گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۶۰۸۹۳
| | 4261 بازدید
رسالت
«آغازي براي همدلي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
مردم در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري يک رکورد بي نظير از مشارکت سياسي در سرنوشت خود به جاي گذاشتند . اين انتخابات يک زلزله سياسي بود و بخشي از توطئه هاي اجانب را در گسل هاي خود بلعيد و در آسيب شناسي انقلاب و حرکت مردم يک نقطه عطف به لحاظ آگاهي از ترفندهاي دشمن به حساب مي آيد.
متاسفانه نوع و شدت رقابت و فضاي پديد آمده از آن آسيب هايي را پديد آورد و هزينه هايي بر فوايد بي شمار مشارکت 85 درصدي مردم به جاي گذاشت .
درباره چند و چون هزينه - فايده انتخابات دور دهم سخن بسيار گفته شده و از تلخي ها وشيريني هاي بسياري ياد شده است .يکي از زيانهاي انتخابات اين دوره ايجاد فضاي سوءظن و بدبيني و کاشتن تخم کينه و دشمني توسط عناصر شناخته شده و ناشناخته بود.
آفتاب يزد
«صدا و سيما را هم تعطيل ميكنيد!؟» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
ديروز يكي از همكاران مطبوعاتي كه روزنامه محل فعاليت او به طيف اصلاح طلبان تعلق دارد موضوع توقيف روزنامه اعتماد ملي را از ديد «صنفي» مورد تحليل قرار داده بود تا اعتراض خود را به يك تصميم «بيكاري ساز» مراجع قضايي اعلام كند. نگاه اين همكار اگر بدون توجه به جايگاه «اعتماد ملي» مورد ارزيابي قرار گيرد، نگاهي صحيح است و نگراني او در خصوص «همكاران بلاتكليف»، ستودني! اما به نظر ميرسد وقتي كه سوژه مورد بحث، روزنامه پرتيراژ و پرمخاطب همچون اعتماد ملي است، بايستي از زاويهاي وسيعتر به آن نگريست. روزنامهاي كه در چند روز اخير جاي آن روي دكه روزنامه فروشيها و در خانه بسياري از روزنامهخوانان خالي است، در ماههاي اخير مخاطبان بسياري يافته بود. نكته مهمي كه اين روزنامه را از برخي رسانههاي ظاهرا پرمخاطب ديگر متمايز ميسازد پيشينه صاحب امتياز آن در نيم قرن گذشته است. البته پيشينه به تنهايي نميتواند معرف كسي باشد، اما هنگامي كه عدهاي براي خود پيشينه جعلي درست ميكنند تا صاحبان پيشينه واقعي را از ميدان به در كنند، آنگاه بايستي در ارزيابي عملكردها، هم به امروز نگاه كرد و هم به پيشينههاي يك فرد.
كيهان
«وحدت و ضد آن» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
درباره «وحدت» سخن گفتن هميشه خوب و لازم است. اين موضوع در ماه مبارك رمضان از اهميت مضاعفي هم برخوردار مي شود چرا كه قرآن كه بيشترين دعوت ها به وحدت را در متن خود دارد و خود، مدار و ملاك و محور وحدت است در اين ماه بزرگ الهي نازل گرديده است. اما در عين حال دعوت به وحدت را نمي توان و نبايد از «شكنندگان» آن پذيرفت و نيز نمي توان و نبايد از ساده لوحاني كه حقيقت را از مجاز و اصل را از «بدل» بازنمي شناسند و از اين رو از سوي طراران و طراحان مورد سوءاستفاده قرار مي گيرند، پذيرفت.
وحدت ملاك و مبنا دارد. مبناي آن انس دل و جان با معنويت و دوري از دنياست. رهبر معظم انقلاب اسلامي- دامت بركاته- در روز اول ماه جاري رمضان در يك محفل قرآني فرمودند: «اگر دل هايمان را ظرف پذيرنده باران رحمت الهي و هدايت قرآن قرار دهيم، پذيرش پيام هاي قرآن آسان مي شود و منافع و اغراض شخصي، قدرت طلبي و ثروت اندوزي مانع عمل به آيات الهي نمي شود.» ايشان افزودند: «دل هايي كه پيام مهم قرآن را دريافته اند، به خاطر اغراض و مسائل شخصي، وحدت عظيم ملي را برهم نمي زنند.»
ابتكار
«لژيونرهاي دولت دهم» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سروش فرهاديان است كه در آن ميخوانيد:
احمدينژاد «سه زن» را در ليست اعضاي کابينه اش براي کسب راي اعتماد مجلس قرار داده است; سوسن کشاورز، مرضيه وحيددستجردي و فاطمه آجرلو براي وزارتخانه هاي آموزش و پرورش، بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و رفاه. معرفي «سه زن» که هيچ، معرفي يک زن هم براي وزير شدن در ايران تعجب برانگيز است; نه اينکه مردم خواستار اين نبوده اند که زنان به وزارت برسند، چه آنکه نيم و بلکه هم بيشتر جامعه را زنان تشکيل مي دهند بلکه ساختارها و باورها به گونه يي است که حضور زنان را در راس وزارتخانه ها چندان پذيرا نيست. حال اين سوال پيش مي آيد که محمود احمدي نژاد که دولتش همواره به دليل اصطکاک زيادي که در زمينه هاي مختلف با بانوان داشته با چه تحليلي و به چه دليلي دست به معرفي «سه زن» براي حضور در راس سه وزارتخانه زده است.
دنياي اقتصاد
«آخرين انتقادها از دولت نهم»عنوان سرمقاله روزنامه ي دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
هر دولتي در هر گوشهاي از جهان با پارهاي شعارها و برنامههاي محوري و خاص شناخته مي شود؛به همين علت هم توصيفها و نقدهاي كارشناسان درباره دولتها معطوف به همين برنامهها و شعارهاي اختصاصي است. در ايران، دولت ميرحسين موسوي به عنوان كابينه جنگ شناخته ميشد و طبعا كارنامه دولت در چارچوب اقتضائات و هدفهاي جنگي بررسي ميشد. دولت هاشمي رفسنجاني به اعتبار ماموريت آن كه بازسازي ويرانههاي جنگ و تغيير روشهاي سياسي و اقتصادي از الزامهاي عصر جنگ به الزامهاي عصر پس از جنگ بود، شناخته و در همين چارچوب نقد ميشد. دولت سيد محمد خاتمي با شعار احياي حقوق اساسي يا اصطلاحا توسعه سياسي شكل گرفت و از همين ناحيه هم نقد شد.
حالا دولت اول محمود احمدينژاد پايان يافته و وي در آغاز شكل دادن دولت دوم به سر ميبرد. اين دولت با شعار اجراي عدالت سر كار آمد و تقريبا همه رفتارهايش در چهارسال گذشته در چارچوب همين شعار شكل گرفته است. نگاه دولت نهم به عدالت به مفهوم چپگرايانه عدالت، يعني توزيع ثروتهاي جامعه بين نيازمندان نزديكتر بود. به همين علت تقريبا همه اقتصاددانان و كارشناسان هوادار نظريههاي اقتصاد آزاد، از منتقدان جدي دولت بودند.
سرمايه
«جاي خالي اعتماد ملي» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم محمدرضا خباز است كه در آن ميخوانيد:
آزادي بيان و انديشه که يکي از نعمت هاي الهي است در جمهوري اسلامي ايران نيز در قالب فصلي از فصول قانون اساسي قانونمند شده است، يعني شهروندان مي توانند در چارچوب شرع مقدس اسلامي و قوانين موضوعه اظهار نظر و انتقادات خود را بيان کنند.
البته حفظ اين نعمت الهي و قانوني ابزاري را لازم دارد که ابزار آن رسانه هاي عمومي است که يکي از آنها رسانه هاي نوشتاري است.
رسانه نوشتاري در حال حاضر تحت عنوان «اعتماد ملي» به دليل پيشگيري از جرم و نه اتفاق جرم، به دليل آنکه احتمالاً در آينده جرمي مرتکب شود موقتاً توقيف شده است.
«آغازي براي همدلي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
مردم در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري يک رکورد بي نظير از مشارکت سياسي در سرنوشت خود به جاي گذاشتند . اين انتخابات يک زلزله سياسي بود و بخشي از توطئه هاي اجانب را در گسل هاي خود بلعيد و در آسيب شناسي انقلاب و حرکت مردم يک نقطه عطف به لحاظ آگاهي از ترفندهاي دشمن به حساب مي آيد.
متاسفانه نوع و شدت رقابت و فضاي پديد آمده از آن آسيب هايي را پديد آورد و هزينه هايي بر فوايد بي شمار مشارکت 85 درصدي مردم به جاي گذاشت .
درباره چند و چون هزينه - فايده انتخابات دور دهم سخن بسيار گفته شده و از تلخي ها وشيريني هاي بسياري ياد شده است .يکي از زيانهاي انتخابات اين دوره ايجاد فضاي سوءظن و بدبيني و کاشتن تخم کينه و دشمني توسط عناصر شناخته شده و ناشناخته بود.
آفتاب يزد
«صدا و سيما را هم تعطيل ميكنيد!؟» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
ديروز يكي از همكاران مطبوعاتي كه روزنامه محل فعاليت او به طيف اصلاح طلبان تعلق دارد موضوع توقيف روزنامه اعتماد ملي را از ديد «صنفي» مورد تحليل قرار داده بود تا اعتراض خود را به يك تصميم «بيكاري ساز» مراجع قضايي اعلام كند. نگاه اين همكار اگر بدون توجه به جايگاه «اعتماد ملي» مورد ارزيابي قرار گيرد، نگاهي صحيح است و نگراني او در خصوص «همكاران بلاتكليف»، ستودني! اما به نظر ميرسد وقتي كه سوژه مورد بحث، روزنامه پرتيراژ و پرمخاطب همچون اعتماد ملي است، بايستي از زاويهاي وسيعتر به آن نگريست. روزنامهاي كه در چند روز اخير جاي آن روي دكه روزنامه فروشيها و در خانه بسياري از روزنامهخوانان خالي است، در ماههاي اخير مخاطبان بسياري يافته بود. نكته مهمي كه اين روزنامه را از برخي رسانههاي ظاهرا پرمخاطب ديگر متمايز ميسازد پيشينه صاحب امتياز آن در نيم قرن گذشته است. البته پيشينه به تنهايي نميتواند معرف كسي باشد، اما هنگامي كه عدهاي براي خود پيشينه جعلي درست ميكنند تا صاحبان پيشينه واقعي را از ميدان به در كنند، آنگاه بايستي در ارزيابي عملكردها، هم به امروز نگاه كرد و هم به پيشينههاي يك فرد.
كيهان
«وحدت و ضد آن» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
درباره «وحدت» سخن گفتن هميشه خوب و لازم است. اين موضوع در ماه مبارك رمضان از اهميت مضاعفي هم برخوردار مي شود چرا كه قرآن كه بيشترين دعوت ها به وحدت را در متن خود دارد و خود، مدار و ملاك و محور وحدت است در اين ماه بزرگ الهي نازل گرديده است. اما در عين حال دعوت به وحدت را نمي توان و نبايد از «شكنندگان» آن پذيرفت و نيز نمي توان و نبايد از ساده لوحاني كه حقيقت را از مجاز و اصل را از «بدل» بازنمي شناسند و از اين رو از سوي طراران و طراحان مورد سوءاستفاده قرار مي گيرند، پذيرفت.
وحدت ملاك و مبنا دارد. مبناي آن انس دل و جان با معنويت و دوري از دنياست. رهبر معظم انقلاب اسلامي- دامت بركاته- در روز اول ماه جاري رمضان در يك محفل قرآني فرمودند: «اگر دل هايمان را ظرف پذيرنده باران رحمت الهي و هدايت قرآن قرار دهيم، پذيرش پيام هاي قرآن آسان مي شود و منافع و اغراض شخصي، قدرت طلبي و ثروت اندوزي مانع عمل به آيات الهي نمي شود.» ايشان افزودند: «دل هايي كه پيام مهم قرآن را دريافته اند، به خاطر اغراض و مسائل شخصي، وحدت عظيم ملي را برهم نمي زنند.»
ابتكار
«لژيونرهاي دولت دهم» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سروش فرهاديان است كه در آن ميخوانيد:
احمدينژاد «سه زن» را در ليست اعضاي کابينه اش براي کسب راي اعتماد مجلس قرار داده است; سوسن کشاورز، مرضيه وحيددستجردي و فاطمه آجرلو براي وزارتخانه هاي آموزش و پرورش، بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و رفاه. معرفي «سه زن» که هيچ، معرفي يک زن هم براي وزير شدن در ايران تعجب برانگيز است; نه اينکه مردم خواستار اين نبوده اند که زنان به وزارت برسند، چه آنکه نيم و بلکه هم بيشتر جامعه را زنان تشکيل مي دهند بلکه ساختارها و باورها به گونه يي است که حضور زنان را در راس وزارتخانه ها چندان پذيرا نيست. حال اين سوال پيش مي آيد که محمود احمدي نژاد که دولتش همواره به دليل اصطکاک زيادي که در زمينه هاي مختلف با بانوان داشته با چه تحليلي و به چه دليلي دست به معرفي «سه زن» براي حضور در راس سه وزارتخانه زده است.
دنياي اقتصاد
«آخرين انتقادها از دولت نهم»عنوان سرمقاله روزنامه ي دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
هر دولتي در هر گوشهاي از جهان با پارهاي شعارها و برنامههاي محوري و خاص شناخته مي شود؛به همين علت هم توصيفها و نقدهاي كارشناسان درباره دولتها معطوف به همين برنامهها و شعارهاي اختصاصي است. در ايران، دولت ميرحسين موسوي به عنوان كابينه جنگ شناخته ميشد و طبعا كارنامه دولت در چارچوب اقتضائات و هدفهاي جنگي بررسي ميشد. دولت هاشمي رفسنجاني به اعتبار ماموريت آن كه بازسازي ويرانههاي جنگ و تغيير روشهاي سياسي و اقتصادي از الزامهاي عصر جنگ به الزامهاي عصر پس از جنگ بود، شناخته و در همين چارچوب نقد ميشد. دولت سيد محمد خاتمي با شعار احياي حقوق اساسي يا اصطلاحا توسعه سياسي شكل گرفت و از همين ناحيه هم نقد شد.
حالا دولت اول محمود احمدينژاد پايان يافته و وي در آغاز شكل دادن دولت دوم به سر ميبرد. اين دولت با شعار اجراي عدالت سر كار آمد و تقريبا همه رفتارهايش در چهارسال گذشته در چارچوب همين شعار شكل گرفته است. نگاه دولت نهم به عدالت به مفهوم چپگرايانه عدالت، يعني توزيع ثروتهاي جامعه بين نيازمندان نزديكتر بود. به همين علت تقريبا همه اقتصاددانان و كارشناسان هوادار نظريههاي اقتصاد آزاد، از منتقدان جدي دولت بودند.
سرمايه
«جاي خالي اعتماد ملي» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم محمدرضا خباز است كه در آن ميخوانيد:
آزادي بيان و انديشه که يکي از نعمت هاي الهي است در جمهوري اسلامي ايران نيز در قالب فصلي از فصول قانون اساسي قانونمند شده است، يعني شهروندان مي توانند در چارچوب شرع مقدس اسلامي و قوانين موضوعه اظهار نظر و انتقادات خود را بيان کنند.
البته حفظ اين نعمت الهي و قانوني ابزاري را لازم دارد که ابزار آن رسانه هاي عمومي است که يکي از آنها رسانه هاي نوشتاري است.
رسانه نوشتاري در حال حاضر تحت عنوان «اعتماد ملي» به دليل پيشگيري از جرم و نه اتفاق جرم، به دليل آنکه احتمالاً در آينده جرمي مرتکب شود موقتاً توقيف شده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


