مصاحبه جنجالی بیک زاده: قلعه نویی می گفت از نکونام خط می گیری
هاشم بيكزاده را همزمان می توان يكي از خوش شانس ترین وبدشانسترين بازيكنان ملي تاريخ فوتبال ايران ناميد. بازيكني كه در میان انتقادهای فراوان در دل کی روش جا باز کرد و حتی گفته ميشد مأمور مهار مسي در جام جهاني خواهد بود اما ناگهان به دليل مصدوميت اين تورنمنت بزرگ را از دست داد و متعاقب آن يك روز قبل ازآغاز جام ملتهاي آسيا هم مصدوم شد تا دومين تورنمنت بزرگ ملياش را هم از روي سكوهاي ورزشگاه تماشا كند. هاشم در استقلال ناكام پارسال هم سيبل اصلي انتقادات طرفداران بود تا جايي كه بيشترين هجمه عليه او به راه افتاد و كار را به جايي رساند كه اين بازيكن با حجب و حيا و دوستداشتني به سيم آخر زده و مقابل هر انتقادي واكنش نشان بدهد از جمله اتهام خيانت به استقلال و قلعهنويي.
خلاصه گفت وگوی جنجالی او با خبر انلاین را در زیر می خوانید:
استقلال پارسال کابوس بود
سال خيلي بدي بود با روزهاي كابوسوار. هنوز هم وقتي به آن روزها فكر ميكنم ديوانه ميشوم چون نه توانستيم انتظارات هواداران را برآورده كنيم نه از نظر فوتبالي روزهاي خوبي را سپري كرديم. هر روز صبح كه از خواب بيدار ميشدم استرس اين موضوع را داشتم كه باز قرار است چه حاشيه و جنجالي را تجربه كنيم.
خيلي مسائل دست به دست هم داد تا استقلال مثل درختي تنومند از داخل بپوسد و در روزهاي پاياني فصل خشك شود. شايد اگر بخواهي از اتفاقات فصل قبل صحبت كني بايد يك كتاب 120 صفحهاي بنويسي اما اگر بخواهم در يك جمله شرايط تيم را تشريح كنم بايد بگويم ما به بيماریاي دچار شديم كه صعبالعلاج بود. در نيمفصل دوم روزهايي رقم خورد كه دعا ميكرديم فصل زودتر تمام شود. ورق تيم ما جوري برگشت كه اگر امتيازات نيمفصل اول نبود استقلال يكي از تاريكترين فصول خود را به ثبت ميرساند.
از جام جهانی که برگشتیم منتظر پیشنهاد خارجی بودیم!
مليپوشان استقلال كه بيشترين سهم را در اردوي تيمملي داشتند بعد از درخشش در جامجهاني منتظر بودند تا راهي ليگهاي معتبر خارجي شوند به همين خاطر از نظر انگيزشي خيلي افت داشتند. شايد اين حرف من سوءتفاهمهايي رقم بزند چون به ما انگ زده بودند كه مليپوشان استقلال كمكاري ميكنند اما به خدای احد و واحد قسم هيچ كمكاري در كار نبود .
از مليپوشان هم بايد در اندازه خودشان و تواناييشان انتظار ميرفت نه بيشترپارسال به خصوص از ميانههاي راه تيم از هم پاشيد و بچههاي مليپوش هم تحت تأثير همين اتفاق تلخ نتوانستند تواناييهاي خود را بروز بدهند.
می گفتند مالک خصوصی که آمد پول می دهیم ولی هوادار به ما می گفت: بی غیرت!
مهمترین مشكلات تیم، مالي بود كه باشگاه به هيچ كدام از تعهداتش عمل نكرد و مدام سازمان خصوصيسازي و مزايده را بهانه ميكرد و ميگفت به زودي مالك باشگاه معرفي ميشود و پولها تسويه خواهد شد. هواداران نميدانند چه مشكلاتي پيشروي بازيكن، مربي و مدير باشگاه است؛ فقط ميگويند تيم بايد نتيجه بگيرد. بازيكن تمرين كند يا نكند، پول بگيرد يا نگيرد، مصدوميت داشته باشد يا نداشته باشد، فكر بازيكن آزاد باشد يا نباشد و... اينها براي هوادار اصلاً اهميتي ندارد . بعضي مواقع پيش ميآيد كه زير فشار نتواني خودت را كنترل كني. وقتي هم ميديدم به ما ميگويند بيغيرت از كوره درميرفتيم و...
اگر بگويم پطرس فداكار استقلال شده بودم پربيراه نگفتم چون ديواري كوتاهتر از ديوار من در استقلال وجود نداشت همه چيز روي سر من آوار ميشد. انگاري هاشم بيكزاده بايد تنهايي همه مشكلات استقلال را دريبل ميكرد و تيم را به صدر جدول ميرساند (باخنده). ديگر كم آورده بودم و خونم به جوش آمده بود. نميدانم شايد اشتباه كردم اما لازم بود كه از حقم دفاع كنم.
دور و بريهاي قلعهنويي با خبرچيني تیم را بهم ریختند
متأسفانه دور و بريهاي آقاي قلعهنويي با خبرچينيهاي بيمورد چهره ما را عوض كرده بودند و من بايد واقعيتها را ميگفتم و دروغ هم نگفتم. حيف نگذاشتند مربي بزرگي مثل قلعهنويي با تيمي استثنايي مثل استقلال پارسال، خنده را بر لبان طرفداران بازگرداند. اطرافياني كه براي منافع خود حاضر بودند دست به هر كاري بزنند از جمله بر هم زدن افكار سرمربي تيم آنهم با نامردي و بيمروتي. دور و بريها همانهايي بودند كه مدام مصاحبه ميكردند و بازيكنان را به جان مربي و بالعكس ميانداختند، آخرش هم با حرف اين طرف و آن طرف بردن كاري كردند كه يكي از بهترين تيمهاي تاريخ استقلال از هم بپاشد و قهرمان نشود.
يكسري بازيكنان كه آقايان مدعي بودند در دربي بازي نكردند يكيشان من بودم. من شب قبل از دربي به خاطر مسموميت تا ساعت 5 صبح زير سِرُم بودم و دكتر ستوده شاهد زنده است. همين حرفهاي اطرافيان قلعهنويي بود كه تيم ما را بههم ريخت. من اگر در دربي با آن شرايط به ميدان ميرفتم و يك اشتباه ميكردم باز هم همه كاسه، كوزهها سر من ميشكست. من نه بازيكن ترسويي بودم، نه بيغيرت. روز دربي به قدري بدنم ضعيف شده بود كه ناي ايستادن را هم نداشتم اما با همان حال و روز رفتم روي نيمكت نشستم و حتي ميخواستم بازي كنم اما وقتي رفتم گرم كنم، ديدم دلدرد امانم نميدهد. تا دلتان بخواهد شيطنت كردند اما آخرش روسياهي ماند براي زغال! امير قلعهنويي وقتي رفت ملوان اولين نفر به من زنگ زد و گفت پاشو بيا انزلي كه همين جا بايد از ايشان تشكر كنم.
قلعهنويي فکر می کرد از نکونام خط می گیرم
همين حرفها و خالهزنكبازيها كمر استقلال را شكست. آندو را از استقلال فراري داد. همين آندو رفت تراكتور و يكي از ستونهاي موفقيت تبريزي ها در نيمفصل دوم شد در حالي كه با كمي آرامش دادن ميتوانستند او را در استقلال حفظ كنند. من هم که معترض شده بودم قلعهنويي آمد به من گفت كه هاشم اين حرفها را ميزنند و با جواد نكونام در ارتباطي و داري خط ميگيري. همين جا باز هم خدا را شاهد ميگيرم و به آقاي قلعهنويي تأكيد ميكنم كه اصلاً اين حرفها نبود و ما هيچ كدام كمكاري نكرديم . اين تنها توهمي بود كه دور و بريهايش براي او ساخته بودند. حتی در اردوي تيمملي هم اصلاً پيش نيامده بود که درباره استقلال حرف بزنیم چون تمام تمركز جواد و مليپوشان روي بازيهاي جام ملتها بود. اصلاً ببينم كدام بازيكني حاضر ميشود آبرو و اعتبار چندين و چندسالهاش را با اين كارهاي كثيف به حراج بگذارد؟! گفتم كه اين تنها زایيده ذهن بيمار برخي اطرافيان قلعهنويي بود و تيم ما را نابود كرد.نميدانم رابطش چه كسي بود و دوست هم ندارم بدانم اما تمركز را از مليپوشان گرفت، چون با روح و روان يكسري بازيكن در استقلال بازي كردند.
شبها خواب مسي را می دیدم
دروغ چرا هم خوابش را ميديدم هم وقتي در منزل مشغول استراحت بودم ناخودآگاه بازيهاي مسي را در ذهنم مرور ميكردم تا با خصوصيات فنياش بيشتر آشنا شوم. تصويرسازي ذهني ميكردم چه جوري جلوي مسي بازي كنم، چه جوري توپ را از او بگيرم و... اوايل خوب بود اما رفته رفته همه چيز برايم كابوس شد چون روزهاي اول هدفم اين بود كه با مهار مسي براي خودم اسم و رسمي پيدا كنم و لژيونر شوم اما اين قدر گفتند كه مصدوم شدم و همه چيز برايم كابوس شد. مسي مهاركردني نيست و ديديد كه تنها يك لحظه او را رها كرديم و گل خورديم.
يک حرفي ميزدند و به شوخي ميگفتند هاشم، مسي را ميگيرد اما واقعاً مأمور مهار اين بازيكن هنوز خلق نشده و نخواهد شد. من هم فقط به اين فكر ميكردم كه چون مسي چپ پاست بايد جوري بازي كنم كه زياد از او دريبل نخورم و اجازه نفوذ ندهم. اگر بودم كه شك نداشته باشيد تكل ميزدم و نميگذاشتم مسي دروازه ايران را باز كند (با خنده).




