بررسي انگيزههاي داوطلبي مردم در ورزش
رويداداي مهم ورزشي همه ساله در سراسر دنيا در حال انجام است. آنچه كه در كنار همه جذابيتهاي برگزاري يك رويداد توجه همگان را به خود جلب ميكند حضور نيروهاي داوطلبي است كه بدون هيچ چشمداشتي خود را در اختيار آن رويداد قرار داده اند؟ به راستي چه انگيزهايي موجب ميشود كه اين افراد داوطلبانه به برگزاري هرچه بهتر يك رويداد كمك ميكنند؟ رضا اندام، مهرعلي همتينژاد، مهرزاد حميدي و انوشيروان كاظمنژاد «انگيزههاي داوطلبي در ورزش» را مورد بررسي قرار دادند.
به گزارش ايسنا، در اين تحقيق آمده است: نيروهاي داوطلب يكي از اركان اصلي خدمات رسان در سازمانهاي ورزشي به شمار ميآيند و نقش عمدهاي در موفقيت بسياري از مسابقات و رويدادهاي ورزشي ايفا ميكنند. به كارگيري داوطلب مزاياي اقتصادي زيادي براي سازمانهاي ورزشي به دنبال دارد، به طوري كه در برخي كشورها، ارزش اقتصادي بخش داوطلب را بين هفت الي 14 درصد توليد ناخالص داخلي تخمين زدهاند.
گسترش نيروي كار به صورت داوطلبانه در عرصههاي مختلف، توجه افرادي را كه در اين زمينه مشغول تحقيق و فعاليتاند به خود معطوف كرده است و باعث شده تا آنها به بررسي و ارزيابي مكرر فرايندها و ابعاد مختلف فعاليتهاي داوطلبانه بپردازند. جذب و آموزش نيروي داوطلب از چالشهاي مهم بازاريابي به شمار ميآيد. شناخت انگيزههاي افراد براي داوطلب شدن و خدمات رساني رايگان به سازمانهاي ورزشي در بحث بازاريابي داوطلب كمك شايان توجهي ميكند. امروزه تحقيقات مربوط به انگيزهي داوطلبان در فعاليتهاي ورزشي بسيار محدود است و اغلب روشها و مفاهيمي كه تاكنون عرضه شده ناشي از مطالعهي داوطلبان در بخشهاي غير ورزشي است. انگيزهي داوطلب شدن پديدهاي چند بعدي است كه نياز به مطالعه و بررسي زيادي دارد.
جامعهي آماري تحقيق را تمامي دانشجويان عضو انجمنهاي ورزشي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي دولتي سراسر كشور تشكيل دادهاند كه 360 دانشجوي دختر و پسر عضو انجمنهاي ورزشي دانشجويي از 20 دانشگاه كشور به روش خوشهاي – تصادفي نمونهي آماري انتخاب شدند.
روش تحليل توصيفي و از نوع همبستگي است. بررسي تحقيق حاضر نشان داد كه از 47 انگيزهي مشاركت داوطلبان در انجمنهاي ورزشي، 39 مورد از ارزش بيشتري برخودار بودند. براساس روش تحليل عاملي اين موارد در هفت گروه طبقهبندي شدند.
بيان كردهايم كه انگيزهي داوطلبان صرفا به گروه خاصي از انگيزهها معطوف نميشود و تمايل آنها بيشتر به سمت تركيبي از انگيزههاي نوع دوستانه و خودگرايانه است. عامل اول، «عامل شغلي» ناميده شد كه در تحقيق حاضر داوطلبان آن را با اهميتترين عامل دانستند. عامل شغلي به فرصتهايي اشاره دارد كه به داوطلبان براي دستيابي به شغل و كسب تجربه كمك شاياني ميكند.
با توجه به اينكه 47% داوطلبان اين تحقيق را دانشجويان رشتهي تربيت بدني تشكيل ميدادند و اين فعاليتها ارتباط زيادي با مسير شغلي آيندهي آنان داشت، از اين رو داوطلبي فرصت مناسبي بود تا اين افراد تواناييهاي خود را بشناسند و با تجربه كردن مشاغل مورد علاقه، راه آسانتري را براي دستيابي به كار درآمدزا پيدا كنند.
عامل دوم كه در اين تحقيق كمترين اهميت را در ميان انگيزههاي داوطلبي داشت «عامل مادي» نامگذاري شد. اين عامل با انگيزههاي مادي و قدرداني معرفي شده توسط برخي محققان مطابقت دارد. عامل مادي مستلزم انگيزههايي است كه به داوطلبان ورزشي اجازه ميدهد تا در قبال عرضهي خدمات، انتظار سود و منفعت داشته باشند. اين پاداشها به صورت كالاهاي مادي يا خدمات و يا حتي موقعيتهاي اجتماعي است كه به پاداشهاي برخوردار از ارزش مالي تبديل ميگردد.
عامل سوم كه «خودگرايي» ناميده شد. اين عامل بيان كنندهي نياز فرد براي خودشكوفايي، عزت نفس، موفقيت، مراقبت و توجه به علايق و منافع شخصي خويش است. انگيزهي برتر در ميان دانشجويان در مقايسه با افراد مسن انگيزهي خودگرايي است، مويد اين مطلب است اين انگيزهها به توسعهي برخي باورهاي خود فرد بستگي دارد.
عامل چهارم، «عامل هدفمند» نامگذاري شد كه با عامل هدفمند و ارزش برخي محققان متناسب است. انگيزههاي تشكيل دهندهي اين عامل به تمايل داوطلب براي كمك موثر و ارزشمند به سازمان يا جامعه اشاره دارد. يكي از ويژگيهاي جوانان به ويژه دانشجويان داشتن تعلق خاطر به دانشگاه محل تحصيل است. به همين دليل حاضرند براي سربلندي دانشگاه خود در امور داوطلبانهاي، نظير انجمنهاي ورزشي مشاركت كنند.
عامل پنجم، «عامل اجتماعي» شناخته شد كه با عامل اجتماعي، همبستگي و عوامل خارجي مطرح شده در برخي مطالعات همخواني دارد. عامل اجتماعي به محركهايي وابسته است كه به برآورده ساختن نيازهاي فرد در ارتباط با ديگران اشاره دارد.
دانشجويان به واسطهي داشتن مشغلههاي درسي، مجال كمتري براي حضور در محيطهاي اجتماعي پيدا ميكنند؛ لذا، مشاركت در فعاليت ورزشي در قالب انجمنهاي ورزشي تاحدي اين مشكل را مرتفع ميسازد.
عامل ششم كه توسط آزمودنيهاي تحقيق شناسايي شد، «عامل حمايتي» نام گرفت. زير حيطههاي اين عامل با انگيزههاي ايجاد كنندهي عامل حفاظت، فراغت و بازدارندهي مطرح شده در برخي مطالعات متناسب است. اين عامل بيانگر اين موضوع است كه افراد داوطلب با انجام كار داوطلبانه احساسات منفي را از خود دور ميكنند.
با توجه به اينكه اكثر دانشجويان مشاركت كننده در تحقيق حاضر غير بومي بودهاند؛ لذا انجام فعاليتهاي داوطلبانه با رويكرد انگيزههاي حمايتي يكي از راههاي مهم براي غلبه بر مسايلي از اين قبيل است.
آخرين عاملي كه در اين تحقيق شناسايي شد؛ «عامل تعهد» نامگذاري شد. اين بعد از انگيزههاي داوطلب شامل انتظاراتي است كه ديگران (خانواده، دوستان و سازمان) با توجه به مهارت فرد داوطلب از او دارند. در مورد اين عامل دو نكته قابل توجه است. اول اينكه در جامعهي اسلامي تاكيد بسياري براي كمك به همنوع شده است. لذا، مشاركت در فعاليتهاي داوطلبانه بخشي از اين تعهد به مسايل شرعي است. نكتهي دوم به احساس تعهدي برميگردد كه دانشجويان در قبال آموزش و تحصيل خود به دانشگاه و اساتيد آن دارند و به طريقي ميخواهند از اين احساس رهايي يابند. بنابراين حضور و كمك در انجمنهاي ورزشي در اين مهم كارساز است.
به طور كلي، شناخت انگيزههاي افراد براي داوطلبي و عرضهي خدمات رايگان به سازمان كمك گيرنده به دلايل زير اهميت دارد:
الف- سازمانها از اطلاعات آنها براي برنامهريزي فعاليتهاي بازاريابي خود استفاده ميكنند.
ب- وقتي فرصت داوطلبي با انگيزههاي فرد داوطلب مطابقت داشته باشد، فرد سعي ميكند تا در فعاليت محوله كارآمدتر عمل كند و در مسير كار موفقتر باشد.
ج- يكسري از انگيزههاي خاص عوامل پيش بيني كنندهي قوي در نگهداري داوطلب شناخته ميشوند.
د- اگر منافع بدست آمدهي داوطلب با انگيزههاي اوليهي مشاركت وي مطابقت داشته باشد، داوطلب مجددا خدمات خود را ادامه ميدهد.
لذا آگاهي لازم از انگيزههاي داوطلبانه به موفقيت سازمان در زمينهي جذب داوطلب كمك خواهد كرد. اگرچه بسياري از عوامل انگيزشي كه در تصميمگيري براي داوطلب شدن افراد موثرند ماهيت فردي دارند و سازمانها نقش مستقيمي در آن ندارند، با ايجاد راهكارهاي مديريتي ميتوانند روند گرايشي افراد را به سمت فعاليتهاي داوطلبانه تسهيل نمايند. براساس نتايج مطالعهي حاضر داوطلبان از انگيزههاي شغلي به عنوان با اهميتترين انگيزه در داوطلبي نام بردهاند. از اين رو، مديران بخش ورزش كشور به ويژه مديران تربيت بدني دانشگاهها، ميبايست با مرتبط ساختن فعاليتهاي داوطلبانه با آيندهي شغلي داوطلبان، زمينهي لازم را براي حضور آنان در بخشهاي مختلف سازمان يا رويداد فراهم نمايند، به طوري كه فرد داوطلب بتواند از اين طريق نيازهاي شغلي خود را مرتفع كند.
متن كامل اين تحقيق در نشريهي "كميته ملي المپيك" سال هفدهم، شمارهي 3 (پياپي 47) پاييز 1388 به چاپ رسيده است.


