افشاگريها تنها عامل بياعتمادي شد
گفتوگوي خبر با افروغ
کد خبر: ۵۱۵۲۸
| | 23825 بازدید
بعد از افشاگري غيرمنتظره يکي از کانديداهاي رياست جمهوري در مناظره هاي چند شب پيش، موجي جديد بين مردم پديدار شد. روندي که ناخودآگاه موجي پرجنبو جوش و بيش از پيش فعال در روزهاي انتخابات ايجاد کرد و عدهاي کمي را سرد و بياعتماد و سرخورده تا جايي که کار به آنجا رسيد که در مناظرههاي بعد مخاطبين رسانه ملي، انتظار افشاگريهاي پي در پي را از سوي کانديداهاي مورد نظر داشتند نه اعلام برنامههاي دولت آينده از سوي کانديداي دعوت شده به مناظره. دکتر عماد افروغ اين بازخوردهاي متنوع از سوي مردم را مقطعي و آني ميداند و معتقد است که اين موج به صورت ناپايدار بر جامعه سوار خواهد شد و چندي بعد از انتخابات فرو خواهد نشست و متأسفانه برخي از اين جوسازي سود ميبرند.• آقاي دکتر موج افشاگري بيش از حال و هواي پرهياهوي انتخاباتي بر جامعه حکمفرما شده است. شما اين مسئله را چگونه ارزيابي ميکنيد، آيا براي افشاگري بايد قاعده و قوانين خاصي را در نظر گرفت يا مسئولان ميتوانند به راحتي به اين اقدام بپردازند؟
اصولاً افشاگريها بايد صحت داشته باشند و بيانگر واقعيات باشند. افشاگري بايد مستند و مستدل باشد و البته محکمهپسند و در صورت صحيح بودن آن نياز به هاي و هوي و هوچي گري نيست. مگر در شرايطي که قوه قضائيه فاسد باشد و عدالت خود را از دست داده باشد.
• اين افشاگريها چه تأثيري بر جامعه يا بهتر بگويم بر مردم عادي دارد؟
افشاگري براي آن دسته از افرادي که تازه در جريانهاي سياسي قرار ميگيرند، شايد منشأ يکسري حرکات و رفتارهاي حمايتي بشود. منظور شما عامه مردم هستند، اقشار ديگري هم در جامعه وجود دارند که طي سالها اخبار و مسائل روز را دنبال ميکنند؛ براي آنهايي که چهار سال پيش شاهد افشاگري مشابه بودهاند و در پي اين افشاگريها هيچ عمل مثبتي را ملاحظه نکردند.
• اين قضيه چه تأثيري بر روي مردم خواهد گذاشت؟
افشاگريهايي که اين روزها مردم شاهد آن بودند، نه تنها منشأ تحول و حرکتي نشد بلکه بياعتمادي هم به وجود آورد و يا حداقل اين حس را به وجود ميآورد که اين افشاگري صرفاً براي بهرهبرداري سياسي بوده است.
• شما چه نظري درباره اين افشاگريها داريد؟
به نظر ميرسد به اندازه کافي در اين چهار سال فرصت براي کانديداي مورد نظر وجود داشت که به افشاگري بپردازد. اينکه پرونده قضايي تشکيل دهد و در صورت رسيدن به اين باور که قوه قضائيه عدالت و اهميت لازم را براي رسيدگي به اين پرونده به کار نگرفته است، باز هم اين فرصت در اختيارش بود تا به مقام عالي ناظر به سه قوه يعني ولايت فقيه شکايت کند يا پرونده را در اختيار ايشان قرار دهد.
• اختيارات قوه مجريه در پيگيري موارد اينچنيني تا چه اندازهاي است؟
ببينيد، فردي چهار سال پيش با شعار افشاگري روي کار آمد و چهار سال فرصت داشت تا با اطلاعاتي که ظاهراً در اختيار داشته براي اين افراد پرونده قضايي تشکيل دهد. اختيارات قوه مجريه در پيگيري موارد ناظر به فساد اقتصادي کم نيست. در حالي که شاهديم اين اتفاقات رخ نداد و دقيقاً چهار سال بعد و زمان برگزاري انتخابات همان داستان و با همان افراد تکرار ميشود.
• سؤالي که در حال حاضر بسياري از مردم در ذهن دارند و در جامعه مطرح ميکنند آن است که چرا تاکنون مفسدان اقتصادي معرفي نشدند، در چنين وضعيتي نقش مردم چيست؟
در طول اين چند سال نيز کساني بودهاند؛ کساني که مدام از رئيس جمهور فعلي تقاضاي افشاي اسامي مفسدان را داشتهاند. مفسداني که به صورتي مستدل و مستند فسادشان قابل اثبات باشد اما هر بار رئيسجمهور محترم از افشاي اسامي افراد با لطايف الحيلي شانه خالي ميکرد. با بهانههاي مختلف از قبيل اينکه عدهاي نميگذارند و با اين پرسش مجدد روبهرو ميشد که اسامي آنهايي را که نميگذارند را افشا کند، اما هيچ اقدام مثبتي مشاهده نشد.
• چه رابطهاي بين قدرت و ثروت وجود دارد؟ اين سؤال همواره در اذهان مردم عادي به وجود ميآيد مسئولاني که قرار است به مردم خدمت کنند چرا بايد از جمله مفسدان اقتصادي باشند؟
اگر رابطه قدرت با ثروت را در نظر بگيريم متوجه ميشويم که منشأ بسياري از فسادهاي اقتصادي در کشور همين بوده است. هستند کساني که کابينه فعلي متنعم از اين رابطه بوده و پستهاي کليدي دارند. به علاوه آيا تبارگماري و خويشاوندسالاري مظهري از فساد نيست؟ اگر هست پس اين حق را ميتوان به رقبا داد که به ارتباطات فاميلي از جمله باجناقي بسياري از مسئولان در دولت فعلي اشاره کنند که البته نياز به افشاگري هم ندارد و واقعيتي عيان است.
• اما اين مسئله شايستهگرايي را زيرسؤال ميبرد و باز مواجه ميشويم با بياعتماد و دلسردي مردم، اينطور نيست؟
دقيقاً، اين مسئله شايستهگرايي را از بين ميبرد و به هر حال نبايد جو بياعتمادي و شعارزدگي و بهرهبرداريهاي سياسي از پديدههاي قضايي را دامن زد. بايد به سمتوسويي حرکت کرد که جايگاه قواي مختلف و تفکيک قوا را ارج نهاد و براي تقويت جايگاههاي مختلف و قوههاي مختلف زمينهسازي کرد.
• به نظر ميرسد، مردم در بسياري از مواقع قوهمجريه را يعني رئيسجمهور و کابينهاش را تنها مسئول مملکت ميدانند. اين مسئله چه تأثيري بر رفتارهاي سياسي و اجتماعي مردم دارد؟
همانطور که گفتم بايد جايگاههاي مختلف 3 قوه را تقويت و معرفي کرد. اگر قوهقضائيه به تعبير عدهاي فاقد اعتبارات و اقتدار است، فاقد اهميت و عدالت است. بايد مستند و مستدل به مقام عالي ولايت مسائل ارجاع گردد و ايشان در اين صورت مسبب مسئوليت ميشوند. در صورتي که شواهدي دال بر بيکفايتي قوهقضائيه به مقام عظماي ولايت ارجاع شود، ديگر مسئله را نبايد در فضاي عمومي مطرح کرد.
به هر حال ما که نميتوانيم کاسه داغتر از آش باشيم. اگر اطلاعات به رهبري داده شده است و مراحل قانوني قضيه طي شده است و هيچ اقدامي حسب ظاهر از سوي مقام عظما ولايت صورت نگرفته باشد آن گاه طرح مکرر اينگونه موارد آيا به معناي ادخال در وظيفه ساير و زيرسؤال بردن جايگاه رهبري نيست؟ آيا در صورت ارجاع اطلاعات به رهبري اين اجازه را از رهبري گرفتهايد که به افشاي اينگونه مواردي که مرحله قضايي خود را طي نکرده بپردازيد؟
• در صورت طي نکردن مراحل قانوني و عرفي، افشاگري در چنين وضعيتي چه تعريفي دارد؟
اگر قرار باشد بدون توجه به قوانين و حکم نهايي صادره از قوهقضائيه، مسائلي منتسب به افراد شود آنگاه به راحتي هرچيزي قابل انتساب به ديگران خواهد بود. به نظر ميرسد هر اتهامي را نميتوان به ديگران وارد کرد و در اين بين بايد مراقب بود که دچار توهم هم نشد.
• منظورتان را درباره توهم واضحتر بيان کنيد؟
امامعلي(ع) هم والي و هم قاضي مسلمان بود. اگر خطايي ميديد بلافاصله برخورد قاطعانه ميکرد. حسب قاضي بودنش حکم هم صادر کرده بود. قوهمجريه ما فقط يک مقام اجرايي است و نه قضايي. اين اصل تفکيک قواست و اقتضا ميکند که حکم از سوي قوهقضائيه صادر و قوهمجربيه اجرا کند و اين در حالي است که در زمان امامعلي(ع) قاضي مشخص نصب شده بود و در يک مورد خود همين قاضي منصوب حضرت علي(ع) را فرا ميخواند و علي(ع) را محکوم ميکند و آن گاه علي(ع) تن به اين حکم ميدهد.
بايد کشور را عقلاني اداره کرد و کشور را حسب تقسيمکار و واگذاري اختيارات و مسئوليتها به اهل خود وانهاد و اداره کرد. خدا هم به تنهايي جهان را اداره نميکند. خداوند هم انصار و اعوان و ملائک دارد. از اين طريق تميشت امور ميکند، ما انسانها که جاي خود داريم.
• رخ دادن اينگونه رويدادها در عصر مدرن باز هم عجيب به نظر ميرسد؟
در عصر مدرن هم قانونگذاري، هم اجرا، نظارت و حکم قضايي صادر ميشود. به هر حال اگر مشکلي هم وجود دارد بايد در مجراي اصلي آن بيندازيم، دنبال کنيم تا حل شود. چه کسي ميتواند ادعاي خدايي کند.
• تکليف دلسردي بعضي از هموطنان در پي اين افشاگريها چه ميشود؟
بايد مسائل را تجزيه و تحليل کرد و به واقعيت دست يافت. نبايد به حرفها متکي بود و تصميم گرفت. مطالعه و استدلال لازم است.
منبع: خبر آنلاين
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
2- اتفاقا اين وضعيت يكي از بركات مهم براي انقلاب بوده و منشا خيرهاي جديتر خواهد بود.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟






