استقبال شدید اصولگراها از سخنان ظریف/ منع احمدی نژاد چالش دمکراسی خواهی اصلاح طلبان می شود؟!
روزنامه های امروز سخنرانی دیروز وزیر امور خارجه کشورمان در شورای روابط خارجی امریکا را در کانون توجه قرار داده اند. این در حالی است که زنگ آغاز مدارس و سخنان رئیس جمهور و همچنین تایید نهی احمدی نژاد برای حضور در انتخابات از دیگر موضوعات مهم امروز بوده است.
به گزارش «تابناک»، روزنامه های اصولگرا امروز استقبال عجیبی از سخنان ظریف در شورای روابط خارجی کرده اند!
در همین زمینه روزنامه وطن امروز در گزارشی با عنوان «هیچ ظریف» نوشت: «پس از حسن روحانی حالا محمدجواد ظریف هم در نیویورک به تشریح بدعهدیهای آمریکا در عمل به تعهداتش در برجام میپردازد. حسن روحانی در آخرین سفر به سازمان ملل به عنوان رئیس دولت یازدهم، هم در نطق خود در مجمع عمومی و هم در نشست خبری پس از آن به تشریح بدعهدیهای آمریکا در اجرای تعهداتش در برجام پرداخت و از دولتمردان آمریکایی گلایه کرد. به گزارش «وطن امروز»، محمدجواد ظریف نیز که همچنان در نیویورک به سر میبرد، در شورای روابط خارجی آمریکا، جزئیات قابل تاملی را از رفتار دولت آمریکا در قبال برجام مطرح کرده است. او که یک سال قبل از توافق بر سر برجام، در شورای روابط خارجی آمریکا درباره اثرات برجام بر وضعیت جریان سیاسی متبوع خود مطالب و سفارشاتی را مطرح کرده بود، حالا 8 ماه پس از برجام از برنامهریزی دولت باراک اوباما برای جلوگیری از اثرگذاری برجام در اقتصاد ایران گفته است. ظریف در گفتوگو با فرید زکریا که مجری برنامه حضور او در اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا بود، گفت دولت باراک اوباما اگرچه به تعهدات خود در برجام روی کاغذ عمل کرده است اما در عمل مانع از سرگیری همکاری بانکهای بزرگ دنیا با ایران میشود. وزیر امور خارجه تصریح کرد به خاطر بدعهدی آمریکاییها اکنون هیچ بانک بزرگ اروپایی با ایران همکاری نمیکند».
اما روزنامه های اصلاح طلب بخش دیگری از سخنان ظریف را در این اندیشکده بزرگنمایی کرده اند.
پیمان مقدم نیز در ستون طنز روزنامه ایران در مطلبی با عنوان « ننگش را درآوردید!» نوشت: « واقعاً نمیدانیم در این کشور کسی نیست که به این مظاهر آشکار تخلف هشدار بدهد؟ خداوکیلی سفر جناب روحانی به نیویورک اگر انتخاباتی نیست پس چیست؟ برخی دوستان از ولنجک پا شدند و تا ساوجبلاغ رفتند؛ آنهم به خاطر اصرار شدید و اشتیاق همه جانبه مردم و دوستداران شان. ببین این رسانههای مغرض چه بلوایی به پا کردند. تازه مگر آنجا حرف خاصی زده شد؟ فقط یک حرکت کششی انجام شد و با یک آفتاب بالانس رفتند روی سقف ماشین تا سیل عظیم مشتاقان را بهتر ببینند. خب شما نگاه کنید حتی از یک ورزشگاه و سالن اجتماعات هم برای منتقدان دریغ میکنند. شما کنسرت که نمیتوانید و عرضه ندارید برگزار کنید. حداقل سالنها و استادیومها را بدهید به کسانی که حرفی برای گفتن دارند!
بعد جناب روحانی با آن همه خدم و حشم میرود نیویورک و تریبون سازمان ملل را در اختیارش میدهند تا درباره برجام تبلیغ کند. اینها تخلف نیست؟ اینها تبلیغات نیست؟ اینها رقابت نابرابر و پیش از موعد نیست؟ فقط کم مانده بود چند کلمه هم قربان صدقه «اف.ای.تی. اف» بروند و سازمان ملل را به ستاد انتخاباتی خود تبدیل کنند. برخی دوستان رفتند نیویورک و یک کلام گفتند زنده باد بهار، از در و دیوار عمو نوروز و ننه سرما سبز شد که الان و درست شب پاییز چه وقت بهار است؟ خب همین را میخواستید دیگر؟ که رئیس دولت محبوبتان یک قرارداد ننگین و ترکمنچای نوین را در صحن سازمان ملل پرزنت کند و شما غش و ضعف بروید. بعداً همینها را برمیدارید و مونتاژ میکنید و تحت عنوان فیلم تبلیغاتی به خورد جماعت میدهید.
افسوس که در این کشور کسی نیست تا یقه این جور تخلفات نجومی را بگیرد. جناب روحانی اگر میخواستند بروند سازمان ملل قبلش باید صریح اعلام میکردند از نامزدی در انتخابات 96 منصرف شدهاند. بعدش تشریف میبردند و هر کاری میخواستند، میکردند. البته حالا هم دیر نشده! ما به عنوان یک شهروند که به هیچ حزب و گروهی وابسته نیستیم و کاملاً از سر دلسوزی این حرفها را میزنیم و دلمان برای اتلاف بیت المال در مجمع عمومی سازمان ملل میسوزد اعلام میکنیم که جناب روحانی باید به خاطر تبلیغات پیش از موعد، سفر انتخاباتی با هزینه دولتی، پخش سخنان تبلیغاتیشان از رسانه ملی، فروش 8 میلیاردی فیلم فروشنده و افتضاح« اف. ای. تی. اف » توبه کرده، بی خیال انتخابات بعدی شده، از پیشگاه ملت عذرخواهی کرده، از ادامه مسیر انصراف داده و کلید پاستور را با یک پیک مطمئن به روزنامه توپخانه تحویل دهند و حتماً رسید دریافت کنند. کاش حداقل افسار چند تا ایرباس را میبستید به دم طیارهتان و با خودتان میآوردید که حفظ ظاهر کنید. ننگش را درآورده اید جناب روحانی!»
زنگ آغاز مدارس

روزنامه ایران در گزارشی با عنوان« باید تلاش، امید و اعتدال را از مدرسه آغاز کنیم» نوشت:« رئیس جمهوری دیروز در دبیرستان نمونه دولتی دخترانه حضرت نرجس (س) حاضر شد، زنگ مهر را به صدا درآورد و پرسش مهر امسال را با موضوع «خشونت» مطرح کرد و از دانشآموزان پرسید: «خشونت از کجا نشأت گرفته و چگونه عدهای خشونت را میآموزند؟ در برابر خشونت چگونه میتوان ایستادگی کرد و چگونه میتوانیم جامعهای داشته باشیم دارای رحمت نبوی؟ چگونه میتوانیم جوامع منطقه و جهان را از خشونت برهانیم؟»»
روزنامه شهروند نیز در کاریکاتور زیر به اظهارات خانم ابتکار واکنش نشان داده است.

منع احمدی نژاد چالش دمکراسی خواهی اصلاح طلبان می شود؟!
عبدالله گنجی در یادداشتی در روزنامه جوان با عنوان «نهي احمدينژاد چالش تئوريك تجديدنظرطلبان» نوشت: « شانزدهم مرداد 1394 در سرمقاله روزنامه با عنوان «احمدينژاد و راستآزمايي انتخابات آزاد» با الهام از پيشينه و مواضع و اسناد دموكراسيخواهي و جمهوريخواهي نخبگان فكري اصلاحطلبان نوشتم: «احمدينژاد هنوز در هيچ دادگاهي محكوم نشده است. بنابراين اگر تأييد صلاحيت شود طبق چارچوب فكري و مدعايي تجديدنظرطلبان نبايد به آن كنند، اما اگر ردصلاحيت شود بايد مورد اعتراض تجديدنظرطلبان قرار گيرد. بنابراين منتظر آن روز هستيم تا تجديدنظرطلبان در اعتراض به ردصلاحيت احتمالي احمدينژاد تحصن كنند و در رسانههاي خود تيتر يك كنند: ردصلاحيت احمدينژاد توهين به شعور مردم و نقض دموكراسي و انتخابات آزاد است. آن روز بايد منتظر باشيم تا «سند تأملات راهبردي پنج ساله حزب مشاركت» را قاب بگيرند و به در و ديوار شهرمان در دفاع از احمدينژاد بكوبند. منتظر راستآزمايي اين مدعيان خواهيم ماند. احمدينژاد ميتواند محكي براي سنجش سياستها و شعارهاي يك بام و دو هواي مدعيان مردم باشد. اميد است زمينه اين راستآزمايي فراهم شود.»
(جوان 16/5/1394) امروز موعد فرا رسيد و با نهي احمدينژاد از حضور در انتخابات، مدعيات تئوريك، سياسي و روشنفكري تجديدنظرطلبان با چالش جدي مواجه شد. اگرچه احمدينژاد ردصلاحيت نشده است، اما اين رويه نيز بارها مورد هجوم دموكراسيخواهان، مشروطهخواهان و جمهوريخواهان بوده است. آنان به جاي معنادهي ولايي به نظام ديني بر اسب روشنفكري سوار شدند و ولايت فقيه را «يكهسالاري» دانستند و تلاش خود را معطوف به «مردمسالاري فزاينده» كردند. امروز ظرفيتي كه ميتوانست چالش و تبعيد سياسي را براي آنان رقم بزند را حذف شده ميبينند و در فهم آن دچار «بحران تحليل» هستند، چون از جايگاهي كه آن را يكهسالاري ميدانستند ذائقه خود را شيرين ميبينند.
اكنون اسلاميت نظام به كمك مصلحت و سلامت جمهوريت آمده است و مدعيان جمهوريخواهي را زمينگير كرده است. امروز منافع اصلاحطلبان همسو با مصلحت نظام شده است، اما عملكرد گذشته اجازه اظهارنظر را از آنان گرفته است و ميخواهند با سكوت و محافظهكاري از كنار آن بگذرند. آنان يا بايد دوباره به چالش فكري و تئوريك با نظام روي آورند كه جمهوريت در خطر است يا از گذشته خود توبه كنند و اشتباهات را فرياد بزنند و نقش بيبديل رهبري ديني در هدايت كلي نظام را بستايند. اكنون آنان در تاريكي پايكوبي ميكنند و صدا خفهكن در مراسم جشن خود نصب كردهاند تا صدايشان به همسايگان نرسد. در صورتي كه اگر مدعي امام و مردمسالاري ديني هستند بايد قدرشناسي خود را بازگو كنند. آنان از كابوس احمدينژاد گذشتهاند، اما رويه اين كار در گذشته مورد اعتراض آنها بوده است.
هنوز مردم واكنش اصلاحطلبان به نامه مقام معظم رهبري به رئيس مجلس ششم درباره اصلاح قانون مطبوعات را به خاطر دارند. هنوز عربدهكشي مشاركتيها در مجلس در اعتراض به آن نامه را به ياد داريم.
چرا اكنون اعتراض نميكنند؟ و چرا تأييد نميكنند؟ از نمايندگان اصولگراي مجلس قبلي حدود 20 نفر از جمله حجتالاسلام رسايي، ردصلاحيت شدند، چرا مدعيان دموكراسيخواهي و انتخابات آزاد به آن اعتراض نكردند؟ چرا صدها مقاله و كتابي كه در ردنظارت استصوابي نوشتهاند را تجديد چاپ نميكنند؟ آنان نه جسارت اعتراف به اشتباهات گذشته را دارند و نه جسارت تأكيد مجدد بر مدعاي گذشته را. اما خوشحاليم كه به قدر و قيمت رهبري پي بردهاند و ميدانند در مصلحت انقلاب و نظام ملاحظه هيچ كس نخواهد شد. اكنون ياد گرفتهاند كه در مواجهه با تدابير نظام پشت مردم مخفي نشوند و حاكميت دوگانه را طرح نكنند. آموختهاند كه بايد در مدعيات خود تجديدنظر كنند كه اگر اصلاح نكنند، اسناد به جاي مانده همچنان سند واگرايي آن خواهد بود و در تاريخ انقلاب ثبت و درج است. نهي احمدينژاد هم فرصت ذيقيمتي براي خود اوست و هم فرصت بازانديشي و واقعگرايي براي دوزيستان سياستورز و روشنفكر. منتظريم تا نحوه استفاده هر دو از اين فرصت را ببينيم. »
سعدالله زارعی در یادداشتی در کیهان نوشت: « بعضی از خواص که موقعیتهای مهمی هم در بعضی از دستگاههای مسئول کشور دارند، میگویند ما بدون پیوستن به برنامه منطقهای آمریکا، نمیتوانیم سیاست منطقهای خود را پیش ببریم. البته ادبیاتی که در این رابطه به کار میبرند به گونهای است که گویا مثلا آمریکاییها میخواهند که با ما در موضوع سوریه به یک «توافق شرافتمندانه!» برسند اما ما با درک غلط از توانایی مستقل منطقهای خود، حاضر به گفتوگو با آمریکا نیستیم و دست آخر هم نمیتوانیم پرونده سوریه را به سرانجامی مناسب برسانیم. این در حالی است که به شهادت نقض مکرر توافقات آمریکا و روسیه در پرونده سوریه که آخرین مورد آن در نقض آتشبس از سوی آمریکا در ماجرای حمله چهار جنگنده این کشور به نیروهای ارتش سوریه در استانشرقی دیرالزور است، حضور در بازی بزرگان! نتیجهبخش نیست. آمریکاییها دنبال توافق نیستند چه رسد به اینکه زیربار جلب نظر ایران باشند. حالا بگذریم از اینکه ما اساسا اجازه نداریم درباره سرنوشت یک ملت تصمیم بگیریم و زمینه تجزیه کشوری را فراهم کنیم. این خواص کم و بیش با صراحت میگویند ما وقتی در بازی بزرگان نیستیم - که منظورشان مذاکرات آمریکا و روسیه درباره سوریه است - نمیتوانیم در میدان کار را تمام کنیم.
این روزها این عبارت که «سوریه فقط راهحل سیاسی دارد» از دهان بعضی از دستاندرکاران نمیافتد و منظورشان هم این است که جهاد و مجاهدت در راه حفظ استقلال و تمامیت ارضی سوریه تا جایی ارزش دارد که پشتوانه یک توافق سیاسی بین دشمنان جبهه مقاومت و جبهه مقاومت باشد!
تمنای شرکت در «بازی بزرگان» در واقع به این انگاره نادرست استوار است که نظم جهانی بهم پیوسته است و نظم منطقهای مغایر با نظام شناخته شده جهانی معنا و مفهومی ندارد و نوعی آرمانگرایی پوچ است. این در حالی است که آمریکا هرگز ما را در «بازی» به طور واقعی راه نمیدهد کما اینکه به هیچوجه زیر بار تبدیل ایران به یک قدرت هستهای نرفت و همین دو روز پیش آقای جوزف بایدن معاون اول رئیسجمهور آمریکا، وقتی میخواست مهمترین دستاورد خارجی اوباما را بعد از هشت سال ریاستجمهوری بیان کند، با افتخار گفت: «نتانیاهو و مسئولین عربستان هم میدانند که اوباما موفق شد نه تنها ایران را در هستهای متوقف کند بلکه موفق شد برنامه هستهای این کشور را سالها به عقب برگرداند».
تابناک اگر شهامت درج نظرات متفاوت را داری چاپ کن
دوباره بخون




