گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۶۳۱۷۸
| | 4205 بازدید
آفتاب يزد
«مجرم اصلي كهريزكها!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
تشريح بخشي از فجايع كهريزك در برنامه خبري 20:30 را ميتوان يك گام مثبت و البته ديرهنگام دانست. مجري برنامه در گفتوگوي خود با يكي از فرماندهان نظامي از او پرسيد: كه «آيا فكر نميكنيد رسيدگي به پرونده ماموران و مسئولان متخلف كهريزك، خيلي طول كشيده است؟» اما اي كاش او اين سوال را از خود هم ميپرسيد كه «چرا تهيه گزارش از اين بازداشتگاه ـ كه وجود و فعاليت آن موجب سرافكندگي براي هر ايراني ميباشد ـ اينقدر با تاخير انجام شده است؟ آيا اين تاخير، به خاطر تاخير در تعطيلي واقعي بازداشتگاه بوده و يا به تشخيص بعضي مصلحتانديشان، انجام تغييراتي در آنجا ضرورت داشته است؟»
مضمون اين سوال و شایبههاي پيرامون آن، تنها نقطه ضعف گزارش اخير 20:30 نبود. مخلوط كردن اين گزارش با برخي تحليلهاي نه چندان دقيق و الصاق غيردقيق بخشي از دادگاه اصلاحطلبان بازداشتي به بدنه گزارش، نقطه ضعف مهمي بود كه نشان داد هنوز تا رسيدگي بيطرفانه به برخي حوادث و ريشههاي آن، فاصله طولاني داريم. در ابتداي گزارش، مجري پرحرارت، از دروغ بزرگي به نام تقلب 11 ميليوني در انتخابات نام برد و آن را در بروز حوادث پس از انتخابات، مؤثر دانست. تهيهكنندگان برنامه كه گويي فراموش كرده بودند دستگيري سعيد حجاريان قبل از ناآراميهاي پس از انتخابات بود، براي مستند جلوه دادن ادعاي خود در خصوص نقش بعضي سياسيون اصلاحطلب در حوادث پس از انتخابات، بخشي از اعترافات مكتوب سعيد حجاريان را منتشر كردند كه او در آن از تحليلهاي اشتباه خود، عذرخواهي ميكرد.
كيهان
«ما و مواجهه با جنگ نرم» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
درباره «جنگ نرم» و ارتباط آن با تحولات اجتماعي از منظرهاي متفاوتي سخن گفته شده است. اين واژه بخصوص بعد از انتخابات اخير ايران وارد مباحثات روزمره اجتماعي ما شده و از بحثهاي آكادميك -دانشگاهي-فاصله گرفته است. در عين حال از آنجا كه از جنگ نرم به عنوان يك تهديد مهم عليه انقلاب ياد مي شود، توجه به ابعاد آن ضروري است كه به بعضي از موارد آن اشاره مي كنيم.
1-واژه جنگ نرم (Soft War) در برابر جنگ سخت (Hard War) كاربرد دارد البته گاهي به جاي جنگ از واژههاي تهديد يا قدرت استفاده ميشود ولي در نهايت معمولا به يك مفهوم ختم مي شود. نظريه جنگ نرم طي دهههاي اخير وارد ادبيات سياسي شده است. در اين باره منسجم ترين كتابي كه با عنوان Soft Power- قدرت نرم- انتشار يافته به جوزف ناي تعلق دارد. وي معتقد است مبناي قدرت سخت يا جنگ سخت بر «اجبار» و مبناي قدرت نرم بر «اقناع» است او برخلاف بعضي از صاحب نظران، اقتصاد و ديپلماسي را در زيرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام برده است.
اعتماد
«قانون اساسي شاهين تعادل کشور» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم سيدعلي ميرباقري اسيت كه در آن ميخوانيد:
واقعيتهاي تلخ وقايع پس از انتخابات رياست جمهوري دهم، حاکي از آن است که جامعه ايراني هنوز نتوانسته براي مهار قدرت قانوني و همبستگي ملي در چارچوب قانون اساسي گامهاي موثري بردارد و به رغم تلاشها و تکاپوهاي گذشته براي تحقق عدالت و امنيت خاطر مردمان هنوز به وحدتي پايدار در جامعه نرسيده است. امروز دغدغه اختلاف و زورمداري بار خاطري است که ذهن جامعه را به خود مشغول کرده و به شدت تمام مردم را در افسردگي و بلاتکليفي فرو برده است. اين روزها تکيه و تاکيد مقام معظم رهبري و دلسوزان نظام بر قانونمندي و وحدت ملي بنا شده است اما در عين حال جريانات و افرادي در پي آن بوده اند که روشنگري انديشمندان و بزرگان در اين زمينه را راهي اذهان انحرافي کنند و با غوغاسالاري و تبليغات رواني شرايط را به نفع خود مصادره به مطلوب کنند. نگرشي کوتاه بر اتفاقات اخير نشان دهنده نوعي تضاد و رقابت دایمي بين کساني است که هر دو گروه داعيه دلسوزي براي نظام را دارند؛ يکي با عنوان حفظ نظام سرکوب و ارعاب را برگزيده است و...
رسالت
«حضور مجلس در ميدان نبرد نرم» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدکاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
رفتار شناسي دو تن از نامزدهاي مطرح در انتخابات رياست جمهوري دهم نشان مي دهد آنها به بهانه رقابت با احمدي نژاد به عنوان يکي از نامزدهاي مطرح وارد بازي خطرناکي شدهاند که اصل نظام و ارکان آن را به چالش کشيده اند . رفتار آنها بويژه پس از اعلام نتايج نشان داد اولين هدف آنها ضربه به امنيت و اقتدار ملي ايرانيان در برابر گرگهاي منطقه و جهان به ويژه صهيونيسم بين الملل است.
اردوکشي خياباني به عنوان نمادي از نبرد نرم و تبديل آن به نبرد سخت از سوي حافظان انقلاب اسلامي و نهادهاي مسئول و نيز حضور مردم در صحنه به شکست انجاميد. البته عدم همراهي طرفداران آنها هم مزيد برعلت شد و ژنرالهاي اين تبهکاري سياسي به چنگال عدالت و قانون افتادند.
بيانيههاي سريالي ورشکستگان سياسي تنها زينت بخش برنامههاي راديويي و تلويزيوني و شبکههاي ماهواره اي دشمن شد و مردم وقعي به آن ننهادند.
ابتكار
«آيا چاوز مسلمان شده است؟!» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
اگرچه اکثر «چپ»ها اعتقادي به خدا ندارند و از مشي «ماترياليسم ديالکتيک» پيروي ميکنند، اما برخي چپهاي جهان سومي علي الخصوص در آمريکاي لاتين ترجيح ميدهند بر اين طبل نکوبند و خود را همگام با مرام قاطبه جامعه نشان دهند و به اين خاطر است که اکنون در کشورهاي اين قاره که جولانگاه چپ خلقي و جهان سومي و به عبارت درستتر چپ پوپوليستي است، رهبران ترجيح ميدهند اعتقادات خود را بروز ندهند و حتي خويش را مسيحي جلوه دهند. درباره هوگو چاوز نيز وضع بدين منوال است اما از آنجا که وي اخيرا و در مشهد مقدس خويش را يک «مسيحي» معرفي کرده است ما نيز او را يک معتقد به دين مسيح در نظر مي گيريم اما با لحاظ کردن اين مسأله نيز حضور او در حرم مقدس امام رضا (ع) با چه مبنايي توجيه ميشود؟ مسلمانان براي برخي مکانها مانند مسجدالحرام، مساجد و مکانهاي مقدس مذهبي مانند حرم امامان معصوم (ع) اهميت ويژهاي قائلند و ورود غير مسلمانان را به آنها حرام و غير مجاز ميدانند.
جمهوري اسلامي
«بهرههاي شب قدر در حيات اجتماعي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
ماه مبارك رمضان ماه ضيافت الهي است. ورود به اين ضيافتگاه آدابي دارد كه در راس آنها غير خدا را رها كردن و نديدن و نخواستن قرار دارد. براي طي مراتب مختلف اين ضيافت تا رسيدن به قرب الهي بايد كوشيد و مرحله به مرحله با تحمل رنج راه تا مقصد اعلي پيش رفت.
اين ضيافت نقطه اوجي دارد كه شب قدر است. در اين شب مركب راهوار مراقبت و مجاهدت بيشتر مي تازد و پيمودن راه تقرب سهل تر انجام مي شود. زيرا توجه و عنايات حضرت پروردگار فزوني مي يابد و انوار موهبتش گسترده تر مي شود واز همين روست كه اين شب برتر از هزار ماه است به ويژه آن كه قرآن كريم كه كتاب هدايت بشر و سعادت و رستگاري براي همه جهانيان است در همين شب نازل گرديده است. همچنين در اين شب است كه فرشتگان الهي نازل مي شوند و فيض و رحمت تا طلوع فجر جاري است.
دنياي اقتصاد
«آيا خطر حباب بورس تهران جدي است؟» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم حميد زمانزاده است كه در آن ميخوانيد:
1 - بازار سهام تهران، دوران رونق خود را سپري ميكند. از ابتداي سال جديد، رونق به بازار سهام بازگشته و بورس اوراق بهادار طي هفتههاي اخير با رشد شاخصها، قيمت سهام معاملات و بازدهي سرمايهگذاران حقوقي و حقيقي و همچنين با چشمانداز مثبت فعالان بازار به آينده مواجه شده است. شاخص کل در طي کمتر از پنج ماه با رشدي بيش از 45درصد مواجه شده است و سرمايههاي مالي جديد به بازار سهام قدم ميگذارند. روند حاکم بر بازار سهام تهران، از يک طرف اميدهاي فراوان آفريده و بسياري را خوشحال و مسرور كرده است و از طرف ديگر در بردارنده بيمها و هشدارهايي است که البته اکنون، چندان جدي گرفته نميشود. بيمهاي روند حاکم بر بورس از آنجا ناشي ميشود که فرآيندهاي حاکم بر بورس و اقتصاد کشور ميتواند زمينههاي جدي براي شکلگيري يک حباب قيمتي در بازار سهام را فراهم كند. سوال اساسي اين است که آيا اين نگرانيها جدي است؟
سرمايه
«رفتار دوگانه با خط فقر» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم علي عابدي است كه در آن ميخوانيد:
راهبرد اعلام نکردن خط فقر در دولت دهم همچون دولت نهم ريشه در اين عامل اساسي دارد که دولت با اعلام خط فقر، مجبور به ارائه عملکرد در خصوص فقر در جامعه و در نهايت شفاف شدن شکاف طبقاتي، تعداد افراد فقير جامعه و ميزان درآمد آنهاست. ترديدي نيست که خط فقر في نفسه داراي ارزش نيست بلکه سياستگذاريها و تصميم گيريهاي در حوزه فقر، به عنوان يک رکن تاثيرگذار عمل مي کند. در تمام کشورها، دولتها، اقدام به تعيين خط فقر مي کنند تا بدين طريق بتوانند تصويري شفاف از جامعه فقير و غني داشته باشند و در نهايت برنامه ريزيهاي موثري در جهت توزيع مناسب درآمد و همچنين حمايت از افراد فقير جامعه به عمل آورند.
تعيين خط فقر براساس ملاکهاي مختلف تعريف مي شود که بنابر اقتضاي جغرافياي درآمدي هر منطقه، مراجع و دولتها، ملاکهاي متفاوت را در نظر مي گيرند، اما اين مساله در اولويت بعدي قرار دارد و اصل اساسي آن است که به هر حال دولتها براساس يک تعريف استاندارد، اقدام به تعيين خط فقر مي کنند.
مردم سالاري
«حذف يا مديريت بحران» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم فروزان آصف نخعي است كه در آن ميخوانيد:
شيوه برخورد با بحران و شناسايي راههايي که بحرانها را از تهديد به يک فرصت تبديل کند ، از جمله موضوعات مهمي است که شناخت آن هنوز درکشور ما جايگاه شايسته اي به خود اختصاص نداده است . برخي از مسوولان نيز تا نامي از بحران به ميان ميآيد يا آن را تکذيب کرده يا به دنبال مقصر اصلي مي گردند و به دنبال آن کي بود کي بود من نبودم را سرلوحه رفتار سياسي خود قرار مي دهند. اين دسته از مسوولان اساسا به دنبال حل بحران نبوده وسعي دارند اغلب به جاي پرداختن به بحران وحل آن، اصل مساله را پاک کنند. به نظر مي رسد که اين شيوه از برخورد به ميزان مهارت مسئولان درمديريت جامعه برمي گردد.
در اين نگاه مديريتي ابتدا بحران به عنوان موضوعي منفور و از نظر ارزشي تابوويک امر نفرت انگيز که هيچ کسي نبايد درباره آن صحبت کند توجه مي شود . در مرحله بعدي اين دست از مسوولان غافل از اين امرند که عدم توجه عقلايي به بحران و موضوعات حول وحوش آن مي تواند آنان را به تناقض گويي بسيار بزرگ وادارکرده تا جايي که کشور را درلبه پرتگاه از منظر مشروعيت سياسي قرار دهد. اين نوع نگاه علاوه برنگاه برخي مسئولان سياسي در برخي از رسانهها نيز هنجار مسلط براي کار رسانه اي تلقي مي شود. به عنوان نمونه يک روزنامه صبح در صفحه دوم خود مکالمه اي را در باره ضرب وشتمهاي حوادث پس از انتخابات به شرح زير منتشر کرد:
«مجرم اصلي كهريزكها!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
تشريح بخشي از فجايع كهريزك در برنامه خبري 20:30 را ميتوان يك گام مثبت و البته ديرهنگام دانست. مجري برنامه در گفتوگوي خود با يكي از فرماندهان نظامي از او پرسيد: كه «آيا فكر نميكنيد رسيدگي به پرونده ماموران و مسئولان متخلف كهريزك، خيلي طول كشيده است؟» اما اي كاش او اين سوال را از خود هم ميپرسيد كه «چرا تهيه گزارش از اين بازداشتگاه ـ كه وجود و فعاليت آن موجب سرافكندگي براي هر ايراني ميباشد ـ اينقدر با تاخير انجام شده است؟ آيا اين تاخير، به خاطر تاخير در تعطيلي واقعي بازداشتگاه بوده و يا به تشخيص بعضي مصلحتانديشان، انجام تغييراتي در آنجا ضرورت داشته است؟»
مضمون اين سوال و شایبههاي پيرامون آن، تنها نقطه ضعف گزارش اخير 20:30 نبود. مخلوط كردن اين گزارش با برخي تحليلهاي نه چندان دقيق و الصاق غيردقيق بخشي از دادگاه اصلاحطلبان بازداشتي به بدنه گزارش، نقطه ضعف مهمي بود كه نشان داد هنوز تا رسيدگي بيطرفانه به برخي حوادث و ريشههاي آن، فاصله طولاني داريم. در ابتداي گزارش، مجري پرحرارت، از دروغ بزرگي به نام تقلب 11 ميليوني در انتخابات نام برد و آن را در بروز حوادث پس از انتخابات، مؤثر دانست. تهيهكنندگان برنامه كه گويي فراموش كرده بودند دستگيري سعيد حجاريان قبل از ناآراميهاي پس از انتخابات بود، براي مستند جلوه دادن ادعاي خود در خصوص نقش بعضي سياسيون اصلاحطلب در حوادث پس از انتخابات، بخشي از اعترافات مكتوب سعيد حجاريان را منتشر كردند كه او در آن از تحليلهاي اشتباه خود، عذرخواهي ميكرد.
كيهان
«ما و مواجهه با جنگ نرم» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
درباره «جنگ نرم» و ارتباط آن با تحولات اجتماعي از منظرهاي متفاوتي سخن گفته شده است. اين واژه بخصوص بعد از انتخابات اخير ايران وارد مباحثات روزمره اجتماعي ما شده و از بحثهاي آكادميك -دانشگاهي-فاصله گرفته است. در عين حال از آنجا كه از جنگ نرم به عنوان يك تهديد مهم عليه انقلاب ياد مي شود، توجه به ابعاد آن ضروري است كه به بعضي از موارد آن اشاره مي كنيم.
1-واژه جنگ نرم (Soft War) در برابر جنگ سخت (Hard War) كاربرد دارد البته گاهي به جاي جنگ از واژههاي تهديد يا قدرت استفاده ميشود ولي در نهايت معمولا به يك مفهوم ختم مي شود. نظريه جنگ نرم طي دهههاي اخير وارد ادبيات سياسي شده است. در اين باره منسجم ترين كتابي كه با عنوان Soft Power- قدرت نرم- انتشار يافته به جوزف ناي تعلق دارد. وي معتقد است مبناي قدرت سخت يا جنگ سخت بر «اجبار» و مبناي قدرت نرم بر «اقناع» است او برخلاف بعضي از صاحب نظران، اقتصاد و ديپلماسي را در زيرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام برده است.
اعتماد
«قانون اساسي شاهين تعادل کشور» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم سيدعلي ميرباقري اسيت كه در آن ميخوانيد:
واقعيتهاي تلخ وقايع پس از انتخابات رياست جمهوري دهم، حاکي از آن است که جامعه ايراني هنوز نتوانسته براي مهار قدرت قانوني و همبستگي ملي در چارچوب قانون اساسي گامهاي موثري بردارد و به رغم تلاشها و تکاپوهاي گذشته براي تحقق عدالت و امنيت خاطر مردمان هنوز به وحدتي پايدار در جامعه نرسيده است. امروز دغدغه اختلاف و زورمداري بار خاطري است که ذهن جامعه را به خود مشغول کرده و به شدت تمام مردم را در افسردگي و بلاتکليفي فرو برده است. اين روزها تکيه و تاکيد مقام معظم رهبري و دلسوزان نظام بر قانونمندي و وحدت ملي بنا شده است اما در عين حال جريانات و افرادي در پي آن بوده اند که روشنگري انديشمندان و بزرگان در اين زمينه را راهي اذهان انحرافي کنند و با غوغاسالاري و تبليغات رواني شرايط را به نفع خود مصادره به مطلوب کنند. نگرشي کوتاه بر اتفاقات اخير نشان دهنده نوعي تضاد و رقابت دایمي بين کساني است که هر دو گروه داعيه دلسوزي براي نظام را دارند؛ يکي با عنوان حفظ نظام سرکوب و ارعاب را برگزيده است و...
رسالت
«حضور مجلس در ميدان نبرد نرم» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدکاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
رفتار شناسي دو تن از نامزدهاي مطرح در انتخابات رياست جمهوري دهم نشان مي دهد آنها به بهانه رقابت با احمدي نژاد به عنوان يکي از نامزدهاي مطرح وارد بازي خطرناکي شدهاند که اصل نظام و ارکان آن را به چالش کشيده اند . رفتار آنها بويژه پس از اعلام نتايج نشان داد اولين هدف آنها ضربه به امنيت و اقتدار ملي ايرانيان در برابر گرگهاي منطقه و جهان به ويژه صهيونيسم بين الملل است.
اردوکشي خياباني به عنوان نمادي از نبرد نرم و تبديل آن به نبرد سخت از سوي حافظان انقلاب اسلامي و نهادهاي مسئول و نيز حضور مردم در صحنه به شکست انجاميد. البته عدم همراهي طرفداران آنها هم مزيد برعلت شد و ژنرالهاي اين تبهکاري سياسي به چنگال عدالت و قانون افتادند.
بيانيههاي سريالي ورشکستگان سياسي تنها زينت بخش برنامههاي راديويي و تلويزيوني و شبکههاي ماهواره اي دشمن شد و مردم وقعي به آن ننهادند.
ابتكار
«آيا چاوز مسلمان شده است؟!» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
اگرچه اکثر «چپ»ها اعتقادي به خدا ندارند و از مشي «ماترياليسم ديالکتيک» پيروي ميکنند، اما برخي چپهاي جهان سومي علي الخصوص در آمريکاي لاتين ترجيح ميدهند بر اين طبل نکوبند و خود را همگام با مرام قاطبه جامعه نشان دهند و به اين خاطر است که اکنون در کشورهاي اين قاره که جولانگاه چپ خلقي و جهان سومي و به عبارت درستتر چپ پوپوليستي است، رهبران ترجيح ميدهند اعتقادات خود را بروز ندهند و حتي خويش را مسيحي جلوه دهند. درباره هوگو چاوز نيز وضع بدين منوال است اما از آنجا که وي اخيرا و در مشهد مقدس خويش را يک «مسيحي» معرفي کرده است ما نيز او را يک معتقد به دين مسيح در نظر مي گيريم اما با لحاظ کردن اين مسأله نيز حضور او در حرم مقدس امام رضا (ع) با چه مبنايي توجيه ميشود؟ مسلمانان براي برخي مکانها مانند مسجدالحرام، مساجد و مکانهاي مقدس مذهبي مانند حرم امامان معصوم (ع) اهميت ويژهاي قائلند و ورود غير مسلمانان را به آنها حرام و غير مجاز ميدانند.
جمهوري اسلامي
«بهرههاي شب قدر در حيات اجتماعي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
ماه مبارك رمضان ماه ضيافت الهي است. ورود به اين ضيافتگاه آدابي دارد كه در راس آنها غير خدا را رها كردن و نديدن و نخواستن قرار دارد. براي طي مراتب مختلف اين ضيافت تا رسيدن به قرب الهي بايد كوشيد و مرحله به مرحله با تحمل رنج راه تا مقصد اعلي پيش رفت.
اين ضيافت نقطه اوجي دارد كه شب قدر است. در اين شب مركب راهوار مراقبت و مجاهدت بيشتر مي تازد و پيمودن راه تقرب سهل تر انجام مي شود. زيرا توجه و عنايات حضرت پروردگار فزوني مي يابد و انوار موهبتش گسترده تر مي شود واز همين روست كه اين شب برتر از هزار ماه است به ويژه آن كه قرآن كريم كه كتاب هدايت بشر و سعادت و رستگاري براي همه جهانيان است در همين شب نازل گرديده است. همچنين در اين شب است كه فرشتگان الهي نازل مي شوند و فيض و رحمت تا طلوع فجر جاري است.
دنياي اقتصاد
«آيا خطر حباب بورس تهران جدي است؟» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم حميد زمانزاده است كه در آن ميخوانيد:
1 - بازار سهام تهران، دوران رونق خود را سپري ميكند. از ابتداي سال جديد، رونق به بازار سهام بازگشته و بورس اوراق بهادار طي هفتههاي اخير با رشد شاخصها، قيمت سهام معاملات و بازدهي سرمايهگذاران حقوقي و حقيقي و همچنين با چشمانداز مثبت فعالان بازار به آينده مواجه شده است. شاخص کل در طي کمتر از پنج ماه با رشدي بيش از 45درصد مواجه شده است و سرمايههاي مالي جديد به بازار سهام قدم ميگذارند. روند حاکم بر بازار سهام تهران، از يک طرف اميدهاي فراوان آفريده و بسياري را خوشحال و مسرور كرده است و از طرف ديگر در بردارنده بيمها و هشدارهايي است که البته اکنون، چندان جدي گرفته نميشود. بيمهاي روند حاکم بر بورس از آنجا ناشي ميشود که فرآيندهاي حاکم بر بورس و اقتصاد کشور ميتواند زمينههاي جدي براي شکلگيري يک حباب قيمتي در بازار سهام را فراهم كند. سوال اساسي اين است که آيا اين نگرانيها جدي است؟
سرمايه
«رفتار دوگانه با خط فقر» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم علي عابدي است كه در آن ميخوانيد:
راهبرد اعلام نکردن خط فقر در دولت دهم همچون دولت نهم ريشه در اين عامل اساسي دارد که دولت با اعلام خط فقر، مجبور به ارائه عملکرد در خصوص فقر در جامعه و در نهايت شفاف شدن شکاف طبقاتي، تعداد افراد فقير جامعه و ميزان درآمد آنهاست. ترديدي نيست که خط فقر في نفسه داراي ارزش نيست بلکه سياستگذاريها و تصميم گيريهاي در حوزه فقر، به عنوان يک رکن تاثيرگذار عمل مي کند. در تمام کشورها، دولتها، اقدام به تعيين خط فقر مي کنند تا بدين طريق بتوانند تصويري شفاف از جامعه فقير و غني داشته باشند و در نهايت برنامه ريزيهاي موثري در جهت توزيع مناسب درآمد و همچنين حمايت از افراد فقير جامعه به عمل آورند.
تعيين خط فقر براساس ملاکهاي مختلف تعريف مي شود که بنابر اقتضاي جغرافياي درآمدي هر منطقه، مراجع و دولتها، ملاکهاي متفاوت را در نظر مي گيرند، اما اين مساله در اولويت بعدي قرار دارد و اصل اساسي آن است که به هر حال دولتها براساس يک تعريف استاندارد، اقدام به تعيين خط فقر مي کنند.
مردم سالاري
«حذف يا مديريت بحران» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم فروزان آصف نخعي است كه در آن ميخوانيد:
شيوه برخورد با بحران و شناسايي راههايي که بحرانها را از تهديد به يک فرصت تبديل کند ، از جمله موضوعات مهمي است که شناخت آن هنوز درکشور ما جايگاه شايسته اي به خود اختصاص نداده است . برخي از مسوولان نيز تا نامي از بحران به ميان ميآيد يا آن را تکذيب کرده يا به دنبال مقصر اصلي مي گردند و به دنبال آن کي بود کي بود من نبودم را سرلوحه رفتار سياسي خود قرار مي دهند. اين دسته از مسوولان اساسا به دنبال حل بحران نبوده وسعي دارند اغلب به جاي پرداختن به بحران وحل آن، اصل مساله را پاک کنند. به نظر مي رسد که اين شيوه از برخورد به ميزان مهارت مسئولان درمديريت جامعه برمي گردد.
در اين نگاه مديريتي ابتدا بحران به عنوان موضوعي منفور و از نظر ارزشي تابوويک امر نفرت انگيز که هيچ کسي نبايد درباره آن صحبت کند توجه مي شود . در مرحله بعدي اين دست از مسوولان غافل از اين امرند که عدم توجه عقلايي به بحران و موضوعات حول وحوش آن مي تواند آنان را به تناقض گويي بسيار بزرگ وادارکرده تا جايي که کشور را درلبه پرتگاه از منظر مشروعيت سياسي قرار دهد. اين نوع نگاه علاوه برنگاه برخي مسئولان سياسي در برخي از رسانهها نيز هنجار مسلط براي کار رسانه اي تلقي مي شود. به عنوان نمونه يک روزنامه صبح در صفحه دوم خود مکالمه اي را در باره ضرب وشتمهاي حوادث پس از انتخابات به شرح زير منتشر کرد:
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


