده باشد. در اين گزارش برآنيم تا نگاهي به عملكرد پرسپوليس و آنچه در طول نيمفصل نخست ليگ نهم بر اين تيم گذشته است داشته باشيم، با ما همراه باشيد.
پيش از آغاز فصل روزها يكي پس از ديگري به سرعت سپري ميشد، عباس انصاريفرد كه براي فصل جديد وعدههاي زيادي داده بود و ميخواست ناكامي پرسپوليس در ليگ هشتم را با كاميابي در ليگ جديد جبران كند، براي انتخاب سرمربي جديد دچار مشكل شده بود، گزينههاي داخلي با وعدههايي كه مديرعامل سرخپوشان داده بود همخواني نداشتند. او ميخواست يك مربي بزرگ خارجي به ايران بياورد كه پرسپوليس را متحول كند؛ اما آيا پيدا كردن مربي بزرگي كه شرايط پرسپوليس و ايران را بپذيرد كار راحتي بود؟ نامهاي زيادي بر صفحات نخست روزنامهها به عنوان كانديداي حضور در پرسپوليس نقش ميبستند، اما يا شايعه بود يا اگر واقعيت داشت با يك مذاكره تلفني همه چيز منتفي ميشد تا دوباره امروز و فردا كردنها ادامه يافته و وعدههاي جديد داده شود.
اما پرسپوليس در اين ميان با احمدرضا عابدزاده و حسين عبدي كار خود را آغاز كرده بود. در همين شرايط كه انتخاب سرمربي به چالشي جدي بدل شده بود، بازيكنان بزرگ پرسپوليس كه هر كدام به دليلي از حضور در پرسپوليس به خاطر پشت سر گذاشتن يك فصل پردردسر در ليگ هشتم دلخوشي نداشتند ساز جدايي سر دادند. انصاريفرد با تكيه بر شعار «پرسپوليس به فرد وابسته نيست و به ستارههايش تكيه نميكند»
انگار كه چوب حراج به مال و اموال خود زده باشد هيچ واكنشي در برابر جدايي بازيكنان تاثيرگذار پرسپوليس نشان نداد و البته گفت نميخواهد هيچ كس را به اجبار در پرسپوليس نگه دارد. داستان اين جداييها پس از رفتن پژمان نوري، مازيار زارع، ايوان پترويچ، ابراهيم توره، نيكبخت واحدي، مهدي واعظي و چند نفر ديگر با انتقال علي كريمي به استيل آذين به پايان رسيد اما اين براي پرسپوليس آغاز راه دشواري بود كه عاقبت به جدايي خود انصاريفرد انجاميد.
...و بالاخره كرانچار آمد
13 روز مانده به آغاز ليگ سرانجام طلسم انتخاب سرمربي پرسپوليس شكسته شد، در حالي كه اين تيم حتي اردوي آمادهسازي را هم در تركيه پشت سر گذاشته بود، مسوولان وقت پرسپوليس با مقايسه پرسپوليس جديد با پرسپوليسي كه قطبي در آستانه ليگ هفتم در فاصله زماني كم تا آغاز مسابقهها تحويل گرفت، سعي كردند هواداران خود را آرام كنند غافل از اين كه پشت پرسپوليسي كه قطبي تحويل گرفت كاشاني با همكاري موثر حميد استيلي قرار داشت و تيمي كه براي افشين قطبي بسته شده بود تفاوتهاي زيادي با تيم بسته شده براي زلاتكو كرانچار داشت، به هر حال كرانچار آمد تا به واسطه كارنامهاش با تيم ملي كرواسي انتخاب خوبي براي پرسپوليس لقب بگيرد اما اين كارنامه هم سبب نشد تا كشتي ناآرام و طوفانزده پرسپوليس بسرعت در ساحلي امن آرام بگيرد، كار پرسپوليس در تمام طول نيمفصل تركيبي نامتعارف از اميد و نااميدي بود.
چهره متفاوت زلاتكو با هموطنانش
زلاتكو كرانچار در ليگ نهم حداقل مطرحترين نام در ميان مربيان خارجي است. او چهرهاي متفاوت با ساير هموطنانش كه مربيگري را در ايران تجربه كردهاند دارد، اصلا احساساتي نيست، زود عصباني نميشود، هرگز وعده بزرگ نميدهد، اميدواري ايجاد نميكند و كنار زمين حرص و جوش نميخورد. اين خصوصيات قطعا با چهرهاي كه از بلاژويچ، بوناچيچ، وينگوبگوويچ و حتي برانكو ايوانكوويچ به خاطر ميآوريم متفاوت است. بهترين توصيف را شايد يكي از نزديكان زلاتكو از او ارائه ميكند؛ بيتفاوت، قاطع و تركيبي از سنگ و يخ، تعجب نكنيد. براي ما ايرانيها بدون شك كنار آمدن و پذيرفتن آدمي با اين خصوصيات نياز به زمان دارد و اين همان چيزي است كه بازيكنان پرسپوليس در ابتداي كار به آن نياز داشتند.
كرانچار خودش در اين باره ميگويد: من در كل آرامش را ترجيح ميدهم و دوست دارم با بازيكنانم آرام برخورد كنم و اجازه دهم هر كس سرش به كار خودش باشد تا وظيفهها با هم تداخل نكنند. من پيش از حضور در ايران با بلاژويچ و برانكو صحبت كردم و حرفهاي آنها درباره شما و سبك فوتبال ايران در تصميمگيري من تاثير داشت.
شايد به سبب همين ويژگي است كه سرمربي پرسپوليس راه دوستي و نزديك شدن به بازيكنان را خوب نميداند، البته كرانچار در مقاطعي وقتي با چنين انتقادي مواجه ميشد از اين مشكل به عنوان مشكل انتقال مفاهيم ياد ميكرد و بصراحت ميگفت حرفهاي من خوب ترجمه نميشود، بازيكنان به من مراجعه ميكنند و ميگويند متوجه نميشوند من چه ميگويم، من هم حرفهاي آنها را نميفهمم كه بعدا با آمدن رضا چلنگر اين مشكل برطرف شد، اما دوستي بين سرمربي و بازيكنان برقرار نشده است.
مربيان خارجي و ضعف در برقراري رابطه با بازيكنان
اما محمد صادقي، پيشكسوت پرسپوليس وقتي با سوالي درباره لزوم برقراري رابطه نزديك بين مربي و بازيكن روبهرو ميشود ميگويد: اين مشكل فقط مربوط به كرانچار نيست، اين فاكتور يكي از برتريهاي مربي داخلي بر خارجي است. اما بعضي از مربيان خارجي هم هستند كه به واسطه كار كردن در تيمهاي مختلف دنيا فهميدند اين يكي از رموز موفقيت است كه بايد داشته باشند.
در ورزشهاي گروهي مثل فوتبال اين دوستيها كه اتحاد در زمين را موجب ميشود تعيينكننده هستند كه البته با حضور مديري كه بتواند اين فضا را ايجاد كند مربي خارجي كمتر سختيهاي كار را احساس ميكند.
بعد از اضافه شدن آقاي كاشاني در پرسپوليس چيزي در اين تيم عوض نشد، مربي و بازيكنان همانها بودند اما وضعيت روحي حاكم برمجموعه بهتر شد، كرانچار در نيمفصل دوم با آرامش بيشتري كار ميكند، چون با شناخت از فضاي فوتبال ايران و بازيكنانش ميداند كه بايد براي برآورده كردن توقعات چه كارهاي جانبي علاوه بر مسائل فني انجام دهد.
كرانچار، يك مربي ضدستاره؟
آيا كرانچار يك مربي ضدستاره است؟ اين سوال زماني در ذهن منتقدان و هواداران پرسپوليس نقش بست كه سرمربي پرسپوليس به ستارههاي تيمش زياد بازي نميداد، پرسپوليس باوجود از دست دادن ستارههايش تيم بيمهرهاي نيست، خيليها براين باورندكه اگر كرانچار تبحر و مهارت داشت حالا و پس از گذشت يك نيمفصل، حداقل چند ستاره جديد رو كرده بود اما او با رفتاري انتقاد برانگيز گاهي بهترينهايش را به سكو تبعيد ميكرد.
بسيار پيش ميآمد كه يك بازيكن مقابل حريفي بهترين چهره پرسپوليس بود، اما هفته بعد روي نيمكت مينشست و هفته بعد از آن در ليست 18 نفره هم قرار نميگرفت، آرفي، خليلي، محمد پروين و محمد منصوري، قربانيهاي طرز تفكر كرانچار بودند. يكي از بازيكنان پرسپوليس كه نميخواهد نامي از او ببريم ميگويد: نميدانم او با ستاره شدن بازيكنان مشكل دارد يا نه اما اين را فهميدم كه چندان مايل نيست يك بازيكن آچار فرانسه شود و به قولي همه كاره باشد، معلوم نيست اگر علي كريمي در پرسپوليس مانده بود، چه عاقبتي با كرانچار پيدا ميكرد. يعني او همهكاره پرسپوليس ميشد؟ واقعا نميدانم.
بيژن ذوالفقارنسب در گفتگو با جامجم مشكل كرانچار را براي عدمشناخت از تركيب تيمش اينچنين توصيف ميكند: مهمترين دلايل اين جابهجاييها و تغييرات دروني را عدمشناخت فني كرانچار نسبت به بازيكنان ميدانم. او خيلي دير به مجموعه پرسپوليس ملحق شد و حتي در دوران آمادهسازي و بازيهاي دوستانه اين تيم حضور نداشت، طبيعي بود كه در هفتههاي نخست ليگ آزمون و خطا را تجربه كند، مسابقهها هم حساس و فشرده بود. فكر ميكنم حالا اين دوران به پايان رسيده و او بايد در نيمفصل دوم توانمندي خودش را به دور از استرس به نمايش بگذارد.
ناصر ابراهيمي نظر ديگري دارد. مربي سابق پرسپوليس ميگويد: كرانچار هم مثل بقيه مربيان خارجي از فوتبال ايران شناخت خوبي ندارد. بخصوص كاركردن در تيمهاي بزرگي مثل پرسپوليس و استقلال به دليل حساسيت تماشاگران اصلا راحت نيست. در اين تيمها مردم روي هر بازيكن حساسيت ويژهاي دارند و اگر تيم نتيجه نگيرد نميپذيرند كه يك بازيكن خوب و موثر روي نيمكت باشد، حالا كرانچار بدون آگاهي از اين شرايط سعي دارد تا سليقه خود را باتوجه به سيستم و تركيب مورد نظرش اعمال كند اما هواداران انتظار دارند و نميتوانند صبر كنند، به نظر من پرسپوليس باهمين نفرات پتانسيل لازم را براي قرار گرفتن درصدر جدول دارد و بايد حداقل فرصتهاي از دست رفته را در نيمفصل دوم جبران كند.
هوش مربي در شناخت تركيب اصلي تعيينكننده است
اما كرانچار يك بار ديگر در كارنامه كارياش به خاطر انتخاب بازيكن و سليقهاش دچار دردسر شده است. او كه پس از دو سال مربيگري در تيم ملي كرواسي به امارات آمده بود تا با الشعب تجربه جديدي در آسيا داشته باشد، پس از مدتي بر سر انتخاب بازيكنان با هيات مديره اين باشگاه دچار اختلاف شد و از سمت خود بركنار شد.
مهمترين دليل جابهجايي و تغيير در تركيب پرسپوليس عدم شناخت فني كرانچار از بازيكنانش بود، او دير به اين مجموعه ملحق شد و براي شناخت آنها به زمان نياز داشت
محمد پنجعلي سردرگمي كرانچار در انتخاب تركيب اصلي تيمش را به هوش و نبوغ او ربط ميدهد و به جامجم ميگويد: اگر كرانچار مربي باهوشي بود، تا حالا متوجه ميشد كه 11 بازيكن اصلياش چه كساني هستند. البته نبايد فراموش كرد كه يك دليل اصلي اين است كه او خودش بازيكنان را انتخاب نكرده و طبيعي است كه اهرم لازم براي تاكتيك مورد نظرش را در اختيار نداشته باشد. اما او شرايط پرسپوليس را پذيرفته بود و ميدانست فرصتي براي انتخاب بازيكن ندارد. بنابر اين بايد خودش را با شرايط وفق ميداد و تا اين حد امنيت و اعتماد به نفس بازيكنان را خدشهدار نميكرد، به هر حال عدمهماهنگي و نداشتن يك تركيب ثابت در تمام طول نيمفصل بزرگترين نقطه ضعف پرسپوليس بود و اگر بخواهد اين روند در نيمفصل دوم هم ادامه داشته باشد بعيد است نتيجه خوبي رقم بخورد.
كرانچار بالاخره تركيبش را شناخت
نظر خود كرانچار هم درباره اين همه انتقاد جالب است. او بالاخره به اين نتيجه رسيده است كه ديگر به تركيب اصلي تيمش دست نزند، كرانچار ميگويد: منتقدان صبور باشند. نيمفصل اول عيار بازيكنان را سنجيدم. حالا سعي ميكنم 11 بازيكن خودم را بشناسم تا مشخص شود در هر بازي چه كساني بايد به ميدان بروند. همه از من ميپرسند چرا اينقدر تركيب پرسپوليس را تغيير دادم، اما من ثابت ميكنم همه كارهايم با هدف بوده است. فقط اميدوارم شرايطي پيش نيايد كه بازيكنان اصلي خود را بيرون از تركيب بگذارم. از گوشه و كنار شنيده ميشد كرانچار با برخي بازيكنان رابطه بهتري دارد، حتي برخي از نزديكان اين باشگاه ميگويند به چشم خود ديدهاند كه اين مربي توصيهپذير است.
حتي گفته ميشود يكي از دلايل اختلاف انصاريفرد با كرانچار همين موضوع بوده است، اما او زير بار نميرود. كرانچار اصرار دارد بازيكنانش را به يك چشم نگاه ميكند و سعي دارد سطح فكري و تاكتيكيشان را براي رقابت بهتر بالا ببرد. ميگويد هر بازيكني كه حقش باشد وارد زمين ميشود و من هيچكس را سفارشي نميپذيرم.
پرسپوليس و مشكلات مديريتي
اما مشكل مديريتي پرسپوليس كه كادر فني را هم تحت تاثير قرار داده بود چه بود، عباس انصاريفرد كه معمولا همهچيز را خوب توصيف ميكرد هرگز به طور شفاف توضيح نداد چه مشكلي با كرانچار دارد. او در ظاهر حامي قاطع سرمربي بود اما بعد از چند هفته ناكامي پرسپوليس نسبت به قاطعيت كرانچار دچار ترديد شد. حقيقت اين بود كه انصاريفرد هيچگاه قاطعيت لازم براي مقام مديرعامل را نداشت. هياتمديره چند دسته پرسپوليس هم تكيهگاه خوبي براي او نبودند. اينگونه بود كه اخراج كرانچار پس از شكست مقابل پيكان از سوي انصاريفرد در كمتر از 24 ساعت به ابقا تبديل شد تا يكي از اتفاقات نادر فوتبال در ايران رقم بخورد.
چه چيز باعث شده بود تا انصاريفرد نسبت به كرانچار سوءظن داشته باشد؟ گفته ميشود واسطه انتقال يكي از بازيكنان خط مياني پرسپوليس از يكي از اعضاي كادر فني اين تيم خواسته بود تا با سفارش به كرانچار شرايطي فراهم كند تا اين بازيكن فيكس شود و جاي آن شرايط انتقال يكي از بستگان آن مربي به يك تيم دسته يكي از سوي اين واسطه مهيا شود. انتشار و انتقال اين اخبار در اردوي پرسپوليس سبب شده بود تا انصاريفرد رابطه سابق را با سرمربي نداشته باشد و به دنبال فرصتي براي بركنارياش باشد و اين شايد مهمترين دليل قرار گرفتن كلمه اخراج مقابل نام كرانچار در مقاطع مختلف بود؛ شايعاتي كه هرگز نه تاييد شد نه تكذيب.
كرانچار ميگويد با انصاريفرد مشكلي نداشته است. وي به «جامجم» ميگويد: تمام تصميماتي كه الان ميگيرم زمان انصاريفرد هم ميگرفتم، اما آن وقت به من ميگفتند در كار تو دخالت ميشود نميفهميدم چرا. هيچچيز عوض نشده. من به آقاي انصاريفرد ميگويم، قبلا هم گفتم به عنوان مربي حرفهاي عادت دارم نظرات ديگران را بشنوم، اما تصميم نهايي را خودم ميگيرم. انصاريفرد اين حرف من را قبول نميكرد. در ماجراهاي پرسپوليس بيشترين ضربه را انصاريفرد خورد كه به رفتنش از پرسپوليس منجر شد.
كاشاني و بازگرداندن اعتماد به نفس كرانچار و بازيكنان
با آمدن سعيدلو به سازمان تربيتبدني همه نگاهها به تدابير ويژه رئيس جديد سازمان ورزش براي حل مشكلات پرشمار پرسپوليس بود. از آنجا كه عباس انصاريفرد در مدتزمان حضور خود نتوانسته بود وعدههايش را عملي كند پيشبيني ميشد اولين راه ايجاد تحول در پرسپوليس باشد. حبيب كاشاني كه با خاطره خوش قهرمان كردن پرسپوليس پس از 6 فصل اين تيم را ترك كرده بود، جايگزين انصاريفرد شد تا شايد بتواند اتحاد و انسجام از دست رفته را به اين تيم بازگرداند.
كاشاني در گام نخست اعتماد به نفس را به كرانچار و بازيكنان برگرداند. در تمام هفتههايي كه از كرانچار حمايت ميكرد شايد در اين انديشه بود كه اي كاش جايگزين مناسبي براي او وجود داشت و اگر پرسپوليس در هفته پاياني نيمفصل ابومسلم را شكست نميداد، هيچ بعيد نبود كه به هر طريق ممكن جايگزيني براي كرانچار پيدا شود اما كاشاني چارهاي جز حمايت از سرمربي تيمش ندارد چون حتي آلترناتيو شايستهاي ندارد كه بخواهد به واسطه آن انگيزه كرانچار را بالا ببرد.
ديدگاهها نسبت به مديريت كاشاني مثبت است و همين ميتواند اميدواريهاي پرسپوليس را براي نيمفصل دوم افزايش دهد. محمدرضا زادمهر مشكل اصلي پرسپوليس در اين فصل را مديريت عنوان كرد و يادآور شد: پرسپوليس همچنان از بيثباتي مديريتي ضربه ميخورد. در ابتداي فصل اوضاع آشفته اين تيم كاملا از مسائل مديريتي پشت پرده ناشي ميشد.
يك مدير بايد به فكر مجموعهاش باشد اما فضاي كار براي مديرعامل فراهم نبود. با آمدن كاشاني وضعيت بهتر شده است. او توانست اتحاد و همدلي را به پرسپوليس برگرداند و نتيجه اينكه پرسپوليس پس از دربي با وجود داشتن شكست نتايج بهتري كسب كرد و حتي با باخت هم وارد بحران شديدي نشد. حبيب كاشاني شايد به خاطر صداقت در گفتار محبوب باشد.
او صادقانه ميگويد كه هنوز از بازي تيمش راضي نيست. اين را در پايان نيمفصل ميگويد و ميافزايد: با اينكه ميدانم بازيكنانم تمام تلاششان را به كار ميگيرند اما هنوز با پرسپوليس واقعي فاصله داريم. بايد با بررسي بازيهاي انجام شده نقاط ضعف را در طول تعطيلات نيمفصل برطرف كنيم. خوشبختانه بازيكنان و كادر فني كمكم نسبت به هم شناخت بيشتري پيدا ميكنند و با تمرينات خوب در نيمفصل ميتوانيم اميدوار باشيم كه از اعتبار نام پرسپوليس دفاع كنيم.
نيمفصل تلخ براي مهاجمان 18 گله پرسپوليس
پرسپوليس در نيمفصل اول مهارت خاصي را در از ميان بردن انگيزهها داشت. پيش از شروع فصل پيشبيني ميشد زوج خليلي و آرفي كه اتفاقا هر دو در آخرين فصل حضور رويايي خود در ليگ 18 گله بودند خط حمله آتشيني براي پرسپوليس بسازند. خليلي دو فصل پيش 18 گل براي پرسپوليس زده بود و آرفي در پيام با 18 گل بهترين گلزن خارجي شده بود.
اما اين دو مهاجم نيمفصل تلخي را پشتسر گذاشتند. ميگويند خليلي مصدوم بوده است. خودش و نزديكان پرسپوليس چنين اعتقادي ندارند. از آرفي هم آنطور كه بايد استفاده نشد و آن را شايد به حساب بدسليقگي كرانچار بتوان گذاشت. اما او از خليلي در محافل خصوصي به عنوان اسلحه پنهان نيمفصل دوم نام برده تا شايد همچنان اميدهايش زنده بماند.
محمد پروين هم يكي ديگر از ناراضيهاي پرسپوليس بود. كرانچار در اظهاراتش بصراحت گفته است كه در مورد محمد پروين من تصميم ميگيرم و در حقيقت كسي كه بايد تاييدش كند من هستم نه پدرش، بنابراين او بايد بداند به دليل عدم آمادگي به ميدان نرفته و اگر آماده باشد حتما به ميدان ميرود.
عدم اعتماد به مربيان پرسپوليس
وقتي برخي تيمهاي ليگ برتري مثل پيكان و استيلآذين با مربيان پرسپوليس مثل درخشان و استيلي خوب نتيجه گرفتند، خيليها به اين فكر افتادند كه چرا تيمي مثل پرسپوليس از داشتههاي خودش بهره نميبرد و حتي زمان را به خاطر انتخاب يك مربي صرفا خارجي از دست ميدهد.
آيا پيشكسوتان اين تيم نميتوانند همين كاري را كه مثلا كرانچار انجام ميدهد براي پرسپوليس انجام دهند؟ آيا در اين صورت جايگاه پرسپوليس مثلا از پنجمي در پايان نيمفصل بدتر ميشود؟
محمد پنجعلي در اين خصوص به «جامجم» ميگويد: درست نيست كه مربي خارجي فقط به خاطر پول به ايران بيايد و هر وقت كه نخواست ادامه دهد يا اخراج شد برود و پولش را بگيرد. متاسفانه الان اينطور شده است. اولويت همه پول است و وقتي هم ادامه همكاري ميسر نباشد، بدون اينكه هيچ اتفاقي بيفتد ايران را ترك ميكنند. در حالي كه در خود پرسپوليس و خانوادهاش نيروهاي باتجربهاي هستند كه حرف اين بچهها را ميفهمند و ميتوانند به پرسپوليس كمك كنند.
حميد درخشان، سرمربي پيكان نيز درخصوص اين موضوع در گفتگو با «جامجم» تصريح ميكند: متاسفانه مسوولان هميشه ديگران را به خود پرسپوليسيها ترجيح دادهاند و كمتر به فكر استفاده از نيروهاي باتجربه باشگاه بودهاند. به نظر ما مربيان در خود فوتبال ايران هستند. كساني كه بتوانند بخوبي به پرسپوليس كمك كنند و نتايج بهتري هم بگيرند، اما اگر همان فرصتي كه به خارجيها ميدهند به داخليها هم بدهند، جاي دوري نميرود و نتيجه بالاخره به دست ميآيد.
كريم باقري، فرمانده بيچون و چرا
به گواه بيشتر كارشناسان، كريم باقري بهترين و موثرترين بازيكن پرسپوليس در نيمفصل اول ليگ نهم بود. كاپيتان سرخپوشان هر وقت در زمين بود محور حركات تيمش محسوب ميشد و حتي در زمينه گلزني با به ثمر رساندن 7 گل نقش مهمي در موفقيتهاي پرسپوليس داشت؛ بازيكني كه كرانچار او را اسطوره و فرمانده تيمش ميخواند و خوشحال است كه پرسپوليس مهره تاثيرگذاري مثل او دارد.
كريم باقري درخصوص نيمفصل اول رقابتهاي ليگ برتر براي پرسپوليس به «جامجم» ميگويد: فراز و نشيب پرسپوليس در اين هفتهها كاملا طبيعي بود. به هر حال مسائلي پيرامون باشگاه وجود داشت كه اجازه نميداد پرسپوليس در گرفتن نتيجه موفق ظاهر شود. هماهنگ شدن نفرات جديد هم از عوامل ديگر بود كه زمان ميبرد. در نيمفصل دوم هواداران پرسپوليس بهتري ميبينند. هواداران هميشه نگران هستند. اين حق آنهاست كه پرسپوليس نتيجه بگيرد. اما بايد هميشه شرايط تيم را هم در نظر داشته باشند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


