خودم اسم صفايي فراهانی را خط زدم
دنیای فوتبال؛ علي كفاشيان چنين موضوعي را تكذيب نميكند اما مثل مديران حرفهاي طوري به پرسش جواب ميدهد كه نه دروغ بگويد و نه البته همه حقيقت را با ما در ميان بگذارد: «آره، يادمه، خودم اسم صفايي رو خط زدم و گفتم حق دادگانه تا اين جايزه رو بگيره.»
وقتي چگونگي اين اتفاق را از او ميپرسيم و سوال ميكنيم كه چه كسي جز شما ميتواند اسم بدهد كه شما بايد خط بزنيد، مكث ميكند و با همان لبخند هميشگي پاسخ ميدهد: «مثل اينكه از دوران كميته انتقالي نوشته شده بود، من هم ديدم واقعا حق دادگان است، براي همين اسم او را نوشتم.»
اگر شما هم فكر ميكنيد براي برگزاري اين مراسم حدود 2سال پيش نامهنگاري شده، بايد بدانيد كه ما هم فكر ميكنيم كفاشيان همه حقيقت را نگفت و براي همين ما را پيچاند.
فدراسيون فوتبال ميتواند بنگاه اقتصادي سودده باشد، بنگاهي كه اگر مختصات آن را بدانيم، مطمئنا به منبعي سرشار از ثروت تبديل ميشود. شايد تفاوت كفاشيان و دادگان در همين باشد، اولي فوتبال را «پديدهاي اجتماعي» ميداند كه ميتواند در جامعه نشاط ايجاد كند و دومي فوتبال را «صنعتي پولساز» ميبيند كه بايد از آن درآمدزايي كرد.
براي همين فدراسيون كفاشيان در جهت همگرايي جامعه فوتبال قدم برميدارد و فدراسيون دادگان به سرمايه و پول فكر ميكرد. اطرافيان كفاشيان از استادان دانشگاه و جامعهشناس هستند و حلقه نزديك دادگان را تجار، بازاريها و سرمايهداران شكل ميدادند.
فلاشبك به گذشته
شايد باوركردني نباشد اما اگر حواس رئيس فدراسيون به اطرافش نباشد، تبعات سنگيني براي او خواهد داشت.
خاطره دوران مديريت دادگان شايد بتواند جالبتوجه باشد. محمد دادگان عادت داشت كه همه اسناد رسمي فدراسيون را خودش چك كند، او بازاري بود و البته حسابداري هم خوانده بود، براي همين همه سندهاي مالي را مورد بررسي قرار ميداد و با اينكه ناصر نوآموز بهعنوان نايبرئيس حق امضا داشت اما دستور داده بود سندهاي مالي را جز خودش هيچكس امضا نكند.
رئيس سابق براي كاري 3روز به سوئيس رفت و در همين اثنا، برخي كارمندان زيردستي با تيزهوشي و در غيبت دادگان، از فرصت استفاده كردند و بهجهت فوري بودن كار، نوآموز را ملزم كردند تا سندي را امضا كند. دادگان بعد از 3روز بازگشت و در نيم ساعت ابتدايي حضورش در فدراسيون متوجه اوضاع شد. چگونه؟ همين جالب است.
سندش كو؟
محمد دادگان هميشه تقويمي در مقابلش بود كه روي آن نكتههاي فراواني يادداشت ميكرد، اصليترين خاصيت آن تقويم مربوط به ثبت شماره سندها روي آن بود، يعني دادگان هر سندي امضا ميكرد، شماره سند را روي آن يادداشت ميكرد تا هيچ سند مالي بدون امضاي او ثبت نشود، او در خلال سفرش به سوئيس متوجه شد كه شماره بعد آخرين سند ثبتشده در دفترش براي امضا نيامده و براي همين فوري مسئول مالي را صدا زد تا براي توضيح به دفترش بيايد.
دادگان همانجا متوجه شد كه برخي توانستهاند نوآموز را مجاب كنند تا پاي سندي امضا بزند اما با رندي صفحات مياني سند را امضا كردهاند و بهقولي اختلاس كوچكي در سيستم انجام گرفته! دادگان با همه عوامل برخورد كرد و علت توجهش به اسناد مالي را به نوآموز متذكر شد تا از آن به بعد نوآموز هيچ سندي را امضا نكند.
امضاي كفاشيان جعل شد؟
مراسم تجليل از برگزيدگان كنفدراسيون فوتبال آسيا كه يادتان هست. هرچند محمد دادگان در اين مراسم شركت نكرد اما نام او بهعنوان يكي از مديران از طرف فدراسيون اعلام شد.
اما نكته اينجاست كه درباره اعلام اين نام حرف و حديثهاي ديگري وجود دارد. آنگونه كه گزارش شده گويا چند ماه قبل از مراسم، كفاشيان در گفتگويي خصوصي اسامي نفرات برگزيده فوتبال ايران را در اختيار بنهمام قرار ميدهد و نام محمد دادگان را هم ميبرد اما چند هفته بعد و در جلسهاي در كوالالامپور، بنهمام با تعجب از رئيس فدراسيون فوتبال ميپرسد كه قبلا گفته بوديد دادگان، پس چرا نام صفايي را اعلام كرديد؟
همانجا كفاشيان متوجه ميشود گويا در ليست ارسالي دست بردهاند و براي همين وقتي به تهران ميآيد، فدراسيون را روي سرش ميگذارد. البته از آن به بعد حواس كفاشيان به همه سندها جمع ميشود.


