گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۵۵۲۹۰
| | 4472 بازدید
رسالت
«آتش بازي فرزندان مائو» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت است كه در آن ميخوانيد:
مشخص نيست چرا هر كس ميخواهد از چين سخن بگويد خود به خود گريزي به دوران مائوتسه تونگ يا حتي «سون يات سون» مي زند و از جنبش بوكسورها و شورش دهقانان عليه حكومت وقت چيانگ كاي شك سخن مي گويد.!بر هيچ كس پوشيده نيست كه چگونگي پيروزي مائوئيستها در انقلاب سال 1949 و چگونگي تكيه بر «فرهنگ» به عنوان عنصري كه ميتواند بر اقتصاد سوسياليستي تاثير گذارد بحثهاي پرطرفدار و جذابي هستند اما تاريخ پرافت و خيز سرزمين چين مانعي در برابر تمركز بر شرايط فعلي اين كشور ايجاد نخواهد كرد.
كشتار بيرحمانه مسلمانان اويغور در شهر ارومچي، واقع درايالت سين كيانگ مسألهاي نيست كه نسل چهارم كمونيستهاي چين بتوانند با استناد به سياست درهاي باز آن راتوجيه نمايند.! خشونتهاي شهر ارومچي در اعتراض به كشتار كارگران اويغور در يك كارخانه در 26 ژوئن(5 تيرماه) آغاز شد. اين اعتراضات سپس به سرتاسر شهر كشيده شد و به آتش كشيده شدن خودروها و شكسته شدن شيشهها انجاميد.بسياري از مسلمانان اويغور معتقدند كه حزب كمونيست چين سعي دارد اعتقاد اسلامي، زبان و فرهنگ آنها را نابود كند اما در عوض دولت چين معتقد است كه اويغورها بايد به خاطر توسعه اقتصادي سريع ايالت سين كيانگ كه به احداث مدارس، بزرگراهها،و...
آفتاب يزد
«ارزان فروشي نكنيم!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن مي خوانيد:
قبل از ورود به بحث اصلي، ذكر يك داستان خالي از لطف نيست. پدربزرگ من كه خدا روحش را شاد كند داستان جالبي از مرحوم آيت الله العظمي بروجردي نقل ميكرد. ظاهراً گاه بعضي از افراد با مراجعه به بيت آن مرجع بزرگ، به خاطر غيبتهايي كه از ايشان كرده بودند حلاليت ميطلبيدند. يك بار آن مرحوم در جواب حلالخواهيها گفته بود: «هر كسي از من غيبت كند او را حلال ميكنم جز بعضي از طلبهها و روحانيون!» وقتي علت را از آقاي بروجردي سوال كردند ايشان پاسخ داده بود: «اين افراد، ابتدا آنقدر به انسان فسق و فجور نسبت ميدهند كه نه تنها غيبت او بلااشكال نشود بلكه او را "واجب الغيبة "ميكنند.» حالا داستان بعضي رسانهها و سياستمداران ايراني است كه براي توجيه سكوت سوال برانگيز خود در برابر سركوب مردم چين، مسلمانان آن كشور را همدست طالبان و عامل آمريكا معرفي ميكنند!
كيهان
«در دفاع از واقعيت» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
تحليل محافل غربي از مسائل ايران هرگز آنقدر دقيق نبوده كه بتوان آن را به عنوان يك نگاه استراتژيك جدي گرفت. غربيها همواره از تحولات ايران «چيزكي» ميفهميدند و خودشان هم ميدانستند و ميگفتند كه آنچه ميدانند در قياس با آنچه نميدانند ولي بايد بدانند، تقريبا هيچ است. يك بار يكي از تحليلگران مسائل ايران در واشينگتن گفته بود ما اگر «ندانستههايمان درباره ايران» را زير پايمان بگذاريم، سرمان به سقف آسمان خواهد خورد و بعد توصيه كرده بود امريكا قبل از هر اقدامي درباره ايران، فكري به حال پر كردن اين شكاف اطلاعاتي عميق بكند. از ديد اين دسته از تحليلگران -كه تعداد آنها در امريكا و اروپا كم نيست- اقداماتي مانند گشايش يك دفتر ديپلماتيك در تهران كه بتواند گزارشي از «متن وقايع» ارسال كند و مذاكره مستقيم - حذف واسطه ها - با ايران، قبل از آنكه ارزش ديپلماتيك داشته باشد ارزش اطلاعاتي دارد و به امريكايي ها كمك مي كند از توهم درباره ايران خارج شوند و «با چشم باز جلو بروند».
اعتماد ملي
«قربانيان خاموش نسلكشي» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي به قلم محمد شريف است كه در آن ميخوانيد:
آنچه كه در چين اتفاق ميافتد. در زمره خطيرترين جناياتي است كه عليه بشريت به وقوع ميپيوندد. قتل اعضاي گروههاي مذهبي كه به صورت اقليت در چارچوب مرزهاي ملي يك كشور زيست ميكنند، ايراد صدمه شديد به سلامت جسمي يا روحي آنها، قراردادن عمدي گروههاي مذهبي در وضعيت نامناسبي كه به زوال جسماني كلي يا جزئي آنها منجر ميگردد، اركان اصلي تعريف ژنوسيد شمرده ميشوند. كشتار ارامنه توسط دولت وقت تركيه در خلال جنگ اول جهاني در زمره اولين نمونههاي جنايت عليه بشريت است. اين نگرش كه آيا دولت چين راسا مباشر قتل مسلمانان اويغور شمرده ميشود، با اين وضعيت كه اين جنايت به واسطه گروههايي صورت ميپذيرد كه لباس نظاميان چيني را به تن ندارند ولي عملا تحت حمايت آنان مرتكب قتل اقليت مسلمانان ميشوند، آثار حقوقي يكساني دارد. براي تحقق قتل كافي است كه در لحظه ارتكاب متهم يا افراد تحت حمايت او قصد كشتن يا وارد كردن آسيب جدي به تماميت جسمي قرباني را با آگاهي از اينكه اين آسيب ميتواند منجر به مرگ گردد، حتي اگر قرباني تلف نشود، داشته باشد. اين تعريف را دادگاه بينالمللي رواندا ارائه نموده است. قضيه رواندا مشابهتهاي آشكاري با وضعيت مسلمانان اويغور در چين دارد.
ابتكار
«ما و چين؛ آرمان يا مصلحت» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدحسين اکبري است كه در آن ميخوانيد:
کشتار مسلمانان بي دفاع چين يکي از وقايع دردناک روزهاي گذشته بود که دل هر مسلمان و آزاده اي را در سراسر جهان آزرده ساخت. ملت مسلمان و شريف ايران نيز که هميشه مدافع مظلومان و مستضعفين بوده اند نيز از اين حادثه ناگوار غمگين و نسبت به آنان احساس همدردي نموده اند. در اين ميان واکنش دولت به اين قضيه به يکي از سوژه هاي روز تبديل شده که در سايت ها و مطبوعات مورد بحث و چالش قرار گرفته و آنچه جالب است سو» استفاده برخي قرار گرفته است که مجموعه دولت را به مسامحه کاري و مصلحت انديشي متهم مي کنند.
البته ناگفته نماند که همين دوستان قبل از انتخابات بارها مي گفتند که فلسطين و هولوکاست مسئله ما نيست و دولت نبايد در امور داخلي ديگر کشورها دخالت کند.اما آنچه که مي تواند در اين مسايل چراغي فرا روي ما باشد، سخن مقام معظم رهبري در يکي از جمع هاي دانشجويي در پاسخ به يکي از دانشجويان فرمودند:«يکي از دانشجويان عزيز مطرح کردند که «شما مي گوييد دانشجويان مصلحت انديش نباشند. حالا ما آرمانگرا، پس چرا گاهي اوقات بعضي از دستگاههاي اجرايي مصلحت انديشي مي کنند; اين دو چگونه قابل جمع هستند؟» من اين نکته را بگويم که مصلحت انديشي بد، منفي و ضدارزش نيست.
اعتماد
«براي وجدانهاي آسوده» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم بهروز بهزادي است كه در آن ميخوانيد:
ديروز با يکي از غمانگيزترين خبرهاي دوران روزنامه نگاري ام روبه رو شدم؛ خبري که گروه حوادث روزنامه از يک دادگاه تهيه کرده بود. رنج خواندن اين خبر هنوز بر قلبم سنگيني ميکند. اين خبر خود يک کيفرخواست، کيفرخواستي براي همه ما است، ما که فراموش کرده ايم «بني آدم اعضاي يک پيکرند». راستي هنوز نگفته ام اين خبر چيست، گرچه مشروح آن را مي توانيد در صفحه حوادث روزنامه بخوانيد، ولي خلاصه آن از اين قرار است؛ مردي تراشکار که دچار نقص عضو مي شود، کارش به بيکاري و خانه نشيني مي کشد چون کارفرما او را بيمه نکرده بوده، نمي تواند حقوق بيکاري يا بازنشستگي دريافت کند، بخور و نمير روزگار مي گذراند تا اينکه در 62 سالگي از همه جا نااميد تصميم مي گيرد خود و همسرش را بکشد تا از فقر و مسکنت رهايي يابد، ابتدا همسرش را مي کشد وقتي نوبت به خودش مي رسد مي هراسد... و او به عنوان يک قاتل در ساحت دادگاه قرار مي گيرد. اينک مردي مانده است که هم دستانش به خون همسرش آلوده است و هم با درد فقر بايد بسازد.
دنياي اقتصاد
«قانونگرايي، سختگيري نيست» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم عليرضا كديور است كه در آن ميخوانيد:
با وجود تذكرهاي كارشناسان بازار سرمايه در خصوص وابستگي بسيار بالاي بورس تهران به قيمتهاي جهاني و لزوم متنوعسازي صنايع حاضر در بورس، افت شديد قيمتهاي جهاني طي 10 روز گذشته، بورس تهران را به شدت تحت تاثير قرار داده است. در واقع انتشار آخرين گزارش دورهاي اقتصاد آمريكا منجر به سقوط قيمت نفت از 72 دلار به كمتر از 60دلار شد، قيمت جهاني فلزات كاهش يافت و معاملات سهام بورس تهران را دچار ركود كرد. اين وضعيت يك بار ديگر بر خلاف ادعاي مديران ارشد بازار سرمايه، وابستگي بورس تهران به اقتصاد جهاني را گوشزد كرد. هر چند در حال حاضر نماد اكثر شركتها به دليل برگزاري مجامع سالانه متوقف است، اما در بهترين حالت قيمتهاي جهاني در سطح فعلي، به طور قطع بخش عمدهاي از توشه بورس تهران در سال 88 را از بين خواهد برد. اما فارغ از لزوم توجه بيشتر مسوولان به متنوعسازي صنايع حاضر در بورس و تلاش براي حضور شركتهاي نامرتبط با اقتصاد جهاني (از جمله بانكها و بيمهها كه در چند ماه اخير صورت گرفته است)، به نظر ميرسد شركتهاي عرضه شده نيز برخي از ضوابط شركتهاي بورسي را پس از گذشت بيش از يك سال از ورود به بورس، رعايت نكردهاند.
«آتش بازي فرزندان مائو» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت است كه در آن ميخوانيد:
مشخص نيست چرا هر كس ميخواهد از چين سخن بگويد خود به خود گريزي به دوران مائوتسه تونگ يا حتي «سون يات سون» مي زند و از جنبش بوكسورها و شورش دهقانان عليه حكومت وقت چيانگ كاي شك سخن مي گويد.!بر هيچ كس پوشيده نيست كه چگونگي پيروزي مائوئيستها در انقلاب سال 1949 و چگونگي تكيه بر «فرهنگ» به عنوان عنصري كه ميتواند بر اقتصاد سوسياليستي تاثير گذارد بحثهاي پرطرفدار و جذابي هستند اما تاريخ پرافت و خيز سرزمين چين مانعي در برابر تمركز بر شرايط فعلي اين كشور ايجاد نخواهد كرد.
كشتار بيرحمانه مسلمانان اويغور در شهر ارومچي، واقع درايالت سين كيانگ مسألهاي نيست كه نسل چهارم كمونيستهاي چين بتوانند با استناد به سياست درهاي باز آن راتوجيه نمايند.! خشونتهاي شهر ارومچي در اعتراض به كشتار كارگران اويغور در يك كارخانه در 26 ژوئن(5 تيرماه) آغاز شد. اين اعتراضات سپس به سرتاسر شهر كشيده شد و به آتش كشيده شدن خودروها و شكسته شدن شيشهها انجاميد.بسياري از مسلمانان اويغور معتقدند كه حزب كمونيست چين سعي دارد اعتقاد اسلامي، زبان و فرهنگ آنها را نابود كند اما در عوض دولت چين معتقد است كه اويغورها بايد به خاطر توسعه اقتصادي سريع ايالت سين كيانگ كه به احداث مدارس، بزرگراهها،و...
آفتاب يزد
«ارزان فروشي نكنيم!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن مي خوانيد:
قبل از ورود به بحث اصلي، ذكر يك داستان خالي از لطف نيست. پدربزرگ من كه خدا روحش را شاد كند داستان جالبي از مرحوم آيت الله العظمي بروجردي نقل ميكرد. ظاهراً گاه بعضي از افراد با مراجعه به بيت آن مرجع بزرگ، به خاطر غيبتهايي كه از ايشان كرده بودند حلاليت ميطلبيدند. يك بار آن مرحوم در جواب حلالخواهيها گفته بود: «هر كسي از من غيبت كند او را حلال ميكنم جز بعضي از طلبهها و روحانيون!» وقتي علت را از آقاي بروجردي سوال كردند ايشان پاسخ داده بود: «اين افراد، ابتدا آنقدر به انسان فسق و فجور نسبت ميدهند كه نه تنها غيبت او بلااشكال نشود بلكه او را "واجب الغيبة "ميكنند.» حالا داستان بعضي رسانهها و سياستمداران ايراني است كه براي توجيه سكوت سوال برانگيز خود در برابر سركوب مردم چين، مسلمانان آن كشور را همدست طالبان و عامل آمريكا معرفي ميكنند!
كيهان
«در دفاع از واقعيت» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
تحليل محافل غربي از مسائل ايران هرگز آنقدر دقيق نبوده كه بتوان آن را به عنوان يك نگاه استراتژيك جدي گرفت. غربيها همواره از تحولات ايران «چيزكي» ميفهميدند و خودشان هم ميدانستند و ميگفتند كه آنچه ميدانند در قياس با آنچه نميدانند ولي بايد بدانند، تقريبا هيچ است. يك بار يكي از تحليلگران مسائل ايران در واشينگتن گفته بود ما اگر «ندانستههايمان درباره ايران» را زير پايمان بگذاريم، سرمان به سقف آسمان خواهد خورد و بعد توصيه كرده بود امريكا قبل از هر اقدامي درباره ايران، فكري به حال پر كردن اين شكاف اطلاعاتي عميق بكند. از ديد اين دسته از تحليلگران -كه تعداد آنها در امريكا و اروپا كم نيست- اقداماتي مانند گشايش يك دفتر ديپلماتيك در تهران كه بتواند گزارشي از «متن وقايع» ارسال كند و مذاكره مستقيم - حذف واسطه ها - با ايران، قبل از آنكه ارزش ديپلماتيك داشته باشد ارزش اطلاعاتي دارد و به امريكايي ها كمك مي كند از توهم درباره ايران خارج شوند و «با چشم باز جلو بروند».
اعتماد ملي
«قربانيان خاموش نسلكشي» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي به قلم محمد شريف است كه در آن ميخوانيد:
آنچه كه در چين اتفاق ميافتد. در زمره خطيرترين جناياتي است كه عليه بشريت به وقوع ميپيوندد. قتل اعضاي گروههاي مذهبي كه به صورت اقليت در چارچوب مرزهاي ملي يك كشور زيست ميكنند، ايراد صدمه شديد به سلامت جسمي يا روحي آنها، قراردادن عمدي گروههاي مذهبي در وضعيت نامناسبي كه به زوال جسماني كلي يا جزئي آنها منجر ميگردد، اركان اصلي تعريف ژنوسيد شمرده ميشوند. كشتار ارامنه توسط دولت وقت تركيه در خلال جنگ اول جهاني در زمره اولين نمونههاي جنايت عليه بشريت است. اين نگرش كه آيا دولت چين راسا مباشر قتل مسلمانان اويغور شمرده ميشود، با اين وضعيت كه اين جنايت به واسطه گروههايي صورت ميپذيرد كه لباس نظاميان چيني را به تن ندارند ولي عملا تحت حمايت آنان مرتكب قتل اقليت مسلمانان ميشوند، آثار حقوقي يكساني دارد. براي تحقق قتل كافي است كه در لحظه ارتكاب متهم يا افراد تحت حمايت او قصد كشتن يا وارد كردن آسيب جدي به تماميت جسمي قرباني را با آگاهي از اينكه اين آسيب ميتواند منجر به مرگ گردد، حتي اگر قرباني تلف نشود، داشته باشد. اين تعريف را دادگاه بينالمللي رواندا ارائه نموده است. قضيه رواندا مشابهتهاي آشكاري با وضعيت مسلمانان اويغور در چين دارد.
ابتكار
«ما و چين؛ آرمان يا مصلحت» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدحسين اکبري است كه در آن ميخوانيد:
کشتار مسلمانان بي دفاع چين يکي از وقايع دردناک روزهاي گذشته بود که دل هر مسلمان و آزاده اي را در سراسر جهان آزرده ساخت. ملت مسلمان و شريف ايران نيز که هميشه مدافع مظلومان و مستضعفين بوده اند نيز از اين حادثه ناگوار غمگين و نسبت به آنان احساس همدردي نموده اند. در اين ميان واکنش دولت به اين قضيه به يکي از سوژه هاي روز تبديل شده که در سايت ها و مطبوعات مورد بحث و چالش قرار گرفته و آنچه جالب است سو» استفاده برخي قرار گرفته است که مجموعه دولت را به مسامحه کاري و مصلحت انديشي متهم مي کنند.
البته ناگفته نماند که همين دوستان قبل از انتخابات بارها مي گفتند که فلسطين و هولوکاست مسئله ما نيست و دولت نبايد در امور داخلي ديگر کشورها دخالت کند.اما آنچه که مي تواند در اين مسايل چراغي فرا روي ما باشد، سخن مقام معظم رهبري در يکي از جمع هاي دانشجويي در پاسخ به يکي از دانشجويان فرمودند:«يکي از دانشجويان عزيز مطرح کردند که «شما مي گوييد دانشجويان مصلحت انديش نباشند. حالا ما آرمانگرا، پس چرا گاهي اوقات بعضي از دستگاههاي اجرايي مصلحت انديشي مي کنند; اين دو چگونه قابل جمع هستند؟» من اين نکته را بگويم که مصلحت انديشي بد، منفي و ضدارزش نيست.
اعتماد
«براي وجدانهاي آسوده» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم بهروز بهزادي است كه در آن ميخوانيد:
ديروز با يکي از غمانگيزترين خبرهاي دوران روزنامه نگاري ام روبه رو شدم؛ خبري که گروه حوادث روزنامه از يک دادگاه تهيه کرده بود. رنج خواندن اين خبر هنوز بر قلبم سنگيني ميکند. اين خبر خود يک کيفرخواست، کيفرخواستي براي همه ما است، ما که فراموش کرده ايم «بني آدم اعضاي يک پيکرند». راستي هنوز نگفته ام اين خبر چيست، گرچه مشروح آن را مي توانيد در صفحه حوادث روزنامه بخوانيد، ولي خلاصه آن از اين قرار است؛ مردي تراشکار که دچار نقص عضو مي شود، کارش به بيکاري و خانه نشيني مي کشد چون کارفرما او را بيمه نکرده بوده، نمي تواند حقوق بيکاري يا بازنشستگي دريافت کند، بخور و نمير روزگار مي گذراند تا اينکه در 62 سالگي از همه جا نااميد تصميم مي گيرد خود و همسرش را بکشد تا از فقر و مسکنت رهايي يابد، ابتدا همسرش را مي کشد وقتي نوبت به خودش مي رسد مي هراسد... و او به عنوان يک قاتل در ساحت دادگاه قرار مي گيرد. اينک مردي مانده است که هم دستانش به خون همسرش آلوده است و هم با درد فقر بايد بسازد.
دنياي اقتصاد
«قانونگرايي، سختگيري نيست» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم عليرضا كديور است كه در آن ميخوانيد:
با وجود تذكرهاي كارشناسان بازار سرمايه در خصوص وابستگي بسيار بالاي بورس تهران به قيمتهاي جهاني و لزوم متنوعسازي صنايع حاضر در بورس، افت شديد قيمتهاي جهاني طي 10 روز گذشته، بورس تهران را به شدت تحت تاثير قرار داده است. در واقع انتشار آخرين گزارش دورهاي اقتصاد آمريكا منجر به سقوط قيمت نفت از 72 دلار به كمتر از 60دلار شد، قيمت جهاني فلزات كاهش يافت و معاملات سهام بورس تهران را دچار ركود كرد. اين وضعيت يك بار ديگر بر خلاف ادعاي مديران ارشد بازار سرمايه، وابستگي بورس تهران به اقتصاد جهاني را گوشزد كرد. هر چند در حال حاضر نماد اكثر شركتها به دليل برگزاري مجامع سالانه متوقف است، اما در بهترين حالت قيمتهاي جهاني در سطح فعلي، به طور قطع بخش عمدهاي از توشه بورس تهران در سال 88 را از بين خواهد برد. اما فارغ از لزوم توجه بيشتر مسوولان به متنوعسازي صنايع حاضر در بورس و تلاش براي حضور شركتهاي نامرتبط با اقتصاد جهاني (از جمله بانكها و بيمهها كه در چند ماه اخير صورت گرفته است)، به نظر ميرسد شركتهاي عرضه شده نيز برخي از ضوابط شركتهاي بورسي را پس از گذشت بيش از يك سال از ورود به بورس، رعايت نكردهاند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


