الگوبرداری از روسها در ورزش حرام نیست
در شرایطی که ورزش جهان روز به روز به سمت و سوی تخصصگرایی پیش میرود و در کشورهایی که مدیران سیاسی تصمیمگیرندگان اصلی حوزه ورزش محسوب میشدند، رسوخ گسترده ورزشیها و تغییر ماهیت و تفکر مدیریتی حاکم بر این حوزه مشاهده میشود، شخص اول قوه مجریه علیرغم درخواست 800 کارشناس و خبره ورزشی برای تخصگرایی در این بخش همچون سایر حوزهها، یک مدیر غیرمتخصص را برای اداره ورزش برگزید که این قیاس حتی با کشورهای دوست و برادر موجب ناامیدی و سرافکندگی جامعه ورزش شد.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ پس از هفتهها، حکم معاونت رئیس جمهوری و ریاست سازمان تربیتبدنی به نام شخصی صادر شد که تنها سابقه جدی ورزشیاش عضویت در هیات مدیره باشگاه پرسپولیس بوده است و پس از آن برخی مدیران ورزشی که تا یک روز پیش مدعی بودند اگر قرار است یک مدیر غیرمتخصص منصوب شود، همین علیآبادی بماند و با تجاربش ورزش این حوزه را اداره کند، سریعاً چرخشهای 180 درجهای که ویژگی این بخش از مملکت تلقی میشود را بخ نمایش گذاشته و سعیدلو را خیرالموجودین قلمداد کردند.
منتقدین نیز به آن دلیل که خود بهتر میدانند و با این توجیه که باید به رئیس جدید فرصت داد و پیش داوری نکرد، خواستار آن شدند که فتیله انتقادات موقتاً پایین کشیده شود اما کدامین منطق میتواند چنین باوری را به وجود اورد که سعیدلو موفق میشود؟ آیا اهالی ورزش آنچنان زودباورند که تصور کنند مدیری با سوابق تخصصی زمینشناسی و مدیریت میتواند ورزش مملکت را که علیآبادی روز آخر یادش افتاد 20 الی 30 سال از ورزش روز دنیا عقب است را به نقطه قابل اتکایی برساند؟ البته چنین اتفاقی همچون پدیده فوران آتشفشان در کف دریا و شکلگیری یک جزیره یا یک زلزله 9 ریشتری در ارتفاعات اورست غیرممکن نیست اما به همین اندازه احتمالش وقوعش بعید است.
سعیدلو نیز همچون اسلافش آمد تا چهار سال کارورزی در ورزش را پشت سر بگذارد و پس از این هنگامی که مختصات ورزش دستش آمد، برود و این پروسه ملالآور با آمدن رئیس دولت بعدی برای ورزش اتفاق تکرار شود؛ مگر آنکه همتی پدیدار شود تا ورزش را به دست اهلش بسپارند. اهلی که اهلیت خود را علاوه بر سوابق قهرمانی به شکل آکادمیک و همچنین در سطوح مدیریت مختلف دارای مسئولیت بودهاند. شاید بهتر باشد مقایسهای داشته باشیم میان کشور وسیع روسیه و کشور خودمان در رویه در پیش گرفته شده و ثمرهای که داشته است.
روسیه که با تصاحب 23 نشان طلا، 38 گردنآویز نقره و 28 مدال برنز در بازیهای المپیک پکن، جایگاه سوم کل ورزش جهان را به خود اختصاص داد، ساختار وزارت ورزش، گردشگری و جوانان را با این حجم فعالیت و جمعیت برای خود طراحی کرده و وزاری ورزشی را برای این حوزه در نظر میگیرد که ويتالي موتكو نخستین آنها است.
ويتالي موتكو متولد 8 دسامبر 1958 در روستايي در نزديكي تواپسه و فارغ التحصيل رشته مهندسي مكانيك. از سال 1983 تا 1992 وي مناصب مختلفي را در شوراها و انستيتوها و سازمانها به عهده داشت تا اينكه در اين سال به سمت معاون شهردار سن پطرزبورگ و رئيس كميته مسايل اجتماعي شهرداري اين شهر انتخاب شد كه در زمينه مسايل فرهنگي، بهداشت عمومي و ورزشي فعاليت مي كرد و در اين دوران ولاديمير پوتين هم در سن پطرزبورگ مشغول به خدمت بود.
در نوامبر 1992 موتكو در باشگاه فوتبال زنيت سن پطرزبورگ مقامي را بدست آورد و در سال 1995 رئيس اين باشگاه شد و در سال قبل از آن نيز مسئول برنامه هاي دولتي سن پطرزبورگ براي برگزاري يك تورنمنت مهم بين المللي با نام بازيهاي تابستاني حسن نيت بود.

در تابستان 1995 با تغيير مقامات وي از شهرداري رفت و تنها متمركز بر فعاليتهايش در باشگاه زنيت شد و تا سال 2003 سمت رئيس همين باشگاه را حفظ كرد كه تحت مديريت وي در اين مدت 25 درصد سهام اين باشگاه به شركت مهم گازپروم فروخته شد و 12 در فروخته شد و 12 درصد را بانك ملي پتروفسكي خريداري كرد و به طور كلي باشگاه زنيت در زمان رياست وي به نتايج غيرقابل باوري دست يافت: مقام سوم و نايب قهرمان ليگ فوتبال روسيه در سالهاي 2001 و 2003. وي در سال 1999 موفق به اخذ مدرك حقوق هم از دانشگاه سن پطرزبورگ شد كه پايان نامه او هم مرتبط با مسايل حقوق ورزشي بود.
وي كه در انتخابات سال 2000 يكي از نمايندگان رسمي ولاديمير پوتين بود از آگوست 2001 تا اكتبر 2003 همچنين رياست سازمان ليگ برتر فوتبال روسيه با 20 تيم را عهده دار بود و در اكتبر 2003 توسط فرماندار جديد سن پطرزبورگ به عنوان نماينده دولت سنپطرزبورگ در شوراي فدراسيون انتخاب شد كه در اين شورا سمت رئيس كميسيون امور جوانان و ورزش را بر عهده داشت.
در آوريل 2005 وي به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال روسيه با 96 رأي از 99 رأي اعضاي كميته اجرايي انتخاب شد و موفق شد در سال 2006 گاس هيدينگ مربي موفق هلندي را به عنوان سرمربي تيم ملي فوتبال اين كشور انتخاب كند وي در ژوئن 2006 موفق به اخذ مدرك دكتراي علوم اقتصادي خود در دانشگاه ايالتي اقتصادي و ماليه سنپطرزبورگ شد.
در سال 2006 وي به عنوان عضو كميته فني و توسعه فيفا نيز انتخاب شد و در فبريه 2007 براي دومين بار به عنوان سناتور شهر سنپطرزبورگ برگزيده شد. در سپتامبر 2007 موتكو به عنوان عضو كميته رياست جمهوري توسعه آمادگي جسماني و ورزش منصوب شد. وی سرانجام در مي 2008 به عنوان وزير وزارتخانه تازه تأسيس ورزش، گردشگري و سياستگذاري جوانان روسيه در دولت ولاديمير پوتين منصوب شد. وي همچنين رئيس كميته المپيك ويژه سن پطرزبورگ و رئيس بنياد خيريه پليكان طلايي است.
راستی چرا در تمامی حوزهها همچون خرید هواپیماهای توپولف از کشور دوست و همسایه روسیه برداشت نمیکنیم؟ روسیه با ۱۷٬۰۷۵٬۴۰۰ کیلومتر مربع وسعت به پهناورترین کشور جهان که دو برابر مساحت کانادا یا چین یا ایالات متحده آمریکا است و با 142 میلیون نفر جمعیت از اینکه ورزش کشورش در حاشیه قرار گیرد و دیگر با تشکیل وزارت ورزش، جوانان و گردشگری به ان پرداخته شود، هراس نداشته است؟
آیا در آن کشور نیز برخیها برای عدم شکلگیری وزارت ورزش و عدم پاسخگویی به مجلس، چنین تحلیلهایی من درآوردی را برای مانعتراشی در مسیر تشکیل چنین وزارتخانهای طرح نکردهاند؟ آیا برخی مجلسیهایشان در ورزش مسئولیت نداشتهاند که به جای دفاع از تشکیل این وزارت در صورت گذشتن از چنین طرحی برآیند؟ آیا در کشور روسیه از تجارب کارشناسان ضد وزارت شدن ورزش در ایران برخلاف اکثر کشورهای دنیا بهرهبردای نشده است؟!
آیا این احساس هنوز در مسئولان به وجود نیامده که باید قدری تفکرات ورزشی را در سطوح بینالمللی و حداقل کشورهای دوست که در این حوزه موفق بودهاند مورد بررسی قرار داد و برای بهبود اوضاع ورزش سراغ مدیران تخصصی در وزارتخانهای برای ورزش را گرفت که اختیارات کلی فراوان و جزئی اندکی داشته باشد؟
با توجه به آنکه الگوبرداری از ورزش روسیه حداقل تا این لحظه حرام نیست، آیا در ورزش مملکت ایران قحطالرجال بوده که جناب رئیسجمهور ورزش را به دست یک مدیر ارشد با سوابق قهرمانی آسیا و جهان نسپردهاند؟آیا ورزشیها عرضه نشستن در هیات وزیران و دفاع از حق خودشان را ندارند یا یک ورزشی وجود نداشته که بتواند هماهنگی با رئیسجمهور به عنوان معیار گزینش وی داشته باشد؟ اینها پرسشهایی که باعث شده برخی دلسوزان و مدیران پرسابقه ورزش این روزها ناامیدتر از هر زمان باشند و جامعه ورزش نیز متاثر از ایشان سرافکنده گردد که چرا به ایشان اعتماد نشد؟
مجلس یک ماه طرح تشکیل وزارت ورزش و جوانان را خواباند و پس از این، طرح مذکور را به جریان خواهد انداخت. آیا مجلس توان آن را خواهد داشت که چنین وزارتخانهای تشکیل دهد تا در صورت معرفی یک مدیر با سوابق غیرمرتبط به وزیر ورزش نیز رای اعتماد ندهد و رئیس جمهور را در تنگنا قرار دهد که در این حوزه نیز اتاق وزارت را به اهلش بسپارد یا این بار نیز عدهای از نمایندگان ملت برای تضییع حق ملت و تامین نظر دولت لابی میکنند و طرحی که با اکثریت قابل توجه فوریتش تصویب شد را ناکام خواهند گذاشت؟ در این اوضاع تنها امید تشکیل وزارت ورزش با ادغام در دیگر سازمانها است که انتظار میرود به ناامیدی منتهی نشود.


