فوتبال ایران، این موجود خارقالعاده!
من در سالهای ابتدایی انقلاب (86 ـ 1980) برای تحصیل در رشته تربیت بدنی به بلژیک اعزام شدم و پس از سالها بازی کردن در فوتبال ایران (پاس و پرسپولیس) فرصتی مغتنم بود که با ساختاری کاملاً متفاوت و کلاسیک آشنا شوم. فوتبال بلژیک در آن سالها بسیار شکوفا بود.
به نوشته وطن امروز؛ تیم ملی و باشگاههای بزرگشان مثل اندرلخت و استاندارد لییژ برای خودشان قدرتی محسوب میشدند و این به لطف ساختار سیستماتیک و آکادمیک فوتبال بلژیک بود که در آن همه چیز بر مبنای نظم و تعلیم و تربیت و سلسلهمراتب بود.وقتی به کشورم بازگشتم تا مربیگری را شروع کنم تازه متوجه شدم با موجودی خارقالعاده و کاملا بیشباهت به فوتبال اروپا طرف هستم.
موجودی که چند سالی به آن توجه میشود و رشدی غولآسا پیدا میکند و بعد ناگهان به حال خود رهایش میکنند تا به مرز نابودی برسد. موجودی که یک روز پایش بزرگ میشود، یک روز سرش کوچک میشود و یک روز عکس این اتفاق میافتد.
موجودی که یک روز از اصفهان سردرمیآورد، یک روز از تهران، یک روز از گیلان (و البته پس از دهه 40 گویا هنوز نوبت به آبادان نرسیده و من به عنوان سرمربی صنعت نفت از این موضوع خوشحال نیستم!) خلاصه این موجود کاملا خودجوش رفتار میکند و هیچ قاعده و قانونی نمیشناسد. سالهای سال فوتبال خودجوش و غریزی محلات منشأ فوتبال باشگاهی و ملی ما بود بدون آنکه از مراحل آموزشی یا سلسله مراتبی برخوردار باشد.
از دهه 70 این سازوکار کاملا ضدحرفهای باید تغییر پیدا میکرد اما هنوز هم در مقایسه با فوتبال استاندارد دنیا ما حرفهای نشدهایم. من شخصا قائل به «نابودی» تیمها یا باشگاههای قدیمی نیستم چون آنها را اصلا حرفهای نمیدانستم. بسیاری از آنها رفتند چون باید میرفتند.
فوتبال آماتور جایی در سطح اول فوتبال یک کشور ندارد و این باشگاهها نه امکانات و مکنت مالی برای ادامه حیات داشتند و نه در صورت کمکهای دولتی استفادهای بهینه از آنها میکردند تا بلکه بقا پیدا کنند. هنوز هم وضع خیلی بهتر نشده است، به همین تیم ملی نوجوانانمان نگاه کنید.
به این تیمها اصطلاحا میگویند «گلخانهای»! یک سری بچهها را در یک دوره یکی، دو ساله جمع میکنند و مثل باشگاه آنها را زیر نظر میگیرند تا موقتا رشد کنند اما این شرایط به همه فوتبال ما تعمیم پیدا نمیکند.
برای همین مثلا وقتی نوجوانان ما تیم هلند را میبرند پیشرفت بزرگی محسوب نمیشود، در عوض هلندیها شاید 40 تیم دیگر در همان سطح و رده سنی در کشورشان داشته باشند. من مربیگریام را از گسترش تهران و بعد سایپا آغاز کردم و با سایپا به موفقیتهایی رسیدیم.
خوشحالم که از بین تیمهایی که آن سالها یکشبه بهوجود آمدند سایپا هنوز به راهش ادامه میدهد و در عین حال نمیتوانم با آن تیمهایی که امثال سایپا جایشان را گرفتند، احساس همدردی کنم چون همانطور که گفتم تیمهای آماتور بودند و جایشان در سطوح بالای فوتبال نبود. چنین تیمهایی در فوتبال اروپا تنها در سطح لیگ شهر های کوچک فعالیت میکنند چرا كه حضور آنها حتی زیبنده لیگ داخلی پایتخت هم نیست.
منبع: وطن امروز


