به بهانه آغاز سفر راهیان وادی وحی الهی
اخیرا گزارشی را می خواندم که حکایت از رفتار حجاج ایرانی در شهرهای مدینه منوره و مکه معظمه داشت. ازجمله اینکه ایرانی ها آنقدر سوغاتی های جورواجور می خرند و در مغازه ها و فروشگاههای مختلف سر قیمتها چونه می زنند که شهره عالم شده اند و بعضا مورد تمسخر هم قرار می گیرند و فروشنده های عرب هم به برکت حضور پرشور ایرانیان در مغازه هایشان زبان فارسی هم یاد گرفته اند.
نکته قابل تامل این گزارش در این بود که حاجیان ایرانی بیش از یک سوم وقتشان را به خرید و تماشای فروشگاهها و بازارچه ها می گذرانند و عمده خریدهایشان را لوازم صوتی و الکترونیکی و آرایشی تشکیل می دهد و این در حالی است که سبد خرید حاجیان دیگر کشورها عمدتا حاوی برد یمانی و سجاده و امثال اینهاست.
گزارش مذکور چند روزی بود مرا به فکر فرو برده بود که در این خصوص چه چیزی می توان نوشت و چه چیزی را نباید نوشت؛ تا اینکه در خبرها خواندم چند نفر ایرانی راهی حج را در فرودگاه امام خمینی(ره) و چندین نفر را هم درسرزمین مقدس به جرم حمل مواد مخدر دستگیر کرده اند! ناگهان تنم لرزید و با خود گفتم، خدایا انسان به کجا رسیده است که در حرم امن الهی جرات و جسارت عدول از قوانین الهی را پیدا کرده است. قصد نداشتم قلمفرسایی کنم و چیزی بگویم که خدایی ناکرده کسی را آزرده خاطر کنم؛ اما از اینکه سکوت کنم احساس شرم و گناه کردم و گفتم شاید این نوشته ها تلنگر و هشداری برای خود حقیرم باشد.
به نظر می رسد مفهوم و هدف واقعی از رفتن به حج و زیارت خانه خدا هنوز برای خیلی ها روشن نشده است و این واقعه و رخداد عظیم و بی بدیل و بی نظیر را با سایر سفرها و اتفاقات اشتباه گرفته اند؛ و یا شاید آنقدر به رشد فکری و معنوی نرسیده اند که بفهمند وقتی به مراسم حج مشرف می شوند، پای در چه جایگاه ملکوتی و اسرارآمیزی می گذارند.
آنگاهی که بسیاری از خواص و مسئولین کار خود را رها می کنند و برای چندمین بار عازم خانه خدا می شوند تا برای بار چندم حاجی شوند، و خبر ازهمسایه و مردم نیازمند و گرسنه ندارند و حج برایشان بیشتر جنبه سیاحتی دارد تا زیارتی و براحتی در اینگونه سفرها پولها خرج می کنند و در هتلها سورها می دهند و همان شب بسیاری از غذاهای رنگارنگ دست نخورده راهی سطلهای زباله می شوند؛ از آن فرد عامی و عادی چه انتظاری می توان داشت تا مفهوم حج را درک کند و بیشتر وقت گران قیمتش را که پس از سالها انتظار نوبتش رسیده، به جای پرداختن درست و عمیق به عبادات و مراسم و مناسک حج، در خرید و گشت و گذار بگذراند و یا آن دیگری با امید به فروش مواد مخدر و تامین هزینه های سفرش از این راه، پای به وادی مقدس بگذارد.

این در حالی است که بسیاری دیگرهم هستند سالها در انتظار لحظه موعود و دیدار خانه خدا به سر می برند و هدفشان فقط دیدار یار است نه چیز دیگر؛ و بسیاری هم عمر دنیایی شان کفاف نمی دهد و این آرزوی مقدس را با خود به دیار باقی می برند.
آیا پس از گذشت نزدیک به سی و یک سال از عمر جمهوری اسلامی ایران و برگزاری سی و یک مراسم حج تمتع وقت آن نرسیده است که متفاوت تر از گذشته و در شان جمهوری اسلامی ایران و در شان یک مسلمان واقعی نسبت به اعزام به خانه خدا و انجام مراسم حج اقدام کنیم. آیا سازمان حج و زیارت وظیفه ای غیرازاین دارد؟
آیا شایسته نیست، قوانین و مقرراتی وضع شود تا هرکس فقط یک بار عازم حج تمتع شود تا دیگران هم بتوانند از این فرصت استفاده کنند و به زیارت خانه خدا مشرف شوند؟ و این سفر آسمانی همچنان بوی عشق و خلوص و معنویت بدهد نه چیز دیگر!
آیا وقت آن نرسیده است که در منابر و مواعظ و حوزه ها ودانشگاه ها و رسانه ها بویژه صدا و سیما به بیان فلسفه حقیقی و روشنگری اهداف والای حج بپردازند و از قشر و ظاهر به پوسته و باطن برسند و به راهیان خانه خدا بفهمانند که حج فقط برای خود حج است نه چیز دیگر؛ آنکس که در سفر معنوی حج به جای گشتن به دور خانه خدا، در خیابانهای مکه و مدینه به دور خانه دل خود می گردد، اگر هدایت نشود و بیدار نشود، ره توشه اش از آن سفر عظیم معنوی در حد همان سوغاتی های رنگارنگی خواهد بود که درهنگام نماز هم به خرید آنها فکر می کرده است.
... و اما مولای متقیان علی(ع) که خود مولود کعبه و منتخب و منتصب ازجانب صاحب کعبه در ایام حجه الوداع و بدست مبارک پیامبر گرامی اسلام(ص) است، اینچنین اسرارآمیز و آسمانی در خطبه 192 از فلسفه حج و سرزمین وحی می گوید و شاید کمترکسی آن را خوانده و یا شنیده باشد:
... سپس آدم(ع) و فرزندانش را فرمان داد که به سوی کعبه برگردند و آن را مرکز اجتماع و سرمنزل مقصود گردانند، تا مردم با عشق قلبها به سرعت از میان فلات و دشتهای دور و ازدرون شهرها، روستاها، دره های عمیق و جزایر پراکنده دریاها به مکه روی آورند؛ شانه های خود را بجنبانند و گرداگرد کعبه، لااله الاالله بر زبان جاری سازند؛ و در اطراف خانه طواف کنند؛ و با موهای آشفته و بدن های پرگردوغبار در حرکت باشند .... و اگر خداوند خانه محترمش و مکان های انجام مراسم حج را در میان باغ ها و نهرها؛ و سرزمین های سبز و هموار و پردرخت ومیوه؛ مناطقی آباد و دارای خانه ها و کاخ های بسیار؛ وآبادی های به هم پیوسته؛ در میان گندم زارها، و باغ های خرم و پرگل وگیاه؛ دارای مناظری زیبا و پرآب؛ در وسط باغستانی شادی آفرین؛ و جاده های آباد قرار می داد، به همان اندازه که آزمایش ساده بود، پاداش نیز سبک تر می شد.
اگر پایه ها و بنیان های کعبه و سنگ هایی که در ساختمان آن بکار رفته، از زمرد سبز و یاقوت سرخ و دارای نور و روشنایی بود، دل ها دیرتر به شک و تردید می رسیدند و تلاش شیطان بر قلب ها کمتر اثر می گذاشت و وسوسه های پنهانی او در مردم کارگر نبود؛ در صورتی که خداوند بندگان خود را با انواع سختی ها می آزماید، و با مشکلات به عبادت می خواند......
.....و آیا ما هم به فلسفه حج اینچنین نگاه کرده ایم و آن چنان از وادی وحی الهی بازگشته ایم که ره توشه اش دور کردن وسوسه های شیطان رجیم از نفس اماره مان بوده است؟
تهیه و تنظیم: محمد یزدی زاده
مشكل بزرگان ما هستند.وقتي كه در داخل كشوربجاي نصيحت به پرهيز كاري درمراسمات عروسيها باان ولخرجي ها
ووووبه مسائل فقط به مسائل ساسي مي پردازند حال بيرون كشورچه خواهد شد خدامي داند.




