صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

گزيده سرمقاله‌ برخي از روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۵۷۱۸۵
| |
8343 بازدید

برخي روزنامه هاي صبح امروز سرمقاله هاي خود را به موضوعات زير اختصاص دادند.

* رسالت
روزنامه رسالت در سرمقاله امروز خود با عنوان "رجال ايام فتح! " به قلم محمد كاظم انبارلويي آورده است:آقاي مهدي كروبي درگردهمايي روساي حزب اعتماد ملي نكات مهمي را مطرح كرده كه چكيده‌ آن به شرح زير است:
- «علي‌رغم شكست در انتخابات به تغيير در تفكر جامعه دست يافتيم.»
- «در هر كار سياسي ممكن است كه شكست با پيروزي و نابودي باشد ولي نبايد عرصه را ترك كرد»
- « من از همان روزها مي‌دانستم وضع‌مان خوب نيست.»
- «به هر حال ما در اين انتخابات شكست خورديم براي يك رفوزه تفاوت ندارد نمره زير 7 يا 9 باشد.»
- «در آينده درباره اينكه چرا شكست خورديم صحبت خواهم كرد.»
- «مي خواهيم به كار حزبي ادامه دهيم.»
نزديك به 50 روز از اعلام نتايج انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري مي‌گذرد . اين اولين بار است كه آقاي مهدي كروبي دبيركل محترم حزب اعتماد ملي رسما شكست را پذيرفته است.
رجال سياسي ما معمولا رجال ايام فتح هستند . كمتركسي را سراغ داريم كه رجال ايام شكست و ناكامي هم باشند و رسما شكست را بپذيرند و به دنبال جبران آن و ادامه راهي كه درست مي‌دانند باشند. يك رجل سياسي جوهره شجاعت ، تدبير و مديريت و صلاحيت اخلاقي خود را در ايام شكست نشان مي‌دهد. يك رجل سياسي قدرت روحي و فكري و سلامت قلبي خود را در ايام ناكامي بروز مي‌دهد به‌گونه‌اي كه درمدت كوتاهي از يك شكست، يك پيروزي و از يك ناكامي يك بهروزي و موفقيت مي‌سازد.
متاسفانه رقباي ما در اين انتخابات دو شكست را پذيرا شدند .
-1 ناكامي در كسب آراي اكثريت
-2 اعلام جنگ با مردم و بي‌مهري با نظام و يا بهتر بگوييم انتقام گرفتن از مردمي كه حاضر نشدند به هر دليلي به آنها راي اعتماد دهند.
كسي كه كمترين بهره هوشي داشته باشد مي‌داند جابه‌جايي 15 -10 ميليون راي در انتخابات يك شوخي مشمئز كننده و يك تهمت نابخشودني است به بيش از 500 هزار نفر از معتمدين مردم كه جزء اصلي‌ترين برگزار كنندگان انتخابات هستند . اما رقبا براي جبران شكست با طرح موضوع «تقلب» در انتخابات در انديشه «تغلب» در اين رفراندوم عظيم مردمي بودند. ادعاي تقلب را مي‌شود از راههاي قانوني و با ارائه اسناد مثبته آنها در فضايي آرام و اخلاقي پيگيري كرد . اما ادعاي «تغلب» را در اردوكشي خياباني در سايه يك جنبش مخملي پيگيري مي‌كنند. رقبا مدام تعداد طرفداران‌شان را در خيابان به رخ طرف پيروز انتخابات مي‌كشيدند. طرفداران چون متوجه شدند كه آلت دست مشتي سياست باز بوده‌اند كه امنيت و رفاه و عزت كل ملت را نشانه گرفته‌اند به تدريج از تعداد آنها كاسته شد و به كمترين حد ممكن رسيد، لذا به اردوكشي خياباني پايان دادند و جز سرافكندگي نصيبي نبردند. اكنون به اعلاميه پراكني و جلب نظر بيگانگان روي آورده‌اند كه از آن هم طرفي نخواهند بست.
آنها به تدريج با غلبه عقلانيت در رفتار سياسي خود متوجه خواهند شد گام اول، پذيرش اصل ناكامي در انتخابات در جلب آراي اكثريت مردم است .آقاي كروبي در ديدار با روساي حزب اعتماد ملي اين گام را برداشته است اما براي التيام و فرو بردن خشم و عصبانيت هنوز از نامه پراكني و اعلاميه دادن نااميد نيست. نامه به وزير اطلاعات كه سراسر توهين و بي‌مهري به مردم و دولت برخاسته از راي ملت است از اين دست مي‌باشد. ارائه تصويري سياه از نظام، روسپيدي براي او وحزب ناكامش نخواهد داشت . او به يك آسيب‌شناسي نياز دارد و اولين سوالي كه بايد از خود و يارانش بكند اين است كه چرا وقتي انتخابات دو قطبي شد ياران او بي آنكه كسي بداند از خيمه‌اش بيرون شدند و درروز 22 خرداد در پاي صندوقهاي راي به دستور فرماندهان خيمه آقاي موسوي عمل كردند.اين دستور به قدري دقيق و ماهرانه طراحي شده بود كه خود وي هم پس ازاعلام نتايج درون همين خيمه عمل كرد. اگر آقاي كروبي متوجه اين شعبده بازي و تردستي سياسي نشود، احياي سازمان حزب اعتماد ملي و سرمايه‌گذاري در اين وادي، گام نهادن در راه طي شده است كه قطعا به ناكامي ديگر منجر مي‌شود.
دومين آسيبي كه او را بايد از غفلت در ارزيابي دقيق درآورد اين است كه نمي‌شود برخي سران حمايت كننده از وي در داخل و خارج حزب يك مشت روشنفكر سكولار باشند و بعد از مردم بخواهند به يك روحاني راي دهند. اين يك پارادوكس است كه حتي محرومترين اقشار ملت ما در دورافتاده‌ترين روستاهاي كشور آن را متوجه مي‌شوند. چطور آقاي كروبي آن را متوجه نشدند و مي‌خواستند با ارائه سهام نفت آن را لاپوشاني كنند!به عبارت ديگر چطور مي‌شود بخش عظيمي از اپوزيسيون داخلي و خارجي و مخالفان نظام را آقاي كروبي نمايندگي كنند و سپس از مردمي كه شعار « خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست» مي‌دهند بخواهند به او راي دهند!و نكته آخر اينكه مردم تشنه محبت و صداقت هستند . استفاده از ادبيات خشن عليه مسئولان نظام چه قبل و چه بعد از انتخابات و نيز بي‌صداقتي را تاب نمي‌آورند . بويژه آنكه كسي بخواهد به فهم و شعور آنها اهانت كند واكنش نشان مي‌دهند.
ايجاد يك شبكه رسانه‌اي وسيع در داخل و همصدا با بوقهاي خارجي براي پيروزي در انتخابات و راه‌اندازي يك تبليغات كر كننده، اهانت به شعور مردم است و گاهي مردم را مجبور مي‌كند انتقام از اين رويكرد بگيرند و «اعتماد» خود را از يك رجل سياسي و مذهبي كه خدماتي به انقلاب داشته دريغ كنند و جالب اينجاست نه تنها مردم اعتماد نكردند بلكه گروهي از اعضاي حزب اعتماد ملي هم در اين عدم اعتماد با مردم به نوعي همدردي نشان دادند.
اعتراف تلويحي آقاي كروبي در اين ديدار به هنگامي كه فرمودند:
-«اسنادي دارم كه ثابت مي‌كند برخي دوستان حزبي متزلزل بودند.» شنيدني است.
گردوغبار فتنه هنوز به خوبي فرو ننشسته است، اگر قدري جلو برويم
آقاي كروبي طرفداران واقعي و مخالفان حقيقي خود را بيشتر تشخيص مي‌دهند.





* كيهان
روزنامه كيهان در يادداشت روز خود با عنوان "تمناي مذاكره به سبك آمريكايي " به قلم مهدي محمدي آورده است: آمريكايي ها اكنون مي گويند با توجه به وقايع پس از انتخابات ايران در حال بازنگري استراتژي خود در مقابل ايران هستند. اين نكته اي است كه رسانه هاي آمريكايي مكرراً و صراحتاً و مقام هاي آمريكايي تلويحاً طي هفته هاي گذشته گفته اند. ظاهر اين حرف چنان است كه گويي آمريكايي ها- به نمايندگي از جميع دشمنان ايران- استراتژي مشخص و معيني در مقابل ايران داشته اند و حالا مي خواهند آن را تغيير بدهند. اين در حالي است كه به شهادت قرائن فراوان چنين استراتژي هرگز وجود نداشته است. آمريكايي ها چندماه تمام تلاش كردند تا به يك ديدگاه واحد كه شامل تمام گزينه ها در مقابل ايران باشد، دست پيدا كنند اما به تدريج معلوم شد تنها چيزي كه مي توانند با اطمينان در مورد ايران طمع كنند همين است كه «بايد با ايران حرف زد» و تا زماني كه چنين گفت وگويي رخ نداده باشد امكان تدوين هيچ استراتژي جامع و كلاني وجود ندارد. مذاكرات آنها با روس ها، چيني ها، اروپايي ها، اعراب و صهيونيست ها هم نتيجه اي جز اين نداشت. همه اتفاق نظر داشتند كه بايد زماني درخور به ايده مذاكره با ايران اختصاص داد اما درباره اين نكته كليدي كه اگر اين مذاكرات نتيجه نداد، آن وقت چه بايد كرد هيچ اتفاق نظري وجود ندارد.
اظهارات چند روز قبل هيلاري كلينتون نشان داد البته ته ذهن مقام هاي آمريكايي درباره اين موضوع چندان هم خالي نيست. اسرائيلي ها مدت هاست با ايده گفت وگو با ايران موافقت كرده اند و همه تلاش آنها در مذاكرات فشرده اي كه چندماهي است با مقام هاي آمريكايي دارند اين است كه، رضايت آمريكا را براي اعمال تحريم هاي- به قول خودشان- فلج كننده عليه ايران و بعد روي ميز گذاشتن گزينه نظامي در صورت شكست مذاكرات جلب كنند. ظاهر رفتار آمريكايي ها خصوصاً مانورهاي كنگره در حيطه تصويب قوانيني در تحريم ايران، اين بود كه اين استراتژي را پذيرفته اند و به محض اينكه احساس كنند ايران زيربار درخواست هاي آنها درباره برنامه هسته اي و فعاليت هاي منطقه اي خود نمي رود، وارد حيطه تحريم ها خواهند شد. سخنان كلينتون اما از حقيقت ديگري پرده برداشت كه صهيونيست ها مدت ها نگران آن بودند و گوشه و كنار درباره آن سخن مي گفتند اما هرگز اينطور به صراحت جلوي صحنه نيامده بود.
كلينتون در نطق هفته گذشته خود فرض وجود يك ايران هسته اي را پذيرفت و تنها تلاش كرد نشان دهد درباره خطر يك ايران هسته اي غلو شده و دكترين كلاسيك بازدارندگي هسته اي (نابودي متقابل) در مقابل ايران هم مانند هر قدرت هسته اي ديگري كاربرد خواهد داشت.
او مجموعه اين ايده را در قالب اين جمله بيان كرد كه آمريكا در صورت هسته اي شدن ايران چتر هسته اي خود را به سراسر منطقه گسترش خواهد داد. اسرائيلي ها خيلي زود نكته را گرفتند و گفتند اين حرف يعني آمريكا ظهور ايران هسته اي را پذيرفته منتها به متحدان خود اطمينان مي دهد در مقابل خطرات احتمالي اين پديده از آنها دفاع خواهد كرد.
نكته كليدي اين است كه سخنان وزير خارجه آمريكا را بايد عميق تر از دلالت آن بر پذيرش ايران هسته اي توسط آمريكا فهميد. يك درك عمومي در تهران اكنون اين است كه آمريكا در حال ارسال اين پيام به سراسر جهان است كه «نياز استراتژيك» آن به ايران چنان حاد شده كه حاضر نيست امكان مذاكره با ايران را حتي به قيمت ظهور يك ايران هسته اي از دست بدهد. نيازهاي استراتژيك آمريكا در منطقه اكنون چنان حاد شده كه دورنماي ظهور ايران هسته اي در مقابل آن چندان مهم به نظر نمي رسد. همانطور كه مقام هاي اطلاعاتي آمريكا طي ماه هاي گذشته بارها گفته اند «خطرات امنيت ملي بالفعل» براي آنها متعلق به مكان هاي ديگري مانند پاكستان و افغانستان است و لذا ترجيح مي دهند به جاي هدر دادن انرژي خود در تقابل بي حاصل با ايران همكاري آن را براي علاج دردهاي حادتر خود جلب كنند.
مجموعه تحركات اخير صهيونيست ها و كنگره آمريكا اولي در حوزه تهديد به درگيري نظامي و دومي در حيطه اعمال تحريم هاي اقتصادي هيچ يك به تصميم استراتژيك آمريكا براي تنبيه ايران پس از شكست مذاكرات مربوط نيست و جالب اين است كه خود مقام هاي آمريكايي هم بر اين موضوع تاكيدي نمي كنند، بلكه همه اصرار آنها بر مهلت چندماهه گروه 8 به ايران (تا سپتامبر) براي «ورود به گفت وگو»هاست. به عبارت ديگر فعلاً آمريكايي ها اساساً به مرحله ما بعد مذاكرات فكر نمي كنند و عمده نگراني آنها اين است كه ايران اصل ورود به گفت وگوها را نپذيرد. اقدامات به اصطلاح تنبيهي هم كه روي آن مانور مي كنند براي كشاندن ايران سر ميز مذاكره است نه براي تنبيه ايران پس از شكست مذاكرات كه خود مي دانند نه امكانپذير است و نه موثر.
وضع فعلاً اينگونه است كه آمريكايي ها به زباني بسيار غير محترمانه به سان نمونه هاي واقعي كابوي هاي فاقد تمدن براي گفت وگو به ايران التماس مي كنند. خوي استكباري آنها اما هنوز به آنها نياموخته است كه درخواست گفت وگو با كسي كه به او نياز داريد، آدابي دارد و سر و صدا و جيغ و فرياد را در حال اضطرار كسي علامت قدرت نخواهد پنداشت.
نكته آخر اما بازگشتي است به آنچه در ابتداي اين نوشته آمد يعني تجديدنظر در استراتژي مذاكراتي آمريكا پس از انتخابات ايران. تا اينجا گفتيم كه به واقع استراتژي وجود ندارد و هرچه هست تمناي مذاكره است. پس از انتخابات البته آمريكايي ها براي چند روز به طمع افتادند كه «چيزي» در ايران تغيير كرده و بايد روش ديگري در پيش بگيرند اما زماني نگذشت كه دريافتند تا آنجا كه به امور مرتبط با آنها برمي گردد، دولت ها در ايران مجري تصميمات رهبري هستند- اين تحليل طي روزهاي گذشته مجدداً مسجل شد- و لذا دل به رفت و آمد اين و آن در دولت ايران نبايد ببندند. همين مقدار خردمندي هم از كساني كه تمام حياتشان بي خردي است، مغتنم است.




* جمهوري اسلامي
روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله امروز خود با عنوان "آمريكا عامل ناآرامي هاي عراق " آورده است: افشاي مذاكرات محرمانه آمريكا با گروههاي شورشي عراق در خاك تركيه ضمن اينكه خشم مقامات عراقي و شخصيتها و گروههاي سياسي و مذهبي اين كشور را برانگيخته تحولات سياسي عراق و مناسبات واشنگتن ـ بغداد را وارد مرحله جديدي كرده است . اين اقدام آمريكا ارتباط تنگاتنگ كاخ سفيد با گروههاي تروريست عراقي را برملا ساخته و براين واقعيت تاكيد دارد كه واشنگتن همچنان براي عراق برنامه دارد و در ادعايش درباره خروج از اين كشور و سپردن مقدرات آن به خود عراقي ها صداقت ندارد. افشاي گفتگوي مقامات واشنگتن با سركردگان گروههايي كه دستشان به خون ملت عراق آغشته است مشخص ساخت كه آمريكايي ها پشت سر ناآرامي ها و خشونت هاي عراق قرار دارند و هر زمان كه براي تامين اهداف خود ضروري بدانند از اين گروهها به عنوان ابزار سياسي براي وارد كردن فشار بر دولت عراق استفاده مي كنند.
مذاكرات آمريكا و گروههاي تروريستي عراق هنگامي افشا شد كه « شيخ علي الجبوري » يكي از سران مرتبط با گروههاي شورشي در يك مصاحبه تلويزيوني اعلام كرد كه گروه اهل تسنن وي تاكنون دو دور گفتگو با مقام هاي آمريكايي يكي در اسفند ماه و ديگري در ارديبهشت گذشته در اسلامبول تركيه برگزار كرده است كه مقامات آنكارا نيز نقش ميانجيگري در اين مذاكرات را داشته اند. اين رهبر نزديك به شورشيان در تشريح جزئيات گفتگو عنوان كرده است كه گروه وي در آن جلسه خواستار عذرخواهي رسمي آمريكا از حمله به عراق پرداخت غرامت و آزادي تمامي زندانيان شورشي عراقي شده است تا در ازاي آن در مورد همكاري نزديكتر با آمريكا اقدام كند.
مقامات دولت نوري مالكي با وجود ملاحظاتي كه با آمريكا دارند به اين اقدام آمريكا واكنش نشان داده و آن را « دور زدن » و تحقير دولت و ملت عراق خوانده اند. ضربه و شوك ناشي از اين حركت آمريكا به دولت عراق به حدي بود كه نوري مالكي كه هم اكنون در آمريكا به سر مي برد به دليل فشارهاي داخلي در عراق نتوانست شرايط ميهمان و ميزباني را رعايت كند و اين اقدام آمريكا را تقبيح كرد.
در مورد اهداف آمريكائيها از لابي با گروههاي تروريست عراقي در مقطع فعلي بايد گفت كه كاخ سفيد هرگز نمي خواهد بپذيرد مسئوليت اداره عراق را به دولتي كه اكثريت آن را شيعيان تشكيل مي دهند بسپارد. براي آمريكائيها قبول اين موضوع بسيار دشوار است كه پس از صرف هزينه هاي سنگين مالي نظامي و جاني دولتي شيعه كه برخي از گروههاي حاضر در اين دولت گرايشات ضد آمريكايي و استقلال طلبانه داشته و با مراجع مذهبي مناسبات نزديك دارند در عراق بر سر كار باشد.
قطعا زمانيكه آمريكا به عراق لشكركشي كرد اهداف دراز مدتي را براي خود ترسيم كرده بود و در اين چارچوب ايجاد پايگاه مطمئن منطقه اي و به روي كار آوردن دولتي كه حافظ منافع منطقه اي و بين المللي واشنگتن باشد از اصلي ترين هدفهاي آمريكا بوده است . از اينرو بسيار بعيد است كه آمريكا بدون دستيابي به اين اهدافش دست از سر ملت و دولت عراق بردارد.
اين استراتژي را آمريكا از 4 سال قبل كه دولت عراق به دنبال برگزاري انتخابات تشكيل شد تشديد كرده است از همان زمان آمريكائي ها با اقدامات مداخله جويانه و زياده خواهانه حتي در تركيب كابينه دولت عراق نيز اعمال نفوذ كرده و گستاخانه در تعيين وزراي وزارت خانه هاي حساس عراق از جمله وزارت دفاع وزارت كشور و وزارت نفت خود را صاحب حق دانسته اند. آمريكائيها به دليل گرفتار شدن در باتلاق عراق و شكست هاي پي در پي و مفتضحانه در اين كشور مجبور شده اند در سياست هاي دولت قبلي تجديدنظر نموده و سخن از عقب نشيني و خروج به ميان آورده اند درصدد هستند با طرح مسئله آشتي ملي جريانات وابسته خود از جمله گروههاي شورشي و عناصر رژيم سابق و حزب بعث را در دولت عراق نفوذ دهند تا اگر روزي مجبور شدند اين كشور را ترك كنند منافع نامشروع و اهداف سلطه جويانه خود را از طريق اين گروهها پيگيري نمايند.
آنچه تا اينجا مشخص است اينست كه آمريكائيها به دنبال بهانه اي براي حفظ حضور مستقيم خود در عراق هستند و ادعاي آغاز خروج نظاميان آمريكايي از عراق نيز فريبي بيش نيست چرا كه تاكنون هيچگونه خروجي صورت نگرفته بلكه نيروهاي آمريكايي از سطح شهرها به پادگان هايي در خارج از شهر منتقل شده اند . هم اكنون بالغ بر 130 هزار نظامي آمريكايي در عراق حضور دارند و دولت اوباما نيز كه تا قبل از روي كار آمدن شعار تغيير سياست آمريكا در عراق و خارج كردن ارتش آمريكا از عراق را مي داد اكنون در يك تغيير رفتار آشكار با بهانه تراشي از جمله طرح اين مسئله كه دولت عراق در تامين امنيت توان و كفايت لازم را از خود نشان نداده است زمينه هاي ادامه حضور و عدم پايبندي به مفاد توافقنامه بغداد ـ واشنگتن كه خروج همه نظاميان آمريكا از عراق تا زمستان سال آينده را خواستار است هموار مي سازد.
اين مسائل و واقعيت ها نشان مي دهد با ادامه وضع فعلي و با وجود اشغالگران عراق روي آرامش و امنيت را نخواهد ديد و تا بيگانگان به عنوان منشا بحران در عراق اين كشور را ترك نكنند بحران ناامني و التهاب در اين كشور ادامه خواهد داشت .






* مردمسالاري
روزنامه مردمسالاري در يادداشت روز خود با عنوان "براي جان مردم ارزش بيشتري قائل شويد "به قلم حميدرضا شكوهي آورده است:طي ده روز، دو هواپيماي مسافربري در كشور ما دچار سانحه شدند و بيش از 180 نفر از هموطنان ما بر اثر اين حوادث كشته يا زخمي شدند. درباره فرسودگي هواپيماهاي روسي كه عامل اصلي وقوع سوانح هوايي در كشور ماست يا ضعف ساختاري صنعت هوايي در ايران كه موجب شده ايران در صف اول كشورهاي مواجه با سوانح هوايي قرار گيرد، كه اين ده روز- و البته در زمان وقوع رخدادهاي مشابه در سالهاي اخير كه تعداد آن كم نبوده- مطالب متعددي در رسانه ها منتشر شده است. اما صرف نظر از دلايل افزايش وقوع سوانح هوايي در ايران، يك نكته ديگر قابل ذكر به نظر مي رسد و آن اينكه جان مردم چقدر ارزش دارد؟ در اين نكته ترديدي نيست كه عدم توجه به ضعف هاي صنعت هوايي كشور و عدم تلا ش براي رفع معايب آن، خود مصداق بارزي از اين ادعا است. طرح اين ادعا هم كه تعداد كشته شدگان تصادفات رانندگي بسيار بيشتر از سوانح هوايي است و نبايد سوانح هوايي را بزرگنمايي كرد عذر بدتر از گناه است. چرا كه اولا وقوع تصادفات رانندگي هم، خود معضلي است كه بايد براي رفع آن چاره اي انديشيد و ثانيا اثرات رواني وقوع سوانح هوايي بسيار بيشتر از تصادفات رانندگي است و به طور گسترده اي مورد توجه قرار مي گيرد. چرا كه مثلا تصادفات رانندگي موجب نمي شود شما از مسافرت زميني صرف نظر كنيد اما وقوع سوانح هوايي، نوعي وحشت عمومي از سفربا هواپيما ايجاد مي كند. اما نكته ديگري كه در اين زمينه بايد مورد توجه قرار گيرد، نوع برخورد رسانه ها با اين موضوع است. چندي پيش يكي از دوستانم كه به يكي از كشورهاي نه چندان نزديك سفر كرده بود برايم تعريف مي كرد كه يك روز با تعجب ديده تمامي شبكه هاي تلويزيوني در حال پخش تصاوير زنده اي از يك سانحه بوده اند و عصر همان روز هم روزنامه ها، اين حادثه را تيتر اول خود كرده و به تشريح واكاوي زواياي مختلف آن پرداخته اند. كنجكاو شده كه چه حادثه مهم و عجيبي رخ داده و بعد فهميده كه فقط يك اتومبيل با يك كودك تصادف كرده است! آنها اين حادثه را كه براي ما كوچك به نظر مي رسد به طور گسترده اي بازتاب مي دهند اما وقوع سانحه هوايي در كشور ما وقتي براي دومين بار طي 10 روز تكرار مي شود،گويا چنان بي اهميت جلوه مي كند كه حتي در اولويت اول و دوم خبرهاي راديو و تلويزيون هم قرار نمي گيرد و اغلب رسانه ها هم نسبت به بررسي زواياي مختلف اين حادثه و مجموع حوادث هوايي در كشور، چندان توجهي نمي كنند. وزير راه و ترابري كه در زمان انتصاب، بي خبر و ناگهاني به بازديد از فرودگاه امام (ره) يا پروژه آزاد راه تهران شمال مي رفت - البته با حضور خبرنگاران - پس از سقوط هواپيماي كاسپين حتي زحمت رفتن به قزوين و بازديد از محل سقوط هواپيما را كه فقط يك ساعت و نيم با محل كار وزير محترم فاصله داشت به خود نداد و طبيعتا پس از سانحه در مشهد نيز كه هواپيماي ايران نبود و تعداد كشته شدگان آن به مراتب كمتر از حادثه قزوين بود و فاصله محل وقوع آن با تهران بيشتر، چنين انتظاري از وزير راه نداشتيم. اما وزير راه و ترابري حتي بابت بروز اين سانحه از مردم عذرخواهي هم نكرد و پيام تسليتي هم براي مصيبت ديدگان صادر نكرد. اين حداقل كارهايي بود كه وزير راه و ترابري مي توانست انجام دهد. البته انتظاري براي استعفاي وزير راه هم نداريم، چرا كه اين در كشورهاي ديگر است كه مسوولان پس از وقوع حوادثي به مراتب كوچكتر از اين، به نشانه عذرخواهي استعفا مي دهند; نه در كشور ما.
اميد است همه دست اندركاران ارزش بيشتري براي جان مردم قائل باشند.




* جام جم
روزنامه جام جم درياداشت روز خود با عنوان "آزمون رئيس‌جمهور "به قلم بيژن مقدم آورده است:‏غالب مردم احمدي‌نژاد را به عنوان رئيس‌جمهوري پركار، جدي، شجاع و خدمتگزار مي‌شناسند. راي 24 ميليوني مردم نشانگر اين اعتبار و نگرش به اوست. بي‌ترديد اين سرمايه ملي و مشاركت 40 ميليوني مردم، عظيم‌ترين دستمايه دولت براي دور جديد به شمار مي‌رود.
تصميم ديروز رئيس‌جمهور در بركناري وزير اطلاعات و وزير ارشاد و براساس اخبار فعلا تاييد نشده وزيران بهداشت و كار و ... نگراني‌هاي نيروهاي دلسوز و همراهان و حاميان رئيس‌جمهور را دوچندان كرد.
اين نگراني‌ها از نوع مواجهه رئيس‌جمهور با موضوع مشايي از چند سال گذشته آغاز و امروز به اوج خود رسيده است.
سوال اساسي اين است دولتي كه تنها 7 روز تا پايان عمر خود فاصله دارد چرا بايد با تصميمي اينچنيني از سوي رئيس‌جمهور با شبهه عدم اعتبار قانوني مواجه شود. طبيعي است مردم از خود بپرسند چه اتفاق مهمي و يا چه خطاي بزرگي در اين وزارتخانه‌ها رخ داده كه رئيس‌جمهور را مجبور به تصميمي آني براي بركناري وزراي شناخته شده و خوشنام نموده است؟ آيا در صورت بي‌اعتباري دولت از نظر قانوني براساس اصل 136 قانون اساسي كابينه راهي جز درخواست راي اعتبار مجدد از مجلس دارد؟
قطعا افكار عمومي بزودي پاسخ‌هاي رئيس‌جمهور را نيز دريافت خواهد كرد، در آن صورت دستيابي به قضاوتي دقيق‌تر و همه‌جانبه ميسر خواهد شد.
وقتي مقام معظم رهبري روز بعثت پيامبر اكرم (ص)، اعلام كردند: «نخبگان مراقب باشند زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته‌اند و موفق نشدن در اين امتحان تنها مردود شدن نيست بلكه موجب سقوط آنان خواهد شد.» بايد بنا را بر اين بگذاريم آقاي احمدي‌نژاد نيز از جمله اين نخبگان است و به دليل جايگاه و قدرتش بيش از ديگران مورد توجه است و امتحان او سخت‌تر و آثار حاصل از اعمال و گفتار و افعال او بيشتر است.
رئيس‌جمهور حتما مي‌داند مردم و نيروهاي متدين و معتقد به ولايت، بزرگ‌ترين منبع حمايتي براي دولت تلقي مي‌شوند كه بايد آن را پاس داشت و از هر تصميم و رفتاري كه به اين سرمايه ملي آسيب وارد كند، حذر كرد.





* گسترش صنعت
روزنامه گسترش صنعت در سرمقاله خود با عنوان "«وحدت» نياز هميشه ما " آورده است:‏ بر كسي پنهان نيست كه امت اسلامي ‌امروز بيش از هر زماني به دلايل بسيار، به وحدت و همنظري براي تعقيب منافع معنوي و مادي خويش نيازمند است. تفرقه ميان امت اسلامي‌ هدف هميشگي استكبار است. دشمنان اسلام و مسلمين براي نيل به اهداف شيطاني خود راهبردهاي مختلفي دارند‌. از مباني عمده اين راهبرد‌، كنترل جهان اسلام از طريق مذاهب اسلامي ‌مي‌باشد و يكي از ابزارهاي اين كار‌، استفاده از جاهلان و متعصبان يك مذهب يا فرقه اسلامي ‌عليه مذهب و فرقه اسلامي ‌ديگر‌ و نيز طرح و كشاندن مسائل حساسيت‌زا به ميان توده‌هاي مردم و انتقال آن به حوزه عوام‌ و خارج كردن مسائل از حوزه علما و صاحبان انديشه و نخبگان است‌ كه ايجاب مي‌كند در هر گفته و نوشته‌، بخصوص اگر از دسته اخير باشد‌، مراقبت دائمي‌ و هميشگي از نفس را تشديد كنند.
رهبر معظم انقلاب حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در مناسبت‌هاي مختلف به روشنگري در مورد اقدامات دشمن براي تفرقه ميان امت اسلامي ‌پرداخته و مسلمين را نسبت به پيامدهاي وخيم تفرقه آگاه ساخته‌اند كه تازه‌ترين آنها اين هفته و در ديدار با شركت‌كنندگان در مسابقات بين‌المللي قران كريم در تهران بود.
‌همانطور كه رهبر معظم انقلاب در بياناتشان در ديدار مورد اشاره به آن پرداختند‌، كتاب شريف قرآن اين مائده الهي‌، و قرائت و عمل به آن يكي از راهكارهايي است كه علاوه بر آشناسازي ما با كيد و نيرنگ دشمنان‌، از بركت بزرگش اثر وحدت‌بخشي آن است‌. دنياي اسلام امروز تشنه عمل به قرآن است و در مقابل دشمنان‌، مي‌كوشند با بدبين كردن دل‌هاي امت اسلامي ‌نسبت به يكديگر‌، ميان آنها شكاف به‌وجود آورده و آن را هرچه بيشتر عميق كنند. قرآن راهنمايي به تمامي ‌معنا تعليمي ‌در همه ابعاد زندگي است. اعتصام به حبل‌الله‌، دعوت به همدلي در اصول‌، در عين شناسايي اختلاف در فروع مي‌باشد كه اختلاف در فروع مطلقا مانع از وحدت نيست. در سطح ملي كه خوشبختانه اشتراكات بسيار با ريشه‌هاي عميق در قلوب آحاد هموطنان‌، ايران را به يك نمونه از وحدت بالاي ملي در سطح جهان مبدل ساخته است‌، سيره رهبر معظم انقلاب همواره متوجه توصيه همگان به همدلي‌، اخوت اسلامي ‌و ملي براي پاسداري از انقلاب اسلامي ‌و دستاوردهاي سترگ آن و ساختن كشور بوده است‌. رهبري معظم انقلاب در ديدار مذكور همچنين تاكيد كردند‌، به هيچ رو روا و مصلحت نيست‌ كس و كساني به خاطر «مسائل درجه دوم» مطلقا رد و طرد شوند و آن را به خاطر يك امر از همه آن چيزهايي كه صلاحيت محسوب مي‌شود، ‌نفي كرد. در نظام جمهوري اسلامي ‌كه خود را مفتخر به پيروي از تعاليم الهي و تلاش براي برقراري نظامي ‌مبتني بر ارزش‌هاي الهي مي‌داند‌، همه ضمن اعلام پايبندي خود به اصول و با سلايق مختلف بايد كه در كنار هم باشند و هستند. در يك جامعه پوپا و رو به جلو مانند ايران‌، اختلاف سليقه امري طبيعي و از اين رو كه همه آنها اصرار بر خدمت به مردم و دين خدا و مجاهدت في‌سبيل‌الله دارند‌، امري مبارك نيز دانسته مي‌شود. مساله در اين ميان مخلوط شدن اختلاف سليقه با هواي نفس است كه آفتي بسيار بزرگ مي‌باشد و لذاست كه به فرموده رهبر معظم انقلاب بايد دقت داشت: «اختلاف سليقه كجا براساس هواي نفس‌، و كجا براساس احساس تكليف است... در احساس تكليف هم‌، دقت لازم است تا قدم از دايره تكليف آن طرف‌تر نگذاشت و زياده‌روي نكرد.»




* حزب الله
روزنامه حزب الله در سرمقاله خود با عنوان "144 ساعت ولايت ناپذيري! " آورده است:حمايت كلامي و لساني رئيس جمهور محترم از رهبر معظم انقلاب و جايگاه ولايت فقيه بر هيچ كس پوشيده نيست و همين اظهار ارادت ايشان به آن مقام بخشي از استدلال حاميان رئيس جمهور در انتخابات نهم و دهم رياست جمهوري بوده است. چه آنكه حاميان آقاي احمدي نژاد، بزرگترين امتياز او را ولايت پذيري و امتثال امر ولي مسلمين جهان حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي ذكر كردند.
اما متاسفانه آقاي احمدي نژاد در آزمون عملي ولايت پذيري نمره قبولي نگرفت و پرسش هاي بسياري را در خصوص اتفاقات اخير يعني انتصاب معاون اول خود در ذهن دلسوزان نظام و انقلاب اسلامي و پيروان ولايت به‌وجود آورد. چه استدلالي روشن تر از اينكه تاريخ انتشار نامه مقام معظم رهبري در خصوص عزل اسفنديار رحيم مشايي خطاب به رئيس جمهور 27/4/1388 بوده است و پاسخ ايشان 6 روز بعد و آن هم پس از رسانه‌اي شدن نامه معظم له!!
آقاي احمدي نژاد چه پاسخي در برابر اين علامت سوال بزرگ دارد كه در برابر امر ولايي روشن و منجز چرا 6 روز تاخير دارد؟؟
كالبدشكافي اين تاخير، ابهامات و سوالات فراواني را ذيل اين پرسش كلي پديد‌مي‌آورد كه شايسته است آقاي احمدي نژاد به آنها پاسخ دهد. در ادامه بخشي از اين پرسش‌ها را به‌طور شفاف و مستقيم با ايشان در ميان‌مي‌گذاريم:
1 - آقاي احمدي نژاد! ولايت پذيري يعني باور به اين نكته كه ولايت مطلقه فقيه به نيابت از امام عصر(عج) بر تمامي شئون جامعه و مردم ولايت و سرپرستي دارد. اثبات اعتقاد قلبي به اين مهم صرفا با قرائت دعاي فرج در بدو سخنراني يا ختم كلام با استعانت از حضرت وليعصر(عج) ميسر نمي‌شود بلكه با تبعيت محض از دستورات صريح نايب بر حق ايشان و حركت در مسيري كه رهبري تعيين‌مي‌كند، امكان پذير است. حال پاسخ دهيد كه چگونه در پاسخ به امر ولايي در قالب دو خط نوشته به اصل 57 قانون اساسي اشاره‌مي‌كنيد و غيرمستقيم پذيرش اين دستور را صرفا به‌دليل ساز و كار تعريف شده قانون اساسي‌مي‌دانيد اما در دو حكم انتصاب اخير رحيم مشايي به تفصيل از امام عصر (عج) سخن‌مي‌گوييد؟
2 - آقاي احمدي نژاد! از 27 تيرماه تا دوم مردادماه 6 روز فاصله است. به‌صورت روزشمار يعني 27 تيرماه 28، تيرماه 29، تيرماه 30، تيرماه 31، تيرماه، اول مردادماه و خلاصه يعني 144 ساعت! آقاي احمدي نژاد شما در اين 6 روز يا 144 ساعت چه كار مهم تري از امتثال امر ولي امر مسلمين جهان داشتيد؟!
3 - آقاي احمدي نژاد! درجات ولايتمداري متفاوت است و در درجه اعلي – كه حتما شما با توجه به سخنان و همچنين شأن و جايگاهي كه در آن قرار داريد بايد مصداق اين درجه باشيد- صرفا به دستورات صريح اكتفا نمي‌شود بلكه منويات مقام ولايت نيز نصب العين پيروان قرار‌مي‌گيرد. به راستي چگونه است كه اقشار عادي مردم از ناخرسندي رهبري نسبت به انتصاب اين فرد در مناصب عاليه مطلع بودند و شما آگاه نبوديد؟!
از جلسات خصوصي و پيغام رابطين كه بگذريم، آيا در نمازجمعه‌اي هم كه رهبري مخالفت صريح خود را با موضع گيري جاهلانه آن فرد درباره اسرائيل مطرح فرمودند، حضور نداشتيد؟!
4 - آقاي احمدي نژاد! ما به دنبال علت يابي حب وافر شما به رحيم مشايي نيستيم. شما به عنوان يك انسان مختار هستيد، علاقه و عشق خود را نسبت به هركسي ابراز كرده و نامه هاي عاشقانه ردوبدل كنيد اما در موضوع اداره امور كشور نبايد محبوب دلتان را كه مطابق دستور كتبي مقام عظماي ولايت بر عدم شايستگي اش به عنوان معاون
رئيس جمهور تاكيد شده بلافاصله در جايگاه ديگري كه كمتر از پست معاونت نيست منصوب نماييد. آيا اين اقدام نتيجه‌اي جز بي اثر كردن فرمان رهبري دارد؟ مگر رهبري صرفا با حضور ايشان در جايگاه معاونت مشكل داشتند؟
مگر مصلحتي كه رهبري تشخيص داده يا سرخوردگي طرفداران شما كه در نامه
معظم له ذكر شده و عين واقعيت است، با اين انتصاب جديد تشديد نمي‌شود؟!
5 - آقاي احمدي نژاد! اصلا چرا كار به جايي بايد بكشد كه مقام عظماي ولايت دست به قلم شود و از آن بدتر چرا كار به جايي بايد بكشد كه اين نامه بعد از 6 روز رسانه‌اي شود چه آنكه با اين اوضاع، اصلا دور از ذهن نيست كه اگر اين نامه رسانه‌اي نمي‌شد، تابستان‌مي‌گذشت و از ولايت پذيري عملي شما خبري نبود! و فاجعه آميزتر چرا بايد خود فرد روز بعد از انتشار نامه رهبري كناره گيري كند و شما حتي اين زحمت را به خود ندهيد كه به حرمت فرمان رهبري او را عزل كنيد؟!
6 - آقاي احمدي نژاد! ديروز دو وزير خوشنام خود را 8 روز مانده به تشكيل كابينه جديد بركنار كرديد. خبرگزاري مهر خبر‌مي‌دهد كه اين اقدام در پي اعتراض آن دو به انتصاب مشايي در جلسه هيات دولت هفته گذشته بوده است. اميدواريم به‌زودي اين خبر تكذيب شود اما بر فرض صحت خبر بايد گفت اينكه دو وزير شما زودتر از حضرتعالي پيام رهبري را درك كرده و نسبت به تعلل در اجراي آن معترض شده اند، جايزه دارد نه اخراج! شما كه 6 روز فرمان كتبي ولي فقيه را زمين گذاشتيد، نمي‌توانستيد 8 روز با وزير منتقد آن هم كساني كه معترض به عدم اجراي دستور مقام عظماي ولايت بودند، مدارا كنيد؟! به راستي بهتر نبود به جاي انتقام گيري از آن دو، وزير راه را بركنار‌مي‌كرديد تا شايد مرهمي باشد بر آلام خانواده هاي داغدار و گرفتار مديريت بحران زده وزارت راه؟! نكند حكايت ايشان هم بي ارتباط با حب وافر و رابطه شاگرد و استادي نيست؟!
7 - آقاي احمدي نژاد! رفتار شما در تعجيل بر اعطاي سمت جديد به رحيم مشايي چنان است كه گويي همانگونه كه موجودات زنده به اكسيژن نياز دارند، آقاي مشايي هم به پست درجه يك نياز دارد و شما هم اين مسئوليت عظيم را بر دوش داريد كه مبادا ايشان لحظه‌اي بدون پست بماند؟! آخر برادر عزيز ! مگر عالم كن فيكون‌مي‌شد كه اين مغضوب ملت و محبوب جنابعالي چند روز بدون پست‌مي‌ماند؟! مگر امور كشور متوقف بر سمت داشتن اين فرد است؟!
آقاي احمدي نژاد! جايگاه شامخ رهبري، پناهگاه جنگ و بحران براي شما نيست كه هر وقت نياز داشتيد به عنوان سپر بلا از آن استفاده كنيد و هر زمان كه با منافع شما متعارض بود، با رندي خاصي از كنار آن عبور كنيد. مردم فهيم و ولايتمدار ايران اسلامي تمامي رفتار و كردار مسئولان و في الواقع خادمان خود را زيرنظر دارند.
بدانيد كه امت حزب الله به آساني از تاخير شما در اجراي فرمان رهبري نخواهند گذشت.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...
آخرین اخبار