دانمارك، ميداني براي جبران مافات
مليپوش سنگينوزن تيم ملي كشتي آزاد كشورمان كه مدالهايي چون برنز جهان، 4 طلاي آسيا، نقره بازيهاي آسيايي، مدالهاي مختلف از تورنمنتهاي گوناگون و عنوان پهلوان كشور را در كارنامه افتخارات خود دارد، اين بار هم در آستانه مسابقههاي جهاني دانمارك به عنوان كاپيتان تيم ملي و يكي از نفرات باتجربه تيم، از اميدهاي مسلم كسب مدال در اين رويداد بزرگ به حساب ميآيد.
به نوشته جام جم؛ معصومي كه در المپيك پكن ثانيههايي با كسب مدال برنز فاصله داشت و با يك اشتباه از كسب مدال اين رويداد بزرگ بازماند، در مسابقههاي جام جهاني تهران نيز با اشتباه مشابهي مغلوب حريف آذربايجاني شد و آن خاطره تلخ در ذهن علاقهمندان به كشتي نقش بست.
او هنوز هم معتقد است نفر اول كشتي ايران در سنگينوزن است و تا زماني كه مغلوب حريفانش نشود، همچنان در دنياي قهرماني باقي ميماند، دستكم تا المپيك لندن. اين سنگينوزن آزادكار كه با پشتكهايش در پايان هر مبارزه، قدرتش را به رخ حريفان ميكشد بسيار اميدوار است كه با توجه به وضعيت تيم ملي و همچنين كادر فني جوان اين تيم بتواند در دانمارك هم قدرتنمايي كرده و 2 سال ناكامي در مسابقههاي جهاني و المپيك را به بوته فراموشي بسپارد. به بهانه در پيش بودن مسابقههاي جهاني دانمارك، سلسله گفتگوهايي را با مليپوشان كشتي انجام داديم كه گفتگوي ما با فردين معصومي در پي ميآيد.
در آستانه مسابقههاي جهاني دانمارك به عنوان يكي از نفرات باتجربه تيم وضعيت آمادگي مليپوشان و به طور كلي شرايط حاكم بر اردوي تيم ملي را چطور ارزيابي ميكني؟
وضعيت كلي تيم و وضعيت آمادگي تمامي مليپوشان خوب است. در آستانه مسابقههاي جهاني هرچند در تورنمنت سنگين جام زيلكوفسكي لهستان شركت كرديم، اما خوشبختانه با نتايجي كه در اين مسابقههاي كسب شد، همه اعضاي تيم با روحيهاي عالي به كشورمان بازگشتند. نكته بارز اين مسابقهها اين بود كه براي اولين بار قلب نفرات تيم براي همديگر ميتپيد و همه نگران نتايج ساير همتيميهايشان بودند. يعني فضاي تيم واقعا طوري بود كه همه نفرات تيم دلشان ميخواست همتيميهايشان برنده از تشك خارج شوند. اين مساله از آن جهت حائز اهميت است كه اگر تيمي صددرصد آماده باشد، اما روحيه تيمي نداشته باشد به هيچ عنوان نميتواند به موفقيت دست يابد. در مقابل اگر يك تيم تنها به 60 درصد آمادگي رسيده باشد و روحيه تيمي داشته و يكدل باشد، مطمئنا موفق خواهد بود.
همانطور كه گفتي، وجود روح تيمي در ميدان ورزش عامل اصلي براي دستيابي به موفقيت است، هرچند كشتي يك رشته انفرادي است، اما باز هم روح تيمي در موفقيت رشتههاي انفرادي هم بسيار موثر است، حال سوال اينجاست كه به نظرت اين روح تيمي چگونه در تيم ملي كشتي آزاد ايجاد شد؟
يقينا اين روح تيمي را كادر مربيان يك تيم به وجود ميآورند. البته منظورم اين نيست كه كادر مربيگري پيشين تيم خيلي بد بوده يا كار مربيان فعلي بسيار خوب است. در واقع هنر يك پدر در خانواده اين است كه همه فرزندانش را به يك چشم ببيند و هيچ تبعيضي ميان آنها قائل نشود. مربي هم مثل پدر يك خانواده است؛ مربي بايد بين شاگردانش مهرباني و صميميت ايجاد كند. طبيعي است كه پدر يك خانواده به فرزندان خود نميتواند يا نميشود كه به يك اندازه امكانات بدهد، چراكه شرايط همه متفاوت است. يكي در ورزش مستعد است و ديگري در اقتصاد، براي اين كه بين اين دو نفر اختلاف و كدورتي به وجود نيايد، اگر به يكي امكانات جداگانه يا يك امتياز ويژهاي بدهد، نبايد نفر دوم بفهمد، به اين ميگويند مديريت اصولي. در جمع و در گفتار نبايد طوري عمل كرد كه حس حسادت در تيم ايجاد شود، در گذشته اين قبيل مسائل در اردوهاي تيم ملي بود و خوشبختانه امروز ديگر شاهد آن شرايط نيستيم.
تحولي كه در كادر فني تيم ملي پس از بازيهاي المپيك ايجاد شد، اين بود كه فدراسيون يك كادر فني جوان را براي هدايت تيم ملي انتخاب كرد. به نظرت همين جوان بودن كادر فني و اختلاف سني كم ميان مربي و كشتيگير در ايجاد روحيه همدلي تيم موثر بوده است؟
من احترام بسيار زيادي براي پيشكسوتان قائل هستم، اما به نظرم در هر صنفي افراد بايد حرف همديگر را بفهمند. يك مربي هم بايد حرف شاگردش را بفهمد و برعكس. حال اختلاف سني كم باشد يا زياد مهم نيست. در مقابل اگر حرف همديگر را درك نكنند، اگر مربي قهرمان جهان و المپيك هم باشد يا يك كشتيگير بدون مدال باشد، نميتوانند با هم كار كنند. مثالي در اين باره ميزنم؛ وقتي يك كشتيگير مليپوش روي تشك مسابقه حاضر شود و احساس كند آن مربي كه در كنار تشك حضور دارد دلش با او نيست يقينا نميتواند موفق باشد. يعني وقتي يك ورزشكار اين احساس را داشته باشد كه پشت سرش كسي هست كه دلش ميخواهد او نتيجه بگيرد، بسيار در نتيجه كار او موثر خواهد بود. خوشبختانه هماكنون اين وضعيت در تيم ايجاد شده و همه مليپوشان با همدلي در كنار يكديگر قرار دارند.
از وجود روح تيمي به عنوان يك عامل موفقيت تيم ملي در جام زيلكوفسكي نام بردي. موفقيتي كه ميتواند يك شارژ روحي پيش از شركت در مسابقههاي جهاني دانمارك باشد. سوال ديگري كه وجود دارد اين كه موفقيت در لهستان در چه شرايط فني به دست آمد، به عبارت ديگر سطح فني مسابقهها چطور بود؟
در اين زمينه فكر ميكنم اگر تنها يك جمله را به زبان بياورم شما هم پي ميبريد كه سطح فني مسابقهها بالا بود. اين كه در همه اوزان از 55 گرفته تا 120 كيلوگرم شاهد حضور قهرمانان جهان و المپيك بوديم. در 55 نفر سوم المپيك، در 60 نفرات دوم و سوم المپيك، در 74 و 84 مدالداران المپيك، در 96 قهرمان المپيك و جهان و در 120، هم شيماروف حضور داشت و هم موتاليموف. خوشحالم كه كل تيم و از جمله خودم در اين مسابقهها به موفقيت دست يافتيم و همه ديديم كه مزد حضور پنج شش ماهه در اردوهاي تيم ملي ما را به جايي رساند كه از همه حريفان و رقيبانمان به مراتب آمادهتر باشيم. جام زيلكوفسكي نشان داد روند آمادهسازي تيم ملي بسيار خوب پيش ميرود، اميدوارم با حفظ و تداوم اين روند در مسابقههاي جهاني هم بتوانيم موفق باشيم.
خاطره تلخي كه از كشتي ايران پس از المپيك در اذهان علاقهمندان به ورزش باقي مانده مسابقههاي جام جهاني تهران بود، آن شكست تلخ تو در آخرين ديدار تيم و در نتيجه مغلوب شدن تيم، اما موفقيت در لهستان توانست آسيب روحي ناشي از شكست در جام جهاني را جبران كند؟
جام جهاني براي من مشكل روحي ايجاد نكرد، آن شكست تنها يك اتفاق بود. هر بزرگي در هر كاري اشتباه مرتكب ميشود. ما در چند سال اخير بزرگتر از عليرضا حيدري در كشتي نداشتيم كه او هم در مسابقههاي جهاني در 12 ثانيه مدالي را كه شايستگي گرفتن آن را داشت، از دست داد.
پيش از اشتباه جام جهاني تهران، در المپيك هم در چند ثانيه مدال را از دست دادي؟ چرا بايد اين اشتباهات ادامه داشته باشد؟
به نظر من اشتباه اجتنابناپذير است و در طول دوران قهرماني براي هر ورزشكاري پيش ميآيد. همه بزرگان هم اشتباه ميكنند، در المپيك هم من اشتباه كردم. خوشحالم از اين كه در 10 سال اخير كه عضو تيم ملي شدم حق هيچ كشتيگيري را ضايع نكرده و حق هيچكس را نخوردهام. يعني بهترين نفر سنگينوزن ايران هستم كه دوبنده تيم ملي را پوشيدهام.
البته در مقطعي هم حقت براي پوشيدن دوبنده تيمملي نايده گرفته شد.
تصميمي بود كه مربيان تيم ملي در آن زمان گرفتند و به نظر خودشان تصميم درستي گرفتند، تاكيد ميكنم كه به نظر خودشان.
اما غيبتات در مسابقههاي انتخابي اين مساله را به دنبال داشت كه عدهاي انتقاد كنند فردين معصومي بدون شركت در انتخابي به عضويت تيم ملي درآمده و اين يك نوع حقخوري است.
اين بيانصافي است. در اين سالها همواره با شركت در مسابقههاي انتخابي به عضويت تيم ملي درآمدهام و همه حريفانم را شكست دادهام. اگر امسال در مسابقههاي انتخابي شركت نكردم به دليل اين بود كه در دو سه ميدان بزرگ كشتي گرفتم. مسابقههاي جام جهاني تهران، مسابقههاي جام تختي و مسابقههاي قهرماني آسيا. من همه حريفان داخليام را سه چهار بار شكست دادهام. اين كه برخي جوانان ميگويند بدون انتخابي به عضويت تيم ملي درآمدهام، اصلا حرف درستي نيست و نبايد ذهن مردم را با اين اظهارنظرها مغشوش كنند. هميشه اين برايم مهم بوده و هست كه فرداروزي كه كشتي را كنار گذاشتم كسي نتواند بگويد با سلام و صلوات به عضويت تيم ملي درآمدهام. من هميشه با توكل به خدا و پشتكارم به تيم ملي رسيدهام. ضمن اين كه نبايد اين حرف را ناديده گرفت كه تصميم كادر فني هم اين بوده كه به دليل شركت در 3 مسابقه سنگين، در مسابقههاي انتخابي شركت نكنم.
بيشك در آستانه رقابتهاي جهاني بايد از حاشيهها پرهيز كرد تا به نتيجه لازم رسيد.
من نبايد پاسخگوي عدم شركتم در مسابقههاي انتخابي باشم، چرا كه اين صلاحديد سرمربي تيم ملي بود
بعضيها ميخواهند من را وارد حاشيه كنند، غافل از اين كه خيلي باتجربهتر از اين حرفها هستم. من براي نفر هفتم تيم ملي و همه حريفانم احترام قائلم، اگر آنها نبودند امروز من هم نبودم. من نبايد پاسخگوي عدم شركتم در مسابقههاي انتخابي باشم. اين صلاحديد سرمربي تيم است و اين اختيار را او دارد كه كشتيگيران را از شركت در مسابقههاي انتخابي معاف كند. هر كس بايد جايگاه خود را بداند. پهلواني فقط مدال نيست.
گفتي مسابقههاي جام زيلكوفسكي نشان داد روند آمادهسازي تيم ملي خوب پيش ميرود، در اين چندماه اخير وضعيت امكانات اردوهاي مختلف هم راضيكننده بوده است؟
امكانات در اردوهاي مختلف و از جمله اردوي اردبيل بسيار خوب بود كه امروز ميگوييم روند آمادهسازي تيم بخوبي پيش ميرود. در اين ميان نكتهاي كه بايد مد نظرمان باشد اين است كه نبايد تنها به فكر كسب مدال باشيم. لذتي كه در محبت و خوشحالي مردم وجود دارد، بالاترين پاداش است. واقعا مردم آنقدر به من محبت دارند كه شرمنده آنها هستم. همين محبت مردم محركي است كه مرا وادار ميكند با جان و دل براي كشورم روي تشك بجنگم و افتخارآفرين باشم. اين همه امكانات در اختيار ما قرار ميگيرد كه دل هموطنانمان را شاد كنيم، بايد پرچم كشورمان را به اهتزاز دربياوريم، پرچمي كه اگر امروز برافراشته است به بركت خون شهداي گرانقدري است كه در برابر دشمن متجاوز با شهامت ايستادند و ما هم بايد با جان و دل براي اين كشور مبارزه كنيم. اگر امروز در خيابان به من ميگويند پهلوان سلام، نبايد فراموش كنم كه خون جوانان زيادي ريخته شده كه كشور ما به دست دشمن نيفتد. بايد قدردان اين محبتهاي مردم باشيم و خود را بالاتر از مردم نبينيم.
با توجه با اين كه در جهان حريفان شناختهشدهاي داري، طي اين مدت چه كار كردهاي تا با رفع نقاط ضعف خود، با قدرت بيشتري در مقابل آنها در دانمارك قرار بگيري؟
در چند وقت اخير با كمك مربيان روي نقاط ضعف و قوتم خيلي كار كردم. كشتي ورزش بيركوردي است و نميتوان گفت امروز كه موتاليموف را بردم هفته ديگر هم ميبرم. همه آنهايي را كه شكست دادم باز هم حريفان بسيار جديام هستند. با توجه به اين نكته، بايد روي نقاط ضعفم بيشتر از اينها كار كنم. از طرفي با توجه به اين كه 2 سال اخير در مسابقههاي جهاني و المپيك ناكام بودهام همه تلاشم را ميكنم كه در دانمارك با كسب يك مدال خوشرنگ جبرانمافات كنم. هرچند به نوعي بدشانسي آوردهام، اما اميدوارم در دانمارك با كسب مدال من و همه همتيميهايم بتوانيم دل مردم را شاد كنيم. در مسابقههاي جهاني دانمارك براي مدال طلا ميجنگم. وقتي در المپيك حريف آمريكايي را بردم، احساس ميكردم مدال المپيك در دستم است و آن اشتباه بزرگ در ثانيههاي آخري پيش آمد. يك چيزي را فراموش كرده بودم كه اگر خدا نخواهد يك برگ هم از درخت نميافتد. همه تلاشم را ميكنم به خوشرنگترين مدال دست يابم؛ هرچند كشتي قابل پيشبيني نيست اما قول ميدهم كمفروشي نكنم.
به هر حال و به دنبال ناكامي در المپيك پكن، كل كشتي ما بايد در دانمارك نتيجه بگيرد تا بدهكاري خود را جبران كند.
واقعيت اين است كه هر وقت كشتي ما رو به جلو حركت كرده و افتخارآفرين بوده كل ورزش ما رو به جلو حركت كرده است. چون كشتي ورزش اول است و نتايجش در المپيك به عنوان سنگ محك همه ورزش ايران مورد توجه قرار ميگيرد. رشتههاي تيمي با حدود 20 نفر به رقابتهاي آسيايي و المپيك ميروند و تنها شانس كسب يك مدال دارند، اما كشتي شانس كسب هفت مدال را دارد. اين در حالي است كه شايد هزينه حضور كشتي در ميادين بزرگ به اندازه هزينه لباسهاي فوتباليستهاست! البته نميخواهم بگويم فوتبال را تعطيل كنند، اين رشته هم خيلي علاقهمند دارد، اما وقتي ميگوييم كشتي ورزش اول كشور ماست و ريشه تاريخي دارد، بايد به كشتي بيشتر برسند. در دوحه تا وقتي كشتي شروع نشده بود، همه جايگاه ورزش ايران را ديدند و پس از طلاهاي ارزشمند كشتي شرايط عوض شد.
يعني تنها نياز واقعي كشتي ايران براي رسيدن به اوج را در تامين امكانات ميبيني؟
البته در كنار تامين امكانات بايد به فكر فرهنگسازي در كشتي بود. زماني كه من 10 سال پيش به عنوان يك كشتيگير جوان در اردوي تيم ملي بودم و بزرگاني مثل برادران خادم، محمدي، طلايي، جديدي، دبير، حيدري و ... حضور داشتند ما جوانترها حتي به خود جرات حرف زدن نميداديم، اما متاسفانه امروز برخي جوانان حرمتها را از بين ميبرند. بايد يك فكر اساسي در اين زمينه كرد.
به نكته جالبي اشاره كردي. روزي جوان تيم ملي بودي و امروز بزرگتر تيم، اين اتفاق چه احساسي را در تو ايجاد كرده است؟
احساس مسووليت خيلي سخت و آزاردهنده است. همه كشتي را يك ورزش پهلواني ميدانند، شايد اگر در ورزشهاي ديگر اتفاقي بيفتد بازتاب چنداني ندارد، اما وقتي يك كشتيگيري كه نفر سوم جهان است اشتباه كوچكي مرتكب ميشود، هيچكس نميتواند آن را هضم كند. بنابراين هر فردي كه كشتي را انتخاب ميكند بايد همه جوانب آن از جمله مردمي بودن و آداب پهلواني را در نظر بگيرد. در اردوي تيم ملي هم بايد همين وضعيت باشد. مدال گرفتن چند صباحي است و روزي به آخر خط ميرسد. ادب، معرفت و پهلواني ماندگار است. جوانان بايد بيشتر احتياط كنند و بايد بدانند اين روز، فردا هم براي آنها وجود دارد. آنها روزي بزرگ ميشوند و جوانترها ميآيند و اگر مسائل مشابه پيش بيايد، اذيت خواهند شد. البته شايد بعضيها اذيت نشوند چون گذشته را نديدهاند و با بزرگان نبودهاند.
زمزمههايي مبني بر خداحافظيات از دنياي قهرماني به گوش ميرسد. اين شايعهها تا چه حد صحت دارد و به طور كلي تا چه زماني به كشتي گرفتن ادامه ميدهي؟
برخلاف صحبتهايي كه درباره زمان خداحافظي من ميشود، بايد بگويم من دوبنده تيم ملي را به سختي از آقاي رضايي تحويل گرفتم و تا زماني كه در ايران از كسي شكست نخورم، به حضورم در تيم ملي ادامه ميدهم. اگر روزي احساس كنم به آخر خط رسيدهام، خودم ميروم. البته فعلا تا المپيك هستم و اميدوارم بتوانم در المپيك لندن مدال بگيرم.


