گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۵۱۵۱۶
| | 8704 بازدید
جام جم
«انتخابات بازنده ندارد» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم بيژن مقدم است كه در آن ميخوانيد:
با پايان يافتن مهلت تبليغات و رقابتهاي انتخاباتي از 8 صبح پنجشنبه، شاهد آرامشي در فضاي جامعه خواهيم بود. انتخابات رياست جمهوري دهم با همه اوج و فرودهايش، جمعه با حضور مردم در پاي صندوقهاي راي به پايان ميرسد و فصلي نو در سياست و اداره كشور آغاز ميگردد؛ چه رئيسجمهور فعلي حائز اكثريت آراي ملت گردد و چه هر يك از 3 نامزد ديگر.
همه كساني كه نامزد رياست جمهورياند، بخوبي از ساختار انتخاباتي، نحوه نظارتها و كنترلها مطلعاند و برخي كه بارها در همين سيستم و ساختار از مردم راي گرفتهاند، ميدانند نگرش مجريان انتخابات و علاقهمنديهاي فردي آنان نيز هيچگاه نتوانسته است موج گسترده آراي مردمي را به بيراهه برده و نتيجهاي غيرواقعي تحويل دهد.
احترام به راي و انتخاب مردم اولين شرط پايبندي به مردمسالاري ديني است. نميتوان در همين سيستم اگر «من» راي آوردم، بگويم انتخابات كاملا صحيح و سالم بوده و اگر «او» راي آورد، هزار اما و اگر بر سر راه انتخاب و راي مردم بگذارم.
متاسفانه كساني كه زماني خود در مسند اداره وزارت كشور بودهاند، امروز بيشترين شبههافكنيها را در برگزاري انتخابات ميكنند و كميتههاي بيهويت و غيرقانوني به راه مياندازند.
رسالت
«جشن مردمسالاري ديني» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندري است كه در آن ميخوانيد:
دوشنبه اين هفته دو اجتماع بزرگ در تهران برگزار شد. صدها هزار نفر از مردم تهران در يك حماسه بي سابقه به منظور حمايت از دكتر محمود احمدي نژاد در مصلي گرد هم آمدند و خيابانهاي اطراف مصلي را به رنگ پرچم جمهوري اسلامي درآوردند. در آن سو يك راهپيمايي انتخاباتي توسط هوادران موسوي از ميدان تجريش تا ميدان راه آهن در خيابان ولي عصر برگزار شد. در هر دو همايش هيجانات انتخاباتي و شور و نشاط مردم در اوج بود و طرفداران به انحاء مختلف نسبت به نامزد مورد حمايت خود ابراز احساسات ميكردند. اگر چه دامن پاك موج سبز موسوي در برخي از قسمتهاي خيابان ولي عصر به برخي شعارهاي غير منصفانه آلوده شد و برخي حتي ره اهانت پيمودند اما نكته جالب اينجاست وقتي اين دو موج در هنگام غروب آفتاب به هم رسيدند هيچ نزاع، مخاصمه و درگيري خياباني رخ نداد. هيچ يك از گزارشهاي نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي حكايت از برخوردهاي نابهنجار و ستيزآلود بين هواداران نامزدها نميكند.اتفاق دوشنبه اين هفته عمق و ژرفاي ظرفيتهاي دموكراتيك را در ايران به نمايش گذاشت.
آفتاب يزد
«اگر آپارتايد نميخواهيم» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
در ماههاي اخير، بسياري از فـعــالان سـيـاسـي بـه ويـژه اصـلاحطلـبـان بـر لـزوم تغييـر در كـشــور تــاكـيـد كـردهانـد. حال و هواي عمومي شهرها و روستاها نيز نشان ميدهد كه اصلاحطلبان در شناخت مطالبه عمومي، راه درستي رفتهاند. براي اثبات ضرورت اين تغيير، سخنهاي بسيار گفته شد و تحليلهاي بسيار ارائه گرديد. اما در دو روز گذشته انتشار دو خبر، بار ديگر احساس وجـود تبعيض و دستهبندي افراد و رسانهها به درجه «يك» و درجه «دو» را زنده كرد.
كساني كه گفتوگوهاي تلويزيوني و مناظره كانديدهاي رياست جمهوري را مشاهده كردند شاهد بودند كه دكتر احمدي نژاد، به صراحت از كساني نام برد كه اگر چه از شخصيتهاي سـرشـناس نظام هستند اما نقش مستقيمي در انتخابات ندارند. در عين حال او به خود اجازه داد اتهاماتي را متوجه هر يك از آنان و اعضاي خانواده ايشان نمايد.
كيهان
«شمع که خاموش شد ...» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
1 ـ شمع را که خاموش کرد، «طلحه» با نگاه از «زبير» پرسيد؛ علي را چه ميشود؟ چرا شمع را خاموش کرد؟! علي تازه به خلافت رسيده بود و آن شب در پرتو نورشمع به حساب بيت المال رسيدگي ميکرد. آن دو آمده بودند براي ادامه ويژه خواري خويش در حاکميت علي نيز تضمين بگيرند! وقتي علي شمع بيت المال را خاموش کرد و به همين اندازه هم حاضر به هزينه از بيت المال براي گفت وگو با ويژه خواران نشد، معلوم بود که پاسخ علي چيست. اما، پاسخ طلحه و زبير به علي هم شنيدني است، از مدينه بيرون رفتند و غائله جمل را آفريدند و به مقابله با حکومت عدل علي برخاستند؛ يعني «خروج از حاکميت». دقيقاً مانند کساني که همين چند سال پيش، وقتي احساس کردند دوران ويژه خواري و لفت و ليس آنان از بيت المال رو به پايان است، با «خروج از حاکميت» دست به تحصن زدند و تابلويي به زبان انگليسي- که براي حاميان بيروني هم قابل فهم باشد - بر فراز سر خويش برافراشتند. چه ميخواستند؟ ادامه حاکميت اشرافي خود بر مردم...
2 ـ اينجا «صفين» است. کساني که در «بدر» با قرآن جنگيده بودند، اکنون پارههاي قرآن را به فريب بر نيزه کردهاند. بوي شکست به مشامشان خورده بود. پس بايد به چيزي متوسل شوند که براي جماعت مسلمان قابل احترام باشد. چه باک که خود به آن اعتقادي ندارند!
اعتماد
«انتخابي بزرگ، آرام و سبز» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد به قلم جعفرگلابي است كه در آن ميخوانيد؛ ايران عزيز تاريخ پرفراز و نشيبي را پشت سر گذاشته است و تا پس فردا ميرود يکي ديگر از روزهاي مهم و تاريخي خود را ورق بزند، شور عمومي و موج عظيم بيداري ايرانيان از هم اکنون قابل رصد کردن است و هر کجا که ميروي مردم محکم و استوار سراپا در ميدان حاضرند تا دين خود را به ميهن ادا کنند، اين روزها مردم و خصوصاً جوانان مان آرام و قرار ندارند، آنان مسير خويش را شناختهاند و چه بسا روز جمعه به خلق حماسه يي همت بگمارند که جهانيان را خيره سازد و بر همه معادلات بين المللي تاثير شگرف بگذارد. درياي مواج و خروشان ملت ايران دوباره دارد اوج ميگيرد تا روز جمعه به ساحل برسد و همه چيز را به رنگ سبز خويش مبدل سازد. ملت بزرگ ايران آتشفشاني از احساس را در وجود خود ذخيره دارد که هرگاه به عقل و درايت درهم ميآميزد غوغا ميکند و کوههاي حجيم و عظيم موانع را از سر راه خويش به کناري پرتاب ميکند.
جمهوري اسلامي
«يك لحظه هم ترديد نكنيد» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد؛اين جمله از شهيد مظلوم آيت الله بهشتي معروف است كه فرمودند : انقلاب به دو چيز احتياج دارد; خون دادن و خون دل خوردن .
خون را شهدا دادند و با تزريق آن به رگهاي جامعه انقلابي ما به اين جامعه حيات بخشيدند و نظام جمهوري اسلامي را تثبيت كردند و تداوم بخشيدند. خود بهشتي هم از همين قافله بود و به تعبير دقيق تر قافله سالار بود و به عنوان سيدالشهداي انقلاب اسلامي خون او و يارانش انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي به شهادت رسيدند نهال انقلاب اسلامي را بارور كرد.
خون دل خوردن به اين معنا نيست كه ما بازماندگان در كوران حوادث تماشاچي صحنهها باشيم و هنگامي كه بازيگران به صحنه گرداني مشغولند تاسف بخوريم . شهيد بهشتي با اين توصيه از همه وفاداران به انقلاب و نظام جمهوري اسلامي خواسته است همواره در صحنه باشند و در عين حال كه از بعضي فتنهها دلشان خون ميشود مقاومت كنند و با عمل به وظيفه انقلابي خود در حفظ و تقويت انقلاب و نظام بكوشند.
ابتكار
«بررسي حقوقي اظهارات کانديداها»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم دکتر جليل محبي است كه در آن ميخوانيد؛مناظرات انتخاباتي اخير مباحثي را درباره احتمال جرم بودن برخي اظهارات و بيانات کانديداها ايجاد کرده است. در اين يادداشت کوتاه به بررسي حقوقي انواع اظهارات کانديداها خواهيم پرداخت.اظهاراتي که در مناظره مذکور شائبه مجرمانه بودن داشتهاند را ميتوان به سه دسته تقسيم نمود.
1- اظهارات مبتني بر افترا: براساس ماده (697) قانون مجازات اسلامي « هر کس به وسيله اوراق چاپي يا خطي يا به وسيله درج در روزنامه و جرائد يا نطق در مجامع يا به هر وسيله ديگر به کسي امري را صريحا نسبت دهد يا آنها را منتشر نمايد که مطابق قانون آن امر جرم محسوب ميشود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نمايد جز در مواردي که موجب حد است به يک ماه تا يک سال حبس و تا (74) ضربه شلاق و يا يکي از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد.
دنياي اقتصاد
«سرمايهگذاري مستقيم خارجي و رييس جمهور آينده» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم ناصر يارمحمديان است كه در آن ميخوانيد:
كشورهاي صنعتي غربي آبستن دو قرن تجربه توسعه افتگي پس از انقلاب صنعتي ميباشند و رسيدن كشورهاي در حال توسعه به ماشين حركت توسعه آنها بدون توسل به تجربه توسعه افتگيشان به همان اندازه وقتگير است كه اين كشورها تحمل كردهاند و از سوي ديگر به دليل سرعت فزاينده رشد و توسعه علم و دانش، ممكن است اين شكاف بين كشورهاي شمال و جنوب به طور فزاينده افزايش يابد؛ به همين خاطر توجه به ميانبرها در رفع اين شكاف اهميت بسزايي دارد.
سرمايهگذاري مستقيم خارجي كه معمولا از جانب كشورهاي توسعه يافتهتر به سمت كشورهاي در حال توسعه سرازير ميشود، يك راه انتقال اين تجربه است. انتقال تكنولوژي، مديريت، آموزش، انتقال سرمايه انساني و كارآفريني، از جمله پيامدهاي انتقال سرمايهگذاري مستقيم خارجي است. متاسفانه كشور ايران در اين بخش پس از انقلاب اسلامي تاكنون نتايج اميد بخشي نگرفته است.
سرمايه
«وظيفه حفظ و ارتقاي سرمايه اجتماعي»عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم حسين عبده تبريزي است كه در آن ميخوانيد؛به کارگيري مفهوم سرمايه اجتماعي در اقتصاد پديدهاي نسبتاً اخير است. در کنار سرمايه فيزيکي و سرمايه انساني، هر جامعه ذخيرهاي از سرمايههاي اجتماعي دارد. بشر به تنهايي بي پناه است وقتي در تماس و پيوند با ديگران قرار ميگيرد وقتي پيوندهاي اجتماعي تقويت ميشود سرمايه اجتماعي گردآوري ميشود تا نيازهاي اجتماعي او را پاسخگو باشد، و ظرفيت اجتماعي حاصله، بهبودي اساسي در شرايط زندگي وي در جامعه ايجاد ميکند.سرمايه اجتماعي به ارتباطات دروني و ميان شبکههاي اجتماعي اشاره دارد.
«انتخابات بازنده ندارد» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم بيژن مقدم است كه در آن ميخوانيد:
با پايان يافتن مهلت تبليغات و رقابتهاي انتخاباتي از 8 صبح پنجشنبه، شاهد آرامشي در فضاي جامعه خواهيم بود. انتخابات رياست جمهوري دهم با همه اوج و فرودهايش، جمعه با حضور مردم در پاي صندوقهاي راي به پايان ميرسد و فصلي نو در سياست و اداره كشور آغاز ميگردد؛ چه رئيسجمهور فعلي حائز اكثريت آراي ملت گردد و چه هر يك از 3 نامزد ديگر.
همه كساني كه نامزد رياست جمهورياند، بخوبي از ساختار انتخاباتي، نحوه نظارتها و كنترلها مطلعاند و برخي كه بارها در همين سيستم و ساختار از مردم راي گرفتهاند، ميدانند نگرش مجريان انتخابات و علاقهمنديهاي فردي آنان نيز هيچگاه نتوانسته است موج گسترده آراي مردمي را به بيراهه برده و نتيجهاي غيرواقعي تحويل دهد.
احترام به راي و انتخاب مردم اولين شرط پايبندي به مردمسالاري ديني است. نميتوان در همين سيستم اگر «من» راي آوردم، بگويم انتخابات كاملا صحيح و سالم بوده و اگر «او» راي آورد، هزار اما و اگر بر سر راه انتخاب و راي مردم بگذارم.
متاسفانه كساني كه زماني خود در مسند اداره وزارت كشور بودهاند، امروز بيشترين شبههافكنيها را در برگزاري انتخابات ميكنند و كميتههاي بيهويت و غيرقانوني به راه مياندازند.
رسالت
«جشن مردمسالاري ديني» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندري است كه در آن ميخوانيد:
دوشنبه اين هفته دو اجتماع بزرگ در تهران برگزار شد. صدها هزار نفر از مردم تهران در يك حماسه بي سابقه به منظور حمايت از دكتر محمود احمدي نژاد در مصلي گرد هم آمدند و خيابانهاي اطراف مصلي را به رنگ پرچم جمهوري اسلامي درآوردند. در آن سو يك راهپيمايي انتخاباتي توسط هوادران موسوي از ميدان تجريش تا ميدان راه آهن در خيابان ولي عصر برگزار شد. در هر دو همايش هيجانات انتخاباتي و شور و نشاط مردم در اوج بود و طرفداران به انحاء مختلف نسبت به نامزد مورد حمايت خود ابراز احساسات ميكردند. اگر چه دامن پاك موج سبز موسوي در برخي از قسمتهاي خيابان ولي عصر به برخي شعارهاي غير منصفانه آلوده شد و برخي حتي ره اهانت پيمودند اما نكته جالب اينجاست وقتي اين دو موج در هنگام غروب آفتاب به هم رسيدند هيچ نزاع، مخاصمه و درگيري خياباني رخ نداد. هيچ يك از گزارشهاي نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي حكايت از برخوردهاي نابهنجار و ستيزآلود بين هواداران نامزدها نميكند.اتفاق دوشنبه اين هفته عمق و ژرفاي ظرفيتهاي دموكراتيك را در ايران به نمايش گذاشت.
آفتاب يزد
«اگر آپارتايد نميخواهيم» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
در ماههاي اخير، بسياري از فـعــالان سـيـاسـي بـه ويـژه اصـلاحطلـبـان بـر لـزوم تغييـر در كـشــور تــاكـيـد كـردهانـد. حال و هواي عمومي شهرها و روستاها نيز نشان ميدهد كه اصلاحطلبان در شناخت مطالبه عمومي، راه درستي رفتهاند. براي اثبات ضرورت اين تغيير، سخنهاي بسيار گفته شد و تحليلهاي بسيار ارائه گرديد. اما در دو روز گذشته انتشار دو خبر، بار ديگر احساس وجـود تبعيض و دستهبندي افراد و رسانهها به درجه «يك» و درجه «دو» را زنده كرد.
كساني كه گفتوگوهاي تلويزيوني و مناظره كانديدهاي رياست جمهوري را مشاهده كردند شاهد بودند كه دكتر احمدي نژاد، به صراحت از كساني نام برد كه اگر چه از شخصيتهاي سـرشـناس نظام هستند اما نقش مستقيمي در انتخابات ندارند. در عين حال او به خود اجازه داد اتهاماتي را متوجه هر يك از آنان و اعضاي خانواده ايشان نمايد.
كيهان
«شمع که خاموش شد ...» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
1 ـ شمع را که خاموش کرد، «طلحه» با نگاه از «زبير» پرسيد؛ علي را چه ميشود؟ چرا شمع را خاموش کرد؟! علي تازه به خلافت رسيده بود و آن شب در پرتو نورشمع به حساب بيت المال رسيدگي ميکرد. آن دو آمده بودند براي ادامه ويژه خواري خويش در حاکميت علي نيز تضمين بگيرند! وقتي علي شمع بيت المال را خاموش کرد و به همين اندازه هم حاضر به هزينه از بيت المال براي گفت وگو با ويژه خواران نشد، معلوم بود که پاسخ علي چيست. اما، پاسخ طلحه و زبير به علي هم شنيدني است، از مدينه بيرون رفتند و غائله جمل را آفريدند و به مقابله با حکومت عدل علي برخاستند؛ يعني «خروج از حاکميت». دقيقاً مانند کساني که همين چند سال پيش، وقتي احساس کردند دوران ويژه خواري و لفت و ليس آنان از بيت المال رو به پايان است، با «خروج از حاکميت» دست به تحصن زدند و تابلويي به زبان انگليسي- که براي حاميان بيروني هم قابل فهم باشد - بر فراز سر خويش برافراشتند. چه ميخواستند؟ ادامه حاکميت اشرافي خود بر مردم...
2 ـ اينجا «صفين» است. کساني که در «بدر» با قرآن جنگيده بودند، اکنون پارههاي قرآن را به فريب بر نيزه کردهاند. بوي شکست به مشامشان خورده بود. پس بايد به چيزي متوسل شوند که براي جماعت مسلمان قابل احترام باشد. چه باک که خود به آن اعتقادي ندارند!
اعتماد
«انتخابي بزرگ، آرام و سبز» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد به قلم جعفرگلابي است كه در آن ميخوانيد؛ ايران عزيز تاريخ پرفراز و نشيبي را پشت سر گذاشته است و تا پس فردا ميرود يکي ديگر از روزهاي مهم و تاريخي خود را ورق بزند، شور عمومي و موج عظيم بيداري ايرانيان از هم اکنون قابل رصد کردن است و هر کجا که ميروي مردم محکم و استوار سراپا در ميدان حاضرند تا دين خود را به ميهن ادا کنند، اين روزها مردم و خصوصاً جوانان مان آرام و قرار ندارند، آنان مسير خويش را شناختهاند و چه بسا روز جمعه به خلق حماسه يي همت بگمارند که جهانيان را خيره سازد و بر همه معادلات بين المللي تاثير شگرف بگذارد. درياي مواج و خروشان ملت ايران دوباره دارد اوج ميگيرد تا روز جمعه به ساحل برسد و همه چيز را به رنگ سبز خويش مبدل سازد. ملت بزرگ ايران آتشفشاني از احساس را در وجود خود ذخيره دارد که هرگاه به عقل و درايت درهم ميآميزد غوغا ميکند و کوههاي حجيم و عظيم موانع را از سر راه خويش به کناري پرتاب ميکند.
جمهوري اسلامي
«يك لحظه هم ترديد نكنيد» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد؛اين جمله از شهيد مظلوم آيت الله بهشتي معروف است كه فرمودند : انقلاب به دو چيز احتياج دارد; خون دادن و خون دل خوردن .
خون را شهدا دادند و با تزريق آن به رگهاي جامعه انقلابي ما به اين جامعه حيات بخشيدند و نظام جمهوري اسلامي را تثبيت كردند و تداوم بخشيدند. خود بهشتي هم از همين قافله بود و به تعبير دقيق تر قافله سالار بود و به عنوان سيدالشهداي انقلاب اسلامي خون او و يارانش انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي به شهادت رسيدند نهال انقلاب اسلامي را بارور كرد.
خون دل خوردن به اين معنا نيست كه ما بازماندگان در كوران حوادث تماشاچي صحنهها باشيم و هنگامي كه بازيگران به صحنه گرداني مشغولند تاسف بخوريم . شهيد بهشتي با اين توصيه از همه وفاداران به انقلاب و نظام جمهوري اسلامي خواسته است همواره در صحنه باشند و در عين حال كه از بعضي فتنهها دلشان خون ميشود مقاومت كنند و با عمل به وظيفه انقلابي خود در حفظ و تقويت انقلاب و نظام بكوشند.
ابتكار
«بررسي حقوقي اظهارات کانديداها»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم دکتر جليل محبي است كه در آن ميخوانيد؛مناظرات انتخاباتي اخير مباحثي را درباره احتمال جرم بودن برخي اظهارات و بيانات کانديداها ايجاد کرده است. در اين يادداشت کوتاه به بررسي حقوقي انواع اظهارات کانديداها خواهيم پرداخت.اظهاراتي که در مناظره مذکور شائبه مجرمانه بودن داشتهاند را ميتوان به سه دسته تقسيم نمود.
1- اظهارات مبتني بر افترا: براساس ماده (697) قانون مجازات اسلامي « هر کس به وسيله اوراق چاپي يا خطي يا به وسيله درج در روزنامه و جرائد يا نطق در مجامع يا به هر وسيله ديگر به کسي امري را صريحا نسبت دهد يا آنها را منتشر نمايد که مطابق قانون آن امر جرم محسوب ميشود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نمايد جز در مواردي که موجب حد است به يک ماه تا يک سال حبس و تا (74) ضربه شلاق و يا يکي از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد.
دنياي اقتصاد
«سرمايهگذاري مستقيم خارجي و رييس جمهور آينده» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم ناصر يارمحمديان است كه در آن ميخوانيد:
كشورهاي صنعتي غربي آبستن دو قرن تجربه توسعه افتگي پس از انقلاب صنعتي ميباشند و رسيدن كشورهاي در حال توسعه به ماشين حركت توسعه آنها بدون توسل به تجربه توسعه افتگيشان به همان اندازه وقتگير است كه اين كشورها تحمل كردهاند و از سوي ديگر به دليل سرعت فزاينده رشد و توسعه علم و دانش، ممكن است اين شكاف بين كشورهاي شمال و جنوب به طور فزاينده افزايش يابد؛ به همين خاطر توجه به ميانبرها در رفع اين شكاف اهميت بسزايي دارد.
سرمايهگذاري مستقيم خارجي كه معمولا از جانب كشورهاي توسعه يافتهتر به سمت كشورهاي در حال توسعه سرازير ميشود، يك راه انتقال اين تجربه است. انتقال تكنولوژي، مديريت، آموزش، انتقال سرمايه انساني و كارآفريني، از جمله پيامدهاي انتقال سرمايهگذاري مستقيم خارجي است. متاسفانه كشور ايران در اين بخش پس از انقلاب اسلامي تاكنون نتايج اميد بخشي نگرفته است.
سرمايه
«وظيفه حفظ و ارتقاي سرمايه اجتماعي»عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم حسين عبده تبريزي است كه در آن ميخوانيد؛به کارگيري مفهوم سرمايه اجتماعي در اقتصاد پديدهاي نسبتاً اخير است. در کنار سرمايه فيزيکي و سرمايه انساني، هر جامعه ذخيرهاي از سرمايههاي اجتماعي دارد. بشر به تنهايي بي پناه است وقتي در تماس و پيوند با ديگران قرار ميگيرد وقتي پيوندهاي اجتماعي تقويت ميشود سرمايه اجتماعي گردآوري ميشود تا نيازهاي اجتماعي او را پاسخگو باشد، و ظرفيت اجتماعي حاصله، بهبودي اساسي در شرايط زندگي وي در جامعه ايجاد ميکند.سرمايه اجتماعي به ارتباطات دروني و ميان شبکههاي اجتماعي اشاره دارد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


