در این سفر روحانی میآییم که بر خاک تو بوسه زنیم
ا
ین روزها که تا پایان سال مشغلههای بسیاری داریم و همه دغدغهمان به پایان رساندن زودتر این روزهای شلوغمان است تا بتوانیم به راحتی بار سفر ببندیم و از شهرهای شلوغمان به دامان طبیعت پناه بریم، عدهای هم هستند که بار سفر آسمانی را میبندند که شاید یادآور روزهای شیرین حرکت کاروانهای رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس به سوی جبههها باشد. راهیانی که به سفر نورانی میروند و با گذاشتن همه تعلقات مادی و تمایلات نفسانی در دیار و شهرشان، خود را به منطقههایی میرسانند که در وسعت نور قرار گیرند تا شاید رستگار شوند و به این جهت به ایشان راهیان نور میگویند.
به گزارش «تابناک»، سالهاست در ایام نوروز و تعطیلات گرانبهای آن، که شاید بهترین فرصت برای گردشگری و تفریح باشد، مردمان بسیاری به فکه، طلائیه، شلمچه و مناطقی میروند که جز تلی از خاک و غربت چیزی را نمیتوان یافت. البته این چشم ظاهر بین ماست که غیب را نمینمایاند و آنهایی که پای در این سفر گذاشتهاند، خود بهتر میدانند چهها دیدهاند و شنیدهها دارند.

در این ایام وقتی به پادگان دو کوهه میرسی، آنچه تو را به سوی خود میخواند، حسینیه حاج همت است که هنوز بوی همتها را میتوانی در آن استشمام کنی و وقتی به شب میرسی، صدای ضجههای نیمه شب رزمندگان اسلام را در برابر خدایشان حس میکنی و دوست داری تو نیز با خدای خویش عهدی آنچنان ببندی؛ عهدی که از ازل به آن لبیک گفتیم و وفاداران حقیقی آن بچههای همین مرز و بوم شدند.
و چه حالی دارد گردان تخریب دوکوهه! آنجا که جز یک حسینیه نیمه ساز هیچ نمیبینی، اما به وضوح خود را در برابر حق تعالی قریب المسافه مییابی و سکوهایی که محل چادر عاشقان طریق بودند، امروز سکوی پرتابی برایمان به آسمان میشوند.

آنگاه که به قتلگاه فکه میرسی با ندای آسمانی «فاخلع نعلیک» بیاختیار کفشهای زیبای نوروزت را از پای درمیآوری و خودت را در بهشتی که محمل رجعت «سید مرتضی» شد، درمییابی. بهشت آنجاست که دیگر زرق و برقهای این دنیا نباشد و اگر بدانی آن را در قتلگاه ۱۲۰ شهید فکه خواهی یافت.
نسیم جان نواز کربلای شلمچه تو را به صحن و سرای ارباب میبرد و اگر ذرهای ایمان به غیب داشته باشی، یاران کربلایی امام حسین (ع) را با تمام وجود احساس خواهی کرد و خواهی دانست که هنوز سیطره ما بر مرزهای اعتقادی و جغرافیاییمان، بر وجود این زندگان حقیقی است که پا برجاست.
و اما طلائیه و سه راهی که بالاترین و نزدیکترین محل اتصال به آسمان شد و شهادت زیباترین نامی بود که برای این سه راهی انتخاب شده بود. آری سه راهی شهادت جایی بود که دیگر جا پایی جز پیکر شهدا برای گذشتن از آن نمیتوانست یافت و هر که خواست آسمانی شود خود را زیر پای دیگری قرار داد و این رازی است سر به مهر که گشوده نخواهد شد.

«بسیجی عاشق کربلاست و کربلا را تو مپندار که شهری است در میان شهرها و نامی است در میان نامها. نه! کربلا، حرم حق است و هیچ کس را جز یاران امام حسین (علیهالسلام) راهی به سوی حقیقت نیست... ما سرگردانهای مدار نفس را چه میرسد که از ستارگان کهکشان حسین ـ علیهالسلام ـ سخن بگوییم؟ ما را چه میرسد که از ساکنان حریم قدس و شاهدان محفل قدس سخن بگوییم... کربلا، ما را نیز در خیل کربلاییان بپذیر. ما میآییم تا بر خاک تو بوسه زنیم و آنگاه روانه دیار قدس شویم...».

آری. بیش از این قلم به گزاف نرانیم و چه بهتر که این نقل را از سخنان گوهر بار مقام معظم رهبری بخوانیم و آرزوی توفیق این سفر روحانی را برای همگان از میزبانان حقیقی و استخوانهای بر جای مانده و مدفون در آن سرزمین خواستاریم.
گزیدهای از بیانات مقام معظم رهبری در میان کاروانهای راهیان نور
چرا به دوکوهه آمدم؟
این پادگان «دوکوهه» و سرزمین شاهد فداکاریها، اخلاصها، ایمانها و روحیههای مالامال از امواج صفا و طراوتی است که از جوانان مؤمن بسیجی و فداکار بروز کرده است. از طرفی آغاز سال جدید شمسی و فصل بهار نیز هست. امسال بهار طبیعت که آغاز سال ایرانی ماست با بهار معنویت همراه شده است؛ بجاست این روزهارا از لحاظ تقارن زمانی از جمله پدیدههای کمیاب دوران خودمان به حساب بیاوریم. بنده هم مثل قطرهای در این دریای خروشان به قصد اظهار ارادت و اخلاص به آن دلها و جانها و روحهای پاکی که بعضی شهید شدند و بعضی بحمدالله زندهاند و در این فضا و منطقه آزمایشهای بزرگ صدر اسلام را دوباره تکرار کردند، به اینجا آمدهام.
بعضی انسانها از حقایق غفلت میکنند و بعضی دلهای ناپاک، از غفلت دلها سوءاستفاده میکنند و مقاصد شیطانی و اهداف پلید را در فضای غفلت از حقایق، منتشر میکنند. هر دلی که برای حقیقت احترام قائل است، هر انسانی که برای معنویت، صفا، اخلاص و انسانیت ارزش قائل است، باید این طور مکانها و خاطرهها را همیشه عزیز بدارد. این وظیفه همه ماست و امیدوارم که این تجمع شما برادران و خواهران در این مکان که نموداری از احساسات ملت ایران است پاسخ یاوه گویان را بدهد. (در جمع راهیان نور در پادگان دوکوهه نهم اردیبهشت ۱۳۸۱)
اگر شهدا نبودند... امروز شرکت من در مجموعه زایران خاک خونین شلمچه، برای بزرگداشت یاد و نام شهیدان عزیز و مردان بزرگی است که با خون خود، با جهاد و همت خود، با عزم و اراده خود، نام شلمچه و خرمشهر و خوزستان و ایران را در تاریخ، بلند کردند. ملت ایران در دوره معاصر، هرچه عظمت و عزت در دنیا دارد، به برکت خون رزمندگانی است که در این سرزمینهای خونین، حضور پیدا کردند و جان خود، سلامت و جوانی خود را برای اسلام، برای ملت و میهنشان در طبق اخلاص گذاشتند و تقدیم کردند. ایران، امروز هرچه دارد و در آینده هرچه بدست بیاورد، به برکت خون این شهیدان است. اگر این شهدایی که شلمچه، یادگار آنها واین بیابانهای خونین، حامل نشانههای آنهاست، نبودند، امروز در این کشور، از استقلال ملی، از شرف ملت، از اسلام و از هیچ چیز ایرانی، نشان برجستهای نبود؛ اینها در مقابل دشمن مهاجمی که بدون کمترین ملاحظهای به مرزهای جغرافیایی و مرزهای اعتقادی حمله کرده بود، ایستادند (دیدار با مردم شلمچه هشتم فروردین ۱۳۷۸).
سرزمین مقدس من این سرزمین را یک سرزمین مقدس میدانم. اینجا نقطهای است که ملائکه الهی که شاهد فداکاری مخلصانه این شهدای عزیز بودند، به اینجا تبرک میجویند. اینجا متعلق به هر کسی است که دلش برای اسلام و برای قرآن میتپد. اینجا متعلق به همه ملت ایران است. دلهای همه ملت ایران، متوجه این نقطه، این بیابان و همه این مناطقی که شاهدفداکاریهای جوانها بوده است. شما که اینجا را گرامی میدارید، خوب میکنید؛ آمدن شما و احترام به این نقطه، بسیار بجا و بسیار کار صحیحی است. بنده هم خواستم به ارواح طیبه شهیدان و به نفسهای معطر جوانان مؤمن، تبرک بجویم و به این عزیزان احترام کنم؛ من هم آمدم در جمع شما شرکت کردم (دیدار با مردم شلمچه ـ هشتم فروردین ۱۳۷۸).
همین تربت پاک شهیدان است که تا ابد زیارتگاه عاشقان و عارفان و دار الشفای آزادگان خواهد شد
آنجا(سرزمین نور)جایی که شهدا زمینش را به خونهای پاکشان متبرک کردند قطعه از بهشت است
یاد شهدا گرامی و درجاتشان متعالی
و خوشا به حال مسافران نور



