فرصت سوزيهاي كشتي پاياني ندارد
سردرگمي و بيبرنامگيهاي فدراسيون كشتي پس از ناكامي فاحش در المپيك 2008 پكن و از دست دادن فرصتهاي ارزشمند در راه سياستهاي آزمون و خطا محمدرضا يزدانيخرم باعث شد تا جامهاي معتبر كشتي، يك به يك برگزار شوند بدون آنكه نامي از كشتي ايران در چنين جامهايي وجود داشته باشد!
به گزارش ايپنا، سياستهاي نتيجهگرا و فرار از ميدانهاي بزرگ و معتبر كشتي، در فدراسيون يزدانيخرم رنگ و لعاب تازهاي گرفت تا كشتي پرآوازه ايران به جاي محك خوردن در ميدانهاي واقعي و سطح بالا، مسافر تورنمنتهاي درجه دو و سه در كشورهاي نه چندان مطرح كشتي جهان شود.
كشتي ايران به واسطه ناآشنايي سكاندارش با اين رشته ورزشي پرافتخار و به دليل برنامهريزيهاي غيراصولي و راحتطلبانه مردان فنياش در اين سالها، بياعتنا از كنار جامهاي معتبر چون ياريگين، دانكولف، الكساندر مديويد، علي علييف، ديويد شولتز، اوماخانوف، پادونبي و... گذشته است.
رويگردان شدن از اين تورنمنتها و موفقيتهاي نسبي در رقابتهاي بينالمللي درجه دو و سه، بارها باعث شد تا كشتي ايران در شناختن نقاط ضعف و قوتش اشتباه كند و تاوان چنين اشتباهاتي را با ناكاميهاي كمنظير و تاريخي در رقابتهاي جهاني و المپيك، بپردازد.
فدراسيون يزدانيخرم بدون توجه به نظر كارشناسان و هشدارها، آنقدر مغرورانه و مطمئن از برنامههاي پراشكالش، جلو رفت كه حاصلش سقوط به پرتگاه المپيك 2008پكن و ثبت يك ركورد تاريخي در شكستهاي المپيكي بود.
شوك اين سقوط و سردرگميهاي پس از آن باعث شد تا فرصتهاي طلايي يك به يك از دست بروند و كشتي ايران از حضور در جامهاي معتبر و موثر كشتي در سال 2009، بازماند و تاريخ كشتي براي چندمين بار به سوي تكراي نااميدانه، قدم بردارد.
در سال 2009كشتي ايران به دليل برنامهريزيهاي نادرست مديرانش، فرصت تجربهاندونزي در جامهاي ايروان ياريگين، ديويد شولتز، دان كولف، نيكولاي پتروف، الكساندر مدويد، علي علييف و برادران بلاگلازوف را به راحتي و در كمال بيتوجهي از دست بدهد و به يكي، دو جام درجه دو و سه دل خوش كند.
در اين ميان مردان فني تيمهاي ملي كشتي آزاد و فرنگي وارث بيبرنامگي و ندانمكاريهاي فدراسيون شدند و انتخاب ديرهنگام آنها باعث شد فرصتهاي طلايي از بين بروند.
فدراسيون يزدانيخرم سعي كرد شكست بزرگ و تاريخي كشتي ايران در المپيك را با پيروزيهاي كوچك و هميشگي در آسيا،ماستمالي كند اما مسئولان اين فدراسيون همچنان در خواب ناز تشريف دارند و نميدانند كشتيگيران بزرگ از دل ميدانهاي بزرگ و معتبر سربرميآورند نه در روياهاي قهرماني كماهميت آسيا!
اهميت و تاثير حضور كشتي ايران در جامهاي معتبر بينالمللي بر هيچكس پوشيده نيست و فرصتسوزيهاي عجيب و قابل تامل فدراسيون يزدانيخرم در اين رابطه منطقي به نظر نميرسد، به خصوص كه شعار ساختارشكني و علميكردن كشتي بارها از زبان يزدانيخرم به گوش رسديه اما در عمل و نتيجه مديريت او هيچ اثري از اين شعارهاي دهانپركن ديده نشد و جالب اينكه كشتي در سراشيبي سقوط قرار گرفت!


