غيرقابلپيشبينيترين انتخابات!
در حالي كه با اعلام نتايج اوليه تأييد صلاحيتها از سوي وزارت كشور، آرايش كلي انتخابات هشمين دوره مجلس شوراي اسلامي تا حدودي مشخص شده، ميتوان اين انتخابات را غيرقابلپيشبينيترين دوره مجلس در بيست سال اخير دانست.
علت اين تفاوت نيز در تغييرات گسترده و چندجانبه نيروهاي سياسي حاضر در انتخابات و شرايط اجتماعي است.
در انتخابات مجلس سوم كه تقابل اصلي بين جناح راست طرفدار اقتصاد باز و جناح چپ حامي دولت و طرفدار اقتصاد دولتي بود، به دليل نزديكي بيشتر به ادبيات و مواضع جناح چپ به مشي انقلابي امام(ره)، شرايط جنگ كه بيشتر طبقات جامعه را وابسته به يارانه دولتي كرده بود، طيف نزديك به دولت وقت موفق شد...
انتخابات مجلس ششم، نتيجهاي قابل پيشبيني داشت. اين انتخابات كه پس از پيروزي خاتمي در دوم خرداد و موفقيت اصلاحطلبان در انتخابات شوراهاي اول شكل گرفته بود، با شركت حدود سه ميليون نفر در تهران به برتري مطلق اصلاحطلبان انجاميد و ديگر كانديداهاي مستقل و برخي كانديداهاي اختصاصي مجمع روحانيون مبارز، جناح راست و كارگزاران كه آراي آنها كمتر از 750 هزار رأي بود، از راهيابي به مجلس ششم باز ماندند که پس از ابطال حدود هفتصد هزار رأي ، حداد عادل با 670 هزار رأي، موفق به راهيابي به مجلس ششم شد.
انتخابات مجلس هفتم نيز به نوعي قابل پيشبيني بود. به دليل عملکرد مجلس ششم و كاهش اقبال عمومي به اصلاحطلبان و رد صلاحيت بيشتر چهرههاي شاخص آنان و ميزان مشاركت کمتر در انتخابات مجلس هفتم با شركت دو ميليون نفر در تهران شكل گرفت و اصولگرايان كه تقريبا به صورت يكپارچه در انتخابات شركت كرده بودند، حداد عادل با 890 هزار رأي بيشترين و نفر آخر ليست آنان 450 هزار رأي کسب کرد و موفق به پيروزي قاطع در اين انتخابات شدند و البته طيف چپ ارزشي (كروبي) كه اين بار هم در انتخابات حاضر بود، همانند انتخابات مجلس چهارم با شكست سختي روبهرو شد و با به دست آوردن آراي كمتر از 250 هزار نفري، جايي در ميان سي نفر برتر نيافت.
اما انتخابات مجلس هشتم به خاطر آرايش سياسي نيروهاي حاضر و شرايط اجتماعي، با هيچ يك از دورههاي گذشته قابل مقايسه نبوده و به همين دليل، پيشبيني نتايج آن دشوار است...
اصلاحطلبان با تاكتيك متفاوتي نسبت به گذشته در اين انتخابات شركت كردهاند. حضور جدي اصلاحطلبان به رغم رد صلاحيت طيف مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب و استفاده از چهرههاي معتدل و لايههاي پايينتر و با شهرت كمتر اصلاحطلبان، نشان ميدهد كه اين طيف، قصد تكرار تجربه انتخابات شوراها را دارند، اما آيا اين اتفاق رخ خواهد داد؟اين در حالي است كه آنان با حضور تمامعيار خود در انتخابات شوراها و طرح وزراي كابينه اصلاحات، تنها يكپنجم اعضا و آن هم بيشتر در نيمه پاييني ليست را از آن خود كردند...
اكنون با توجه به رخدادي كه در جبهه اصولگرايان افتاده و ظهور پررنگ گروهي از اصولگرايان منتقد دولت كه علي لاريجاني نير با ورود خود اين رخداد را پررنگتر كرد، ميتواند تأثير مهمي در سرنوشت انتخابات داشته باشد.
در صورتي كه اين طيف تا پايان نيز فاصله خود را با هواداران دولت حفظ كرده و به ارايه ليست مستقلي بپردازد، ميتواند تركيب آرا را بر هم زده و انتخابات را به حالات سه قطبي تبديل كند و سهم قابل توجهي از آراي خاموش جامعه را به سوي خود جذب كند.
اما در غير اين صورت، چنانچه اين طيف نير با اصولگرايان مدافع دولت به ليست واحدي برسند، از افزايش مشاركت مردمي سهم چنداني به اصولگرايان نخواهد رسيد و پيشبيني ميشود آراي انتخابات مجلس هشتم بين اصولگرايان و اصلاحطلبان تقسيم شود...
متن کامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.



