وضعيت نگرانكننده فوتبال ايران
ماجراهاي اخير حاشيهاي در فوتبال ايران و دور جديد اين اتفاقات كه تعدادي از نقاط بارز آن در تيم استقلال (به رغم قهرماني اين تيم در ليگ) و همچنين كنارهگيري محمد مايليكهن از سمت سرمربيگري تيم ملي به چشم خورد، پرداختن هر چه بيشتر به اين مساله را الزامي كرده است و بيش از هر زماني بايد اين موضوع را جدي گرفت.
به نوشته جام جم، بعد از اينكه برخي از قديميهاي استقلال تهران سرمربي فعلي اين تيم را متهم به تباني در ايام كارش در استقلال اهواز كردند و به محض اينكه ديدند هوا پس است حرفهاي خود را پس گرفتند و كميته انضباطي قول رسيدگي به اين موضوع را داد كه متاسفانه برخورد قاطعي را با اين مساله شاهد نبوديم. درست است كه زرينچه و نوازي جريمه نقدي و سپس حدود 6 جلسه محروم شدند، اما در عمل برآورده كردن خواسته آنان بود، زيرا وقتي آنها ديدند كه ماجرا بسيار بزرگ شده و قادر به رو كردن مدارك محكمهپسند نيستند؛ تشخيص دادند كه بهتر است حرف قبليشان را انكار كنند و طبق معمول به گردن مطبوعات بيندازند و با يك جريمه نقدي و محروميتهاي سبك، سر و ته قضيه را هم بياورند.
حال آنكه اگر ادعاي آنان نادرست بوده باشد، بهرغم گذشت امير قلعهنويي از موضوع بايد برخورد شديدتري با مساله صورت ميپذيرفت. با اين حال، موضوع ناآراميها و حاشيههاي اخير به مساله فوق ختم نميشود و هجوم كلامي هواداران همان تيم (استقلال) به مربي سايپا در ديدار اخير دو تيم در ورزشگاه آزادي چنان شديد بود كه مايليكهن حتي از خير كار در تيم ملي هم گذشت. بهعلاوه تعداد زيادي از مسابقات و ارتباطهاي اخير در ليگ برتر ايران توسط برخي افراد به تباني و قرار و مدارها تشبيه شده و بازار اتهام و بهتان است كه ميبارد و فرضيه و ادعاي كجروي را در برخي تيمها و نزد بعضي مربيان و بازيكنان شاغل در ليگ مطرح ميكند.
اثبات اغلب اين موارد ناممكن است و بعضي خيال، گمان يا حتي تهمت زدن به جناحهاي مختلف براي از ميدان به در كردن آنهاست، اما متاسفانه برخي موارد نشانگر كجرويهاي احتمالي در كار يا وجود زمينههاي باور آن است و حتي اگر به اثبات نرسد اين را نشان ميدهد كه فضا و محيط مستعد و آماده اين گونه مسائل است و اين براي فوتبال ما بسيار بد است.
با من تماس گرفتند!
محمدرضا كربكندي، سرمربي سابق ذوبآهن و شهرداري بندرعباس كه در هفتههاي آخر فصل تازهپايان يافته ليگ به برق شيراز منتقل شد و قادر به نجات اين تيم از سقوط به دستهاي پايينتر نشد، درخصوص اتهاماتي كه درباره تلاش برخي تيمها و افراد براي تباني در هفتههاي آخر مسابقات ليگ شنيده ميشد، ميگويد: «اينگونه ماجراها براي من رخ داده است، در ليگ چهارم كه سرمربي ذوبآهن بودم، كسي با من تماس گرفت و گفت ميتواند كاري كند كه ما در 5 هفته پاياني ليگ برنده شويم و با پشت سر گذاشتن فولاد به قهرماني برسيم. پرسيدم چگونه؟ و او گفت آدمها و بازيكناني در تيمهاي رقيب ما دارد كه براحتي به ما پنالتي ميدهند يا براي تيم خود به طرق ديگر توليد مشكل ميكنند تا زمينه گلزني و پيروزي ما فراهم شود؛ از من پولي در اين ارتباط خواست و من هم گفتم يك ريال نميدهم و او هم رفت.» حرفهايي از همان قبيل از جانب پرويز مظلومي، مربي مس و سران چند تيم ديگر (از جمله داماش) در هفتههاي پاياني ليگ مطرح شد و حتي اگر تمام اين موارد صحت نداشته باشد، نشانگر مقدمات و طرز فكرهاي ناصحيحي است كه درباره برخي تيمهاي ما و كليت ليگ جريان دارد و شايد هم معدودي از اتفاقاتي كه ميگويند رخ داده باشد!
بذر ترديد
وقتي پاي صحبت برخي از مربيان و مديران باشگاهها بنشيني، راجع به برخي وقايع مسابقات تيمهاي خود تعجب ميكنند. مثلا ميپرسند چرا بسياري از گلها در 5 دقيقه آخر به دست ميآيند؟ يا اظهار شك ميكنند! كه فلان تيم خاص در برابر رقباي آن تيم همانقدر جدي بازي كرد كه در مقابل تيم وي محكم بازي كرد. اينها همه گمان و بدبيني و ترديد است، اما اين خصايل در محيطهايي زايش مييابد كه بذر آن پاشيده شده باشد. متاسفانه در حال حاضر فوتبال ما چنين وضعيتي دارد و به همين خاطر موجب نگراني جدي است.


