امتناع دوباره کیهان از درج جوابیه دکتر علی مطهری
دکتر علی مطهری با ارسال این مطلب به «تابناک» آورده است:
توضيح: نظر به اين که روزنامه کيهان پس از سانسور جوابيه اينجانب به مقاله «آقاي علي مطهري بخواند» و درج تنها يک چهارم آن، اقدام به درج پاسخ نمود، نامه زير براي آن روزنامه ارسال گرديد، اما کيهان از درج آن امتناع کرد و بار ديگر، بياعتقادي خود به آزادي بيان را ثابت نمود. لذا اين نامه جهت انتشار به پايگاه اطلاعرساني تابناک داده شد. اينک متن نامه:
جناب آقای شریعتمداری
مدیرمسئول روزنامه کیهان
با اهدای سلام
متأسفانه روزنامه کيهان فقط يک چهارم جوابيه اينجانب به مقاله «آقاي علي مطهري بخواند» را که در روز 15/5/88 در آن روزنامه درج گرديده بود، چاپ کرد و بخش زيادي از جوابيه را که ارتباط مستقيم با آن مقاله داشت حذف نمود و سپس پاسخي به جوابيه اينجانب داد که نشانههاي خامي و کمسوادي در آن هويداست و به علاوه براي فريب دادن خوانندگان کيهان، انتقاداتي به اينجانب وارد نمود که پاسخ آنها در همان بخش حذف شده موجود بوده است، لذا چند نکته را متذکر ميشوم:
1 ـ گفتهايد تشبيه سخن آقاي جنتي در نماز جمعه به سخن معاويه در جنگ صفين قياس معالفارق است و درست نيست. عرض ميکنم در تشبيه، وجود يک وجه شباهت ميان مشبه و مشبهبه کافي است. اگر ميگوييم سخن آقاي جنتي که «مسئوليت قتل همه کشته شدگان پس از انتخابات به عهده محرکان حوادث اخير است» شبيه سخن معاويه در جنگ صفين است که گفت: « قاتل عمار ياسر علي است که او را به اين جنگ آورد » لازم نيست که اين دو حادثه از همه جهات مانند يکديگر باشند، بلکه يک جهت شباهت کافي است؛ بنابراين، قياس معالفارقی در کار نبوده است.
2ـ درباره سکوت اينجانب در مورد بسيجيان شهيد سخن گفتهايد، در حالي که بخشي از جوابيه اين بنده در اين موضوع بود و شما آن را حذف کرديد.
3 ـ نوشتهايد: «ظاهرا آقاي علي مطهري فرق ميان قياس در فقه و قياس در منطق را نميدانند، وگرنه به قياس در منطق که بيپايهترين نوع استدلال است، تکيه نميکردند.»
مايه تأسف است که گردانندگان يک روزنامه معتبر از حيث طول عمر، اين مقدار از مقدمات علوم اسلامي بياطلاعند. قياس فقهي همان تمثيل منطقي است که مفيد يقين نيست، مگر اينکه منصوصالعله باشد؛ يعني ملاک منحصر حکم در آن ذکر شده باشد.
قياس در منطق، برخلاف تصور شما محکمترين نوع استدلال است، نه بيپايهترين و شامل برهان و جدل و غيره ميشود که برهان، محکمترين آنها و مفيد يقين است.
4ـ نوشتهايد: «آيا گناه کشته شدن نظاميان متجاوز عراقی در جنگ تحميلي بر عهده حضرت امام (ره) و رزمندگان اسلام بوده است که به مقابله با تجاوز برخاسته بودند يا بر عهده آمريکا و صدام که آنان را به زور يا فريب به جنگ و تجاوز عليه ايران اسلامي آورده بودند؟»
قياس معالفارق اين است، نه آنچه در مقاله من آمده بود؛ آوردن افراد به جنگ و قيام مسلحانه بر ضد امام عادل، غير از دعوت مردم است به اعتراض آرام به روند انتخابات و آنچه به راستي يا به دروغ تقلب ميناميدند. در قيام مسلحانه عليه امام عادل، خون کشته شدگان بر گردن رهبران باغي آن قيام است، ولي در همان جا هم اگر اهل حق سربازان جبهه باطل را با شکنجه يا مثله کردن به قتل برسانند، مسئولند و بايد مجازات شوند. لذا، پيامبر اسلام مکرر مجاهدان اسلام را توصيه به رعايت قوانين جهاد اسلامي مينمودند؛ از قبيل قطع نکردن درختان، آزار نرساندن به زنان، کودکان و کساني که در جنگ دخالتي ندارند.
5- نويسنده در آغاز پاسخ خود آورده است: «خدا بر درجات استاد شهيد مطهري بيفزايد.» انشاءالله خدا بر درجات ايشان خواهد افزود، اما مهم اين است که کيهان چه ميزان به افکار و انديشههاي ايشان که بارها مورد توصيه امام خميني (ره) و رهبر انقلاب قرار گرفته است، اهميت ميدهد و در طول سال به آن ميپردازد و خط مشي خود را بر آن اساس تنظيم ميکند. متأسفانه کارنامه کيهان در اين زمينه ضعيف است.
مستدعي است متن اين نامه طبق قانون مطبوعات عينا و به طور کامل و در همان صفحه در نخستين شماره آن روزنامه محترم درج شود. قبلا سپاسگزارم.
با تقدیم احترام
علی مطهری
19/5/88
حیف از طلا که خرج مطلی کند کسی
حیف از کسی که رنج کشد به پای ناکسی
به نظر میرسد کیهانی اندیشان بیش از هر چیز مصداق آیه شریفه: "صم بكم عمى فهم لا یبصرون" هستند.
اصولا مباحثه منطقی و کلامی با افرادی مفید است که اندیشه های خود را وحی منزل و حق مسلم و مطلق تلقی نکنند، حال آنکه شما و ما(مردم) به خوبی میدانیم که کیهانی اندیشان دچار آنچنان خودبینی خطرناکی هستند که خود را ملاک حق و باطل تلقی میکنند.
واقا باید بر دست و قلم اقای مطهری بوسه زد و گفت خدا شما رو برای این مردم حفظ کند.






