جوانان فرشتگان نجات اين کشورند
به گزارش ايرنا، سخنان وي به شرح زيراست:
ملت شريف ايران!
از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاکنون در بخشي از اداره کشور و جامعه تحولات بزرگي صورت گرفته است و اين تحولات موجب پيشرفت هاي عظيم و افتخار آميز و حتي بعضا رويايي بوده بطوري که استقلال و آزادي و جمهوري اسلامي و دمکراسي و دستيابي ايران به اقتدار خود در منطقه جزء آرزوهاي تاريخي ملت ما بوده است.
امروز در منطقه در اين بعد سياسي مقام اول را داريم و در سطح دنيا جزء 10 کشور اول دنيا شده ايم اما بايد اذعان کنم که متاسفانه در بخش ديگري از زندگي و اداره جامعه، ما دچار کاستي ها و مشکلات جدي هستيم.
در حقيقت امروز در کشور ما فقر بيکاري، گراني، سالي هفت ميليون پرونده قضايي، مساله مواد مخدر و نارسايي ها و کاستي ها نشان دهنده يک مشکل جدي در اداره جامعه ما طي 30 سال گذشته است.
دولتهاي قبلي و دولت فعلي زحمات زيادي کشيدند و اصلاحاتي انجام دادند و هر کدام به سبکي و با برنامه اي و با يک تيمي، اما موفقيت هاي آنها مورد رضايت ملت ايران نبوده و زندگي ما در ايران شايسته نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و جامعه و ملت ما نيست.
به نظر مي رسد هم در بخش اول که ما موفقيت هاي بزرگي داشتيم، بايد اصلاحاتي صورت بگيرد که به آن اصلاحات سياسي اطلاق مي کنم و بخش دوم مربوط به اقتصاد و معيشت جامعه است که يک انقلاب اقتصادي و در عين حال يک تحول فرهنگي به موازات آن بايد صورت بگيرد.
همين جا لازم مي دانم عرض کنم که ما براي شعار دادن نيامده ايم و اتفاقا ما براي پايان دادن به شعارزدگي آمده ايم . ما براي پايان دادن به وعده و وعيد آمده ايم. حتي مي خواهم بگويم که ما نيامده ايم همدردي بکنيم ولي کار جدي نتوانيم براي شما انجام بدهيم بلکه ما آمده ايم يک دوره جديد از عملگرايي را در کشور شروع کنيم و بتوانيم با کمک خود شما کارهاي بزرگي انجام بدهيم.
دولت ائتلافي کارآمدي را از همه نخبگان کشور بوجود مي آوريم و اولين کار ما نجات اقتصاد کشور از فقر و بيکاري و گراني و عقب ماندگي ها هست و پس از آن يک جهش اقتصادي را در کشور شروع مي کنيم.
اول اجازه بدهيد من خلاصه اي از مشکلات که کشور را عرض کنم و راه حلهاي خودمان را بدهيم و بعد هم جمع بندي نهايي خدمت شما داشته باشم.
من اطلاع دارم که در بسياري از خانواده ها جوانان بيکار وجود دارد و اين بيکاري در شهرستانها بيشتر است. در بين قشر تحصيلکرده نيز بيکاري زيادتر است. در قشر بانوان اين مساله خيلي وسيع تر است بطوري که 23 درصد بيکاري در اين قشر وجود دارد.
بسياري از مفاسد اقتصادي و اجتماعي و بيماريهاي روحي و رواني از ناحيه بيکاري است و حتي متلاشي شدن خانواده ها از ناحيه بيکاري ها صورت مي گيرد. بي تفاوتي ها و مسايلي از اين دست پيامدهاي بيکاري است. پس ما توجه جدي خواهيم کرد براي رفع بيکاري.
اولين بحث در بيکاري اين هست که فقر زدايي را جايگزين فقير زدايي مي کنيم. در حقيقت ما اين کار را از طريق درخت دادن به مردم و ياد دادن به درختکاري شروع مي کنيم نه اينکه به مردم ميوه بدهيم.
به اين معني که براي مردم ايجاد اشتغال و درآمد مي کنيم. يارانه ها را بسوي توليد و اشتغال سوق خواهيم داد و بنگاههاي موفق را که در توليد، سرمايه گذاري و صادرات موفقيتهاي خوبي طي 10 سال اخير داشتند تمام اينها را ما شناسايي مي کنيم و همه ظرفيتهاي خالي آنها را پر مي کنيم.
يک شيفت اگر هستند سه شيفت خواهند شد و از طرف ديگر بخشهاي توسعه آنها را اولويت خواهيم داد و در حقيقت شايد هزار تا لوکوموتيو و در حقيقت هزار تا خودروي اقتصادي را ما در کشور راه اندازي مي کنيم که عقبه اينها بتوانند واگنهاي وسيعي را در حقيقت به سمت جلو داشته باشند.
از طرف ديگر، افزايش مهارت نيروي کار را مورد توجه قرار خواهيم داد و سرمايه گذاري خارجي را در کشور افزايش مي دهيم و منابع مالي را سعي مي کنيم بسوي اشتغال مولد و پايدار سوق بدهيم.
فهرست خيلي بالاتر از اين است. اجازه بدهيد من فقط تيتر وار بعضي از برنامه هايمان را ارايه بکنم.
مساله بعدي گراني است. من مي دانم که بسياري از مردم ما از گراني ناراحت هستند و قدرت خريد آنها کم مي شود و در حقيقت فقير تر مي شوند. وقتي گراني به وجود مي آيد مردم فقير تر مي شوند.
قدرت رقابت ايران در خارج به دليل گراني ها کاسته شده است. در سال 84 دولت با تورم 1/12 درصدي شروع کرد و در سال 87 به 25 درصد رسيد و اقلام مورد احتياج مردم در اين چهار سال حدودا دوبرابر شد در حالي که درآمد ها دو برابر افزايش پيدا نکرده است.
تورم دنيا در سال 2007 تقريبا 4 درصد بوده در حالي که در ايران 4/18 درصد و در خاور ميانه 10 درصد بوده است.
پس يکي از کارهاي مهم ما بعد از مقابله با بيکاري مساله به کنترل در آوردن اين گراني هست که اولا هزينه هاي دولت را کنترل خواهيم کرد. جلوي فشار دولت روي بانک مرکزي را مي گيريم که مرتب دستور بدهد پول چاپ شود و اين پولها به جامعه تزريق و اقتصاد را متورم کند.
فشار دولت روي بانک ها را کاهش مي دهيم و شوراي عالي پول و اعتبار را مجددا خيلي قوي تر تشکيل خواهيم داد و تلاش خواهيم کرد تا از سياستهاي انبساطي جلوگيري و هزينه هاي دولت و حجم دولت را متعادل کنيم.
مساله بعدي مسکن است و مشکل سوم ما در حقيقت مسکن است. مسکن در ايران مساله بسيار مهم است ولي مردم قدرت خريد را ندارند و در همه دنيا بانکها 70 درصد به خانوارها مي دهند و آنها با 30 درصد هم که خودشان پول جمع مي کنند مي روند در حقيقت خانه مي خرند و در ايران بانکها حدود 38 درصد در حقيقت مردم را تامين مي کنند و اين مساله باعث شده که در حقيقت در ايران بعضي از اقشار بايد 50 برابر حقوق سالانه خود را يعني به اندازه 50 سال کارشان کنار بگذارند تا بتوانند خانه بخرند در حالي که متوسط نرم دنيا 7 تا 10 سال حقوق سالانه خود را کنار بگذارند مي توانند صاحب خانه شوند.
ما تسهيلات را حتما اضافه مي کنيم و يکي از دلايلي که توجه داريم اين است که مسکن نه تنها مشکل رفاه مردم را حل مي کند بلکه کاهش بيکاري و حتي کاهش تورم هم خيلي موثر است و البته به شکلي که ما عمل خواهيم کرد. زيرا که مسکن در حقيقت مي توانيم بگوييم به 360 صنعت در کشور وابسته است. سيمان ، فولاد، کاشي، شيشه و حدود 360 صنعت وصل است به مسکن.
مسکن مثل لوکوموتيوي مي ماند که 360 واگن به آن وصل است و هر واگني مثل فولاد سازي شما در نظر بگيريد و يا سيمان چقدر کارگر و اشتغال دارد بنابر اين وقتي ما مشکل مسکن را حل و فعال مي کنيم با يک تير سه نشان مي زنيم. اشتغال افزايش مي دهيم گراني را کم مي کنيم و مسکن مردم را در حقيقت تامين مي کنيم.
مساله بعد جهانگردي و ايرانگردي است. جهانگردي و ايرانگردي حدود بيش از 50 صنعت به آن متصل است و در سال 2008 800 ميليارد دلار در آمد اين صنعت در دنيا بوده و سهم ترکيه 20 ميليارد دلار بوده و ايران زير يک ميليارد دلار بوده است. در حالي که در ايران مناطق طبيعي و ميراث باستاني ، مساله سلامت و انواع توريسم ها وجود دارد که ما اينها را فعال خواهيم کرد و ما يکي دو تا از استانهاي ايران را تبديل به توريسم سلامت خواهيم کرد بطوري که حتي از شيوخ و حاکمان اطراف ايران که آدمهاي بسيار پولداري هم هستند بيايند و هم در حقيقت ايرانگردي داشته باشند و هم سلامت شان را در ايران پيدا کنند و بجاي اينکه به پاريس بروند ودر حقيقت در اروپا مشغول شوند.
مساله بعد مساله بازار پول است که ما بازار پول را در حقيقت سر و سامان خواهيم داد و تلاش مي کنيم که اين بازار از اين حالت محدود شدن اش بيرون بيايد و بازار پول ايران واقعا محدود است و سرمايه هاي خارجي بيشتري را ما وارد کشور خواهيم کرد.
مساله ديگر مشکل کسب و کاراست. کسب کار مثل جاده اي مي ماند که اتومبيل بايد در آن حرکت کند وقتي محيط کسب و کار آماده نباشد مثل اين است که شما خودرو را در يک محيط سنگلاخي مي خواهيد عبور دهيد. حالا البته محيط ايران سنگلاخي اينقدر نيست اما اتوبان در حقيقت آسفالت شده چند بانده هم نيست که اتومبيل هاي اقتصادي ايران بخوبي در آن تردد کنند.
ما تلاش خواهيم کرد که محيط کسب و کار ايران را حل بکنيم . اطلاع داريم بسياري از بنگاههاي ايران در حال ورشکستگي هستند. شرکتهاي قند و نساجي در ايران تقريبا مي شود گفت از کار افتاده اند. نمي خواهم ليست بياورم - ليست خيلي فراواني من دارم که چگونه در اکثر نقاط کشور بنگاههاي ايراني با مشکلات جديد مواجه هستند حتي بسياري شروع کردند به اخراج کارگران خود و آن هم عمدتا سراغ کارگران قرادادي بعضا تا 10 سال هم کار مي کنند ولي باز هم قراردادي هستند و در اولين نوسان اينها را اخراج مي کنند.
يک عده از بنگاه داران به من گفتند که دولت در اين شرايط به کمک ما نمي آيد و بعضي وقتها هم وزارتخانه هم يک پس گردني در حقيقت به ما مي زند و اين خيلي حرف بدي است که بنگاههاي پيشروان اقتصاد ايران نسبت به دولت چنين ذهنيتي پيدا کنند. رفتار و عملکرد سازمان هاي مالياتي گمرک و تامين اجتماعي و وزارت کار همراه با يک اقدامات حمايتي از اقتصاد در اين شرايط بحراني بايد باشد در حقيقت نيز امنيت سرمايه گذاري را ما تامين مي کنيم و از محيط کسب و کار و مراحل تشکيل تا ثبت و ساير تسهيلات را افزايش مي دهيم و ريسکهاي سرمايه گذاري را پايين مي آوريم و سعي مي کنيم صدور مجوز ات کمتر از يک ماه صورت بگيرد و اصل و فرع سرمايه و بازدهي سرمايه ها را بخصوص سرمايه گذاري خارجي تضمين مي کنيم.
مساله بعد عدالت اجتماعي و سلامت و از اين قبيل است. در اين رابطه هم شعارهاي زيادي داده شد ولي ما امروز به جامعه ما که چه وضعي داريم من وقتي که اخيرا به بندر عباس رفته بودم ضمن تشکر از مردم خوب آنجا، به من گفتند در ميناب همين الان که شما داريد اينجا صحبت مي کنيد هزار نفر از بانوان ما صف گرفته اند در کميته امداد يک چيزي بگيرند و حقيقتا اين باعث ناراحتي انسان مي شود و در همان وسط صحبت بغض من گرفته بود و واقعا خودم را کنترل کردم چون خبر ناگهاني به من دادند و يک يادداشتي داده بودند.
چرا عزت و کرامت مردم ما ريخته شود، ما بايد کاري کنيم از اين مسايل بيرون بيايم. مساله سلامت 70 درصد هزينه هاي سلامت را خود مردم مي دهند در حالي که در دنيا برعکس است . ما سعي خواهيم کرد که موضوع را برگردانيم و هزينه هاي سلامت مردم را کم کنيم. کيفيت خدمات درماني پايين است افزايش خواهيم داد . هر سال حدود 70 تا 80 هزار تا مردم در تصادفات کشته مي شوند و جان مردن براي ما مهم است و تلاش خواهيم کرد اين حادثه بطور جدي جلوگيري کنيم.
بيماريهاي رواني جامعه ما افزايش پيدا کرده که آثار در حقيقت جسماني دارد و مابيمه ها را عمق مي دهيم و گسترده و فرا گير مي کنيم و در ضمن بيمه هاي مکملي يکساني را برقرار خواهيم کرد.
مساله بعد فرهنگ. در فرهنگ خيلي در کشور ما واقعا شعار داده شد اما من فکر مي کنم يکي از بخشهاي مظلوم کشور ما مساله فرهنگ است. بعضا دولت ها فرهنگ را از سر خود بازکردند و به عهده مقام معظم رهبري انداخته اند و عدم استفاده از ظرفيتهاي فرهنگي رهبري و عدم استفاده از ظرفيتهاي روحانيت و حوزه هاي علميه در حقيقت بعضا بدتر از اين که فرهنگ را مي آيند سياسي مي کنند و ارشاد ، ورزش ، آموزش و پرورش را اينها کارهايي نيست که بايد سياسي شود.
فاصله افتادن بين دولت و مراجع شروع خرافات در کشور و بي اعتنايي و کم توجهي به فرهنگيان و هنرمندان و نويسندگان اينها مسايل کمي نيست و نشان مي دهد که ما در مساله فرهنگ بايد توجه اساسي داشته باشيم و اولا من تلاش خواهم کرد همه ظرفيت هاي فرهنگي مقام معظم رهبري که خودش يک فرهنگي شناس و يک شاعر هنرمند است و اقشار بسياري از فرهنگيان را مي شناسد و از ظرفيتهاي حوزه عليمه استفاده خواهيم کرد و رفع مظلوميت مي کنيم با حمايت هاي درست و صحيح از هنرمندان، نويسندگان و علما و مراکز نهادهاي فرهنگي. به فعاليت هاي فرهنگي ميدان مي دهيم و دولت را از دخالت در امور فرهنگي باز مي گذاريم و برعکس دولت حامي و نظارت گر شود و کار آمدي نهادهاي فرهنگي را بالا مي بريم.
مساله بعد بانوان است. بانوان حقيقتا بانوان ايران يک قشر کم انتظاري هستند در حالي که افراد بسيار با سواد و تحصيلکرده در سالهاي اخير در بين آنها پيدا شده و اين قشر عظيم دچار مشکلاتي هستند و اولين مساله ايفاي حقوق آنها شناساندن حقوق آنها همه افراد جامعه و حتي خودشان هست. مساله خانه داري کمتر از بيکاري نيست که ما براي بيکاري بيمه قايل مي شويم و براي خانه داري بيمه قايل نمي شويم و از طرف ديگر چرا خانه داري يک شغل نباشد و حق عائله مندي را به علاوه کمکي که دولت به آن اضافه خواهد کرد مي تواند پاداش خانه داري باشد و ما سعي مي کنيم که بانوان را انشاء الله توانمند بسازيم در سطح اداره کشور آنها را دخالت بيشتري بدهيم و نظام تصميم سازي و تصميم گيري نهاد هاي کشور را از بانوان برخوردار بکنيم و آنها هم مشارکت بکنند من نمي خواهم بگويم آن کارها را بگيريم از مردها به زن ها بدهيم من چنين نظري ندارم اما بعضي از وقتها هيچ نظر خواهي از بانوان در تصميم سازي و تصميم گيري نمي شود. حق انتخاب آنها را ما افزايش بدهيم.
اما در مساله ورزش که حقيقتا بعضي از وقتها انسان در مقابل باختهايي که ما در سطح منطقه مقابل عربستان و کشورهاي ديگر پيدا مي کنيم، انسان شرمنده مي شود با وجود قهرمانان بزرگ و متخصصان بزرگ ورزش، کارشناسان و تحصيلکره ها و داوران و بازيکنان و باشگاههاي خوبي که در ايران هست و هواداران خوبي که در ايران هست نتايج ورزش کاملا ضعيف بوده و من فکر مي کنم ورزش چهار رکن دارد.
يکي ورزش پرورشي که مربوط به آموزش و پرورش است. ساعات کم هست و ما ساعات ورزش را در مدارس بالا مي بريم و يکي ديگر ورزش همگاني هست که کمتر از 10 ميليون در ايران ورزش مي کنند در حالي که حداقل بايد 50 ميليون ما از مردم ورزش همگاني داشته باشند. مساله ورزش قهرماني هست که ما بايد به فکر بهبود و اصلاح کمک به شکل گيري باشگاههاي ورزشي باشيم و باشگاه داري در ايران قريب 60 سال تاريخ دارد ولي دريغ از يک باشگاهي که از نظر منابع امکانات وسايل ورزشي ميدانهاي ورزشي در سر جاي خودش باشد. ماطبق سياستهاي اصل 44 کليه باشگاههاي دولتي را به خود بازيکنان ، مربيان ، داوران و بخصوص تحصيلکرده هاي ورزشي مي دهيم و 50 درصد آن به آنها واگذار مي کنيم و 50 درصد ديگر را مي توانند بفروشند و پول اين را دولت مي گيرد و در يک صندوق تامين نيازهاي ورزش مي گذاريم که صرف خود ورزش خواهد شد.
در رابطه با امنيت ما، امنيت فراگير و همه جانبه در اقتصاد در اجتماع و در مرزها و در کوچه و خيابانها به وجود مي آوريم و از طرف ديگر به کشاورزان و روستائيان که بر اثر خشکسالي و همچنين واردات بي رويه کالاهاي کشاورزي که در سالهاي اخير صورت گرفته يک آسيب جدي واقعا به ما کشاورزي وارد شد.
من اخيرا به خراسان رفته بودم يک صنف کشاورزان چغندرکار آمدن پيش من و توضيح دادند که چطور طي چهار سال گذشته کشاورزان ما 85 هزار نفر بودند به 26 هزار نفر تقليل پيدا کرده اند. اکثر کارخانجات قند تعطيل شده و همين مساله را ما در برنج چاي و بسياري از اقلام قديمي و سنتي کشاورزان ما دارم مثل مرکبات ما در تعرفه ها تجديد نظر خواهيم کرد.
در سياست خارجي تنش ما را با کشورهاي منطقه افزايش دادند. ما سعي خواهيم کرد اين تنش را کاهش بدهيم و طرحي که داريم اين است که يک همگرايي آسياي جنوب غربي را تشکيل دهيم و در حقيقت يک گفتمان روشني با منطقه خواهيم داشت. آنها را از ما ترسانده اند و به آنها گفته اند ايران دارد همه جا را مي گيرد و بمب اتم هم مي سازد و مي خواهد فردا بزند سر شما و ما بايد آينده روشن و شفافي را با کشورهاي منطقه تعريف کنيم و آن هم تشکيل يک اتحاديه آسياي جنوب غربي است که با کشورهاي همسايه انشاءالله طبق سند چشم انداز ما انجام خواهيم داد.
در رابطه با غرب که گام دوم سياست خارجي ما است، ما از نيازي که امروز غرب به ايران پيدا کرده حداکثر استفاده را مي کنيم و از موضع عزت و از موضع اقتدار و اين نيازي را که غرب به ايران پيدا کرده به نفع منافع ملي مان استفاده مي کنيم. گام اول برداشته شده و آقاي اوباما گفته که ما خواهان تغيير هستيم و مقام معظم رهبري فرمود اگر شما تغيير پيدا کنيد ما هم تغيير مي کنيم.
اين اصل و آن سياست کلي حل شده و حالا براي اجرا شدن اين سياست کلي ما معطل نمي مانيم که آنها فردا بگويند ايراني ها جلو نيامدند و از اين يک بهانه اي درست کنند چالش و تنشي را در منطقه درست کنند چون هميشه دمکراتها هر وقت آمده اند يک جنگي را بعد از يک مدتي درست کردند مثل بالکان و خيلي از جاهاي ديگر و ما از موضع قدرت يک طرح تغييرات متقابل را به آنها پيشنهاد مي کنيم که اگر خواهان حرکت عدالت آميز هستند و از موضع برابر، تست خواهند شد و آن موقع معلوم مي شود آيا اين دستي را که به جلو دراز کردند همانطور که مقام معظم رهبري فرمودند آيا اين چدني است که مخمل روي آن را گرفته و يا نه يک دستي هست که در حقيقت بر اثر تجربه تاريخي و شکستهاي پي در پي که آمريکا به آن وارد شده آمده اند، حالا سر عقل آمده اند و مي خواهند يک کاري انجام بدهند.
مسايلي ديگري هم البته در داخل داريم مشکل سربازي را داريم که من قبلا عرض کردم با مجوز از مقام معظم رهبري و همچنين قانون مجلس ما سعي مي کنيم يک تلفيقي بين سربازي اجباري و همچنين سربازي داوطلبي درست کنيم که بيشتر يک سال سربازي اجباري نباشد و شغل سربازي را در حقيقت يکي از شغل هاي رسمي کشور در خواهيم آورد و مشکل شهريه دانشجويان را اينگونه حل خواهيم کرد. که يک وام شهريه دانشجويي درست مي کنيم بصورت قرض الحسنه به دانشجويان دانشگاههاي غير دولتي داده مي شود و طرف دانشگاه آزاد و پيام نور و غير انتفاعي بانک است.
ما به بحرانهاي آينده هم توجه داريم. بحران مالي غرب هنوز جلوي روي ما هست، مساله نفت را مي فهميم چيست و دولت در سال آينده 20 هزار ميليارد تومان کسري بودجه دارد . صندوقهاي تامين اجتماعي در سال آينده با بحران مواجه هستند و مشکلات بانکي را شناسايي کرده ايم و سعي خواهيم کرد که انشاءالله اينها را در يک برنامه مفصل عملياتي ما دنبال کنيم. من دوباره مي خواهم اينجا تاکيد کنم ما شعار نمي دهيم. ما براي اجراي يک برنامه جدي آمده ايم به صحنه و دنبال اين هستيم که يک تيم قوي اجرايي و هماهنگ را در اداره کشور به کار بگيريم .
در حقيقت ما از همه ظرفيتهاي قانون اساسي استفاده خواهيم کرد و از همه ظرفيتهاي رهبري و روحانيت استفاده خواهيم کرد. ما از همه اقوام ايراني در ساختن ايران استفاده خواهيم کرد يک بار ديگر آن حوادث افتخار آميز دهه اول انقلاب که همه اقوام مشارکت داشتند را به صحنه مي آوريم.
دولت ائتلافي ما در حقيقت دولت نخبگان دولت ائتلاف از دولتمردان کارشناسان هست. ما دولت را نسبت به مجلس پاسخگو مي کنيم و من قبول ندارم که دولت در مقابل قانون در حقيقت قلدري بکند و اين قلدري ها در آينده ممکن است به يک استبداد خطرناک کشيده شود و ما قوه قضاييه را تقويت مي کنيم و قوه قضاييه نياز به تقويت دارد و ما البته يکپارچگي را حفظ مي کنيم، در عين حال استقلال قوا را هم در حقيقت خواهيم داشت.
با اين حساب نکات ديگري هم هست که خيلي طول مي کشد و مفصل است مثل کاهش حجم دولت راداريم و تقويت مديريت هاي محلي و شوراهاي شهر را داريم و تشکيل9 منطقه فدرال اقتصادي داريم و ما مسايل سياسي دفاعي و امنيتي را متمرکز اداره مي کنيم اما مسايل اقتصاد تجارت علم فناوري ها را بصورت غير متمرکز پيگيري خواهيم کرد و ما کل کشور را تقسيم کار ملي مي کنيم .
من براي تک تک استانهاي کشور برنامه دارم بطوري که در يک تقسيم کار ملي همه فعاليتها با هم ديگر ما را به چشم انداز برساند. ما نمي توانيم صنايع تکراري را در همه جا ها داشته باشيم و هر منطقه اي داراي يک مزيت هست و ما از آن مزيت استفاده مي کنيم و شايد حالا بعضي ها بگويند شما چرا اين مثال را مي زنيد و من مي خواهم براي اينکه بگويم که چقدر ما دقت کرديم.
مثلا استان زنجان را استعداد فوق العاده اي در علم و فن آوري دارد و اگر 4 تا 5 سال تمرکز بدهيم که اين استان يکي از مراکز علم و فن آوري در ايران شود شما خواهيد ديد که در کل منطقه اين نمونه خواهد بود. براي گيلان براي آذربايجان و خراسان و خوزستان و براي کرمان و کرمانشاه و ايلام و تمام اين استانها ما يک برنامه خاص خودش را داريم متناسب با ظرفيتهاي انساني فرهنگي و تاريخي آن جا و تمام اينها با هم ديگر در حقيقت ما را به اهداف چشم انداز خواهند رساند. يا در حقيقت در بعد مسايل فرهنگي. سووال من از شما مردم عزيز اين است چرا ما نمي توانيم آن انگيزه هاي فداکاري و تلاش جهاد را در عرصه اقتصاد هم وارد بکنيم بله اقتصاد جنگ نظامي ندارد اما آيا بيرون کردن فقر و بيکاري و گراني از اين کشور کمتر از آزاد سازي خرمشهر است.
ما داريم به سوم خرداد نزديک مي شويم من همين جا لازم مي دانم که عرض ارادت خودم را به همه خانواده هاي شهدا و ايثارگر اني که آن حماسه بزرگ را آفريدند اعلام بکنم و بگويم که اگر ما مي خواهيم در بعد اقتصاد و فرهنگ هم مثل بعد سياسي تبديل به قدرت اول منطقه شويم و در دنيا جزء 10 کشور اول شويم همان روحيات ايثارگري و فداکاري و همان روحيات صداقت و همان روحيات برادري و همان روابط عاطفي و معنوي که در آنجا داشتيم بايد بياييم در اقتصاد چرا نتوانيم (اين روحيات را ) بياوريم اما در بعد اصلاحات سياسي هم همين طور شما ببيند چقدر در مورد حقوق شهروندي صحبت کردند چقدر در مورد آزادي هاي سياسي صحبت کردند اما دريغ از يک قانون جامعي که در مجلس تصويب شود.
چطور مي شود از نيروي انتظامي وزارت اطلاعات و قوه قضاييه خواست که دقيق طبق قانون عمل بکنند اما قانوني براي حقوق شهروندي نباشد. ما يک قانون جامع حقوق شهروندي و آزاديهاي سياسي را تدوين مي کنيم و تصويب و بعد مي آييم تمام کارگزاران کشور را که درگير با اين مسايل هستند آموزش مي دهيم و بعد هم يک نيروي نظارتي درست مي کنيم آن موقع شما خواهيد ديد که چگونه مردم ما در امنيت کامل از آزادي هاي خود استفاده خواهند کرد.
آن موقع شما خواهيد ديد که کوچکترين فردي وارد حريم خصوصي کسي نمي شود و ديگر نيازي هم به سر و صدا و داد بي داد ندارد از جمله اين کارهايي که خواهيم کرد اين است که گشت ارشاد را من دوقسمت مي کنم يک بخش آن مبارزه با اشرار و چاقوکشان و لاتها در خيابانها که زن و بچه مردم در نا آرامي بسر مي برند اجازه مي دهيم نيروي انتظامي وظيفه خود را ادامه دهد و دست آنها را هم من مي بوسم و تشويق هم مي کنم و هزينه هاي اين کار را هم مي پردازم.
بخش دوم که مربوط به فرهنگ است نه اينطور نيست ما فرهنگ را غير امنيتي مي کنيم ما فرهنگ را غير سياسي مي کنيم فرهنگ وارشاد که نبايد امنيتي شود. ارشاد را مي سپاريم به دست فرهنگيان و حتي غير دولتي هم مي کنيم ما کم فرهنگي دانشمند و انديشمند و انسانهاي بزرگواري نداريم که از آنها استفاده نکنيم براي پالايش فرهنگي جامعه خود و ارشاد به معناي فرهنگ، فرهنگ غير سياسي و فرهنگ غير امنيتي در کشور انشاءالله توسعه پيدا خواهد کرد.
اما آخرين بحث من مساله جوانان است. جوانان عزيز شما فرشتگان نجات اين کشور بوده ايد امروز من نمي خواهم بگويم خداي نکرده ما دچار يک مشکلات غير قابل حل هستيم نه من که عرض کردم چه افتخارات بزرگي ما داريم و ايران امروز قدرت اول منطقه و جزء 10 کشور اول دنيا است اگر ماهواره و موشک داريم مال سوم خرداد است امروز ما نياز داريم جوانان عزير به صحنه بيايند و به ما کمک کنند و بعد از گرفتن دولت انشاءالله يک انقلاب اقتصادي و يک تحول فرهنگي و اصلاحات سياسي انجام بدهيم و شما بايد به صحنه بيايد و شما مشکل نيستيد شما مشکل گشا هستيد و شما تهديد نيستيد شما فرصت هستيد.
ما يک بار ديگر به شما نياز داريم شما. به کمک مابياييد و من از همه شهروندان عزيزي که از من در اين استانها استقبال کردند تشکر مي کنم و از روحانيت و مراجع هم متشکرم که مرا به حضور پذيرفتند.
برای رضایی متن کامل میزارید و طبقه بندی میکنید!





