ترامپ و بی نظمی در روابط بین الملل
سيد ايمان موسوي
سیاست بین الملل عرضه تنازع برای بقا است. بازیگران سیاسی با شکل بندی محدود دوستان و دشمنان خود در تلاش برای افزایش منافع و حفظ موجودیت خود در صحنه بین المللی هستند. بی گمان هر چه دامنه دوستان یک دولت بیشتر از دشمنان آن باشد، به همان نسبت در تامین اهداف و سیاست های منطقه ای و جهانی اش موفق تر خواهد بود. با اتکا به این اصل طلایی، تمامی بازیگران سیاسی سعی دارند با نزدیک کردن و همگن سازی منافع خود با قدرت های برتر جهانی، موجودیت خود در این نظام پر از تهدید تضمین نمایند. راز بسیاری از اتجاد ها و دوستی در نظام جدید بین المللی در همین موضوع قرار دارد. دولت های کوچک با آگاهی از ناتوانی خود در مواجهه با تهدیدات متنوع داخلی و بین المللی به شدت در تلاشند با تلاقی منافع خود با ابرقدرتها، خود را از خطر و تهدیدات بیرونی ایمن سازند. البته باید به این نکته هم اشاره کرد که صرف اتحاد با قدرت های بزرگ تضمین دهنده امنیت و ثبات یک کشور نیست. ثبات یک کشور و نظام سیاسی منوط به شرایط داخلی همچون، میزان مقبولیت حاکمان سیاسی نزد مردم، اقتصاد مولد و پایدار، فرهنگ و سنن ریشه دار و در مرحله بعد دوستی با قدرت های همسایه است. فقدان هر یک از این عوامل دولتها را در برابر تهدیدات داخلی و خارجی آسیب پذیر می سازد و اساسا این خود نوعی تهدید است. در این بین دولتها برای بالا بردن ضریب امنیتی شان به تقویت روابط استراتژیک با قدرت های بزرگ می پردازند و از این طریق امنیت خود را حفظ و ثتبیت می نمایند. این وضعیت به بارزترین شکل ممکن در منطقه غرب آسیا و به ویژه در حاشیه جنوبی خلیج فارس وجود دارد. مقصود این نوشتار کالبد شکافی امنیت قدرت های کوچک نیست بلکه با ذکر این مقدمه در پی نشان دادن اهمیت و جایگاه بالای قدرت های بزرگ در تامین امنیت قدرت های ریز و متوسط است. مساله ای که به وضوح با روی کار آمدن ترامپ و اظهارات تعجب برانگیزش در رابطه با امنیت جهانی، توافق آب و هوایی(پاریس)، خلع سلاح، دامن تمامی قدرت های کوچک و بزرگ جهان را گرفته است. جالب اینجاست که امروزه متحدان دیروز واشنگتن همچون اتحادیه اروپا، استرالیا، کشورهای آمریکای لاتین، احساس می کنند شریک همیشگی آن ها امروز از درب ترس و تهدید به سوی آن ها گام بر می دارد.
دونالد توسک رئیس اجرایی شورای اروپا، بزرگترین تهدید اروپا را نه از سوی افراط گرایان داعش و روسیه، بلکه از جانب آمریکا می داند. از دید توسک، ترامپ دارای عقایدی ملی گرایانه و ضد لیبرال است. ترامپ با داشتن دیدگاههای ضد لیبرالیستی و همکاری جویانه به دنبال تضعیف پایه های ارزشی اتحادیه اروپاست و کشورهای عضو این اتحادیه را به خروج از این نهاد مهم اقتصادی تشویق می کند. این در حالی است که اتحادیه اروپا موفق ترین نظام اقتصادی پس از جنگ دوم جهانی است که با اتکا به ارزشهای اصیل لیبرالیسم، رشد و توسعه اقتصادی را در میان قدرتهای اروپایی به ارمغان آورده است. این اتحادیه هم اکنون الگوی بسیاری از اتحادیه های دیگر در سرتا سر پنج قاره جهان است. با توجه به این نگرانی ها است که فرانسوا اولاند رئیس جمهوری فرانسه در نشست مالتا خواستار هماهنگی و هم نظری بیشتر اعضای اتحادیه در مواجهه با آمریکای ترامپ شد. هم اکنون در داخل اتحادیه رایزنی ها برای تشکیل سازمان دفاعی و امنیتی مستقل از آمریکا مطرح است و اینکه اروپا باید مستقلا به تامین امنیت خود در برابر تهدیدات بیرونی بپردازد. نگرانی ها تنها به رهبران اروپایی ختم نمی شود؛ در آسیا، آمریکای لاتین و غرب آسیا نیز همه دل نگران سیاست های ترامپ هستند. چین بزرگترین شریک اقتصادی آمریکا از فردای پیروزی ترامپ، اندوه از دست رفتن بازارهای میلیاردی خود را در آمریکا گرفته است. ترامپ دولت چین را به اتخاذ سیاست های مرکانتلیستی متهم کرده و اعلام کرده است که چینی ها باید در بازارهای خود را به روی کالاهای آمریکایی باز کنند. کره جنوبی و ژاپن دو متحد بزرگ و استراتژیک واشنگتن در شرق آسیا، آینده روابط شان را با واشنگتن پس از روی کار آمدن تیم جدید تیره و تار می بینند. این قدرت ها به لحاظ امنیتی وابسته به آمریکا هستند و تغییر در جهت گیری واشنگتن و عدول از تعهدات گذشته، ضربات جبران ناپذیر امنیتی برای این کشورها وارد می سازد. به ویژه اینکه سایه شوم تسلیحات هسته ای کره شمالی را دائم به دنبال خود احساس می کنند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
حالت چطوره داداش گلم؟؟
خیلی وقته ندیدمت..
دلم خیلی برات تنگه..
سایت با کلاس و خوبی دارین
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟





