اعتراف دیرهنگام ولی قابل احترام یک مسئول نفتی
قیمت نفت پس از سخنرانی نخست وزیر رژیم اسرائیل علیه موضوع هستهای ایران در کنگره آمریکا با ۲ دلار و ۲۷ سنت افزایش به ۶۱ دلار و ۸۱ سنت رسید؛ اما این افزایش قیمت نفت باعث نشده که همچنان موضوع کاهش قیمت نفت و آثار و تبعات آن به فراموشی سپرده شود.
به گزارش «تابناک»، در روزهای پایانی سال ۲۰۱۴ میلادی هر بشکه نفت خام، قیمت زیر ۶۰ دلار را تجربه کرد. این قیمت اما در هفتههای آغازین سال ۲۰۱۵ به قیمت زیر ۵۰ دلار رسید. با کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانی، بسیاری از گزارشها و اخبار غیرواقعی و اغراق آمیز، علت این کاهش قیمت غیرمنتظره را بازی دولت عربستان سعودی با هماهنگی آمریکا عنوان میکردند.
علت این کاهش قیمت به معمایی تبدیل شده بود، به گونهای که عدهای در داخل به دلایل سیاسی و تعدادی دیگر بر اقتصادی بودن این کاهش قیمت تأکید میکنند.
در تحلیلهای سیاسی با تأکید بر نقش عربستان و سیاسی بودن کاهش قیمت نفت بیان میکردند که عربستان نقشه کاهش بهای نفت را با افزایش تولید طراحی کرده و در نتیجه بهای نفت به شدت کاهش پیدا کرده است و این روند تا جایی ادامه داشته که امروز بهای هر بشکه نفت به کمتر از ۵۰ دلار سقوط کرد.
در واقع آنها معتقد بودند عربستان و امریکا در توافقی نانوشته تصمیم گرفتهاند با حفظ وضعیت تولید و پایین آوردن قیمت نفت به کشورهای تولید کننده به خصوص ایران و روسیه فشار بیاورند تا بتوانند به اهداف خود در موضوع هستهای برای تغییر مواضع ایران و تغییر در مواضع روسیه در اوکراین دست پیدا کنند.
معتقدان به دلایل اقتصادی بیان میکردند که کاهش سرعت رشد اقتصادی در اروپا و چین، در کنار پیشرفت ایالات متحده در استفاده از تکنولوژیهای جدید در استخراج نفت شیل و مهمتر از آن افزایش تولید نفت عربستان سعودی، عراق و لیبی را مهمترین علتهای سقوط بهای نفت در بازارهای جهانی میدانند.
واکنشهای بلندپایهترین مسئولان دولتی و مجلسی در آن زمان پیرامون دلایل افزایش قیمت نفت نشان میداد تا چه میزان مسئولان بر دلایل سیاسی و به خصوص نقش عربستان در کاهش قیمت نفت تأکید میکردند. در واقع مجموع واکنشهای مسئولان کشورمان نشان میداد که تئوری توطئه غربی ـ عربی خوشبختانه یا بدبختانه تئوری غالب فرض شده بود.
البته این موضوع بدان معنا نیست که تئوری توطئه غربی و عربی به هیچ وجه واقعیت ندارد؛ بلکه این موضوع بخشی از واقعیت است که باعث شد؛ قیمت نفت کاهش پیدا نماید. در واقع عربستان بعد از تحریم ایران با جبران کردن خروج نفت ایران از بازارهای جهانی باعث عدم تغییر در بازار نفت و به صرفه شدن سیاست تحریم علیه ایران شد. این کشور همچنان نیز سعی میکند، سهم خود در بازارهای جهانی حفظ کند و از هرگونه وارد شدن ایران در بازارهای جهانی جلوگیری کند.
از سوی دیگر، کلیدواژه کاهش قیمت نفت و تأثیرات مخرب آن بر کشورهای تولید کننده نفت، موضوعی بود که در همه تحلیلها مخرج مشترک بود. حال آنکه گاه برخی مسئولان کشور در روزهای اخیر در موضعگیریهای عجیب کاملاً برعکس صحبت میکنند و کاهش قیمت نفت را بیاهمیت جلوه میدهند.
این موضع گیریها نشان میدهد بعد از این همه وقت تازه مسئولین به این نتیجه رسیدهاند که این کاهش قیمت نفت در صورتی که برای آن برنامهریزی کرده و آماده بودیم میتوانست در بلند مدت به شدت به نفع کشورمان باشد.
برای مثال سید محسن قمصری مدیر امور بین الملل شرکت ملی نفت ایران در تشریح آخرین وضعیت صادرات و فروش نفت خام ایران، با اشاره به تلاشهایی که برای کسب سهم بیشتر از بازار نفت انجام گرفته است، گفت: «من همیشه تأکید دارم که قیمتهای بالای غیر منطقی نفت در بلند مدت به ضرر تولید کننده است، چرا که با بالا رفتن قیمت بحث تحقیق و توسعه انرژیهای نوین صرفه اقتصادی پیدا میکند و پس از آن تولید این انرژیهای جایگزین است که اقتصادی میشود و این مسائل روی هم میتواند به ضرر تولید کنندگان نفت باشد. بر همین اساس، سیاست کاهش قیمت نفت شاید در کوتاه مدت به اقتصاد تولید کنندگان آسیب برساند اما در بلند مدت باید قیمت را به گونهای دید تا بحث رقابت آن با انرژیهای جایگزین مطرح نشود».
در واقع مدیر امور بینالملل شرکت ملی نفت ایران، نفت ارزان قیمت را به نفع تولیدکنندگان قلمداد میکند. این اظهار نظر در تناقض با همه اظهارات مسئولین در رابطه با اثرات کاهش قیمت نفت بر کشورهای تولید کننده نفت است.
این نکتهای بود که در گذشته تعداد زیادی از اقتصاددانان بر آن تکیه میکردند که تأکید بیش از حد بر موضوعات سیاسی به عنوان دلیلی کاهش قیمت نفت به نفع کشور ما نخواهد بود و از سوی دیگر این تأکید عامل افزایش قیمت نفت نمیشود.
این در حالی است که گناه را به گردن دیگران انداختن و خود هیچ فعالیتی نکردن، یکی از معضلات همیشگی ما بوده است. به همین دلیل، باید از این اظهارنظر این مسئول نفتی که برای اولین بار کاهش قیمت نفت را مفید میداند، حمایت کنیم، زیرا هرگاه جلوی اشتباهی گرفته شود، آغاز پیروزی است.
البته این اظهارنظر نیز نباید بدین معنا باشد که ایران به دنبال کاهش قیمت در بازارهای جهانی است و از حق خود در مجامع بینالمللی استفاده نکند، بلکه ایران باید تمام تلاش خود را انجام دهد که قیمت نفت به یک قیمت منطقی برسد که بتواند منافع تولیدکنندگان نفت را در حداکثر خود حفظ نماید.
بنابراین به رغم تأثیرات منفی کاهش شدید قیمت نفت بر اقتصاد دولتهای رانتیر از جمله ایران، کاهش قیمت نفت میتواند فرصت طلایی میان مدت و بلند مدت برای این کشورها باشد که بتوانند از این کاهش قیمت نفت، بیشترین بهره را ببرند؛ برای نمونه، کشور ما این تصمیم را بگیرد که حتی پس از برداشته شدن احتمالی تحریمها، سهم بودجه از نفت را در میزان یکسوم نگه دارد و اضافه درآمد را صرف سرمایهگذاری در حوزههای مختلف کند؛ آن هم نه فقط استفاده در هزینههای جاری که ثمری برای کشور ندارد.


