5 چالش اساسي رئيسجمهور آينده در ورزش
امـروزه در اكثر جوامع پيشرفته يا در حال توسعه از ورزش علاوه بر سلامت كلي جامعه بهعنوان يك صنعت پردرآمد استفاده ميشود....
به نوشته کلمه سبز؛ ورزشـي كـه متـاسفـانـه در جـامعـه كنـونـي مـا نـه تنها هيچگونه درآمدي از آن حاصل نشده بلكه بهعنوان يك عـامل پرخرج و به نوعي زيانآور سالانه ميلياردها تومان هزينه را به دولت و مملكت تحميل ميكند. هزينههايي كـه ميتوان با يك برنامهريزي منسجم و حسابشده از تحميـل بخـش اعظمي از آنها به دولت و سرانه مملكت جلـوگيـري كـرد. قطـع به يقين در اين راه تنها عاملي كه مـيتـوانـد همچـون كشورهاي پيشرفته و صاحب عنوان مـا را نيـز در مسيـر سـودآوري بـه حـركـت درآورد، بـرنامه اسـت، عـاملـي كه حضورش حداقل طي 4 سال اخير در كالبد ورزش ما بسيار كمرنگ بوده است.
در طــول ايـن 4 سـال و از زمـان انتصـاب علـيآبـادي بـهعـنـوان ريـاسـت سـازمـان تـربـيت بدني شاخصههاي زيادي از سستي و كجرويها در اين سازمان تداعيكننده ضـعـف دسـتاندركاران اين حوزه بوده است كه خود اين عـوامـل بـهعـنـوان چـالشهاي پيش روي رئيسجمهور آيـنـده ديـده مـيشـونـد. در زير به برخي از اين چالشها اشاره ميكنيم:
1- افول 4 ساله ورزش ايران در ميادين بينالمللي
مـتـاسفانه يكي از خدمات عليآبادي در طول 4 سال صـدارت خـود بـر سـازمـان تـربيت بدني افول خيرهكننده ورزش مـا در سـطـوح بـيـنالـمـلـلـي بـود اتـفاقي كه قطعا سالهاي سال در فكر و خاطر اذهان عمومي باقي خواهد مـانـد. ناكامي كاروان ورزشي ما در المپيك پكن و كسب تـنـها دو مدال ساعي و محمدي نشان زريني بود بر سينه شـخـصـيـت اول ورزش مـا.
كـسـب رتبه هفتم مسابقات كـشـتـي جـهاني باكو، شكست نااميدكننده فوتبال ما در جـام ملتهاي گذشته، عدم راهيابي اميدهاي فوتبال به الـمـپـيك پكن و همچنين وضعيت كنوني فوتبال ملي و بـاشـگـاهـي كـشـورمـان تنها بخشي از خدمات بيشائبه عـلـيآبـادي در طـول مدت زمان خدمتش به ورزش بوده اسـت. قـطـع بـه يـقـيـن در تـمـام ايـن نـاكـامـي شـخـص علـيآبـادي مقصـر اصلـي اسـت چراكه با فرمان او برنامه كـــل ورزش تـــدويـــن مـــيشـــود، اوســت كــه روســاي فدراسيونها را انتخاب ميكند، با تصميم او هياتمديره بـاشـگـاههـاي بـزرگ مـا تـعـيـيـن ميشوند، اوست كه در انـتـخـاب سـرمربي تيم ملي فوتبال اعمال نفوذ ميكند و اوسـت كـه....، آنـهـا حـتي بعد از ناكاميهايشان حاضر نيستند جوابي به مردم بدهند.
نمونه آن هم فرار مديران ما از واكاوي دلايل شكست ورزش ايران در المپيك پكن بـود، اتـفاقي كه در ابتدا با پيگيريهاي شديد نمايندگان مـجـلـس شـروع و در ادامـه بـا اعـمـال قدرت و نفوذهاي سـيـاسي خود عوامل اين ناكاميها، پرونده پيگيري آنها هم مثل بسياري ديگر براي هميشه به تاريخ سپرده شد. مـطـمـئـنـا از رئـيـسجـمـهـور آيـنـده انـتظار ميرود كه با راهكـارهـاي اسـاسـي و تمهيدات مناسب از سرخوردگي بيشتر مردم توسط ورزش جلوگيري كند.
2- بازگرداندن وجهه فوتبال ملي
شـايـد اصلـيتـرين مسئلهاي كه باعث رنجش مردم ورزش دوسـت مـا بعـد از نـاكـامـي در المپيـك پكـن شد، شـكـســتهــاي پيـاپـي تيـمهـاي ملـي و بـاشگـاهـي در تورنمنتهاي مختلف پيش رويش بود.
ناكامي تيم ملي فـوتـبـال در رقابتهاي مقدماتي جام جهاني و همچنين ضـعــف تـيــمهــاي بــاشـگـاهـي كـشـورمـان در جـريـان رقـابـتهـاي جـام قهرماني باشگاههاي آسيا شرايطي را براي محبوبترين رشته ورزشي مردم ما مهيا كرد تا اكثر تيمهاي درجه چندمي آسيا هم فوتبال ما را تحت عنوان زنـگ تـفـريـح تـورنـمـنـتها بخوانند، زنگ تفريحي كه روزگاري قلهنشين فوتبال آسيا بود و حتي تا رده هجدهم دنـيـا هـم صـعـود كـرد امـا نتايج شرمآور نمايندگان ملي و بـاشـگـاهـاي شـرايط نزول آن را تا چهارم آسيا و پنجاه و سوم دنيا مهيا كرد.
به هر ترتيب نتايج اخير فوتبال ملي و بـاشـگـاهـي ما شرايط تاسفباري را رو در روي اين رشته قـرار داده و قـطعا اصليترين نقش را نيز در اين ناكامي، مـديـران ورزشي دولت نهم بازي كردهاند اما دولت جديد بـايـد تـجـديـدنـظـر و بـرنـامـهريـزي مـنـاسبي را براي آن در نظر بگيرد.
3- تقويت و حمايت از بخش خصوصي ورزش
يكـي از مهـمتـريـن مبـاحثي كه پس از فرموده رهبر معظـم انقلاب در رابطه با حمايت از بخش خصوصي بر سـر زبـانها افتاد، خصوصيسازي ورزش تماما دولتي ما بـود كه الحق و والانصاف در طول چند سال اخير و بعد از فـرمـوده ايشـان عـلاوه بـر ايـنكـه هيـچگـونـه حمـايتـي از خـصـوصيسازان صورت نگرفته بسياري از آنها را نيز از ايـن بـخـش فـراري دادهاند.
متاسفانه مسئولان دولتي ما بـعــد از فـرمـوده رهـبـري، بـه بـهـانـه خـصـوصـيسـازي، بـاشگـاههـاي تهـرانـي مثـل پـاس، صبا باتري، راهآهن و پـيـكـان را بـه شـهـرسـتـانهـاي هـمدان، قم، شهرري و قزوين واگذار كردند و حركت خود را نيز حمايت از بخش خـصوصي عنوان داشتند غافل از اينكه اين باشگاهها نه ايـنكه خصوصي نشدهاند بلكه همچنان توسط بودجه و حمايت دولت در شهرستانها به فعاليت خود ادامه دادند و به نوعي از اين دست به آن دست سپرده و فقط خودمان را گـول زديـم.
طـبـق آمـارهـا دو بـاشـگـاه پـرسـپـوليس و اسـتـقـلال سـالانـه مـبـلغي در حدود يكصد ميليارد ريال هزينه را به اقتصاد كشور تحميل ميكند اما با اين حال با وجـود ورود بـخـش خصوصي و تقاضا براي خريد اين دو بـاشـگـاه دولـت و سـازمـان تـربـيـت بـدني مصرانه مانع از فـروش آنـهـا مـيشـونـد. (الـبته رئيسجمهور در اقدامي عـجـيـب درسـت چـند روز مانده به انتخابات واگذاري دو بـاشـگـاه پـرسـپـولـيـس و اسـتقلال را در اولويت كارهاي سازمان تربيت بدني قرارداد) قطع به يقين سرمايهداران فـوتـبـال مـا كـه بـارهـا آمـادگي خود را براي خريد اين دو بـاشـگـاه بـزرگ و پـرهـوادار اعـلام داشـتـهاند ميتوانند با خــريــد ايــن دوبــاشـگـاه عـلاوه بـر جـلـوگـيـري از خـرج 10 ميلياردي بيتالمال، برنامهريزيهاي مناسبي به دور از دخالت رجال سياسي براي تيمهاي خود داشته باشند.
4- تغييـرات اسـاسي در راس مديريت ورزش و كنار زدن مديران سياسي
كــارشـنــاســان ورزشـي مـا معتقـدنـد كـه دولـت نهـم بـيـشـترين فضا را براي حضور مديران سياسي در ورزش ايجاد كرد. همچنين آنها معتقدند كه بيشترين ضربهها را هم از دخالت همين افراد سياسي خوردهايم. قطعا تنها ايـن يـك دليل براي تغييرات اساسي در سطوح مختلف مـديـريـت ورزش كـافـي است، اما چرا در همه جاي دنيا بـهكـارگـيـري نـخـبگان و كارشناسان هر حوزه در اولويت است.
آيا آنها اشتباه ميكنند؟ اگر اشتباه ميكنند چرا در تـمـام زمـيـنـههـا و عليالخصوص ورزش تا اين حد مورد تـوجـه هـسـتـنـد. مـتاسفانه طي ساليان اخير ورزش ما به جـايـي بـراي تـسـويـه حـسـابهـاي شـخصي سياسيون تبديل شده است. تغييرات مكرر مديران ورزشي و اعمال قـدرتهـاي بـيمـورد در تـصـمـيـمـات از جـمله مضرات هـمـيـن رجال سياسي براي ورزش ما بوده.
البته مخالف نـبـود هـيـچ شخصيت سياسي در ورزش نيستيم چنانكه مـديـر قـابـلـي هـمچون حبيب كاشاني در راس مديريت باشگاه پرسپوليس پس از 7 سال اين تيم را قهرمان ليگ ميكند، ولي مگر جامعه ما چند نمونه از اين مديران را در خــود دارد. بــه راسـتــي چــرا بــايــد بـيــش از 80 درصــد هيـاتمـديـره باشگاههاي مردمي سرخابي را سياسيوني كـه بـه قـول فـردوسـيپـور هيچ عكسي با شورت ورزشي ندارند، تشكيل دهد؟
رئيسجمهور آينده قطعا بايد بداند كــه مـضــرات سـيـاسيـون در ورزش بـه عقيـده اكثـريـت كـارشناسان بسيار بيشتر از محسنات آنها بوده و در آغاز كار خود براي تعالي ورزش بايد دور همين افراد تنشزاي سياسي را خط قرمزي بكشد.
5- ساماندهي مديران دوشغله
يـكي از معضلات سازمان تربيت بدني در دولت نهم بـه كارگيري مديران دو شغله در سطوح مختلف سازمان ورزش، فدراسيونها، هيات استانها و ... بود كه به نوبه خـود لـطـمـات جـبـراننـاپـذيـري بـه ورزش مـا وارد كـرد.
مـتــاسـفــانــه بــا روي كـار آمـدن علـيآبـادي شـرايـط در فـدراسـيونها بهگونهاي پيش رفت كه قدرت انتخابي از مـجـمـع فـدراسـيـونهـا صـلـب و روساي فدراسيونها با نظرخود رئيس سازمان انتخاب شدند. عليآبادي نيز كه مـيـل زيـادي بـه اسـتـفـاده از دوسـتـان و آشنايان خود در سازمانها و نهادهاي مختلف داشت شرايطي را بهوجود آورد تـا يـك تـيـم كـامـلا سـيـاسي را دور هم جمع كرده و شرايط براي افول و ضعف ورزش ما روز به روز مهياتر شد.
تـاريـخ ثـابـت كـرده افـراد در تـخـصصهاي مختلف بـسـيـار بـهـتـر مـيتـوانـنـد وظـايـف محوله را به سرانجام بـرسـانـنـد وگـرنه چه نيازي به اين همه مدير و خرجهاي اضـافـي بـود، خود رئيس سازمان در يك حركت انفرادي كـل ورزش كـشـور، فـدراسيونها و هياتهاي استاني را اداره مـيكرد! ناگفته نماند كه سازمان بازرسي كل كشور نـيـز كـه مصرانه به كنار رفتن مديران دوشغله تاكيد دارد هـنـوز نـتـوانـسـتـه مـديـران ارشـد دوشـغله يا چندشغله را استعفا دهد.
بـه هـر حـال امـروز وضـعيت اسفباري بر ورزش ايران حاكم شده و قطع به يقين نياز به تحولات مديريتي در آن لازم بـه نـظـر مـيرسـد كـه اميدواريم با به روي كار آمدن رئـيـسجـمـهـور جـديـد تـحولات عظيم مديريتي در اين حـوزه صـورت گـرفـتـه و شرايط براي رشد ورزش ما مهيا شود.


