صمد و كابوسآشناي قلعهنويي
چهره برافروخته صمد مرفاوي كنار خط طولي اهميت سه امتياز بازي با پاس همدان براي او را متذكر ميشد. مرفاوي كه در طول اين فصل تلاش ميكرد نسبت به سه سال قبل سرمربي آرامتر و منطقيتري بهنظر برسد پس از اولين شكست مقابل استقلال اهواز خاطره همان مرفاوي ليگ ششم حرفهاي را در ذهن تداعي ميكرد.
به نوشته تهران امروز؛ روي ديگر اين ماجرا حضور سپاهان اصفهان در صدر جدول ردهبندي بود. روشن است كه سپاهان براي مرفاوي فقط يك رقيب نيست و او تلاش ميكند پس از مدتها كه از زير سايه قلعهنويي خارج شده بار ديگر تحت تاثير نام اين مربي قرار نگيرد.
استقلال اما پس از يك شكست دور از ذهن در تهران اينبار در همدان هم تيم شاداب و مقتدري نبود و برتري قابلملاحظهاي نسبت به پاس نداشت؛ يك بازي كاملا معمولي با فراز و فرود بسيار اندك كه بيشتر در ميانه زمين جريان داشت و پر بود از وقفههاي متوالي و سوتهاي داور.
استفاده دوباره از وحيد طالبلو در درون دروازه تصميمي بود كه ميتواند در آينده چالشهاي بزرگي را براي مرفاوي ايجاد كند. طالبلو كه هفته گذشته به نشانه اعتراض نيمكت استقلال را ترك كرده بود بدون هيچگونه تنبيه انضباطي به تركيب اصلي بازگشت تا ساير نيمكتنشينها هم راه بهدست آوردن يكي از 11 پيراهن اصلي را از او بياموزند.
نشانههاي كاهش اقتدار صمد مرفاوي روي نيمكت استقلال وقتي بيشتر جلبنظر كرد كه روند و اتفاقات پس از تعويضهاي او بهنمايش درآمد. رضا عنايتي تا زماني كه در زمين بود هيچ حركت خاصي انجام نداد و سياوش اكبرپور با اخمهايي درهم و حالتي بيتفاوت بهجاي او به زمين آمد. اكبرپور دقايقي بعد يك موقعيت مناسب را در اوج بيانگيزگي از دست داد و دوربين بلافاصله روي چهره مرفاوي كه لبخندي تلخ و عصبي را به لب داشت زوم كرد.
مرفاوي مثل بازي با استقلال اهواز فابيو جانواريو، هافبك طراح خود را از زمين بيرون كشيد تا او هم قدمزنان درحالي كه سر تكان ميداد و زير لب غرولند ميكرد زمين بازي را ترك كند.
احتياط و رضايت از كسب يك امتياز اصليترين شاخصه بازي دو تيم صدرنشين و قعرنشين ليگ برتر بود. ارني برندتس، سرمربي هلندي راهآهن پس از پيروزي تيمش مقابل ذوبآهن در اصفهان جمله قابل تاملي را درباره فوتبال ايران به زبان آورد. او گفت: «در فوتبال شما فاصلهاي بين تيمهاي بالا و پايين جدول نيست و در بسياري از مواقع اتفاقات و شانس نتيجه را مشخص ميكند.»
صحت ادعاي او در تمام دقايق بازي ديروز قابل تشخيص بود. مرفاوي با استفاده همزمان از كيانوش رحمتي و حسين كاظمي در ميانه زمين نشاني از تفكر هجومي نداشت و اصغر مديرروستا هم هادي اصغري، بهترين گلزن تيمش را روي نيمكت نشانده بود و بهجاي او در نيمه اول از يك هافبك استفاده كرد.
اوجگيري استقلال با پيروزي بر استيلآذين و ابومسلم در هفتههاي هفتم و هشتم آغاز شد و هرچند آنها در داربي چندان باكيفيت نبودند اما بردن مس كرمان در خانه حريف اينطور القا كرد كه تيم مرفاوي شانس اول قهرماني است. استقلال در دو بازي اخير نزول فاحشي داشته و ترديدهايي را درخصوص دفاع از عنوان قهرمانياش بهوجود آورده است.
كسب تنها يك امتياز از دو بازي با تيمهاي قعر جدولي، آن هم پس از شكستن ركورد مس در كرمان در ذهن كمتر هوادار استقلال ميگنجيد و اكنون بهنظر ميرسد مرفاوي بايد نگاهي دوباره به تيمش بيندازد. از سويي حاشيههاي مديريتي اين تيم هم كه كماكان بين مديرعامل و سرمربي سابق استقلال جريان دارد و نميتوان منكر تاثير اين يكهبهدوها و رجزخوانيها در كشيده شدن ترمز استقلال شد.
جنگ كلامي قلعهنويي و آشتياني ظاهرا بيشتر به سود سپاهان تمام شده؛ چه آنكه سپاهان در اين دو هفته فاصله پنج امتيازي خود با استقلال صدرنشين را به حداقل رسانده و از روند دو تيم اينطور بهنظر ميرسد كه جاي استقلال و سپاهان در صدر جدول بهزودي جابهجا خواهد شد. رقابت اين دو تيم در صدر جدول بيترديد يك رقابت معمولي نيست. امير قلعهنويي و مجموعه فعلي استقلال پيش از آغاز ليگ نهم حرفهاي اصطكاك زيادي داشتند و بازنده اين كورس شانه به شانه تا مدتها از شوك شكست از دشمن بزرگ بيرون نخواهد آمد.
كيفيت بازيهاي ليگ برتر نسبت به ادوار گذشته بهشدت افت كرده و آمار وحشتناك تساويها مويد اين ادعاست. تيمها بيش از آنكه جاهطلب و حريص كسب پيروزي باشند به فاصله گرفتن از بحران ميانديشند و تساوي در هر حالتي بهترين راه براي در امان ماندن از گزند انتقادات و جابهجاييهاي احتمالي است.
در واقع سياستهاي كاذب تنها دامن داربي تهران را نگرفته و تمام تيمها تا وقتي يك امتياز را در جيب دارند ريسك حمله به سه امتياز را متحمل نميشوند. اينچنين است كه تيمي مثل پرسپوليس كه همواره پشتوانه حمايت حداقل 30 هزار تماشاگر را احساس ميكند از 12 بازي هشت تساوي را بهدست ميآورد و استيلآذين بهرغم در اختيار داشتن بازیكني مثل علي كريمي ديروز به افتخار سومين تساوي متوالي 2-2 خود جشن گرفت. آمار تساويهاي ليگ نهم حرفهاي بهشدت بالاست و طبيعتا در اين فضا تيمي كه تنها كمي حس برتريجويي داشته باشد به قله كوتاه قهرماني ميرسد.
موفقيتهاي اخير مربياي مثل امير قلعهنويي در فوتبال ايران را نه در برتريهاي فني و دانستههاي علمي او كه بايد در روحيه برتريجويي اين مربي جستوجو كرد. قلعهنويي معمولا براي بهدست آوردن سه امتياز ريسك ميكند و هرچند گاهي چوب اين طرز تفكر را خورده اما ترديدي نيست كه موفقترين مربي سالهاي اخير فوتبال ايران بهلحاظ كسب جام قهرماني كسي جز او نيست و اگر هم برخي از مربيان تازهكار روشي مشابه را اتخاذ كردند همچون قلعهنويي ابزار ارائه فوتبال جاهطلبانه را در اختيار نداشتند.
استقلال، سپاهان، ذوبآهن، پيكان، صبا و با كمي ارفاق پرسپوليس تيمهايي هستند كه براي قهرماني در نهمين دوره ليگ حرفهاي تلاش ميكنند اما به واقع كداميك از آنها سيماي يك قهرمان را دارند؟ قانون مسابقاتي مثل ليگ دورهاي اين است كه در پايان مسابقات تيمي كه بيشترين امتياز را دارد قهرمان ميشود و اگر حد نصابي بهلحاظ امتيازي و فني براي بالاي سر بردن جام قهرماني وجود داشت به احتمال قريب به يقين ليگ برتر در فصلجاري بدون معرفي تيم قهرمان به پايان ميرسيد.
اين ثمره فوتبالي است كه گاوصندوقش پر از پول است اما جنس باكيفيتي در بازار آن يافت نميشود. براي جلوگيري از ركود، بازار پول داخل گاوصندوق به جريان افتاده و آدمها بيشتر از ارزش واقعيشان پول دريافت ميكنند.
پول بادآورده آدمها را محتاط ميكند كه مبادا اتفاقي بيفتد كه از اين قافله جا بمانند و مستمري سالانه خود را از دست بدهند. در اين فضا مربي مراقب است كه نبازد و بازيكن ساق پايش را ميپايد. فوتبال ايران آرامآرام به تاجر ورشكستهاي ميماند كه در تاريخ جديد هم نميتواند حسابش را پر كند. او فقط براي به تعويق انداختن زمان افتادن پشت ميلههاي زندان تلاش ميكند.
استقلال، سپاهان، ذوبآهن، پيكان، صبا و با كمي ارفاق پرسپوليس تيمهايي هستند كه براي قهرماني در نهمين دوره ليگ حرفهاي تلاش ميكنند اما به واقع كداميك از آنها سيماي يك قهرمان را دارند؟ قانون مسابقاتي مثل ليگ دورهاي اين است كه در پايان مسابقات تيمي كه بيشترين امتياز را دارد قهرمان ميشود و اگر حد نصابي بهلحاظ امتيازي و فني براي بالاي سر بردن جام قهرماني وجود داشت به احتمال قريب به يقين ليگ برتر در فصلجاري بدون معرفي تيم قهرمان به پايان ميرسيد.


