صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نظر بینندگان "تابناک" در مورد مناظره ها (7)

کد خبر: ۵۱۰۴۶
| |
6629 بازدید
احمدی نژاد تمام حقیقت را نگفت

آقای احمدی نژاد در مناظره خود با آقای کروبی به شاخص های اقتصادی اشاره نمودند که پیش از این بدینگونه مورد استناد قرار نمی گرفتند. برای مثال ایشان میانگین نرخ تورم چهار ساله دوران ریاست جمهوری خود را با دوره های چهارساله ریاست جمهوری های پیشین مقایسه نمودند و اینگونه نتیجه گیری کردند که متوسط تورم دوره ایشان از تمام دوره های قبلی کمتر بوده است.

 ادعای آقای احمدی نژاد ممکن است درست باشد، البته اگر فرض نماییم تغییراتی که بانک مرکزی در کالاهای مشمول سبد مصرفی خانوارها در سالیان اخیر اعمال داشته است واقعاً در محاسبه نرخ تورم (شاخص قیمت مصرف کننده) بی تاثیر بوده باشد. بخاطر داشته باشیم که بانک مرکزی کالاهایی همچون قیمت مسکن و قیمت فولاد و سیمان را از این سبد خارج نمود حال آنکه در چهار سال گذشته قیمت این کالاها به شدت افزایش یافته بودند و در صورت منظور داشتن این اقلام در سبد مصرفی خانوارها، نرخ تورم سالیانه از رقم اعلامی فعلی بانک مرکزی فراتر می رفت اما در حال حاضر و در این نوشتار در این خصوص بحثی نمی کنیم.

در خصوص سفسطه آقای احمدی نژاد با شاخص میانگین چهار ساله نرخ تورم، بیان مثالی غیر اقتصادی موضوع را روشن خواهد نمود.

مثال:
دمای طبیعی بدن انسان حدود 37 درجه سانتیگراد است و گویا انسان تا دمای حداکثر 5/41 درجه سانتیگراد را می تواند تحمل نماید. در دمای 41 درجه بدن دچار تشنج شده و احتمال کوری ، فلجی و آسیب های شدید مغزی وجود دارد. حال فرض کنید دمای بدن فردی در چهار روز پیاپی به ترتیب به این شکل بوده باشد:
38-39-38-39
میانگین دمای چهار روزه بدن این فرد برابر 5/38 درجه سانتیگراد می باشد که مفهوم آن این است که این فرد تب دارد .
حال فرد دیگری را در نظر می گیریم که دمای بدن او در همان چهار روز متوالی به شرح ذیل بوده باشد:
37-41-37-37

میانگین دمای بدن این فرد در این چهار روز برابر 38 درجه سانتیگراد است که ازمیانگین دمای فرد قبلی کمتر است و به عبارت دیگراین فرد نسبت به فرد دیگر کمتر تب دارد اما آیا با مقایسه این دو شاخص می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که شرایط جسمی این فرد بهتر از فرد قبلی است؟

خیر. به احتمال زیاد فرد دوم درهمان یک باری که دچار تب 41 درجه گردیده دچار تشنج شده و متحمل آسیب جسمی شدیدی شده است.

میانگین گیری تورم دوره چهار ساله توسط آقای احمدی نژاد نیز از این گونه میانگین گیریهاست .اقتصاد خوانده ها به خوبی می دانند ، نظام قیمت ها به منزله چراغ راهنمای تصمیم گیری سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری می باشد . در شرایط تورمی این چراغ راهنماها علائم نادرستی صادر می کنند، مانند چراغ راهنمایی که در سر چهار راهی نصب شده و برای هر چهار جهت همزمان علامت سبز را نشان میدهد. بدیهی است نتیجه این نوع علامت دهی، تصادف و گره خوردن ترافیک چهار راه می باشد.

در شرایط تورم بالا (همچون تورم 25 درصدی سال گذشته) سرمایه گذاران ترجیح می دهند سرمایه گذاری از نوع تولیدی که مولد بوده و اشتغال زاست و نیاز امروز کشور ما به این گونه سرمایه گذاری ها بر کسی پوشیده نیست، انجام ندهند و در عوض به سمت فعالیت های سوداگری و تجاری روی آورند.

آقای احمدی نژاد این واقعیت را بیان نمی کند که نرخ تورم بالا و حرکت سینوسی آن منجر به پرهیز سرمایه گذاران از سرمایه گذاری های مولد گردیده است و اگر چنین تورمی نبود باید میزان سرمایه گذاری و رشد اقتصادی کشور به طور مثال یک و نیم برابر آماری می شد که آقای احمدی نژاد این روز ها با افتخار آنها را در هر کوی و برزنی فریاد می زند.

حضور محترم دكتر رضايي

با عرض سلام و ادب
بنده دانشجوي ترم آخر رشته مهندسي برق دانشگاه سمنان هستم. اينجانب شما را به عنوان گزينه دوم خود براي انتخابات رياست جمهوري بعد از جناب آقاي مهندس موسوي در نظر دارم اما هدف اصلي بنده پس از مشاهده مناظره هاي انتخاباتي دكتر احمدي نژاد و تغيير واقعيت ها توسط ايشان و زير سوال بردن اركان نظام توسط ايشان راي نياوردن ايشان مي باشد.

با افراد متفاوتي از اقشار متفاوت مردم در ارتباط هستم و نظرات آن ها را پس از مناظرات و برنامه هاي تبليغاتي مي پرسم و به همين دليل احساس خطر مي كنم. جناب آقاي دكتر رضايي يقين بدانيد همه چيز بستگي به مناظره شما و جناب آقاي دكتر احمدي نژاد دارد و شما به دليل داشتن خلاقيت بيشتر به راحتي مي توانيد جناب آقاي دكتر احمدي نژاد را ضربه ي فني كنيد. خدمتتان عرض نمودم كه نظرات اقشار متفاوتي از مردم را مي شنوم يقين بدانيد اگر به مردم كشور ما اطلاعات داده شود خيلي خوب مي توانند پردازش كنند.

 جناب آقاي دكتر رضايي, جناب آقاي دكتر احمدي نژاد براي بخشي از مردم كشور ما صحبت مي كنند كه اطلاعات ندارند و البته دلسوز نظام هستند و هميشه در صحنه اند و در انتخابات شركت مي كنند. رمز پيروزي بر ايشان آگاه كردن اين مردم است. جناب آقاي دكتر رضايي شما و جناب آقاي دكتر دانش جعفري بهتر از هر كسي مي دانيد كه تمامي آمار هاي ارائه شده توسط جناب آقاي دكتر احمدي نژاد به شكلي متفاوت است.

جناب آقاي دكتر رضايي خواهش مي كنم در مناظره خود با جناب آقاي دكتر احمدي نژاد مانند ايشان براي همان قشر دلسوز و محترم اما نا آگاه صحبت كنيد. جناب آقاي دكتر رضايي خواهش مي كنم در مناظره خود با جناب آقاي دكتر احمدي نژاد همان آمار هاي غلط ارائه شده توسط جناب آقاي دكتر احمدي نژاد را با همان پرچم زيباي جمهوري اسلامي ايران نشان دهيد و غلط بودن آن را با مثال عيني به مردم اثبات كنيد و سپس آمار درست را با پرچم زيباي جمهوري اسلامي ايران اما بزرگتر نشان دهيد.

به عنوان مثال ابتدا همان نمودار هاي مربوط به تورم جناب آقاي دكتر احمدي نژاد را نشان دهيد و سپس براي مردم مثال بزنيد كه فرضا شما دولت را با تورم ٢٠% تحويل مي گيريد و با تورم ١٠% در انتهاي دولت به مثلا جناب آقاي پور حسين( مجري برنامه ) تحويل مي دهيد و ايشان با تورم ٢٠% تحويل مي دهند و ميانگين هر دو دولت يكسان است اينگونه به مردم اثبات مي كنيد كه فرمايشات جناب آقاي دكتر احمدي نژاد عوام فريبانه است.

حتما مثال اين چنيني بزنيد!!!!!!!!!!!!!!! جناب آقاي دكتر رضايي مردم ما اينجوري متوجه مي شوند!!!!!!!!! سپس بگوييد براي تورم معيار رشد يا عدم رشد تورم معيار مناسبي اسنت نه ميانگين!!!!!!!!!!! و سپس نمودار صحيح را نشان دهيد با پرچم زيباي جمهوري اسلامي ايران اما بزرگتر.

جناب آقاي دكتر رضايي نمودار بيكاري دكتر احمدي نژاد را نشان دهيد و سپس به اين نكته اشاره كنيد كه فرد شاغل در اين دولت به فردي گفته مي شود كه يك ساعت در هفته كار كند و قبلا اينگونه بود كه فرد شاغل به فردي گفته مي شد كه ٢ روز در هفته كار كند(حدودا ١٦ ساعت) و سپس آمار ارائه شده ايشان را تقسيم بر ١٦ كنيد آمار صحيح را با پرچم زيباي جمهوري اسلامي ايران اما بزرگتر نشان دهيد.

جناب آقاي دكتر رضايي خواهش مي كنم با اين شيوه صحبت كنيد, چون آن قشر محترم و دلسوز و البته ناآگاه با اين شيوه از صحبت ها آگاه مي شوند. جناب آقاي دكتر رضايي خواهش مي كنم به بقيه آمار هاي دكتر احمدي نژاد را به همين سبك اشاره كنيدچند مثال اين چنيني آماده كنيد و همون قشر را هدف بگيريد.

چگونگی شکایت علیه رئیس جمهور

با سلام
بنده بعد از موضع گیری های رئیس جمهور دچار بدبینی شدید به نظام شده ام تا جایی که در شرکت در انتخابات به عنوان رای به جمهوری اسلامی ایران دچار تردیدم. اکنون با توجه به اینکه این حالت یاس و بدبینی به نظام و رهبری و مسئولان کشور را به سبب اظهارات غیرمسئولانه و عدم تقوا و عدم پایبندی به سوگند ریاست جمهوری در مقابل قرآن و ملت می دانم. آیا می توانم علیه ایشان شکایت کنم یا خیر؟ در صورت جواب مثبت چگونه؟

دیگر تابناک نمی خوانم

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما وهمکاران محترمتان من یکی از طرفداران بیش از حد سایت شما بودم اما متاسفانه با شروع شدن ایام انتخابات شما در حد بسیار بد وناراحت کننده به دولت نهم شروع به تخریبشان کردید و دایما با اخبار خود دولت را تخریب و به رییس دولت اعتراض میکنید که چرا نام کسانی را برده که دارن از پول من وشما استفاده میکنن ما یعنی انقدر بد بخت شده ایم که بگذاریم عده ای پول ما را بخورن و ما بگیم چرا گفتی به هر حال برایتان متاسفم و دیگر سایتتان برای من جذابیتی ندارد امیدوارم باز هم به همان راهی که پیش از انتخابات داشتید باز گردید و فرا جناحی عمل کنید و منافع کسی برایتان مهم نباشد و فقط مردم را اگاه کنید. خسته نباشید.با ارزوی موفقیت برای شما و همکارانتان. یا علی مدد

آقا محسن توجه

با سلام و احترام
عزیز بزرگوار آیا فکر نمی کنید به چالش کشیدن این همه عدد و رقم برای مردم تا حدود زیادی گمراه کننده باشد و باعث سردرگمی آنها شود و خواست طرف مقابلتون همین باشد که ابهام و شبهه و سردرگمی برای عموم مردم فراگیر باشد.

حالا اگر:
1- بجای اینکه فقط به اعداد و ارقام پرداخته شود کمی هم به مصادیق ملموس برای عموم جامعه از جمله (مقایسه و سیر قیمت کالاهای اساسی و مصرفی روز مره یا اجاره بها یا خرید مسکن یا قیمت حمل و نقل عمومی و موضوعات متنوع دیگر مثلا قیمت برنج یا حبوبات یا گوشت و مرغ یا نان یا روغن و شکر یا متوسط اجاره یا خرید مسکن در پایان دوره ریاست جمهوری هشتم چند بود و امروز چند ) پرداخته شود که وقت زیادی هم نمی گیرد آیا فکر نمی کنید نتیجه بخش تر است.

2- برنامه هائی تدوین شود که مخاطب آن آحاد مردم با انواع سطح فکری برای کوچک و بزرگ باشد و طوری تبیین شود که برای هممون ملموس و قابل درک و حس باشد.

فکر می کنم اگر عملکرد دولت موجود بصورت واقعی و ملموس در کلیه ابعاد برای ایران و ایرانی در زمینه ( سیاسی - اقتصادی - اجتماعی - .... ) برای مردم تشریح شود اینکه کجا بودیم و قرار بود به کجا برسیم و نهایتا کجا رسیدیم
و انتخاب بهترین رو به خود مردم بسپاریم؟

فکر می کنم به تنها چیزی که توجه نشده در کلیه تبلیغات آحاد مردم هستند. فکر می کنم اگر کمی بیشتر عموم مردم رو باور کنیم و با انها خیلی خودمونی تر مشکلات و چالشهای پیش آمده و با صداقت تمام در میان گذاشته شود آنگاه نتیجه این اعتماد رو همه خواهند دید.
در پایان آرزومندم خداوند این توفیق خدمت در جهت اعتلای کلمه حق رو از ما نگیرد.

فرق دو تهیه کننده و دو فیلم

نامه سرگشاده تهیه کننده فیلم مارمولک به جنتی بعد از مناظره احمدی‌نژاد با موسوی
منوچهر محمدی در نامه‌ای به آیت الله احمد جنتی با یادآوری واکنش‌ها و اعتراض‌های وی به فیلم مارمولک، از سکوت او در روزهای اخیر و پس از متهم کردن روحانیون به دزدی به شدت انتقاد کرد.

متن کامل این نامه بدین شرح است:

جناب آقای جنتی خاطر مبارک هست، حتماً هست، زمانی که فیلم مارمولک ساخته شد جنابعالی بدون اینکه آن را دیده باشید و صرفاً بر اساس شنیده ها درباره آن چه گفتید؟
شما مارمولک را فیلمی موهن و زشت برشمردید، به تبع شما دیگر یاران و برخی از هم صنفان شما سازندگان آن را ضد انقلاب، عامل صهیونیست ها، باج بگیران کاخ سفیدخطاب کردند و رؤسای دادگاه های وقت مشهد، اردبیل، تبریز، رشت در صدور حکم دستگیری و بازداشت با یکدیگر مسابقه گذاشته بودند.

آن فیلم کدام شخصیت روحانی، کدام مسئول، کدام صاحب قدرت را مگر نشانه رفته بود که این چنین همه برآشفته شده بودید. که فریاد وا اسلاما، وا روحانیتا بر آسمان رفته بود. این روزها جنابعالی اگر نه به عنوان یک شهروند که حتماً به عنوان ناظر بر انتخابات فیلم ها و مناظره های انتخاباتی را می بینید که باید ببینید به اقتضای شغلی که بابتش مسئولیت دارید.

نظر مبارکتان چیست، آبروی روحانیت نمی رود، آبروی انقلاب به بازی گرفته نمی شود، سهم امام اسباب مسخره نمی شود، آبروی مسلمین (که از خونشان مهم تر است) اسباب کسب قدرت نمی شود.

جناب آقای جنتی میان گریه و گریه تلخ تفاوت است. من در زندگی سه بار تلخ گریسته ام. اول بار در پذیرش قطعنامه، بار دوم در رحلت جانسوز امام و بار آخر این شب ها با دیدن مناظره ها و انتخاباتی که شما آن را مدیریت می کنید.

مکرر گفته بودید در دفاع از نظارت استصوابی، که وسیله ای است تا نااهلان غریبه با انقلاب و امام از معبر انتخابات نفوذ نکنند و انقلاب و ارزش های آن را دچار استحاله نسازند و چنان با تیغ آخته بر سر این معبر نشسته بودید که در هر انتخابات از کشته پشته می ساختید چه بر سر معبر تنگ نظارت استصوابی شما آمده است. که گذرکنندگان از آن این چنین همه چیز را هُمزه و لُمزه می کنند. آبروی روحانیت، مسئولین، زن و مرد و صغیر و کبیر را این روزها چوب حراج می زنند و جنابعالی حتماً در دفاع از دموکراسی و مردم سالاری زبان در نیام کشیده اید.

قرار بود فوتبال ما رنگ فرهنگ و فرهنگ ما رنگ دیانت بگیرد. ولی ظاهراً به مدد مدیریت شما دیانت ما هم رنگ، که چه عرض کنم عین فوتبال ما شده است.

جنابعالی حتماً نوه و نتیجه دارید، بد نیست فیلم مناظره های این شب ها را با آنها ببینید. نسل سوم و چهارمی که نه امام را دیده نه روزهای سخت جنگ و نه بحران ها و حوادث این سی سال را، تا شاید شما هم چون ما و بسیاری از خانواده هایی که این روزها در مقابل دانشگاه به اصطلاح بزرگ اسلامی ایران قطرات درشت و سهمگین عرق شرم و حیا بر پیشانی و صورتشان نقش می بندد را شاهد باشید وقتی در مقابل این پرسش قرار میگیرند که نتیجه انقلابی که به خاطرش آن همه خون های پاک ریخته شد این بود.

قلب دلسوزان انقلاب و امام از این رجاله بازی هایی که به نام افشاگری بر سر کوی و برزن است جریحه دار است و جریحه دارتر است به خاطر گرد سکوت و مرگی که از امثال جنابعالی که با دیدن فیلم مارمولک خونتان به جوش می آمد و رگ غیرتتان به جنبش در می آمد و دستور بگیر و ببند وتوقیف می دادید.

جناب آقای جنتی این بازی که اکنون در جریان است ممکن است آغازش با شما باشد اما انجامش را یقین دارم که این گونه نیست.

جناب آقای جنتی من تهیه کننده فیلم مارمولک هستم و به آن افتخار می‌کنم چرا که در آن فیلم دزد خرده پایی در همجواری با لباس روحانیت متنبه می شود و در پایان دعا می کند این لباس باید به اهلش برسد.

و شما تهیه کننده اصلی این فیلم های مناظره هستید که پاکدستان و پاکدامنانی روحانی متهم و محکوم به دزدی می شوند. وجدان های بیدار قضاوت کنند عمل استصوابی کدام است؟

تفِ سربالای انتخاباتی!

از شگفتی‌های این روزها و این روزگار است که بسیاری از کسانی که (درست یا نادرست)٬ سر سوزنی به جمهوری اسلامی٬ و حتا به خودِ اسلام باور ندارند٬ گرایش به احمدی‌نژاد پیدا کرده‌اند! چرا؟! چون احمدی‌نژاد٬ با رندی و تیزهوشی٬ این‌روزها ماهرانه به موج بدبینی به زمام‌دارانِ ۳۰ ساله‌‌‌ی کشور دامن زده است و چابکانه سوار بر آن شده است! و شگفتی این‌جاست که در برابر این موج‌سواری٬ شهریار و شهریارانِ انقلابی شهر٬ کمابیش٬ خاموش مانده‌اند!

 بسیاری را این‌روزها دیده‌ام که نه به رهبری باور دارند و نه حتا به دین و ایمان و اسلام٬ اما می‌خواهند به احمدی‌نژاد رأی بدهند! احمدی‌نژادی که یاران‌اش او را یکی از انقلابی‌ترین و مسلمان‌ترین و باورمندترین انسانِ این سرزمین می‌دانند! نمی‌دانم این‌چنین چیز شگفتی٬ طنز نام دارد یا تراژدی یا کمدی یا ...! اما این را می‌دانم که این کار٬ یک موج‌سواریِ ا‌ست که بسیاری٬ از آن غافل‌اند! احمدی‌نژاد٬ با رندی و فریبندگی خاصی٬ خود را سخت ناساز با رَوَند و شَوَندِ این ۳۰ سال جا زده است و این‌گونه٬ دارد رأی جمع می‌کند! گویی این آدم٬ در این ۳۰ سال٬ در کره‌ی مریخ زندگی می‌کرده است! و انگار نه انگار که خودِ این آدم٬ زمانی استاندار و سفره‌خوار و مداحِ سفت و سختِ هاشمی بوده است! هواداران‌اش نمی‌دانند و نمی‌فهمند که این کار نامزدشان٬ تف‌کردنِ سربالایی‌ست!

به آقای احمدی نژاد بگویید این بودجه مال کیست؟

سلام.من دامپزشکم.در پاسخ به اقای احمدی نژاد می خواهم بگویم sms های دامپزشکی به شماره 30009509000000 برای دیدن برنامه ایشان پیغام میدهد در طول مدت انتخابات.این بودجه مال کیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آقای رضایی اینها کاغذ باطله است

1-در مناظره ها قبلي احمدي نژاد يك دسته كاغذ را نشان ميداد كه اين اتهامات وارده به دولت است يا موارد ديگر كه مطمئنا" آنها كاغذ باطله و يا مطالب بدرد نخور است كه دكتر بايد آنها را درخواست كرده و بررسي كند و اگر خلاف واقعه بود آن را براي مردم بخواند.

2- از احمدي نژاد سوال كند پول تبليغات او از كجا است و چرا روزنامه ايران كه دولتي است بر خلاف اساس اخلاق و قانون از ايشان دفاع مي كند.

3- در مورد تورم قيمت گوشت را كه در سال 84 چهار هزار تومان بوده و حالا يازده هزارتومان است كه عملا" در هر سال 25% تورم داشته تمام آمار دكتر را زيز سوال مي برد.

4- در مورد فرهنگيان و كاركنان دولت چرا دولت حكم عدالت اداري را اجرا نكره و با تورم حقوق آنها را افزايش نداده با ارائه مدرك.

به ستاد آقای رضایی دسترسی ندارم

لطفا اگر امکان دارد به دکتر بفرمایید با توجه به بهره برداری از استقبال مردم از احمدی نژاد در میدان امام اصفهان ایشان در ابتدای مناظره رو به دوربین به مردم اصفهان و شیراز بگویند بروند از شرکت رجاء بلیط قطار اصفهان - شیراز را بخرند ببینند امکان فروش بلیط وجود دارد اگر بلی زمان آن چه موقع هست.

توضیح طرحها باید به زبان بسیار عامیانه باشد و در رد آمارهای احمدی نژاد تلاش نمایند نخبگان جامعه و اقتصاددانها حتی روزنامه اقتصادی خوانها مغالطه و بازی با اعداد را می فهمند مشکل عوام جامعه هستند.

در مقوله سهام عدالت دریافت کنندگان سهام عدالت توجه کنند که سالیانه کسری از مبلغ سهام به دولت بدهکار می شوند و باید بدولت پرداخت نمایند و این 80000 تومان فقط برای خریدن رای است و باید توجه کنند که آیا سبد سهام آنها سودده هست؟ و اکنون ارزش آن چقدر است؟

موارد بسیاری از این دست می توان بیان کرد لیکن نمی دانم ایشان تا چه اندازه صلاح می دانند که مطرح شود برای مثال می توان از اقوام ایشان که هم اکنون دارای پست می باشند و اتفاقا بصورت چارت با اسامی و عکس در اینترنت توزیع شده استفاده نمایند.

تأملی در آمار و ارقام ارائه شده توسط آقای احمدی نژاد

نوشتار حاضر در حمایت و نفی هیچ‌یک از نامزدهای انتخاباتی نیست، بلکه نکاتی در خصوص نحوه عرفی تشخیص صحت یا سقم آمارهای ارائه شده توسط دکتر احمدی نژاد است. آمارهای ارائه شده تماماً توسط نهادهای دولتی، سازمانها یا معاونتهای وابسته به دولت تهیه و ارائه گشته است، بنابراین نگارنده با این پیش‌زمینه به نکاتی در این خصوص اشاره خواهم نمود:

برای تشخیص اینکه یک آمار چند درصد با واقعیت منطبق است باید آنها را با اوضاع و احوالها و شواهد موجود در جامعه سنجید. تشخیص کم و زیاد بودن گرانی، تورم و بیکاری را نمی‌توان با کشیدن استوانه‌های آماری تشخیص داد. آمارهای ارائه شده زمانی می‌تواند مورد اطمینان مردم قرار گیرد که با آنچه مردم در حدود کاری و نیازهای خود در جامعه می‌بینندو لمس می‌کنند منطبق و سازگار باشد. اما آیا به واقع مردم می‌توانند باور کنند که در 4 سال دولت نهم تورم یا همان افزایش بی‌رویه قیمتها کاهش یافته؟ آیا می‌توانند باور کنند که مسکن ارزانتر شده؟ آیا برای آنها قابل تصور است که بیکاری کم شده؟ چند درصد جوانان بیکار در دولت نهم صاحب کار شدند و چند درصد شاغلان، بیکار شده اند؟

اکنون به گوشه‌ای از وضعیت موجود در جامعه اشاره می‌کنیم تا ببینیم آیا تورم و بیکار و امثالهم کاهش یافته یا افزایش گشته است؟
نگاهی گذرا به قیمت اجناس و کالاها، رجوع جوانان به شغل‌های کاذب و بیکاری روز افزون، اخراج کارگران کارخانه ها به دلیل کاهش تولید و نبود بازار مناسب و افزایش هزینه تولید، عدم تخصیص بودجه کافی به پروژه‌های ناتمام مانند پروژه‌های گازی در عسلویه و در نتیجه بیکار شدن افرادی که تحت پیمانکاری فعالیت می‌کردند و صدها مورد دیگر که هیچکدام با آمارهای ارائه شده توسط دکتر احمدی‌نژاد سازگاری ندارد. پس باید به کدام مورد را باور کرد؟ آمارهای که رئیس جمهور ارائه داده یا این همه نابسمانی که مردم آنها را به‌طور ملموس چشیده‌اند؟

برای اثبات گرانی و تروم بی‌سابقه در دولت نهم در مقایسه با بیست و شش سال از انقلاب، به هیچ مدرک و سندی یا به هیچ استوانه و آماری نیازی نیست. قیمت مسکن که چندین برابر شده و از مرز تورم 100 در صد گذشته، قیمت میوه جات که آنهم چند برابر شده، قیمت گوشت، قیمت سرسام‌آور برنج، قیمت لبنیات، یا بطور مثال قیمت 100 گرم حلوا شکری در سال 83 تنها 150 تومان بود اما در روزهای اخیر به 450 تومان رسده است، قیمت کتاب و مجلات که دقیقاً 2 برابر شده یعنی تورم 100 در صد، افزایش قیمت مکالمات تلفن و پیام کوتاه و ... بسیاری دیگر از کالاها که مردم در حوزه نیاز و فعالیت خود با آنها سرکار دارند.

اما در مقابل قیمت اجناسی که در طول دولت نهم کاهش یافته یا تغییری نکرده از تعداد انگشتان یک دست هم کمتر است. با این وجود چگونه می‌توان باور کرد که در دولت نهم تورم از دولتهای پیشین کمتر بوده است؟

در خصوص درستی یا نادرستی ادعای آقای احمدی نژاد مبنی بر کاهش بیکاری در دولت نهم نیز همین رجوع به اوضاع و احوال جامعه کافی است. بنده فقط به یک نمونه از مشتی خروار اشاره می‌کنم. همه می‌دانیم که دولت نهم در راه‌اندازی و یا تکمیل پروژه‌های گسترده بسیار کم‌کاری کرده است در واقع آقای احمدی نژاد به کارهای کلان و زیر بنایی اعتقادی ندارد و به دلیل همین نگرش بود که بنگاههای زود بازده را تقویت کرد و به کارهای کلان و پروژه‌های دراز مدت کم توجهی نمود. یکی از مصادیق این ادعای ما، کم توجهی بیش از حد آقای احمدی نژاد به بزرگترین پروژه گازی خاورمیانه در منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی در عسلویه است.

 کسانی که در آن منطقه زندگی می‌کنند به خوبی می‌دانند که در زمان دولت آقای احمدی نژاد علاوه بر این پروژه‌های گازی عسلویه توسعه نیافته بلکه با کم توجهی مسئولان و عدم تخصیص بودجه به آنها اکثر پروژه های آنجا کاملاً خوابیده و اغلب پیمانکاران یا به کلی آنجا را ترک کرده یا با اخراج گسترده نیروها و کارگران خود، این کمبود اعتبار و بودجه را تحمل می‌کنند. مردم عزیز باید بدانند که در زمانی که آقای خاتمی پارس جنوبی را به آقای احمدی نژاد تحویل داد، حدود 60 هزار نفر در آنجا کار می‌کرند و چون هر روز تعداد پروژه‌ها افزایش می‌یافت و فعالیت‌ها گسترده‌تر می‌شد اشتغال نیز در آنجا افزایش می یافت. اما در دولت آقای احمدی نژاد افراد شاغل در پارس جنوبی به حدود 15 هزار نفر رسید یعنی قریب 50 هزار نفر در آنجا بیکار شدند. حال اگر شما این بی توجهی مسئولان را به کل پروژه‌های عظیم کشور تعمیم و عمومیت دهید خواهید فهمید که آیا به واقع بیکاری در دولت نهم کاهش یافته یا افزایش بی‌سابقه داشته است.

 کسانی که در بوشهر زندگی می‌کنند شاهد تجمع اعتراض‌آمیز هزاران نفر از بیکارشدگان پارس جنوبی مقابل استانداری و ... هستند. آیا باز آقای احمدی نژاد همه اینها را انکار می‌کند؟ آیا با این همه شواهد و قرائن می‌توان صحبتهای وزیر نفت را مبنی بر سرمایه‌گذاری کلان دولت نهم در پارس جنوبی باور کرد؟ جز دروغ چه نامی بر این آمارها می‌توان گذاشت؟ اگر قطعی گاز در سالهای میانی دولت نهم را به یاد بیاوریم خواهیم فهمید که آمارهای دولت مبنی بر افزایش تولید گاز در دولت نهم بی اساس و پوچ است. اگر قطعی رنج‌آور و خسارت‌بار برق در سال 87 را به خاطر بیاوریم خواهیم فهمید که آمارهای افزایش تولید برق در دولت نهم فقط در کاغذها و استوانه‌های آماری افزایش یافته نه در نیروگاههای کشور !!!

با این وجود چگونه می‌توان باور کرد آمارها همه درست است و چگونه قبول کنیم بیکاری کم شده درحالی‌که افراد مشغول به شغل‌های کاذب هر روز افزایش می‌یابد و به بی‌سابقه ترین وضع خود در سال‌های پس از انقلاب می‌رسد.
بحث را به درازا نمی‌کشم ولی فقط نکاتی را در خصوص آمارهای دولت نهم می‌گویم. در مطالب پیش، عدم سازگاری این آمارها با شواهد و قرائن موجود در جامعه را بررسی کردیم و در اینجا به نحوه استخراج این آمارها در دولت نهم می‌پردازیم. درست است که آمارهایی که دولت های گذشته ارائه می‌دادند توسط همین نهادهایی ارائه می‌گشته که دکتر احمدی‌نژاد گفته است. اما فرمول استخراج این آمارها و نحوه تعیین آن در دولت نهم با تمامی دولت‌های پیشین تفاوت زمین تا آسمان دارد. دولت نهم برای نشان دادن کاهش تورم، بسیاری از کالاهایی که قیمت آن افزایش بی‌رویه داشته را برای تعیین تورم حساب نکرده و آنها را مورد لحاظ قرار نداشته است.

بدیهی است اگر ملاک تعیین تورم یک سری کالاهای خاص باشد این آمار هیچ نشانه‌‌ای از واقعیت به همراه ندارد. در مورد بیکاری نیز اگر ما همانند دولت نهم دانشجویان را شاغل حساب کنیم یا تمامی کسانی که شغل کاذب دارند را شاغل محسوب کنیم آمار کاهش بیکاری چگونه می‌تواند واقعیت داشته باشد؟ و بسیاری از این آمارها که یا با فرمولهای غلط و نامتعارف تهیه شده یا اینکه کارشناسان دولتی داده ها و اطلاعات غلطی به سازمانهای مربوطه ارائه داده اند که درنتیجه آمارهای نیز غلط و نادرست از آب درآمده است.

تمام امید ما به آقا محسن است.

چه خوب می شود که مشاوران اقتصادی ایشان، او را به آمار های درست استخراج شده از بانک مرکزی مجهز کنند تا در شب ناظره رو دست نخورند،بلکه با تفسیر درست آمار های ارائه شده رو دست بزنند تا هم رأی خود را افزایش دهند و هم جلوی فریب اذهان عمومی را بگیرند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟