اظهار فضل كنيد، دندانتان خرد ميشود
در چهل و دومين روز ناپديد شدن از كره خاكي دوستان جديدي يافته است؛ دوستاني با يونيفورم مشكي و تيشرت نيوكاسل از ايپسويچ، اسپانيا، هلند و پرتغال؛ مردم آمده بودند تا در مراسم چهلمين روز درگذشت سربابي رابسون حضور يابند. يك نفر هم از گلاسكو، بدون استفاده از نت سخنراني ميكرد. واي... اين رابسون چقدر محبوب است!
به نوشته خراسان؛ چهره غم زده سر الكس فرگوسن در بين حاضران متمايز جلوه ميكرد. او گوش ميداد و سكوت ميكرد. شايد روزي در رختكن منيو، آنچه روز دوشنبه در كليساي دورهام درباره رابسون شنيد را به بازيكنانش انتقال دهد.
توهم تماشاي رابسون در مراسم وجود داشت. ميتوانستيد به شانههاي يك نفر ضربه آرامي بزنيد و به محض نمايان شدن چهره او تازه متوجه شويد هماني نيست كه قبلا تصور ميكرديد. انبوه آدمهاي آشنا و روزنامهنگاران بر جسته به شما لذت حضور در جمعي دوستانه را هديه ميدادند.
استيو بروس، روي كين، ميكمك كارتي، هاوارد و يلكينسون و پيترريد همگي در 14 سال اخير با ساندرلند اوج گرفتند، سقوط كردند، دوباره رشد يافتند، مجددا افتادند و براي سومين بار برخاستند. همگي در همسايگي رابسون بودند و بايد روزي به اين سؤال اسطوره جواب ميدادند؛ درباره تيم من چه چيزهايي شنيدهايد؟
رابسون انسان فضولي نبود. منظور او از طرح اين سؤال به دست آوردن اطلاعاتي براي خودسازي، آن هم دردل انبوهي از پاسخهاي متناقض بود. رابسون در بطن پرسش و پاسخها به بالندگي رسيد و معلم خوب و بد شد. خوب مثل لينهكرو بد مثل پل گاسكوئين. لينهكر خيلي خوب حرف ميزند اما دنياي فوتبال هنوز گاسكوئين رابسون را ترجيح ميدهد.
استيو بروس، شاگرد سابق سر الكس فرگوسن اخيرا در مصاحبه با تايمز از رابطه دوستانه خود با پيرمردي به نام رابسون گفت. اصولا يكي از خصلتهاي سربابي جواني كردن هنگام پيادهروي با جوانان بود! بروس گفت: «در زمان بازي براي هادرزفيلد، مسئولان باشگاه تصميم به فروش مدافع مياني مؤثر تيم گرفتند. ما در فاصله 12 هفته مانده به پايان فصل صدر جدول را در اختيار داشتيم و چرا بايد بازيكن كليدي هادرز فيلد فروخته ميشد.
چنان از اين تصميم ناراحت شده بودم كه تصميم گرفتم شغلم را عوض كنم، اما ندايي به من گفت به راهت ادامه بده. به عنوان يك مربي هرگز نميتوانيد از عشقتان (فوتبال) دست بكشيد. بدون ترديد بازيكنان فوتبال بهترين شغل دنيا را در اختيار دارند اما قدم گذاشتن به پله بعدي (مربيگري) جسارت يك عاشق شجاع را ميطلبد.
سربابي رابسون چنين فاكتوري را داشت. دوران مربيگري من لذت بخشتر از روزهاي بازيم است. خيلي دوست داشتم بدانم رابسون فقيد نيز مثل من فكر ميكرد يا نه. دنياي بازي محدود به نظر ميرسد اما در عالم مربيگري ميتوانيد به مرگ روي نيمكت فكر كنيد. اگر مربي تيم پيروز بازي شنبه باشيد، زيباترين احساس دنيا را داريد. در اين گونه مواقع همه تصميمهايتان درست است و بالاترين درجه اعتماد به نفس را داريد. وقتي ببازيد، دنيا روي سرتان خراب ميشود.
امكان دارد به عنوان يك بازيكن حتي در صورت شكست هم از نوع بازي خودتان رضايت داشته باشيد يا حداقل دستآويزي براي لبخند زدن بيابيد اما در مربيگري همه چيز سياه يا سفيد است. گاهي نه ميخواهيد پيشرفت كنيد و نه مايل به تحمل لغزش هستيد. دوست داريد متوسط متوسط باقي بمانيد.
با اين حال در لحظات شكلگيري يك شكست بزرگ سؤالها جلوي چشمانتان رژه ميروند. چرا اين تركيب را برگزيدم؟ امكان تجربه شيوه ديگري هم وجود دارد؟ اتفاقا پاسخ به اين پرسشها نشان ميدهد اصلا خواستار فرو رفتن در باتلاق شكست نيستيد. »
بروس ادامه داد: «فكر ميكنيد بيعيب هستيد اما به محض اظهار فضل، يك نفر دندانهايتان را ميشكند. ياد گرفتهام هرگز قضاوت نكنم. منچستريونايتد ميتوانست برنلي را خرد كند اما در پايان چه اتفاقي رخ داد؟ برنلي در اولين بازي خانگي تاريخ خود در بالاترين سطح فوتبال انگليس، قهرمان 3 دوره پياپي ليگ برتر و يكي از 2 صاحب عنوان پرافتخارترين تيم باشگاه جزيره را شكست داد.» بله! سربابي رابسون عمري اين پرسشها را براي امثال بروس مطرح كرد و خود با پاسخهايش فرگي كهنه كار را هم به تعجب واداشت.


