سرمربي پرسپوليس بالاتر از بلاژ
در ميان مربيان خارجي که تاکنون در ايران کار کرده اند، هيچ کس اوج گيري تاپ مولر را نداشته است. حتي بلاژويچ که کرواسي را به نيمه نهايي جام جهاني 98 رسانده بود، به افتخاري که تاپ مولر دارد، دست نيافته است. افتخار سرمربي تازه پرسپوليس چيست؟ «نشستن روي نيمکت بايرلورکوزن در فينال چمپيونزليگ.»
به نوشته قدس؛ اين نظريه دست کم در جمع مربيان فوتبال قابل پذيرش است که سطح ليگ قهرمانان اروپا از جام جهاني و يورو هم بالاتر است. الکس فرگوسن مي گويد:«مربيگري در ليگ قهرمانان، از هدايت يک تيم در جام جهاني هم جذابتر و سخت تر است و به همين نسبت سطح چمپيونزليگ هم بالاتر از جام جهاني است.
از اين زاويه افتخاري که تاپ مولر در فينال ليگ قهرمانان 2002 - 2001 به آن رسيد و مقابل رئال مادريد، تيمش را کوچ کرد، حتي از شاهکار بلاژ با کرواسي در جام جهاني فرانسه هم ارزش بيشتري دارد. اين تجربه و افتخار اما شرط کافي براي تکرار موفقيت هاي يک مربي نيست. تاپ مولر بايد در کشوري مربيگري کند که به جاي سيستم و برنامه،«بي سيستمي» بر فوتبالش حکومت مي کند.
تاپ مولر اگر با پرسپوليس تمام کند، در ابتداي کار هافبک مياني خودش را از دست داده است. شايد او ديروز از انتقال پژمان نوري به ملوان ناراحت نشده و تعجب نکرده، اما بتدريج در تمرينات و بازيهاي تيمش متوجه مي شود يک هافبک جنگنده و دونده در وسط زمين نخواهد داشت.
اين يک مثال بود که شرايط عجيب فوتبال ايران و کار سخت تاپ مولر را نشان بدهد.نوري که اين اواخر مهره ثابت تيم ملي شده بود، با رفتن از پرسپوليس و پيوستن به ملوان، هم شانس خودش را براي ادامه حضور پرقدرت در تيم ملي کاهش داد و هم شانس پرسپوليس را براي قهرماني ليگ کم کرد.
اين قراردادهاي يک ساله و توريستي بازيکنان ليگ برتر است که به آنها اجازه مانور عجيب مي دهد و باشگاه ها را لاي منگنه مي گذارد. تاپ مولر وارد چنين جايي شده، جايي که ممکن است ناگهان ليگ برتر براي چند هفته تعطيل شود و همه برنامه هاي کادر فني يک تيم خراب شود. به خاطر همين بي سيستمي است که بيشتر مربيان و آدمهاي نظام مند و اهل برنامه در اين فوتبال مغلوب مديريت هيأتي و مربيگري لمپني مي شوند.
باشگاه پرسپوليس بايد شرايطي را فراهم کند که کالاي 800 هزار دلاري اش، با حداقل مشکلات داخلي و بيروني مواجه باشد. پرسپوليس خودش مشکلات داخلي زيادي دارد که هر فصل نقش ترمز اين تيم را بازي مي کنند. اصلاً همين که تيم تاپ مولر توسط يکي ديگر بسته شده، يعني او مشکلاتي براي آغاز ليگ با سرعت اوليه بالا دارد.
هيچ کس با نفس استخدام تاپ مولر مشکلي ندارد، اما اينکه باشگاهي با مشکلات ريشه اي و سازماندهي نامطلوب پرسپوليس چگونه مي تواند از چنين کالايي محافظت و از آن استفاده کند، موضوعي نگران کننده است. تاپ مولر در دوره اي سرمربي لورکوزن بود که کيفيت فوتبال اين تيم خيلي بالا بود، اما در آخرين قدمها کم مي آوردند و موفق به فتح جام نمي شدند تا جايي که لقب«نورکوزن» را به اين تيم داده بودند تا با کنايه اعلام کنند لورکوزن هرگز موفق به فتح جامي نخواهد شد.
اين موضوع نبايد مايه نگراني پرسپوليسي ها باشد چه با استناد به اينکه تاپ مولر و لورکوزن در ليگ قهرمانان اروپا، در آخرين لحظات کم آوردند يا در بوندسليگا آن هم در رقابت با بايرن مونيخ در واقع نمي توان حکم صادر کرد که سرمربي تازه پرسپوليس، هميشه يک بازنده است.
کلاوس تاپ مولر در اوايل دهه حاضر، فوتبالي مدرن با لورکوزن ارائه مي کرد و بيشتر با سيستم 2 - 4 - 4 لوزي تيمش را ارنج مي کرد.
پرسپوليس هم چند فصلي است که با دفاع خطي چهار نفره بازي مي کند و اين فرصت را به سرمربي اش مي دهد که مجري فوتبال به روز باشد.تاپ مولر اما دغدغه اصلي اش بيرون زمين خواهد بود؛ جايي که انصاري فرد و مديران پرسپوليس بايد مانع تکرار حوادث خنده دار و در عين حال تراژيک فصل گذشته شوند.پرسپوليس تحت تأثير پايه هايي که ندارد؛ هميشه مستعد تخريب و ناکامي است.
جلو اين موج هميشگي را يک مدير قوي بايد بگيرد. کاري که حبيب کاشاني انجام داد و حالا بايد بار ديگر«تنش زدايي» در رأس سياستهاي انصاري فرد و همکارانش قرار بگيرد تا کالاي لوکس پرسپوليس روي نيمکت، تيمش را به سمت قهرماني ببرد.


