چرا قوانین مجلس درباره معلولین اجرا نمی شود؟
کد خبر: ۶۴۵۵۳
| | 6007 بازدید
حسن فاتحی از کاربران "تابناک"در مطلب ارسالی خود آورده است:
یکی از بی عدالتیهای موجود در عرصه مدیریتی جامعه معلولین ما عدول مجریان قانون از اجرای قوانین مصوب محلس شورای اسلامی می باشد و هر چند قوانین موجود حاصل سالها و بلکه دهه ها صبر و مقاومت و پیگیری معلولین عزیز می باشد ولی همین قوانین حداقلی نیز از سوی مجریان قانون نادیده گرفته می شود و در گیر و دار هیاهوهای تبلیغی به بوته فراموشی سپرده می شود.
یکی از قوانین مصوب مجلس شورای قانون جامع حقوق معلولین در 16 ماده اجرایی می باشد که به دلایل زیر تنها در روی کاغذ اجرا می شود و از عدالت رفتاری و عملی خبری نیست:
1- انگیزه و شناخت کافی نسبت به درک مشکلات معلولین از سوی مدیران مرتبط با معلولین وجود ندارد و به عبارتی خود متولیان معلولین و در راس آنها سازمان بهزیستی از ناقضین اصلی حقوق شهروندی معلولین می باشند و ریشه این معضل بزرگ نیز به سوءمدیریتها و فرصت طلبی های برخی مدیران اجرایی مربوط می شود.
در تبصره واحده ماده یک قانون حمایت از حقوق معلولین تاکید شده است: "معلول به فردی در این قانون اطلاق می شود که به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی بر اثر ضایعه جسمی ذهنی روانی یا توام اختلال مستمر در سلامت و کارایی عمومی وی ایجادگردد به طوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمینه های اجتماعی و اقتصادی شود".
کدام مدیر ارشد و کدام مدیرکل در تنها سازمان متعلق به معلولین با این رویکرد به معلولین می نگرد؟ اگر همین نگرش قانونی مصوب در تعامل با معلولین مورد تمکین واقعی مدیران قرار گیرد بسیاری از فشارها و نگرانی های روزمره زندگی از دوش معلولین برداشته می شود ولی واقعیت این است نگرش مدیران اجرایی به معلولین نگرشی فنی و قانونی نیست و حتی در خود سازمان بهزیستی انتظاری فراتر از کارکرد افراد سالم از معلولین وجود دارد و این در صورتی است که افراد سالم در همان موقعیت شغلی کارایی به مراتب پایین تر از معلولین و آن هم از روی عمد و قصوردارند
و علت اصلی این فرافکنی سوء مدیریتها به وجود معلولین در محیط کاری ناشی از بی توجهی جدی به تبصره قانونی مذکور می باشد.
2- سازمان بهزیستی به عنوان تنها متولی معلولین از ضعفهای ساختاری مدیریتی و اجرایی حاد برخوردار می باشد یعنی هم مدیران آن توان درک روحیات و مشکلات معلولین را ندارند و اندک مدیران مسئول و خدوم نیز به حاشیه رانده می شوند و هم معاونتها و کارشناسی های سازمان بهزیستی طوری چیدمان مدیریتی پیداکرده اند که اندک توجهی به خود معلولین توانمند در حل مشکلات و ارائه راهکارها را ندارند و به عبارتی معلولین منتقد توانمند که از توان بالای تحلیل مشکلات برخوردارند در سیستمی نادرست یا منزوی می شوند و یا از زندگی می افتند و با انواع برچسبها و فشارهای تصنعی روبرو می شوند و دلیل اصلی این تناقض رفتاری مدیران نیز حاکمیت روابط و باندگرایی به جای نظریه شایسته سالاری می باشد.
در این معضل بزرگ مدیریتی آنقدر بهزیستی ناتوان است که حتی مدیرکلهای برخی استانها برای خود یک حکومت بزرگی درست کرده اند و تا مهره ذی نفوذی آنها در مجلس و یا استانداریها وجود دارد همان مدیرکلها نیز ترس بازخواست قانونی از مراجع بالا را ندارند و با این جزایر مستقل مدیریتی چگونه می شود انتظار داشت که قوانین مصوب مجلس در مورد معلولین اجرا شود؟
3- به علت فقدان اطلاع رسانیها و نیز نبود جلسات و همایشهای بزرگ با حضور حداقل مدیران استانی در مراکز استانها اکثرمدیران اجرایی سایر ادارات و ارگانها نگرشی سنتی توام با سلایق خاص خودشان نسبت به معلولین دارند یعنی یا دید ترحمی دارند و یا دید تنفری و علت این نقصها نیز باز به قصور متولیان مسقیم معلولین در سازمان بهزیستی مربوط می شود یعنی آنها آنقدر در مشکلات داخلی و جاری خودشان مانور می دهند که راه حلهای خارج ازسازمانی را نیز فراموش می کنند.
4- به نظر می رسد تنها وجود قوانین نمی تواند راهکار واقعی مشکلات معلولین باشد بلکه تامجریان قانون شعور ومعرفت انجام وظیفه پیدانکرده باشند قوانین شکل اجرایی به خود نخواهند گرفت ومتاسفانه سیستم مدیریتی کلان نیز خواه ناخواه تبلیغ را بجای خدمت وهیاهو را بجای تکریم اشتباه گرفته است ودوست دارد بدین شکل از تعهد عملی قوانین شانه خالی کند.
5- تشکلات غیردولتی معلولین نیز تازمانیکه زیر نظر سازمان بهزیستی از حداقل شرایط برای طرح دغدغه ها وراهکارهی خود محروم باشند توان ابرازوجود نخواهندداشت ونخواهندتوانست دراجرایی عملی قوانین موثرگردند بنابراین باید تدبیری اندیشیده شود که حداقل نخبگان معلول درمدیریتهای اجرایی مرتبط با معلولین فرصت طرح نظر ودخالت عملی داشته باشند. وبه رویه استفاده ابزاری ازمعلول باید خاتمه داده شود وبجای آن از توانمندی وطرحهای خلاق آنها درجهت حل معضلات خودشان بهره جسته شود .
یکی از قوانین مصوب مجلس شورای قانون جامع حقوق معلولین در 16 ماده اجرایی می باشد که به دلایل زیر تنها در روی کاغذ اجرا می شود و از عدالت رفتاری و عملی خبری نیست:
1- انگیزه و شناخت کافی نسبت به درک مشکلات معلولین از سوی مدیران مرتبط با معلولین وجود ندارد و به عبارتی خود متولیان معلولین و در راس آنها سازمان بهزیستی از ناقضین اصلی حقوق شهروندی معلولین می باشند و ریشه این معضل بزرگ نیز به سوءمدیریتها و فرصت طلبی های برخی مدیران اجرایی مربوط می شود.
در تبصره واحده ماده یک قانون حمایت از حقوق معلولین تاکید شده است: "معلول به فردی در این قانون اطلاق می شود که به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی بر اثر ضایعه جسمی ذهنی روانی یا توام اختلال مستمر در سلامت و کارایی عمومی وی ایجادگردد به طوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمینه های اجتماعی و اقتصادی شود".
کدام مدیر ارشد و کدام مدیرکل در تنها سازمان متعلق به معلولین با این رویکرد به معلولین می نگرد؟ اگر همین نگرش قانونی مصوب در تعامل با معلولین مورد تمکین واقعی مدیران قرار گیرد بسیاری از فشارها و نگرانی های روزمره زندگی از دوش معلولین برداشته می شود ولی واقعیت این است نگرش مدیران اجرایی به معلولین نگرشی فنی و قانونی نیست و حتی در خود سازمان بهزیستی انتظاری فراتر از کارکرد افراد سالم از معلولین وجود دارد و این در صورتی است که افراد سالم در همان موقعیت شغلی کارایی به مراتب پایین تر از معلولین و آن هم از روی عمد و قصوردارند
و علت اصلی این فرافکنی سوء مدیریتها به وجود معلولین در محیط کاری ناشی از بی توجهی جدی به تبصره قانونی مذکور می باشد.
2- سازمان بهزیستی به عنوان تنها متولی معلولین از ضعفهای ساختاری مدیریتی و اجرایی حاد برخوردار می باشد یعنی هم مدیران آن توان درک روحیات و مشکلات معلولین را ندارند و اندک مدیران مسئول و خدوم نیز به حاشیه رانده می شوند و هم معاونتها و کارشناسی های سازمان بهزیستی طوری چیدمان مدیریتی پیداکرده اند که اندک توجهی به خود معلولین توانمند در حل مشکلات و ارائه راهکارها را ندارند و به عبارتی معلولین منتقد توانمند که از توان بالای تحلیل مشکلات برخوردارند در سیستمی نادرست یا منزوی می شوند و یا از زندگی می افتند و با انواع برچسبها و فشارهای تصنعی روبرو می شوند و دلیل اصلی این تناقض رفتاری مدیران نیز حاکمیت روابط و باندگرایی به جای نظریه شایسته سالاری می باشد.
در این معضل بزرگ مدیریتی آنقدر بهزیستی ناتوان است که حتی مدیرکلهای برخی استانها برای خود یک حکومت بزرگی درست کرده اند و تا مهره ذی نفوذی آنها در مجلس و یا استانداریها وجود دارد همان مدیرکلها نیز ترس بازخواست قانونی از مراجع بالا را ندارند و با این جزایر مستقل مدیریتی چگونه می شود انتظار داشت که قوانین مصوب مجلس در مورد معلولین اجرا شود؟
3- به علت فقدان اطلاع رسانیها و نیز نبود جلسات و همایشهای بزرگ با حضور حداقل مدیران استانی در مراکز استانها اکثرمدیران اجرایی سایر ادارات و ارگانها نگرشی سنتی توام با سلایق خاص خودشان نسبت به معلولین دارند یعنی یا دید ترحمی دارند و یا دید تنفری و علت این نقصها نیز باز به قصور متولیان مسقیم معلولین در سازمان بهزیستی مربوط می شود یعنی آنها آنقدر در مشکلات داخلی و جاری خودشان مانور می دهند که راه حلهای خارج ازسازمانی را نیز فراموش می کنند.
4- به نظر می رسد تنها وجود قوانین نمی تواند راهکار واقعی مشکلات معلولین باشد بلکه تامجریان قانون شعور ومعرفت انجام وظیفه پیدانکرده باشند قوانین شکل اجرایی به خود نخواهند گرفت ومتاسفانه سیستم مدیریتی کلان نیز خواه ناخواه تبلیغ را بجای خدمت وهیاهو را بجای تکریم اشتباه گرفته است ودوست دارد بدین شکل از تعهد عملی قوانین شانه خالی کند.
5- تشکلات غیردولتی معلولین نیز تازمانیکه زیر نظر سازمان بهزیستی از حداقل شرایط برای طرح دغدغه ها وراهکارهی خود محروم باشند توان ابرازوجود نخواهندداشت ونخواهندتوانست دراجرایی عملی قوانین موثرگردند بنابراین باید تدبیری اندیشیده شود که حداقل نخبگان معلول درمدیریتهای اجرایی مرتبط با معلولین فرصت طرح نظر ودخالت عملی داشته باشند. وبه رویه استفاده ابزاری ازمعلول باید خاتمه داده شود وبجای آن از توانمندی وطرحهای خلاق آنها درجهت حل معضلات خودشان بهره جسته شود .
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۹
انتشار یافته: ۰
حساب و کتاب و قبر - سوال و جواب همه و همه حق است ، مطمئاً نقطه به نقطه آقایان و مسئولین تحت این امر در عالم قیامت و پیشگاه ایزد منان باید پاسخگو باشند
هر آه و ناله یک فقیر زمین و زمان را می لرزاند
امیدواریم که آقایان لحطه جان دادن و فشار قبر را تحمل نمایند
همانگونه که معلولین فقر و مشکلات را تحمل می نمایند و صدایشان را کسی نمی شنود
این ساده ترین راه هشدار به مسئولین تحت امر
به امید برپایی عدالت مولایمان
همین که دیدم بالاخره یک نفر پیدا شد اسمی از معلولین اورد جای شکردارد در تایید فرمایشات شما
بنده به عنوان یک معلول عضو سازمان بهزیستی
عرض میکنم که قصور مقامات بالا باعث شده تا کارمندان رده پایین هم ما را مورد غضت قرار دهند و گویی با بردگان خود برخورد دارند
و این را بگویم که ارزوی اینکه روزی قوانین در مورد معلولین اجرا شود خوابی بیش نیست
شما هم خودرا به درد سرنیندازید
اخيرا خانه و بانکها مد شده جلوي در ورودي چند تا پله ميذارن که اصلا نمشه رفت تو بعد وقتي اعتراض ميکني ميکن از پارکينگ برو شيب خيلي از پارکينگ ها و پياده رو ها و ساختمانها غير استاندارد و انقدر زياده که حتي يه ادم سالم هم براي رفتن مشکل داره چه برسه به ما . چرا شهرداري روي اين قضيه نظارت نداره چرا اجازه ميده يه جاي عمومي مثل بانکها ( نمونه ان بانک جديد تاسيس شعبه مير داماد شرقي جنب درمانگاه شايان ) که در حال تاسيس هست با ورودي 10 پله اي بنا بشه . تا کي ما معلولها افراد و شهروندان درجه 3 بايد محسوب بشيم و از در پشتي و يا از پارکينگ و با شيوهاي نا متعارف بريم داخل ساختمانها و يا از امکانات عمومي استفاداه کنيم .شهرداري ظاهرا بهضي از خانه هاي رو که دري ورودي ان پله دارن مجبور به نصب يه بلابر که بيشتر به بالابر بار و کالا هست گذاشته ولي حتي ان را هم بعد از گرفتن پايان کار بر ميدارن و تبديل به باغچه ميکنن و انرا کور ميکنن . هفته پبش براي افطاري منزل يکي از اشنايان رفتم به همين معضل بر خوردم علي رغم انکه جاي بالابر را ديدم و سوال کردم گفتند چون ما در اين جا معلول و فرد مسن نداشتيم بالا بر را يرداشتيم . البته من به نشانه اعتراض داخل نرفتم . وقتي من را از خود نمي داند دليلي هم براي ارتباط وجود نداري .
ولي لازم است شهرداري بر اين گونه امور رسيگي کامل نمايد و از خود رفع تکليف ننمايد . جديد براي عبور از عرض خيابان ميرداماد پلهاي اهني قرار داده که هر کدام 20تا 25 سانت از جدول فاصله دارد و نميتوان از روي ان عبور نمود .
در خاتمه از تمام نهادها و دستگاها و شهرداري تمنا دارم اگر براي معلولين کاري را انجتم ميدهند انرا کاما و بي نقص انجام دهند و منت بي خود روي سر ما نگذارند . اين کار مستلزم انست که ضهيفترين معلوا انرا امتحان نمايد مثلا يک ويلچري بچه سال بتواند از ان به راحتي عبور کند . اصلا پيمانکار ان اکار را روي ويلچر بنشانيد و پاي انرا محکم به ميلچر ببنديد و بعد بگوييد از سازه خود عبور کند و يا استفاده کند و اگر به راحتي انجام شد پول انرا پرداخت نمايند .
با تشکر
من خودم بيمار ام اس هستم و تمام مطالب بالا را تأييد ميكنم در ضمن در خصوص بيماران ام اس نيز گزارشي تهيه فرمائيد.
««« موارد گزارش فوق جهت اطلاع آقايون سازمان طرح ترافيك و راهنمايي و رانندگي ناجا »»»
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...





