هشدار افروغ نسبت به میدانداری سوفسطائیان
دكتر عماد افروغ در گفتگویی تفصیلی به بیان دغدغهها، نگرانیهایش و انتقادهایش درباره موضوع سیاستمداری و سیاستورزی در شرایط فعلی كشور پرداخت و گفت:«« تمام شعارهای ما كه ملاك و ساز و كار وحدت ما بوده امروز ابزار افتراق و انشقاق ما شده است. یك روز مساله مبارزه با آمریكا اساس وحدت ما بود، ولی متاسفانه امروز عدهای دیگری را متهم میكنند به اینكه شما مخالف آمریكا نیستید و فقط ما مخالف آمریكا هستیم و این اتهام با واقعیت منطبق نیست.»
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در گفتگو با ایسنا، با انتقاد از وضعیت سیاسی كشور اظهار كرد:«چرا شعارهایی كه ملاك و ساز و كار وحدت ما بوده، امروز ابزار افتراق و انشقاق ما شده است؟»
این محقق و استاد دانشگاه همچنین درباره تعریف درست «سیاستمدار» با بیان این كه «این تعریف تا حدی به زمینههای فرهنگی و تاریخی جامعهای كه قرار است سیاستمدار در آن تعریف شود، برمیگردد» گفت:« سیاستمدار كسی است كه سیاست را میشناسد، و قدرت و بزرگترین مظهر آن در شرایط كنونی، یعنی قدرت دولتی به همراه مبانی، مولفهها، اجزا و شیوههای دستیابی به آن را درك و به گونهای تلاش میكند بر این قدرت تاثیرگذار باشد؛ خواه غیرمستقیم از طریق آگاهیبخشی و وارد آوردن فشار بر فضای فعل و انفعالات قدرت رسمی و خواه به شكل مستقیم؛ یعنی به گونهای برای ورود به قدرت دولتی گام بردارد و نقشی در دایره تصمیمگیری سیاسی ایفا كند.»
نباید از قدرت عدم تصمیمگیری غافل شد
وی با اشاره به اینكه «در این بین نباید از قدرت عدم تصمیمگیری غافل شد» منظور خود را اینگونه توضیح داد:« ممكن است سیاستمدار را بیشتر دایرمدار عرصه تصمیمگیری تعریف كنیم كه وقتی به قدرت تصمیمگیری رسید، سعی كند از ابزارهای عدم تصمیمگیری هم استفاده كند و برای تحكیم قدرت خود به هژمونی و ابزارهای استیلای فرهنگی متمسك شود، ولی قدرت دیگری نیز وجود دارد كه میتوان از آن به عنوان قدرت عدم تصمیمگیری یاد كرد. این قدرت پیش از آنكه به توان تصمیمگیری تعریف شود، به اعتبار آن تعریف میشود. بسیاری افراد هستند كه شاید نشود به آنها سیاستمدار به معنای متعارف آن گفت، ولی به گونهای در سیاست ما اثرگذارند و "گروههای منزلت" نوعا اینچنین هستند.»
این استاد دانشگاه با بیان اینكه «با كمی تسامح میتوان تقریبا تمام كسانی را كه به موضعگیری سیاسی خود اشراف یا به دلالتهای این موضعگیریها توجه دارند، سیاستمدار شناخت» تصریح كرد:« كسانی كه متوجه دلالتهای سیاسی موضعگیریهای خود هستند و میكوشند پیگیر این دلالتها باشند، به نوعی سیاستمدار محسوب میشوند و هرچه پیگیری بیشتری درباره دلالتهای مواضع خود داشته باشند، بیشتر میشود آنها را به عنوان سیاستمدار شناخت.»
وی افزود:« از نظر من مفری از سیاست و موضعگیری سیاسی نیست، ولی این مساله شدت و ضعفهایی دارد؛ بدین ترتیب سیاستمدار كسی است كه مبانی، اجزاء و اركان قدرت به ویژه قدرت دولتی عصر و جامعه خود را میشناسد و میكوشد بر این مولفهها و جایگاهها اثرگذار باشد.»
صحنه سیاست دچار آشفتگی شده
افروغ درعین حال معتقد است كه در شرایط كنونی، ابهام و عدم شفافیت وجود دارد و «آشفتگی» ایجاد شده است؛ به طوری كه نمیتوان به طور شفاف داوری كرد كه حال و روز سیاستمدار و غیرسیاستمدار ما چیست.
وی افزود:« فضای كنونی ما به گونهای است كه معلوم نیست چه كسی سیاستمدار است و چه كسی سیاستمدار نیست، فضای مبهمی ایجاد شده كه با توجه به اینكه همه چیز سیاسی شده، میشود گفت همه هم سیاستمدار هستند و هم سیاستمدار نیستند، من این حالت را با دوام نمیدانم و از عواقب آن نگران هستم.»
وی ادامه داد: « در جامعهای كه پیچیدگی و عدم شفافیت، حاكم میشود، ممكن است عدهای كه مبانی و اركان آن را نمیشناسند و مبانی نظری سیاست متناظر با جامعه ما را خوب درك نكردهاند، همچنین درك صحیحی از انقلاب اسلامی ندارند و بازی قدرت و رقابت را خوب نمیشناسند، از این آشفتهبازار استفاده كنند، خط و ربط لازم را بدهند و بر آشفتگی و تبعات آن كه میتواند بیاعتمادی و سستكردن بنیانهای نظام باشد، بیفزایند.»
افروغ در ادامه با تاكید بر این كه « در پس هر سیاستمداری باید عقلانیتی مشهود باشد» گفت: « وقتی با یك آشفتهبازار روبهرو شویم، عقلانیت كمرنگ میشود و در فضایی كه عقلانیت وجود نداشته باشد، نمیتوانیم به دنبال اخلاق و عدالت هم بگردیم و نمیشود عاقبت خوشی هم ترسیم كرد.»
سوفسطائیان میداندار شدهاند
این استاد دانشگاه به وضعیت فعلی جامعه اشاره كرد و با بیان این اعتقاد كه «امروز شرایطی در كشور حاكم شده كه به راحتی نمیشود سره را از ناسره جدا كرد و عدهای هم كه میتوانند این كار را انجام دهند، متاسفانه یا احساس امنیت لازم را نمیكنند یا احساس میكنند حرف آنها خریدار ندارد، در نتیجه سكوت اختیار میكنند»، افزود:« در نتیجه در این آشفتهبازار عدهای كه زمینه را برای تاختوتاز خود مستعد میبینند، با لطایفالحیلی سوار بر موج سیاست میشوند و به نحوی سوفسطاییمسلك به مسائل مینگرند؛ ویژگی سوفسطاییان این بوده است كه خود را متخصص همه چیز میدانستند، ولی درهیچ چیز تخصص نداشتند.»
وی ادامه داد:« میداندارشدن چنین افرادی موجب میشود از عقلانیت لازم دور شویم و فرد نخبه از ورود به صحنه باز بماند، یا خود را محروم كند و یا امنیت خاطر نداشته باشد. متاسفانه امروز ما در چنین فضایی قرار گرفتهایم؛ فضایی كه با انواع و اقسام انگها و تهمتها عجین شده و برخی از همان ملاكها و معیارهایی كه اساس وحدتبخشی رجال سیاسی، نظام و مردم ما بوده، امروز به ابزارهای افترا و تهمتزنی تبدیل شده است؛ به گونهای كه گویی هركس زر و زور و تزویر بیشتری دارد، می كوشد اراده خود را كه ممكن است چندان هم معقول، اخلاقی و عادلانه نباشد، به نام سیاستورزی صحیح به بقیه تحمیل كند.»
وی با بیان این كه «باید برای شرایط پیشآمده، چارهای اندیشید» خاطرنشان كرد:« اگر كسی معتقد باشد نباید برای این شرایط فكری كرد، چراكه این وضعیت هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی ندارد، من او را به اندیشههای سیاسی امام(ره)، لایههای فلسفی و حكمی این انقلاب و موضعگیریهای 30 سال اخیر كه موجب قوام و دوام جمهوری اسلامی شده است، ارجاع میدهم؛ زیرا نمیشود كشور را به صورت یكسویه اداره كرد و همه باید بتوانند حرفهایشان را بزنند.»
افروغ با بیان این كه «قرار است عرصه سیاست ما با عرصه سیاست در غرب تفاوتهایی داشته باشد»، اظهار كرد:« قرار نیست درعرصه سیاستورزی ما، ماكیاولیسم جایگاهی داشته باشد و قدرت دولتی یا حكومتی هدف تلقی شود؛ بلكه قرار است اینها ابزار باشند.»
این نماینده سابق مجلس با اشاره به این كه «ما قرار است سیاست اخلاقی، دینی، انسانی و الهی را دنبال كنیم» یادآور شد:« این سیاست ملزوماتی دارد كه باید به آن توجه شود. این سیاستورزی نسبتی با مبانی انقلاب اسلامی و مبانی ارزشی ما دارد و در بهترین حالت، سیاست یا قدرت دولتی در نظام ما تقدم رتبی دارد و تقدم ارزشی ندارد؛ یعنی مقدمهای است برای رسیدن به یك ذیالمقدمه كه آن ذیالمقدمه اصالت بیشتری دارد و در قالب اخلاق و معنویت و معرفتالله تعریف میشود، اما متاسفانه ما توسط برخی اصاحب قدرت دچار نوعی سیاستورزی شدهایم كه این معنا را برنمیتابند و به گونهای این ارزشها را ابزار حفظ آن تقدم رتبی كردهاند.»
وی با بیان این اعتقاد كه « متاسفانه امروز هدف وسیله و وسیله هدف شده است» از آنچه آن را « ابزار قرارگرفتن ارزشها، اخلاقیات و معنویات در دست عدهای برای حفظ قدرت به هر قیمتی» خواند انتقاد كرد و افزود:« آنچه در حال حاضر به چشم میآید، شتابزدگی، رفتار احساسی و هیجانی، انگ و برچسبزدن و یك فضای سرشار از تهمت است كه نه با رفتار عقلانی سازگار است و نه با سیاستی كه در جمهوری اسلامی تعریف شده و قرار است در جهت ارزشها باشد.»
امروز شاهد ماکیاولیسم مذهبی هستیم
وی همچنین با اشاره به وظیفه اصلی یك سیاستمدار واقعی اظهار كرد:« فضایی كه امروز در آن قرار داریم تا حدی معلول كنش، اعمال، رفتار و سیاستورزی گذشته سیاستمداران ما بوده است؛ یعنی كسانی كه باید در عرصه قدرت دولتی خوب سیاستورزی میكردند، خوب عمل نكردند و خودشان متوجه این مساله نبودند، یا اینكه در مقطعی نوعی ماكیاولیسم را كلید زدند كه نسبتا سكولار بوده و امروز به واكنش آن تبدیل شده و به نظر من سر از نوعی ماكیاولیسم مذهبی درآورده است.»
وی افزود: « متاسفانه وقتی به رفتار سیاستمداران در گذشته نگاه میكنم متوجه برخی بیاخلاقیها و عدم توجه به عقلانیت و توجه به نقش ابزاری حكومت میشوم؛ یعنی گروههای سیاسی ما در گذشته و در شرایط كنونی اشتباهاتی داشتهاند و یك ارتباط زنجیرهای بین شرایط فعلی و گذشته وجود دارد كه باید آسیبشناسی شود.»
افروغ با تاكید بر اینكه «كشوری سربلند است و میتواند آینده سالم و بانشاطی را برای خود رقم بزند كه از اشتباهاتش عبرت بگیرد» تصریح كرد:« ما باید اجازه دهیم این عبرتگیری رخ دهد. به قول معروف، جلوی ضرر را از هر كجا بگیریم، نفع است و ما باید جلوی ضرر بیشتر را بگیریم.»
وی در عین حال با بیان این كه «اگر واقعا باید از اشتباهات خود عبرت بگیریم، باید بستر لازم فراهم شود»، اظهار كرد:« یكی از ضروریترین گامهایی كه باید در شرایط فعلی برداشته شود و همه به ضرورت آن واقف هستند، این است كه افراد، نخبگان و چهرههای سیاسی تاثیرگذاری كه التزامی به مبانی نظام دارند، بتوانند در یك عرصه مناسب حرفهای خود را بزنند و مشكلات و مسائل را بیان كنند تا ریشهیابی و راه حلی برای آنها ارائه شود؛ این یك امر ضروری است و سیاستمداران و اصحاب قدرت حاكم باید نسبت به آن اهتمام ورزند و بستر لازم را فراهم كنند.»
وحدت ملی یک ضرورت است
وی با بیان اینكه «حتی كسانی كه میگویند با مسالهای به نام افتراق ملی روبرو نیستیم تلویحا تایید میكنند چنین مشكلی داریم و ضرورتی به نام وحدت ملی وجود دارد» بر فراهمكردن بستر مناسب برای شنیدن حرفهای همه گروهها از سوی سیاستمداران تاكید كرد و گفت:« اگر بنا به دلایلی صاحبان قدرت فعلی تن به این كار ندهند، نخبگان مدنی و اجتماعی ما باید این وظیفه را بر دوش خود احساس كنند. علما و حوزههای علمیه ما باید متوجه این معنا شوند كه جمهوری اسلامی دلالت سیاسی ارزشهای تاریخی و آرمانهای متعالی آنهاست و نمیتوانند بیتفاوت از كنار آن رد شوند؛ پس بهتر است بستر را فراهم كنند تا شاید بتوانیم از شرایط فعلی به سلامت عبور كنیم و مسیر برای نظارت بیشتر و ایفای نقش نظریهپردازی از سوی نخبگان هموار شود.»
این استاد دانشگاه خاطرنشان كرد:« اگر در گذشته نخبگان فكری، علما و روشنفكران حقیقتگرای ما ادای وظیفه كرده بودند و به نقادی، نظارت و نظریهپردازی عنایت بیشتری میكردند و دلالت سیاسی مواضع خود را با دقت بیشتری دنبال میكردند، شاید امروز این حال و روز را نداشتیم، ولی متاسفانه در برابر این فاصلهگیریهایی كه در طول سالها توسط صاحبان قدرت رسمی صورت گرفت، یا سكوت و یا توجیه، تقدیس و تطهیر دیدیم و برخی مواقع هم نقدهایی میدیدیم كه از جنس انقلاب اسلامی نبود. آن سكوتها و تطهیر موجب شد متاسفانه این شرایط با شدت و قدرت بیشتری پیش برود و امروز شاهد چنین جریان و فضایی باشیم.»
شعارهايی كه ملاك وحدت بود، امروز ابزار افتراق و انشقاق شده است
افروغ با بیان اینكه « فضای امروز به هیچ وجه زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست» افزود: « تمام شعارهای ما كه ملاك و ساز و كار وحدت ما بوده امروز ابزار افتراق و انشقاق ما شده است. یك روز مساله مبارزه با آمریكا اساس وحدت ما بود، ولی متاسفانه امروز عدهای دیگری را متهم میكنند به اینكه شما مخالف آمریكا نیستید و فقط ما مخالف آمریكا هستیم و این اتهام با واقعیت منطبق نیست. متاسفانه تهمتهایی به افرادی زده میشود كه سابقه مبارزاتی درخشانی دارند و آنها را به همنوایی و همراهی با آمریكا متهم میكنند، آن هم بدون اینكه هیچ سند محكمهپسندی نشان دهند؛ در حالی كه "خوش بود گر محك تجربه آید به میان، تا سیهروی شود هر كه در او غش باشد."»
وی گفت:« امروز آن نظامهایی كه به طور مبنایی ماكیاولیسم را برای خود تئوریزه كردهاند به این معنا رسیدهاند كه با بیاخلاقیها در فضای سیاسی برخورد كنند، ولی ما كه به صورت مبنایی ماكیاولیسم را برنمیتابیم، متاسفانه در برابر جو سنگین بیاخلاقی، بداخلاقی، تهمت، افترا، دروغ و حرفهای بیسند سكوت میكنیم و متاسفانه مدعیالعموم اینجا وارد عمل نمیشود.»
انقلاب، مدعیالعموم میخواهد
وی با تاكید بر اینكه « انقلاب، مدعیالعموم میخواهد» افزود:« انقلاب، اخلاق، فرهنگ و سیاستورزی صحیح و متناسب با جمهوری اسلامی مدعیالعموم میخواهد، ولی متاسفانه ما مدعیالعموم نمیبینیم و این شبهه ایجاد میشود كه مدعیالعموم فقط به یك عرصه خاص از ابعاد مختلف انقلاب اسلامی تعلق پیدا كرده است كه البته آن هم مساله جداگانهای است كه ببینیم آیا واقعا در همین عرصه هم به درستی ادای وظیفه كرده و آیا از رفتارها و برخوردهای جناحی به دور بوده است یا خیر؟»
افروغ در ادامه به تفاوت سیاستورزی صحیح و سیاستبازی نیز اشاره كرد و گفت:« كسانی كه با سیاستورزی اخلاقی، عقلایی و دینی آشنا نیستند و قاعده بازی را یا فهم نكردهاند یا بر هم میزنند و با تمسك به رفتارهای ناصحیح و ناموجه، خلط هدف و وسیله میكنند، سیاستورزی صحیح نمیكنند. سیاست و به ویژه قدرت رسمی در بهترین حالت خود یك ابزار است و كسانی كه این را هدف و ارزشهای متعالی را وسیله میپندارند، مصداق سیاستبازان حرفهای و دورویانی هستند كه لباس سیاستورز صحیح را به تن میكنند و به شدت باید با آنها برخورد شود.»
فضا برای عوامفریبان و فرصتطلبان آماده شده
وی در ادامه با انتقاد از آمادهشدن فضا برای فرصتطلبان و عوامفریبان و بیان این كه در چنین فضایی، عدهای جمهوری اسلامی را نقض غرض و از آن علیه خودش استفاده میكنند، گفت:« یعنی عدهای با استفاده از ارزشهای متعالی میكوشند با ارزشگرایان واقعی مقابله كنند و سیطره خود را تحكیم ببخشند.»
وی در تشریح سخنانش به عنوان نمونه به بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی اشاره كرد و افزود:« یكی از شعارهای انقلاب اسلامی مبارزه با مفاسد اقتصادی بود ، ولی میبینیم همین بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی گاهی اوقات ابزاری میشود برای نادیده انگاشتن ثروتهای كلان و رانتجوییهای گسترده و مقابله با ثروتهای بسیار محدود و مشروع عدهای خاص یا اینكه همین ارزشها مستمسكی برای تهمت زدن بدون ارائه هیچ سند و مدركی میشود.»
این پژوهشگر مسائل اجتماعی با بیان اینكه « این نوع رفتار با نوع سیاستورزی مورد نظر امام(ره) سازگار نیست» یادآور شد:« یكی از بحثهای امام(ره) این بود كه خیلیها میگویند نباید وارد سیاست شد؛ چراكه سیاست زشت است و موجب انحراف میشود، ولی امام(ره) فرمود این سیاستورزی با نوع سیاستورزی ما مخالفت دارد. سیاستورزی ما اخلاقی، انسانی و الهی است؛ بنابراین ما باید درجای جای عرصه سیاست شاهد تراوش اخلاق و معنویت باشیم. ما نمیتوانیم با اباحهگری، مدعی سیاستورزی صحیح باشیم.»
وی تصریح كرد: «در كنار تمام محاسن، خوبیها و زیباییهای انقلاب اسلامی، متاسفانه امروز زمینه و بستر به گونهای فراهم شده كه متملقان و عوامفریبان بتوانند جولان بدهند.»
وی « توجه مدعیالعموم به وظیفه ذاتی خود» را یكی از راههای برونرفت از شرایط فعلی عنوان كرد و درباره راه حل دیگر فضای فعلی گفت: « باید بستری در شرایط فعلی فراهم شود كه چهرههای مختلف سیاسی، غیرسیاسی و نخبگان جامعه بتوانند مسالهشناسی كنند و مشكلات ریشهیابی شود تا راه حلهایی هم تعریف شود؛ چراكه این ضرورت حیاتی امروز ماست كه اگر امروز به آن رسیدیم سریعتر میتوانیم از معضلات خارج شویم؛ ولی اگر این كار را انجام ندادیم و تعلل كردیم، مشكلات جدیتری به سراغ ما خواهد آمد.»
صدا و سیما رسالت ملی خود را فراموش کرده
وی در ادامه از عملكرد صداوسیما انتقاد كرد و افزود:« آن زمانی كه صداوسیما به ویژه سیما رسالت ملی خود را فراموش میكرد من به عنوان رییس كمیسیون فرهنگی بارها هشدار دادم كه این رسانه ملی است و متعلق به گروهی خاص نیست؛ پس این رسانه را در اختیار هژمونی خاص قرار ندهید و بیایید نقش و رسالت تاریخی خود را ایفا كنید، ولی متاسفانه توجهی نشد.»
افروغ در پایان اظهار كرد:« در مبارزات انتخاباتی مجلس هشتم باز هم صداوسیما یكسویه عمل كرد و ما همان موقع موضع گرفتیم؛ چراكه من امروز را دیده بودم. در انتخابات ریاستجمهوری هم شاهد مطرح شدن برخی مباحث در مناظرهها بودیم كه متاسفانه اخلاقی، مستند و محكمهپسند نبود؛ ولی تمام اینها قابل پیشبینی بود و ما نباید از ریشههای چنین رخدادی غافل شویم. دائم به اصل حادثه پس از انتخابات ارجاع میدهند ولی هیچ توجه نمیكنند چه عوامل و ریشههایی موجب چنین واكنشی شد. من برحسب وظیفه دینی، مسلمانی و روشنفكری خود احساس خطر میكنم كه اگر امروز این اصلاح را انجام ندهیم، مشكلات و مصائب بیشتری به سراغ ما میآید. ما نباید آنقدر لاپوشانی كنیم و مسائل را نبینیم؛ چراكه جامعه رشدیافته جامعهای است كه با صدای بلند و شهامت عیبهای خود را فریاد میزند و در جهت رفع آنها اقدام لازم را انجام میدهد.»
کو گوش شنوا.......
دل خچسته ای داری هان.....
ما که داریم مهاجرت میکنیم





