انقلاب اسلامي و سرمايه اجتماعي
داود ميرزايي مقدم
کد خبر: ۶۳۱۸
| | 6892 بازدید
مقدمه
بيگمان همه ميدانند انقلاب در لغت به معني «زير و رو شدن» است. در قرآن مجيد هم اين کلمه هر جا به کار برده شده، به همين مفهوم است و ماده كلمه انقلاب: تقليب، منقلب، ينقلب و امثال اينها در قرآن آمده است. از جمله: و من ينقلب علي عقيبه فلن يضرا… شيئا … (آيه 144ـ سوره آل عمران) و ما محمد رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم علي اعقابکم )144ـ آل عمران). اين آيه در جنگ احد در آن هنگام که شايعه شد رسول خدا (ص)کشته شده است و به دنبال آن، شمار بسياري از مسلمانان فرار کردند، نازل شد. آيه خطاب به مؤمنان ميفرمايد: محمد (ص) پيامبري بيش نيست که پيش از او هم پيامبران ديگري بودند؛ يعني هر پيامبري که آمده است مردن دارد، کشته شدن دارد، محمد براي شما از جانب خدا پيامي آورده است؛ خداي او زنده است اگر فرضاً بميرد يا کشته شود، آيا شما بايد به عقب برگرديد؟
در اينجا حرکت اسلامي به تعبير قرآن حرکت رو به جلوست و بازگشت اين گروه از دين به معني برگشت به عقب است. انقلاب در تعبير قرآن يعني حركت رو به جلو.
فلاسفه، انقلاب را هنگامي ميدانند که ذات و ماهيت يک شيي لزوما عوض شده باشد. انقلاب در عربي به معناي «ثوره» و در اصطلاح انگليسي به معناي «Revolution» است. انقلاب در معناي جامعهشناسي، همان «دگر شدن» است. حتي نبايد گفته شود «دگرگون شده»، زيرا دگرگون شدن يعني گونه و کيفيت، طور ديگر شود. بايد گفت «دگر شدن»؛ يعني تبديل شدن به موجودي ديگر.
انقلاب به معناي نوعي «شدن» است و در زاويههاي لغوي، فلسفي و فقهي امري است از نوع فعل لازم.
به اين اعتبار، انقلاب اسلامي با مباني ارزشمند معمار بزرگ و فقيد آن حضرت امام خميني ـ قدس سره ـ با شرايط پيچيده سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و مذهبي زمان خود، سامان گرفت و در نيمكره شرقي كره زمين جريانساز شد؛ جرياني كه از همان آغاز شكلگيري، توجه زرمداران و زورمداران عالم را به خود جلب كرد و هر يك با توجه به نگرشهاي استعمارگونه و استثمارطلبانه خود، سياستهاي پيدا و پنهاني را براي شكست يا انحراف آن پيشرو گرفتند.
اكنون كه اين نوشتار رقم ميخورد، 29 سال از اين واقعه شگفت ميگذرد. دير زماني كه برخي از خوانندگان اين نوشته هنوز به دنيا نيامده بودند و يا آن را به سختي به ياد ميآورند و نويسنده اين سطور در آن زمان، كودكي شش ساله بوده، اما اكنون همدل و همداستان با آن است.
بيان مسأله
با گذشت 29 سال از پيروزي انقلاب اسلامي در كشور ايران و با توجه به فراز و نشيبهاي گوناگون ايران اسلامي، اين نوشتار در پي پاسخ به اين پرسشهاي اساسي است كه انقلاب اسلامي ايران تا چه اندازه از سرمايه اجتماعي سود برده و در ادامه مسير خود تا چه حد نسبت به تقويت اين عامل مهم اهتمام ورزيده، نسبت به توسعه آن همت گمارده و آن را نگهداري كرده است؟ آيا در خلال سالهاي اخير، اين سرمايه خطير رو به كاهش داشته است؟
اينها پرسشهاي مهمي است كه مرور تاريخچه شكلگيري و تداوم انقلاب اسلامي به آنها پاسخ ميدهد.
سرمايه اجتماعي (Social capital) چيست؟
سرمايه اجتماعي از مفاهيم نويني است كه امروزه در بررسيهاي اقتصادي و اجتماعي جوامع مدرن مطرح شده است. طرح اين مفهوم در بسياري از مباحث اقتصادي، نشاندهنده اهميت نقش ساختارها و روابط اجتماعي بر متغيرهاي اقتصادي است. سرمايه اجتماعي در عمل مبتني بر عوامل فرهنگي و اجتماعي بوده و شناسايي آن به عنوان يك نوع سرمايه چه در سطح مديريت كلان توسعه كشورها و چه در سطح مديريت سازمانها، ميتواند شناخت جديدي را از سيستمهاي اقتصادي ـ اجتماعي ايجاد كرده و مديران را در هدايت بهتر سيستمها ياري كند.
از سرمايه اجتماعي تعاريف گوناگوني ارايه شده است. يكي از تعاريف مطرح اين است:
«سرمايه اجتماعي، مجموعه هنجارهاي موجود در سيستمهاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي آن جامعه شده و موجب پايين آمدن سطح هزينههاي تبادلات و ارتباطات ميشود». (فوكوياما 1999).
بنا بر اين تعريف، مفاهيمي چون جامعه مدني و نهادهاي اجتماعي نيز داراي ارتباط مفهومي نزديكي با سرمايه اجتماعي ميشوند.
بانك جهاني نيز سرمايه اجتماعي را پديدهاي حاصل از تأثير نهادهاي اجتماعي، روابط انساني و هنجارها بر كميت و كيفيت تعاملات اجتماعي ميداند. تجارب اين سازمان نشان داده است كه اين پديده، تأثير چشمگيري بر اقتصاد و توسعه كشورهاي گوناگون دارد.
سرمايه اجتماعي برخلاف ديگر سرمايهها به صورت فيزيكي وجود ندارد، بلكه حاصل تعاملات و هنجارهاي گروهي و اجتماعي بوده و از سوي ديگر، افزايش آن ميتواند موجب پايين آمدن جدي سطح هزينههاي اداره جامعه و نيز هزينههاي عملياتي سازمانها شود.
سرمايه اجتماعي را ميتوان حاصل پديدههاي زير در يك سيستم اجتماعي دانست (فلورا 1999):
اعتماد متقابل، تعامل اجتماعي متقابل، گروههاي اجتماعي، احساس هويت جمعي و گروهي، احساس وجود تصويري مشترك از آينده و كار گروهي.
يكي از مفاهيم مفيد در تبيين مفهوم سرمايه اجتماعي، «شبكه اعتماد» (Network Of Trust) است. شبكه اعتماد، عبارت از گروهي است كه بنا بر اعتماد متقابل به يكديگر، از اطلاعات، هنجارها و ارزشهاي يكساني در تبادلات فيمابين خود استفاده ميكنند. از اينرو، اعتماد فيمابين نقش زيادي در آسان كردن فرايندها و كاهش هزينههاي مربوط به اينگونه تبادلات دارد. شبكه اعتماد ميتواند بين افراد يك گروه و يا بين گروهها و سازمانهاي گوناگون پديد آيد.
مفهوم مفيد ديگر در اين بحث، «شعاع اعتماد» (RADIUS OF TRUST) است. همه گروههاي اجتماعي داراي ميزان خاصي از شعاع اعتمادند كه به مفهوم ميزان گستردگي دايره همكاري و اعتماد متقابل اعضاي يك گروه است. در يك نتيجهگيري ميتوان گفت كه هرچه يك گروه اجتماعي داراي شعاع اعتماد بالاتري باشد، سرمايه اجتماعي بيشتري نيز خواهد داشت. چنانچه يك گروه اجتماعي، برونگرايي مثبتي نسبت به اعضاي گروههاي ديگر نيز داشته باشد، شعاع اعتماد اين گروه از حد داخلي آن نيز فراتر ميرود.
هرچه سرمايه اجتماعي يك سيستم اجتماعي بالاتر باشد، موجب پايين آمدن هزينههاي مربوط به تعاملات رسمي ميشود. اين امر نشان دهنده اين واقعيت است كه هماهنگي بين اعضاي سيستمهاي اجتماعي بر پايه هنجارهاي غيررسمي در حال تبديل به يك بحث مهم در جوامع پيشرفته و به تدريج در حال پيدا كردن جايگاههاي مهمتر در الگوهاي اقتصادي نوين است.
امروزه اين واقعيت پذيرفته شده است كه در يك جامعه مدني، اگر كنترل و نظارت بر بسياري از سيستمهاي خدماتي پيچيده، بر پايه استانداردها و هنجارهاي اجتماعي و حرفهاي موجود در گروهها و صنفهاي مربوطه اعمال شود، ميتواند هزينههاي نظارت بر عمليات را در مقايسه با روشهاي بوروكراتيك بسيار پايين آورد.
امروزه تخصصي شدن حرفههاي گوناگون به گونهاي است كه مديران با استفاده از شيوههاي نظارت رسمي و بوروكراتيك، قادر به سرپرستي كاركنان متخصص خود نيستند و ايجاد و تقويت هنجارهاي حرفهاي اثربخش در محيطهاي تخصصي، داراي بهرهوري بسيار بالاتري است (پروساك 2000).
از ديدگاه اقتصادي ميتوان سرمايه اجتماعي را به عنوان يكي از انواع سرمايههاي هر سازمان يا اجتماع در نظر گرفت. در مجموع، ميتوان گفت سرمايه اجتماعي عبارت است از تأثير اقتصادي حاصل از تسهيلاتي كه شبكههاي اعتماد و مؤلفههاي فرهنگي در يك سيستم اجتماعي به وجود ميآورند. شبكههاي اعتماد علاوه بر كاهش هزينههاي مديريتي، موجب ميشوند زمان و سرمايه بيشتري اختصاص به فعاليتهاي اصلي پيدا كرده و علاوه بر آن موجب انتقال دانش اعضاي گروهها به يكديگر شده و جريان مناسبي را از يادگيري و دانش در بين آنها فراهم ميسازد و اين امر نيز ميتواند در كاهش هزينههاي مديريتي و توسعه اجتماعي و سازماني بسيار مؤثر باشد.
نقش سرمايه اجتماعي در پيروزي انقلاب اسلامي ايران
آنچنانكه در تعريف سرمايه اجتماعي گفته آمد سرمايه اجتماعي را ميتوان حاصل پديدههاي اعتماد متقابل، تعامل اجتماعي متقابل، گروههاي اجتماعي، احساس هويت جمعي و گروهي، احساس وجود تصويري مشترك از آينده، كار گروهي در يك سيستم اجتماعي دانست.
مرور حضور يكپارچه مردم ايثارگر كشور عزيزمان، نشان ميدهد در اوج شكلگيري انقلاب اسلامي، همه مردم ما در تمام نقاط ميهن پهناورمان در سايه رهبري هوشمند و عالمانه حضرت امام خميني(ره) و با نقش فعال روحانيت مبارز و آگاه، با اعتماد و تعامل اجتماعي متقابل، دست در دست يكديگر و با فراموش كردن تمام اختلافات ريز و درشت در همه جنبههاي حيات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و مذهبي، يكدل و يكصدا بوده و به تعبير شيرين و غير قابل ترديدي «امت واحده» بودند.
هنوز خاطره خوش اتحاد بيشايبه آن روزها از يادمان نرفته كه چگونه جملگي يك شعار را زمزمه ميكرديم و يك هدف مشترك داشتيم و آن سرنگوني رژيم پادشاهي دستنشانده و پيروزي انقلاب اسلامي بود. به اعتراف همه مفسران، انقلابهاي بزرگ دنيا همين وحدت كلمه و احساس هويت جمعي و گروهي در كنار عوامل مهم ديگر، انقلاب اسلامي سال 1357 را رقم زد. پس اين نظام مقدس در پيشزمينه خود از سرمايه اجتماعي، بهرههاي فراوان برده است.
اهتمام انقلاب اسلامي در مسير پس از پيروزي به سرمايه اجتماعي
از همان لحظات اوليه پيروزي انقلاب اسلامي، قدرتهاي استعماري در پي انحراف اين حركت اصيل و الهي بودند؛ حركتي كه بر پايه فطرت اصيل و آزاديخواه ملت ايران استوار بوده و هست. كشور ما در دو سال پيش از آغاز جنگ تحميلي فرزندان طراح، برنامهريز و برومندي را همچون استاد شهيد مطهري، شهداي محراب، شهيد آيتالله دكتر بهشتي، شهيد رجايي، شهيد باهنر، شهيدان والامقام حزب جمهوري اسلامي و... از دست داد كه اگر بودند و انقلاب اسلامي را همراهي ميكردند، امروز كشور ما به گونه متمايزتري در عرصههاي داخلي و بينالمللي ميدرخشيد و اين عزيزان، نقش شگفتانگيزي در اتحاد مردم جامعه و تشكيل و تقويت سرمايه اجتماعي داشتند.
دشمنان نظام جمهوري اسلامي وقتي از ترور شخصيتهاي برنامهريز كشور و خيال خام شكست انقلاب اسلامي ناكام ماندند به سراغ نوكر بيخرد خود در كشور همسايه رفتند و هشت سال جنگ تحميلي را عليه اين كشور عزيز صورت دادند. مردم فهيم ما با همان وحدت كلمه و با پاسداشت انگيزههاي اوليه شكلگيري و پيروزي انقلاب اسلامي، به اعتراف تحليلگران امروز دنيا در مقابل همه قدرتهاي زورگو و زيادهخواه ايستادند و از جنگ تحميلي، سرافراز و پيروز بيرون آمدند.
انقلاب اسلامي در اين مقطع حساس و سرنوشتساز نيز بهرههاي فراواني از سرمايه اجتماعي برد. به تعبيري كشور عزيزمان ده سال دفاع مقدس را پشت سر گذاشت. اين در شرايطي است كه نسل سوم انقلاب اسلامي، اطلاعات بسيار كمي از دو سال دفاع مقدس 1357 و 1358 دارند و با انديشههاي سرمايههاي گرانقدر از دست رفته انقلاب اسلامي كمتر آشنا هستند. نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه هر گوشهاش سرشار از فداكاري فرزندان برومند و بيادعاي خويش است در اين مسير با پشتوانه سرمايه اجتماعي حمايت مردمي، گام به پيش نهاده است.
تجربه 29 ساله انقلاب اسلامي ايران، نشان ميدهد نظام جمهوري اسلامي مرهون يكي از مهمترين عوامل تداوم و پايداري خود يعني حمايتهاي مردمي و به تعبير نگارنده اين نوشتار، انباشت و توسعه «سرمايه اجتماعي» است.
روند خطرناك رو به كاهش سرمايه اجتماعي برونگروهي
از جمله عناصر مهم سرمايه اجتماعي اعتماد و مشارکت است. اعتماد مردم به يکديگر، اعتماد مردم به حکومت و نهادهاي اصلي جامعه، اعتماد نهادهاي مذکور به يکديگر و اعتماد حکومت و اين نهادها به مردم، وجوه گوناگون اعتماد اجتماعي را شکل ميدهند. از سوي ديگر، درستكاري، صداقت، وفاي به عهد، انصاف و عدالت، ارزشهاي اعتمادآفرين هستند. آزادي فعاليت مدني و بسته نبودن راه و تشكيل نهادهاي مستقل از قدرت و حجيم نبودن دولت نيز مقوم و محرك مشاركت عمومي است (عبدي،1385: اينترنت).
سرمايه اجتماعي، دو وجه يا دو نوع دارد:
1ـ سرمايه اجتماعي درون گروهي (مثل خانواده)
2ـ سرمايه اجتماعي برون گروهي
برخي از جامعهشناسان (علاقهبند) بر اين باورند ايران نيازمند سرمايه اجتماعي برون گروهي است تا روابط بين افراد تقويت شود. به عقيده آنها سرمايه اجتماعي درايران در قالب هيأتهاي خودجوش مذهبي خود را نمايان ميسازد. تشکيل هيأتهاي عزاداري و کمک به زلزلهزدگان و آسيبديدگان وغيره از جمله اين موارد است. در شرايطي غير از مواقع اضطراري و يا خاص، سرمايه اجتماعي در جامعه کمرنگ شده و در بسياري از موارد ديده نميشود. در ايران شکل مدني سرمايه اجتماعي به صورتي کمرنگ به چشم ميخورد (برگرفته از علاقه بند، 1384: اينترنت).
ايرانيان به کالاهاي عمومي همچون دمکراسي، امنيت اجتماعي و عدالت نياز دارند و بايد در توسعه اين امور همکاري کنند. به هر اندازه هم که قانونهاي مناسب و دقيقي براي اينگونه کالاهاي عمومي وجود داشته باشد، تا اجتماع نخواهد و همکاري لازم را انجام ندهد، حفظ اينگونه کالاهاي عمومي غيرممکن است.
در ايران مفهوم همکاري گروهي و سرمايه اجتماعي، در روابط اجتماعي شناخته شده نيست و مردم به يکديگر اعتماد ندارند(همان، اينترنت).
گواه اين مطلب افزايش چشمگير تعهدهاي محضري در انواع گوناگون و در معاملات مالي و پولي گوناگون است. به گونهاي كه اگر در هنگام مدرك و سند معتبر و محكمي از طرف مقابل گرفته نشود، دلمشغولي فراواني براي طرف ديگر معامله به وجود آورده و احتمال خسران در معامله افزايش مييابد. نگاهي به آمار پروندههاي متعدد دادگاههاي گوناگون نيز گواه محكمتري بر اين ادعاست.
ميزان اعتماد افراد در درون خانوادهها و آشنايان بيشتر از ميزان اعتماد آنها به نهادها و ارگانهاي دولتي است. علاوه بر آن، ميزان مشارکت غيررسمي افراد در کارها، مثل شرکت در انجمنهاي خيريه و هيأتهاي مذهبي و ديد و بازديدها، بيشتر از ميزان مشاركت رسمي افراد در کارهايي مثل شرکت در انتخابات گوناگون، بر عهده گرفتن مسئوليت رسمي و... است.
آمارها نشان ميدهند مردم به اعضاي خانواده و دوستان و اقوام خود بيشتر از دولت و نهادها اعتماد دارند. بنا بر آماري که در طرح ارزشها و نگرشهاي ايرانيان در سال 1380 توسط دفتر طرحهاي ملي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به دست آمده، 4/88 درصد مردم به اعضاي خانواده خود بسيار زياد اعتماد داشتند. اين رقم درباره اقوام 49 درصد و درباره دوستان نيز 49 درصد بوده است. در مقابل، مردم يکديگر را تا اندازه 3/4درصد قابل اعتماد ارزيابي کردهاند.
علاوه بر آن، نتايج تحقيق «سنجش اعتماد اجتماعي» با دو معرف اعتماد به مردم و اعتماد به مسئولان، نشان ميدهد که از نظر پاسخگويان، اعتماد مردم نسبت به هم در مقياس پنج بخشي، به ترتيب از سطح خيليکم تا خيلي زياد عبارت است از 8/67%، 4/18%، 8/9%، 9/0%، 2/3% و همچنين اعتماد مردم نسبت به مسئولان به همين ترتيب عبارت است از 2/44%، 3/21%، 2/24%، 1/6%، 1/4%. (رفيع پور،1373).
اين آمار، خود نشانگر ميزان بالاي بياعتمادي مردم حتي نسبت به يکديگر و شهروندان است که ميتواند بازنمايي از پايين آمدن اعتماد مردم به دستگاهها و ارگانهاي رسمي کشور باشد. اين نوع بياعتماديها نسبت به يکديگر در روابط خانوادگي نيز ديده ميشود که ميتواند سرچشمه بسياري از مشکلات و حتي طلاقها باشد. بر پايه آمار به دست آمده، ميزان طلاق از سال 71 تا 80 روندي صعودي داشته است (برگرفته از علاقه بند، 1384: اينترنت).
به استناد آمارهاي ارايه شده ميان ميزان مشارکت غيررسمي، افراد نسبت به مشارکت رسمي آنها تفاوتهايي وجود دارد. ميانگين تعداد موارد رفت و آمد با اقوام نسبت به رفت و آمد با همکاران بيشتر است. تعداد موارد رفت و آمد افراد با اقوام 8/3%، همسايهها 9/3%، دوستان 4/2% و با همکاران 6/1% مرتبه در ماه است (رجب زاده، 1382).
رواج قانونشکني، بالا رفتن ميزان تعهدات محضري و کنترل افراد، نردهکشي بين چهارراهها، حضور پليس در بيشتر ميادين و خيابانها، پايين آمدن ميزان مشارکت رسمي سياسي و اجتماعي شهروندان، اعم ازحضور در انتخابات مجلس و شوراها تا رعايت حقوق شهروندي و بسياري از موارد ديگر، از جمله موارد نزول اعتماد و مشارکت در جامعه است.
در نتيجه، ميتوان چنين نتيجهگيري کرد که ميزان سرمايه درونگروهي در ايران، بيشتر از ميزان سرمايه برونگروهي (اعتماد به دولت و مسئولان) است. ميزان همدلي و همکاري برونگروهي مردم که در دفاع مقدس و زلزله بم نشان داده شد، بسيار موقتي بود و جامعه ما بيشتر شاهد يک نوع همکاري و تعاون خودجوش به صورت هيأتهاي غيررسمي بود. چنانچه در سرمايه بيسابقه استانهاي شمالي كشور و قطعي گاز، خبرهاي تكاندهندهاي از بيمهري مردم نسبت به هم و رواج پديده سودجويي شخصي از موقعيت ديده شد.
اين نوع کنشها بايد به وسيله جامعهشناسان بررسي و توسط مديران اجرايي تقويت شود.
حال پرسشي که در اينجا مطرح ميشود و لازم است به آن پاسخ شايستهاي داده شود، اين است که:
چرا سرمايه اجتماعي برون گروهي، روندي رو به کاهش دارد؟
با توجه به مطالبي که درگذشته و بخشهاي ياد شده آمد، ميتوان از روند رو به کاهش اين نوع سرمايه، سخن گفت،ولي پاسخ به چرايي آن، مستلزم مطالعات بيشتر و استفاده از تئوريهاي مناسب و ارايه فرضيه و رسيدن به مراحل اثبات يا رد آن است كه فرصت مستقلي را ميطلبد (براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به: سميه افشار، مقاله بررسي روند رو به كاهش سرمايه اجتماعي).
شرايط حساس كنوني كشور و لزوم تقويت سرمايه اجتماعي
اكنون كشور عزيزمان در حالي جشنهاي بزرگداشت دهه فجر را گرامي ميدارد كه با گذر از آن به برهه حساس ديگري با نام انتخابات مجلس هشتم و با فاصله يك سال پس از آن به انتخابات رياست جمهوري وارد ميشود؛ شرايطي كه هم به لحاظ قدرت كشور عزيزمان در منطقه، حساس است و هم اوضاع داخلي آن لزوم اتحاد ملي و انسجام اسلامي را ميطلبد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي، با درايت عميقي سال 1386 را با همين عنوان خطاب فرمودند. ايشان كه به خوبي نسبت به اوضاع اجتماعي ايران اسلامي استحضار دارند، همگان را به «وحدت كلمه» كه رمز پيروزي انقلاب اسلامي است دعوت كردهاند. بدون شك، ايشان گزارشهاي آسيبشناسان اجتماعي را مطالعه فرموده و مشاوران اجتماعي ايشان از كاهش سرمايه اجتماعي برونگروهي خبر دادهاند. آنچه اين روزها نقل هر مجلس عمومي يا خصوصي، عوام يا خواص است، انتخابات مجلس، جناحهاي فعال اصلاحطلب و اصولگرا و پديده خطرناك بيتفاوتي سياسي است. در اين شرايط حساس، همگان وظيفه داريم نداي رهبر عزيزمان را لبيك گفته و اختلافات حزبي و گروهي را وانهاده و به اعتلاي كشور عزيزمان و وحدت كلمه و انسجام اسلامي بينديشيم. نيك بدانيم كه دولتهاي استعمار پيشه و زورمدار غربي، سر سوزني به فكر مردم ما نيستند و تنها به مصالح و افزايش قدرت و ثروت خود ميانديشند. تجربه افغانستان، عراق و ديگر كشورهاي منطقه، درس عبرتي است كه به ما هشدار ميدهد از بيتفاوتي سياسي حذر كرده و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و دولت خدمتگزارمان را حمايت كنيم. هرچند كه ممكن است هر كدام از ما ناكاميها و دلخوريهاي بجا و يا نابجايي داشته باشيم، اما بايد در اوضاع كنوني تنها به استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي، ايراني مقتدر و قدرتمند در تمامي عرصهها، وحدت كلمه و تقويت سرمايه اجتماعي بينديشيم. ملت ما نشان دادهاند استقلال و تماميت ارضي كشورشان را با هيچ چيز عوض نميكنند و اينبار نيز با گراميداشت پرشكوه و با انگيزه دهه مبارك فجر و حضور كارساز و فعال در انتخابات مجلس هشتم شركت ميكنند.
منابع و مآخذ
الف) فهرست منابع فارسي
1. آبرکرامي، نيکلاس ـ هيل، استفن، فرهنگ جامعهشناسي، ترجمه حسن پويان، چاپخش، 1367
2. آقابخشي، علي، فرهنگ علوم سياست، چاپار، چاپ اول، تهران، 1379
3. اکبري، امين، نقش سرمايه اجتماعي در مشارکت ـ بررسي تأثير سرمايه اجتماعي بر مشارکت سياسي و اجتماعي، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه علوم اجتماعي تهران، 1383
4. پاتنام، رابرت، دمکراسي و سنتهاي مدني، محمدتقي دلفروز،1380
5. رجبزاده، احمد، رفتارهاي فرهنگي ايرانيان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، دفتر طرحهاي ملي،1382
6. رحيق اغصان، علي، دانش نامه علم سياست، فرهنگ صبا، چاپ اول، تهران، 1384
7. رفيع پور، فرامرز، اعتماد و آنومي ـ آنومي يا آشفتگي اجتماعي، پژوهشي در زمينه پتانسيل آنومي در شهر تهران،1373
8. ساروخاني، باقر، درآمدي بر دايرهالمعارف علوم اجتماعي، کيهان، تهران،1370
9. سيدبابك علوي: دانشجوي دكتراي مطالعات آموزشي دانشگاه نيوسات ولز، مقاله سرمايه اجتماعي و توسعه اقتصادي
10. شايان مهر، عليرضا، دايرهالمعارف تطبيقي علوم اجتماعي، کتاب اول، کيهان، تهران،1377
11. شايان مهر، عليرضا، دايِرهالمعارف تطبيقي علوم اجتماعي، کتاب سوم، کيهان، تهران،1380
12. غفاري، غلامرضا، تبيين عوامل اجتماعي و فرهنگي مؤثر بر مشارکت اجتماعي و اقتصادي سازمانيافته به عنوان مکانيسمي براي توسعه روستايي در ايران، پاياننامه دکترا، دانشکده علوم اجتماعي تهران، 1380
13. فوکوياما، فرانسيس، پايان نظم ـ سرمايه اجتماعي و حفظ آن، ترجمه غلامعباس توسلي، انتشارات جامعه ايرانيان، تهران، 1379
14. فيروزآبادي، سيداحمد، بررسي سرمايه اجتماعي و عوامل مؤثر بر شکلگيري آن در شهر تهران، پاياننامه دکترا، دانشکده علوم اجتماعي تهران، 1384
15. کلمن، جيمز، بنيادهاي نظريه اجتماعي، ترجمه منوچهر صبوري، نشرني، تهران، 1377
16. گيدنز، آنتوني، تجدد و تشخص، ترجمه ناصر موفقيان، نشرني، چاپ اول، تهران،1378
17. محسني تبريزي، عليرضا، بيگانگي مانعي براي مشارکت و توسعه ملي، نامه پژوهش، شماره 1، 1375
18. عبدي، عباس، دروغ آتشي بر جان سرمايه اجتماعي، روزنامه شرق، 4/6/1385 www.aftab.ir
19. علاقه بند، مهدي، درآمدي بر سرمايه اجتماعي، مجله علوم اجتماعي فصل نو،1384 www.fasleno.com
20. فيليپس، جيمز، اسطوره سرمايه اجتماعي در توسعه جامعه، ترجمه اميرنصرت روحاني، فصلنامه اقتصادي ـ سياسي آفتاب، 1385 www.aftab.ir
21. ويکي پديا، دانشنامه فارسي، www.wikipedia.org
بيگمان همه ميدانند انقلاب در لغت به معني «زير و رو شدن» است. در قرآن مجيد هم اين کلمه هر جا به کار برده شده، به همين مفهوم است و ماده كلمه انقلاب: تقليب، منقلب، ينقلب و امثال اينها در قرآن آمده است. از جمله: و من ينقلب علي عقيبه فلن يضرا… شيئا … (آيه 144ـ سوره آل عمران) و ما محمد رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم علي اعقابکم )144ـ آل عمران). اين آيه در جنگ احد در آن هنگام که شايعه شد رسول خدا (ص)کشته شده است و به دنبال آن، شمار بسياري از مسلمانان فرار کردند، نازل شد. آيه خطاب به مؤمنان ميفرمايد: محمد (ص) پيامبري بيش نيست که پيش از او هم پيامبران ديگري بودند؛ يعني هر پيامبري که آمده است مردن دارد، کشته شدن دارد، محمد براي شما از جانب خدا پيامي آورده است؛ خداي او زنده است اگر فرضاً بميرد يا کشته شود، آيا شما بايد به عقب برگرديد؟
در اينجا حرکت اسلامي به تعبير قرآن حرکت رو به جلوست و بازگشت اين گروه از دين به معني برگشت به عقب است. انقلاب در تعبير قرآن يعني حركت رو به جلو.
فلاسفه، انقلاب را هنگامي ميدانند که ذات و ماهيت يک شيي لزوما عوض شده باشد. انقلاب در عربي به معناي «ثوره» و در اصطلاح انگليسي به معناي «Revolution» است. انقلاب در معناي جامعهشناسي، همان «دگر شدن» است. حتي نبايد گفته شود «دگرگون شده»، زيرا دگرگون شدن يعني گونه و کيفيت، طور ديگر شود. بايد گفت «دگر شدن»؛ يعني تبديل شدن به موجودي ديگر.
انقلاب به معناي نوعي «شدن» است و در زاويههاي لغوي، فلسفي و فقهي امري است از نوع فعل لازم.
به اين اعتبار، انقلاب اسلامي با مباني ارزشمند معمار بزرگ و فقيد آن حضرت امام خميني ـ قدس سره ـ با شرايط پيچيده سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و مذهبي زمان خود، سامان گرفت و در نيمكره شرقي كره زمين جريانساز شد؛ جرياني كه از همان آغاز شكلگيري، توجه زرمداران و زورمداران عالم را به خود جلب كرد و هر يك با توجه به نگرشهاي استعمارگونه و استثمارطلبانه خود، سياستهاي پيدا و پنهاني را براي شكست يا انحراف آن پيشرو گرفتند.
اكنون كه اين نوشتار رقم ميخورد، 29 سال از اين واقعه شگفت ميگذرد. دير زماني كه برخي از خوانندگان اين نوشته هنوز به دنيا نيامده بودند و يا آن را به سختي به ياد ميآورند و نويسنده اين سطور در آن زمان، كودكي شش ساله بوده، اما اكنون همدل و همداستان با آن است.
بيان مسأله
با گذشت 29 سال از پيروزي انقلاب اسلامي در كشور ايران و با توجه به فراز و نشيبهاي گوناگون ايران اسلامي، اين نوشتار در پي پاسخ به اين پرسشهاي اساسي است كه انقلاب اسلامي ايران تا چه اندازه از سرمايه اجتماعي سود برده و در ادامه مسير خود تا چه حد نسبت به تقويت اين عامل مهم اهتمام ورزيده، نسبت به توسعه آن همت گمارده و آن را نگهداري كرده است؟ آيا در خلال سالهاي اخير، اين سرمايه خطير رو به كاهش داشته است؟
اينها پرسشهاي مهمي است كه مرور تاريخچه شكلگيري و تداوم انقلاب اسلامي به آنها پاسخ ميدهد.
سرمايه اجتماعي (Social capital) چيست؟
سرمايه اجتماعي از مفاهيم نويني است كه امروزه در بررسيهاي اقتصادي و اجتماعي جوامع مدرن مطرح شده است. طرح اين مفهوم در بسياري از مباحث اقتصادي، نشاندهنده اهميت نقش ساختارها و روابط اجتماعي بر متغيرهاي اقتصادي است. سرمايه اجتماعي در عمل مبتني بر عوامل فرهنگي و اجتماعي بوده و شناسايي آن به عنوان يك نوع سرمايه چه در سطح مديريت كلان توسعه كشورها و چه در سطح مديريت سازمانها، ميتواند شناخت جديدي را از سيستمهاي اقتصادي ـ اجتماعي ايجاد كرده و مديران را در هدايت بهتر سيستمها ياري كند.
از سرمايه اجتماعي تعاريف گوناگوني ارايه شده است. يكي از تعاريف مطرح اين است:
«سرمايه اجتماعي، مجموعه هنجارهاي موجود در سيستمهاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي آن جامعه شده و موجب پايين آمدن سطح هزينههاي تبادلات و ارتباطات ميشود». (فوكوياما 1999).
بنا بر اين تعريف، مفاهيمي چون جامعه مدني و نهادهاي اجتماعي نيز داراي ارتباط مفهومي نزديكي با سرمايه اجتماعي ميشوند.
بانك جهاني نيز سرمايه اجتماعي را پديدهاي حاصل از تأثير نهادهاي اجتماعي، روابط انساني و هنجارها بر كميت و كيفيت تعاملات اجتماعي ميداند. تجارب اين سازمان نشان داده است كه اين پديده، تأثير چشمگيري بر اقتصاد و توسعه كشورهاي گوناگون دارد.
سرمايه اجتماعي برخلاف ديگر سرمايهها به صورت فيزيكي وجود ندارد، بلكه حاصل تعاملات و هنجارهاي گروهي و اجتماعي بوده و از سوي ديگر، افزايش آن ميتواند موجب پايين آمدن جدي سطح هزينههاي اداره جامعه و نيز هزينههاي عملياتي سازمانها شود.
سرمايه اجتماعي را ميتوان حاصل پديدههاي زير در يك سيستم اجتماعي دانست (فلورا 1999):
اعتماد متقابل، تعامل اجتماعي متقابل، گروههاي اجتماعي، احساس هويت جمعي و گروهي، احساس وجود تصويري مشترك از آينده و كار گروهي.
يكي از مفاهيم مفيد در تبيين مفهوم سرمايه اجتماعي، «شبكه اعتماد» (Network Of Trust) است. شبكه اعتماد، عبارت از گروهي است كه بنا بر اعتماد متقابل به يكديگر، از اطلاعات، هنجارها و ارزشهاي يكساني در تبادلات فيمابين خود استفاده ميكنند. از اينرو، اعتماد فيمابين نقش زيادي در آسان كردن فرايندها و كاهش هزينههاي مربوط به اينگونه تبادلات دارد. شبكه اعتماد ميتواند بين افراد يك گروه و يا بين گروهها و سازمانهاي گوناگون پديد آيد.
مفهوم مفيد ديگر در اين بحث، «شعاع اعتماد» (RADIUS OF TRUST) است. همه گروههاي اجتماعي داراي ميزان خاصي از شعاع اعتمادند كه به مفهوم ميزان گستردگي دايره همكاري و اعتماد متقابل اعضاي يك گروه است. در يك نتيجهگيري ميتوان گفت كه هرچه يك گروه اجتماعي داراي شعاع اعتماد بالاتري باشد، سرمايه اجتماعي بيشتري نيز خواهد داشت. چنانچه يك گروه اجتماعي، برونگرايي مثبتي نسبت به اعضاي گروههاي ديگر نيز داشته باشد، شعاع اعتماد اين گروه از حد داخلي آن نيز فراتر ميرود.
هرچه سرمايه اجتماعي يك سيستم اجتماعي بالاتر باشد، موجب پايين آمدن هزينههاي مربوط به تعاملات رسمي ميشود. اين امر نشان دهنده اين واقعيت است كه هماهنگي بين اعضاي سيستمهاي اجتماعي بر پايه هنجارهاي غيررسمي در حال تبديل به يك بحث مهم در جوامع پيشرفته و به تدريج در حال پيدا كردن جايگاههاي مهمتر در الگوهاي اقتصادي نوين است.
امروزه اين واقعيت پذيرفته شده است كه در يك جامعه مدني، اگر كنترل و نظارت بر بسياري از سيستمهاي خدماتي پيچيده، بر پايه استانداردها و هنجارهاي اجتماعي و حرفهاي موجود در گروهها و صنفهاي مربوطه اعمال شود، ميتواند هزينههاي نظارت بر عمليات را در مقايسه با روشهاي بوروكراتيك بسيار پايين آورد.
امروزه تخصصي شدن حرفههاي گوناگون به گونهاي است كه مديران با استفاده از شيوههاي نظارت رسمي و بوروكراتيك، قادر به سرپرستي كاركنان متخصص خود نيستند و ايجاد و تقويت هنجارهاي حرفهاي اثربخش در محيطهاي تخصصي، داراي بهرهوري بسيار بالاتري است (پروساك 2000).
از ديدگاه اقتصادي ميتوان سرمايه اجتماعي را به عنوان يكي از انواع سرمايههاي هر سازمان يا اجتماع در نظر گرفت. در مجموع، ميتوان گفت سرمايه اجتماعي عبارت است از تأثير اقتصادي حاصل از تسهيلاتي كه شبكههاي اعتماد و مؤلفههاي فرهنگي در يك سيستم اجتماعي به وجود ميآورند. شبكههاي اعتماد علاوه بر كاهش هزينههاي مديريتي، موجب ميشوند زمان و سرمايه بيشتري اختصاص به فعاليتهاي اصلي پيدا كرده و علاوه بر آن موجب انتقال دانش اعضاي گروهها به يكديگر شده و جريان مناسبي را از يادگيري و دانش در بين آنها فراهم ميسازد و اين امر نيز ميتواند در كاهش هزينههاي مديريتي و توسعه اجتماعي و سازماني بسيار مؤثر باشد.
نقش سرمايه اجتماعي در پيروزي انقلاب اسلامي ايران
آنچنانكه در تعريف سرمايه اجتماعي گفته آمد سرمايه اجتماعي را ميتوان حاصل پديدههاي اعتماد متقابل، تعامل اجتماعي متقابل، گروههاي اجتماعي، احساس هويت جمعي و گروهي، احساس وجود تصويري مشترك از آينده، كار گروهي در يك سيستم اجتماعي دانست.
مرور حضور يكپارچه مردم ايثارگر كشور عزيزمان، نشان ميدهد در اوج شكلگيري انقلاب اسلامي، همه مردم ما در تمام نقاط ميهن پهناورمان در سايه رهبري هوشمند و عالمانه حضرت امام خميني(ره) و با نقش فعال روحانيت مبارز و آگاه، با اعتماد و تعامل اجتماعي متقابل، دست در دست يكديگر و با فراموش كردن تمام اختلافات ريز و درشت در همه جنبههاي حيات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و مذهبي، يكدل و يكصدا بوده و به تعبير شيرين و غير قابل ترديدي «امت واحده» بودند.
هنوز خاطره خوش اتحاد بيشايبه آن روزها از يادمان نرفته كه چگونه جملگي يك شعار را زمزمه ميكرديم و يك هدف مشترك داشتيم و آن سرنگوني رژيم پادشاهي دستنشانده و پيروزي انقلاب اسلامي بود. به اعتراف همه مفسران، انقلابهاي بزرگ دنيا همين وحدت كلمه و احساس هويت جمعي و گروهي در كنار عوامل مهم ديگر، انقلاب اسلامي سال 1357 را رقم زد. پس اين نظام مقدس در پيشزمينه خود از سرمايه اجتماعي، بهرههاي فراوان برده است.
اهتمام انقلاب اسلامي در مسير پس از پيروزي به سرمايه اجتماعي
از همان لحظات اوليه پيروزي انقلاب اسلامي، قدرتهاي استعماري در پي انحراف اين حركت اصيل و الهي بودند؛ حركتي كه بر پايه فطرت اصيل و آزاديخواه ملت ايران استوار بوده و هست. كشور ما در دو سال پيش از آغاز جنگ تحميلي فرزندان طراح، برنامهريز و برومندي را همچون استاد شهيد مطهري، شهداي محراب، شهيد آيتالله دكتر بهشتي، شهيد رجايي، شهيد باهنر، شهيدان والامقام حزب جمهوري اسلامي و... از دست داد كه اگر بودند و انقلاب اسلامي را همراهي ميكردند، امروز كشور ما به گونه متمايزتري در عرصههاي داخلي و بينالمللي ميدرخشيد و اين عزيزان، نقش شگفتانگيزي در اتحاد مردم جامعه و تشكيل و تقويت سرمايه اجتماعي داشتند.
دشمنان نظام جمهوري اسلامي وقتي از ترور شخصيتهاي برنامهريز كشور و خيال خام شكست انقلاب اسلامي ناكام ماندند به سراغ نوكر بيخرد خود در كشور همسايه رفتند و هشت سال جنگ تحميلي را عليه اين كشور عزيز صورت دادند. مردم فهيم ما با همان وحدت كلمه و با پاسداشت انگيزههاي اوليه شكلگيري و پيروزي انقلاب اسلامي، به اعتراف تحليلگران امروز دنيا در مقابل همه قدرتهاي زورگو و زيادهخواه ايستادند و از جنگ تحميلي، سرافراز و پيروز بيرون آمدند.
انقلاب اسلامي در اين مقطع حساس و سرنوشتساز نيز بهرههاي فراواني از سرمايه اجتماعي برد. به تعبيري كشور عزيزمان ده سال دفاع مقدس را پشت سر گذاشت. اين در شرايطي است كه نسل سوم انقلاب اسلامي، اطلاعات بسيار كمي از دو سال دفاع مقدس 1357 و 1358 دارند و با انديشههاي سرمايههاي گرانقدر از دست رفته انقلاب اسلامي كمتر آشنا هستند. نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه هر گوشهاش سرشار از فداكاري فرزندان برومند و بيادعاي خويش است در اين مسير با پشتوانه سرمايه اجتماعي حمايت مردمي، گام به پيش نهاده است.
تجربه 29 ساله انقلاب اسلامي ايران، نشان ميدهد نظام جمهوري اسلامي مرهون يكي از مهمترين عوامل تداوم و پايداري خود يعني حمايتهاي مردمي و به تعبير نگارنده اين نوشتار، انباشت و توسعه «سرمايه اجتماعي» است.
روند خطرناك رو به كاهش سرمايه اجتماعي برونگروهي
از جمله عناصر مهم سرمايه اجتماعي اعتماد و مشارکت است. اعتماد مردم به يکديگر، اعتماد مردم به حکومت و نهادهاي اصلي جامعه، اعتماد نهادهاي مذکور به يکديگر و اعتماد حکومت و اين نهادها به مردم، وجوه گوناگون اعتماد اجتماعي را شکل ميدهند. از سوي ديگر، درستكاري، صداقت، وفاي به عهد، انصاف و عدالت، ارزشهاي اعتمادآفرين هستند. آزادي فعاليت مدني و بسته نبودن راه و تشكيل نهادهاي مستقل از قدرت و حجيم نبودن دولت نيز مقوم و محرك مشاركت عمومي است (عبدي،1385: اينترنت).
سرمايه اجتماعي، دو وجه يا دو نوع دارد:
1ـ سرمايه اجتماعي درون گروهي (مثل خانواده)
2ـ سرمايه اجتماعي برون گروهي
برخي از جامعهشناسان (علاقهبند) بر اين باورند ايران نيازمند سرمايه اجتماعي برون گروهي است تا روابط بين افراد تقويت شود. به عقيده آنها سرمايه اجتماعي درايران در قالب هيأتهاي خودجوش مذهبي خود را نمايان ميسازد. تشکيل هيأتهاي عزاداري و کمک به زلزلهزدگان و آسيبديدگان وغيره از جمله اين موارد است. در شرايطي غير از مواقع اضطراري و يا خاص، سرمايه اجتماعي در جامعه کمرنگ شده و در بسياري از موارد ديده نميشود. در ايران شکل مدني سرمايه اجتماعي به صورتي کمرنگ به چشم ميخورد (برگرفته از علاقه بند، 1384: اينترنت).
ايرانيان به کالاهاي عمومي همچون دمکراسي، امنيت اجتماعي و عدالت نياز دارند و بايد در توسعه اين امور همکاري کنند. به هر اندازه هم که قانونهاي مناسب و دقيقي براي اينگونه کالاهاي عمومي وجود داشته باشد، تا اجتماع نخواهد و همکاري لازم را انجام ندهد، حفظ اينگونه کالاهاي عمومي غيرممکن است.
در ايران مفهوم همکاري گروهي و سرمايه اجتماعي، در روابط اجتماعي شناخته شده نيست و مردم به يکديگر اعتماد ندارند(همان، اينترنت).
گواه اين مطلب افزايش چشمگير تعهدهاي محضري در انواع گوناگون و در معاملات مالي و پولي گوناگون است. به گونهاي كه اگر در هنگام مدرك و سند معتبر و محكمي از طرف مقابل گرفته نشود، دلمشغولي فراواني براي طرف ديگر معامله به وجود آورده و احتمال خسران در معامله افزايش مييابد. نگاهي به آمار پروندههاي متعدد دادگاههاي گوناگون نيز گواه محكمتري بر اين ادعاست.
ميزان اعتماد افراد در درون خانوادهها و آشنايان بيشتر از ميزان اعتماد آنها به نهادها و ارگانهاي دولتي است. علاوه بر آن، ميزان مشارکت غيررسمي افراد در کارها، مثل شرکت در انجمنهاي خيريه و هيأتهاي مذهبي و ديد و بازديدها، بيشتر از ميزان مشاركت رسمي افراد در کارهايي مثل شرکت در انتخابات گوناگون، بر عهده گرفتن مسئوليت رسمي و... است.
آمارها نشان ميدهند مردم به اعضاي خانواده و دوستان و اقوام خود بيشتر از دولت و نهادها اعتماد دارند. بنا بر آماري که در طرح ارزشها و نگرشهاي ايرانيان در سال 1380 توسط دفتر طرحهاي ملي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به دست آمده، 4/88 درصد مردم به اعضاي خانواده خود بسيار زياد اعتماد داشتند. اين رقم درباره اقوام 49 درصد و درباره دوستان نيز 49 درصد بوده است. در مقابل، مردم يکديگر را تا اندازه 3/4درصد قابل اعتماد ارزيابي کردهاند.
علاوه بر آن، نتايج تحقيق «سنجش اعتماد اجتماعي» با دو معرف اعتماد به مردم و اعتماد به مسئولان، نشان ميدهد که از نظر پاسخگويان، اعتماد مردم نسبت به هم در مقياس پنج بخشي، به ترتيب از سطح خيليکم تا خيلي زياد عبارت است از 8/67%، 4/18%، 8/9%، 9/0%، 2/3% و همچنين اعتماد مردم نسبت به مسئولان به همين ترتيب عبارت است از 2/44%، 3/21%، 2/24%، 1/6%، 1/4%. (رفيع پور،1373).
اين آمار، خود نشانگر ميزان بالاي بياعتمادي مردم حتي نسبت به يکديگر و شهروندان است که ميتواند بازنمايي از پايين آمدن اعتماد مردم به دستگاهها و ارگانهاي رسمي کشور باشد. اين نوع بياعتماديها نسبت به يکديگر در روابط خانوادگي نيز ديده ميشود که ميتواند سرچشمه بسياري از مشکلات و حتي طلاقها باشد. بر پايه آمار به دست آمده، ميزان طلاق از سال 71 تا 80 روندي صعودي داشته است (برگرفته از علاقه بند، 1384: اينترنت).
به استناد آمارهاي ارايه شده ميان ميزان مشارکت غيررسمي، افراد نسبت به مشارکت رسمي آنها تفاوتهايي وجود دارد. ميانگين تعداد موارد رفت و آمد با اقوام نسبت به رفت و آمد با همکاران بيشتر است. تعداد موارد رفت و آمد افراد با اقوام 8/3%، همسايهها 9/3%، دوستان 4/2% و با همکاران 6/1% مرتبه در ماه است (رجب زاده، 1382).
رواج قانونشکني، بالا رفتن ميزان تعهدات محضري و کنترل افراد، نردهکشي بين چهارراهها، حضور پليس در بيشتر ميادين و خيابانها، پايين آمدن ميزان مشارکت رسمي سياسي و اجتماعي شهروندان، اعم ازحضور در انتخابات مجلس و شوراها تا رعايت حقوق شهروندي و بسياري از موارد ديگر، از جمله موارد نزول اعتماد و مشارکت در جامعه است.
در نتيجه، ميتوان چنين نتيجهگيري کرد که ميزان سرمايه درونگروهي در ايران، بيشتر از ميزان سرمايه برونگروهي (اعتماد به دولت و مسئولان) است. ميزان همدلي و همکاري برونگروهي مردم که در دفاع مقدس و زلزله بم نشان داده شد، بسيار موقتي بود و جامعه ما بيشتر شاهد يک نوع همکاري و تعاون خودجوش به صورت هيأتهاي غيررسمي بود. چنانچه در سرمايه بيسابقه استانهاي شمالي كشور و قطعي گاز، خبرهاي تكاندهندهاي از بيمهري مردم نسبت به هم و رواج پديده سودجويي شخصي از موقعيت ديده شد.
اين نوع کنشها بايد به وسيله جامعهشناسان بررسي و توسط مديران اجرايي تقويت شود.
حال پرسشي که در اينجا مطرح ميشود و لازم است به آن پاسخ شايستهاي داده شود، اين است که:
چرا سرمايه اجتماعي برون گروهي، روندي رو به کاهش دارد؟
با توجه به مطالبي که درگذشته و بخشهاي ياد شده آمد، ميتوان از روند رو به کاهش اين نوع سرمايه، سخن گفت،ولي پاسخ به چرايي آن، مستلزم مطالعات بيشتر و استفاده از تئوريهاي مناسب و ارايه فرضيه و رسيدن به مراحل اثبات يا رد آن است كه فرصت مستقلي را ميطلبد (براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به: سميه افشار، مقاله بررسي روند رو به كاهش سرمايه اجتماعي).
شرايط حساس كنوني كشور و لزوم تقويت سرمايه اجتماعي
اكنون كشور عزيزمان در حالي جشنهاي بزرگداشت دهه فجر را گرامي ميدارد كه با گذر از آن به برهه حساس ديگري با نام انتخابات مجلس هشتم و با فاصله يك سال پس از آن به انتخابات رياست جمهوري وارد ميشود؛ شرايطي كه هم به لحاظ قدرت كشور عزيزمان در منطقه، حساس است و هم اوضاع داخلي آن لزوم اتحاد ملي و انسجام اسلامي را ميطلبد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي، با درايت عميقي سال 1386 را با همين عنوان خطاب فرمودند. ايشان كه به خوبي نسبت به اوضاع اجتماعي ايران اسلامي استحضار دارند، همگان را به «وحدت كلمه» كه رمز پيروزي انقلاب اسلامي است دعوت كردهاند. بدون شك، ايشان گزارشهاي آسيبشناسان اجتماعي را مطالعه فرموده و مشاوران اجتماعي ايشان از كاهش سرمايه اجتماعي برونگروهي خبر دادهاند. آنچه اين روزها نقل هر مجلس عمومي يا خصوصي، عوام يا خواص است، انتخابات مجلس، جناحهاي فعال اصلاحطلب و اصولگرا و پديده خطرناك بيتفاوتي سياسي است. در اين شرايط حساس، همگان وظيفه داريم نداي رهبر عزيزمان را لبيك گفته و اختلافات حزبي و گروهي را وانهاده و به اعتلاي كشور عزيزمان و وحدت كلمه و انسجام اسلامي بينديشيم. نيك بدانيم كه دولتهاي استعمار پيشه و زورمدار غربي، سر سوزني به فكر مردم ما نيستند و تنها به مصالح و افزايش قدرت و ثروت خود ميانديشند. تجربه افغانستان، عراق و ديگر كشورهاي منطقه، درس عبرتي است كه به ما هشدار ميدهد از بيتفاوتي سياسي حذر كرده و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و دولت خدمتگزارمان را حمايت كنيم. هرچند كه ممكن است هر كدام از ما ناكاميها و دلخوريهاي بجا و يا نابجايي داشته باشيم، اما بايد در اوضاع كنوني تنها به استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي، ايراني مقتدر و قدرتمند در تمامي عرصهها، وحدت كلمه و تقويت سرمايه اجتماعي بينديشيم. ملت ما نشان دادهاند استقلال و تماميت ارضي كشورشان را با هيچ چيز عوض نميكنند و اينبار نيز با گراميداشت پرشكوه و با انگيزه دهه مبارك فجر و حضور كارساز و فعال در انتخابات مجلس هشتم شركت ميكنند.
منابع و مآخذ
الف) فهرست منابع فارسي
1. آبرکرامي، نيکلاس ـ هيل، استفن، فرهنگ جامعهشناسي، ترجمه حسن پويان، چاپخش، 1367
2. آقابخشي، علي، فرهنگ علوم سياست، چاپار، چاپ اول، تهران، 1379
3. اکبري، امين، نقش سرمايه اجتماعي در مشارکت ـ بررسي تأثير سرمايه اجتماعي بر مشارکت سياسي و اجتماعي، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه علوم اجتماعي تهران، 1383
4. پاتنام، رابرت، دمکراسي و سنتهاي مدني، محمدتقي دلفروز،1380
5. رجبزاده، احمد، رفتارهاي فرهنگي ايرانيان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، دفتر طرحهاي ملي،1382
6. رحيق اغصان، علي، دانش نامه علم سياست، فرهنگ صبا، چاپ اول، تهران، 1384
7. رفيع پور، فرامرز، اعتماد و آنومي ـ آنومي يا آشفتگي اجتماعي، پژوهشي در زمينه پتانسيل آنومي در شهر تهران،1373
8. ساروخاني، باقر، درآمدي بر دايرهالمعارف علوم اجتماعي، کيهان، تهران،1370
9. سيدبابك علوي: دانشجوي دكتراي مطالعات آموزشي دانشگاه نيوسات ولز، مقاله سرمايه اجتماعي و توسعه اقتصادي
10. شايان مهر، عليرضا، دايرهالمعارف تطبيقي علوم اجتماعي، کتاب اول، کيهان، تهران،1377
11. شايان مهر، عليرضا، دايِرهالمعارف تطبيقي علوم اجتماعي، کتاب سوم، کيهان، تهران،1380
12. غفاري، غلامرضا، تبيين عوامل اجتماعي و فرهنگي مؤثر بر مشارکت اجتماعي و اقتصادي سازمانيافته به عنوان مکانيسمي براي توسعه روستايي در ايران، پاياننامه دکترا، دانشکده علوم اجتماعي تهران، 1380
13. فوکوياما، فرانسيس، پايان نظم ـ سرمايه اجتماعي و حفظ آن، ترجمه غلامعباس توسلي، انتشارات جامعه ايرانيان، تهران، 1379
14. فيروزآبادي، سيداحمد، بررسي سرمايه اجتماعي و عوامل مؤثر بر شکلگيري آن در شهر تهران، پاياننامه دکترا، دانشکده علوم اجتماعي تهران، 1384
15. کلمن، جيمز، بنيادهاي نظريه اجتماعي، ترجمه منوچهر صبوري، نشرني، تهران، 1377
16. گيدنز، آنتوني، تجدد و تشخص، ترجمه ناصر موفقيان، نشرني، چاپ اول، تهران،1378
17. محسني تبريزي، عليرضا، بيگانگي مانعي براي مشارکت و توسعه ملي، نامه پژوهش، شماره 1، 1375
18. عبدي، عباس، دروغ آتشي بر جان سرمايه اجتماعي، روزنامه شرق، 4/6/1385 www.aftab.ir
19. علاقه بند، مهدي، درآمدي بر سرمايه اجتماعي، مجله علوم اجتماعي فصل نو،1384 www.fasleno.com
20. فيليپس، جيمز، اسطوره سرمايه اجتماعي در توسعه جامعه، ترجمه اميرنصرت روحاني، فصلنامه اقتصادي ـ سياسي آفتاب، 1385 www.aftab.ir
21. ويکي پديا، دانشنامه فارسي، www.wikipedia.org
ب) فهرست منابع لاتين
FRANCIS FUKUYAMA, "SOCIAL CAPITAL AND CICIL - SOCIETY",CONFERENCE ON SECOND GENERATION REFORM, 1999.
THE -WORLDBANK GROUP, SOCIAL CAPITAL FOR DEVELOPMENT, WHATIS SOCIAL CAPITAL
- CORNELIA BUTLER FLORA, "BUILDING SOCIAL CAPITAL", NORTHCENTRAL REGIONAL CENTER FOR RURAL DEVELOPMENT, IOWA STATEUNIVERSITY, cflora@iastate,edu, 1999
http://WWW.ncrcrd.iastate.edu
FRANCIS FUKUYAMA, "ECONOMIC GLOBALIZATION AND - CULTURE", THEMERRILL LYNCH FORUM, 1997.
http://WWW.ml.com/woml/forum/global.htm
ANIRUDH KRISHNA AND - ELIZABETH SHRADER, "SOCIAL CAPITALASSESSMENT TOOL", CONFERENCE ON SOCIAL CAPITAL AND POVERTYREDUCTION, THE WORLD BANK, WASHINGTON, D.C., 1999
- SEARCH THE WEBSITE OF THE WORLD BANK: WWW.WORLDBANK.ORG
THE SOCIAL CAPITAL COMMUNITY BENCHMARK SURVEY, NATIONALRESULTS, 2001
LARRY PRUSAK, - KNOWLEDGE MANAGEMENT: SOCIAL CAPITAL ANDTRUST, TALKING IN WASHINGTON DC IN OCTOBER 2000
http://WWW.creatingthe21stcentury.org/Larry12-social-capital-trust.html
FRANCIS - FUKUYAMA, "DOES IT TAKE A VILLAGE?", TOMMOROW'S IDEAFOR TODAY LEADERS, SEPTEMBER 26, 1996
http://WWW.mastersforum.com/archives/fukuyama/fukuyama.htm
TOM - LENGYEL, "THE MEASUREMENT OF SOCIAL CAPITAL INCOMMUNITY-BUILDING EFFORTS", THE ROUNDTABLE, VOL. 2,NO.6,(JULY-AUGUST 1999), P.14
http://WWW.alliancel.org/Measuring-Social-capital.asp
ROBERT - PUTNAM, "SOCIAL CAPITAL MEASUREMENT ANDCONSEQUENCES", ISUMA, VOLUME 2NO 1.SPRING/PRINTEMPS 2001.ISSN1492-0611
http://WWW.isuma.net/v02n01/putnam/putnam.htm
THE -WORLDBANK GROUP, SOCIAL CAPITAL FOR DEVELOPMENT, WHATIS SOCIAL CAPITAL
- CORNELIA BUTLER FLORA, "BUILDING SOCIAL CAPITAL", NORTHCENTRAL REGIONAL CENTER FOR RURAL DEVELOPMENT, IOWA STATEUNIVERSITY, cflora@iastate,edu, 1999
http://WWW.ncrcrd.iastate.edu
FRANCIS FUKUYAMA, "ECONOMIC GLOBALIZATION AND - CULTURE", THEMERRILL LYNCH FORUM, 1997.
http://WWW.ml.com/woml/forum/global.htm
ANIRUDH KRISHNA AND - ELIZABETH SHRADER, "SOCIAL CAPITALASSESSMENT TOOL", CONFERENCE ON SOCIAL CAPITAL AND POVERTYREDUCTION, THE WORLD BANK, WASHINGTON, D.C., 1999
- SEARCH THE WEBSITE OF THE WORLD BANK: WWW.WORLDBANK.ORG
THE SOCIAL CAPITAL COMMUNITY BENCHMARK SURVEY, NATIONALRESULTS, 2001
LARRY PRUSAK, - KNOWLEDGE MANAGEMENT: SOCIAL CAPITAL ANDTRUST, TALKING IN WASHINGTON DC IN OCTOBER 2000
http://WWW.creatingthe21stcentury.org/Larry12-social-capital-trust.html
FRANCIS - FUKUYAMA, "DOES IT TAKE A VILLAGE?", TOMMOROW'S IDEAFOR TODAY LEADERS, SEPTEMBER 26, 1996
http://WWW.mastersforum.com/archives/fukuyama/fukuyama.htm
TOM - LENGYEL, "THE MEASUREMENT OF SOCIAL CAPITAL INCOMMUNITY-BUILDING EFFORTS", THE ROUNDTABLE, VOL. 2,NO.6,(JULY-AUGUST 1999), P.14
http://WWW.alliancel.org/Measuring-Social-capital.asp
ROBERT - PUTNAM, "SOCIAL CAPITAL MEASUREMENT ANDCONSEQUENCES", ISUMA, VOLUME 2NO 1.SPRING/PRINTEMPS 2001.ISSN1492-0611
http://WWW.isuma.net/v02n01/putnam/putnam.htm
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


