صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

خارجی‌های عقب‌افتاده و میهمانی‌های‏ وایبری ما

الان حتی تلفن ثابت خانه هم کارایی‌اش را از دست داده همه برای خودشان تلفن همراه دارند. پیامک که آمد حرف زدن با تلفن همراه هم از رده خارج شد. بعد شد شکلک بازی. این یکی شکلک خنده می‌فرستاد، آن یکی شکلک چشمک زدن. حالا هم که وایبر و هووووه... ببین توی چند سال چقدر پیشرفت کرده‌ایم!
کد خبر: ۴۷۷۸۱۹
| |
9285 بازدید
|
ایران در گزارشی نوشت:

باور کنید ما مدرن‌تر از غرب هستیم نه اینکه حالا شده باشیم، همیشه مدرن‌تر بوده‌ایم. در غرب هنوز برای هم نامه می‌نویسند، حتی یک روز هم به نام «نامه نگاری» دارند که مبادا این رسانه قدیمی و از مد افتاده فراموش بشود، بس که گذشته‌گرا هستند. اصلاً انگار بویی از پیشرفت و جهان آینده نبرده‌اند؛ ایمیل و وایبر و پیامک و چت و فیسبوک هست‌ها، اما هنوز مثل آدم‌های 50 سال پیش برای هم نامه می‌نویسند، مثل  15-10 سال پیش ما به هم تلفن می‌زنند. کارهایی می‌کنند که آدم شاخ درمی‌آورد؛ دوستی می‌گفت فلانی چند وقت پیش فرانسه بودم شب جماعت لحاف تشک آورده بودند کنار پیاده رو جلوی در کتابفروشی خوابیده بودند که به چاپ اول برسند. اینترنت هست ها! باز می‌روند سراغ کتاب. انگار دوره ابن سیناست. الان دنبال هرچیزی که بخواهی بگردی حی و حاضر توی گوگل هست، باز طرف می‌رود انتشاراتی کتاب می‌خرد؛ سبد سبد ها! انگار رفته‌اند شهروند، خیلی عقب افتاده‌اند. تیراژ کتاب توی ایران رسیده به 500 تا؛ کسی کتاب نمی‌خواند. وقتی اینترنت هست، گوگل هست... این اروپایی جماعت هم عقل‌شان پارسنگ برمی‌دارد ها!

ما الان خانوادگی هر شب توی وایبر دوره میهمانی داریم؛ خاله‌ها، عمه‌ها، برادر خواهرها، همه جمع می‌شویم توی وایبر آی می‌خندیم، آی می‌خندیم. توی این ترافیک و گرفتاری رفت و آمد به شهرستان و این چیزها چه‌کاری است که یکسره توی جاده و خیابان باشی؟ من الان یک سال بیشتر است که خواهرم را ندیده‌ام، عوضش گروه درست کرده‌ایم توی وایبر هر شب دورهمی حرف می‌زنیم، جوک تعریف می‌کنیم، می‌خندیم. باور کن بعضی وقت‌ها یادمان می‌رود اصلاً شام خورده‌ایم یا نه، خانم که از وقتی با خانواده خودش گروه درست کرده کلاً از شام و ظرف شستن و این چیزها خبری نیست. خب هرچیز خوبی یک بدی هم دارد.

فلانی یادت هست یک زمانی چقدر کیوسک تلفن توی خیابان بود! دو ردیف 12-10 تایی. کارت تلفن فروشی هم برای خودش کاسبی‌ای بود. یک عده هم می‌رفتند مخابرات توی صف می‌نشستند که نوبت‌شان برسد و زنگ بزنند به شهرستان، بعد دیدند کاسبی خوبی است عده‌ای مغازه‌های‌شان را کردند مخابرات. دو تا سه تا کابین درست می‌کردند و به در و دیوارش موکت می‌چسباندند که مثلاً صدا رد و بدل نشود. 40 سال پیش نه‌ها همین 10 سال پیش را می‌گویم.

بعد همه تلفن همراه خریدند. بعد پیامک آمد. الان حتی تلفن ثابت خانه هم کارایی‌اش را از دست داده همه برای خودشان تلفن همراه دارند. پیامک که آمد حرف زدن با تلفن همراه هم از رده خارج شد. بعد شد شکلک بازی. این یکی شکلک خنده می‌فرستاد، آن یکی شکلک چشمک زدن. حالا هم که وایبر و هووووه... ببین توی چند سال چقدر پیشرفت کرده‌ایم! چند وقت پیش با دو تا چشم خودم جلوی عالی‌قاپوی اصفهان دیدم که دو تا توریست آلمانی روی پله‌ نشسته بودند و مثل بچه‌های اول دبستان که مشق می‌نویسند، داشتند برای آلمان نامه می‌نوشتند. خیلی عقب افتاده‌اند خیلی!

خواننده محترم فکر می‌کنی این حرف‌ها را از خودم درآورده‌ام یا قصد شوخی دارم؟ نه اتفاقاً من هم مثل خیلی‌ها عقیده دارم که ما از غرب پیشرفته‌تریم مخصوصاً در استفاده از رسانه؛ کتاب، تلفن، نامه، اینترنت و این‌جور چیزها. البته در معماری و خراب کردن بناهای قدیمی و ساخت و سازهای مدرن و جدید هم صد البته مدرن‌تر از غربیم اما مثال بارز این پیشرفت را در رسانه می‌توان پیدا کرد. اگر هم به حرف من شک دارید. نوشته بروگش آلمانی را که یک سند تاریخی است بخوانید. کسی که به اتفاق بارون منوتولی در عهد ناصری به ایران آمد تا نخستین سفارتخانه امپراتوری پروس یا همان آلمان را در ایران تأسیس کند. منوتولی هم نخستین سفیر شد که البته در همان نخستین مأموریت هم دارفانی را وداع گفت. بروگش هم در سمت معاون بود و شرق‌شناس و آشنا به زبان فارسی.

آن سال درست زمانی بود که انگلیسی‌ها برای ما تلگرافخانه راه انداخته بودند و مشغول نصب تیرها از تهران به تبریز بودند. بماند که این دستخوشی بود در مقابل اجازه عبور خط تلگراف به هندوستان و کنترل این مستعمره. کاروان منوتولی که به زنجان رسید، وزیر آموزش ما دعوت‌شان کرد که برای صرف ناهار به باغ او بروند. پس از دیدار با مظفرالدین میرزای ولیعهد در تبریز این دومین دیدار با مقامات ایرانی بود.

بعد از صرف غذا جناب وزیر بی‌تابانه منوتولی و بروگش را روی‌تپه برد و تیرهای تلگراف را نشان‌شان داد و با غرور گفت که بزودی «چاپارخانه»‌ها را تعطیل خواهند کرد و فرامین قبله عالم را با تلگراف به تبریز خواهند فرستاد. منوتولی اعتراض کرد که قربان ما «پست» را از روی چاپارخانه‌های شما ساخته‌ایم حیف نیست! وزیر گفت وقتی چنین پیشرفتی حاصل شده چه نیازی به چاپارخانه؟ لابد در دل هم خندیده بود که این چشم آبی‌ها چقدر کم عقل‌اند و بویی از پیشرفت نبرده‌اند. بروگش گفت: «قربان فرامین قبله عالم معمولاً طولانی است و با علائم مورس نمی‌شود آن همه را ارسال کرد.» وزیر گفت: «ما انجام می‌دهیم» بروگش گفت: «ولی قربان پولش خیلی می‌شود» وزیر خندید و پاسخ داد: «پول که مهم نیست. پول داریم، پول زیاد داریم.»

من می‌گویم مدرن‌تر از غرب هستیم شما باور نمی‌کنید. به محض نصب تیر تلگراف به ذهن وزیر ما زد که دیگر بساط چاپارخانه‌ها را برچینند. معنی ندارد نامه را بدهی دست یک سوار که از تهران راه بیفتد برود قزوین اسبش را عوض کند و بتازد تا زنجان و دوباره اسب عوض کند که چه بشود؟ دو روز دیگر نامه برسد به تبریز؟ خب چه کاری است همه را نیم ساعته تلگراف می‌کنی و تمام. واقعاً آدم سر در نمی‌آورد چرا این اروپایی‌ها در عصر ماهواره دست از «رادیو کابلی» نکشیده‌اند! فکرش را بکنید طرف بلند می‌شود می‌رود دفتر رادیو که برای ما هم یک کابل بکشید. یک ذره نگاه‌شان به آینده نیست، همه‌اش پس‌رفت، همه‌اش گذشته.

دست به سردر خانه نمی‌زنند که چی؟ مثلاً مال 400 سال پیش است و گچبری‌ درب و داغانش هنر گوتیک است و از این جور حرف‌ها. مثل ما نیستند که بولدوزر ببریم وسط شیراز یک شبه صاف کنیم. خانه ایلخانی مال ایلخانی بوده به ما چه ربطی دارد. آدم باید نگاهش به آینده باشد. دنیا دنیای آسمانخراش و برج‌های شیشه‌ای است.

حالا داستان دیگری بخوانید از بروگش که موقع ورود به مرز ایران پیش آمد، شبی زمستانی که در گمرک خوابیدند. در اتاقی محقر و گلی با شیشه‌های شکسته و منقلی زغال. صبح بروگش و منوتولی در سینه‌کش کوه کاخ بزرگی دیدند و برای بازدید از آن ساختمان عظیم راه‌شان را کج کردند. بعد از دیدن و سرک کشیدن به همه جای آن بنای متروکه پرسیدند اینجا بود و ما شب در آن بیغوله سر کردیم؟ اینجا که برای صد مسافر هم جا داشت. صاحبش کیست؟ نام بنا چیست؟ چه کسی ساخته؟ گفتند چیزی نیست کاروانسرای شاه عباس است. از اینها در ایران زیاد هست. به هیچ دردی هم نمی‌خورد. بروگش در «سفر به دربار سلطان صاحبقران» بعد از چند اتفاق اینچنینی، می‌نویسد: «در ایران هیچ پسری دوست ندارد در خانه پدر بماند. خانه پدر را رها می‌کند تا ویرانه شود و خود خانه‌ای محقرتر از آن می‌سازد.»

عرض کردم که این غربی‌‌ها انتظار دارند یک ساختمان، 500 سال از پدر به فرزند برسد و خشتی از آن هم جابه جا نشود. اگر این‌طور بود که الان ایران از آن سر تا این سرش یکسره آثار باستانی بود. خودشان شهرهای‌شان مثل آثار باستانی دست‌نزده مانده، چشم دیدن ساختمان‌های شیک و مد روز ما را ندارند. در مورد رسانه‌هم که عرض کردم همین است. فکرش را بکنید؛ آدم توی آثار باستانی زندگی کند، توی خانه‌اش تلفن هندلی داشته باشد، تلفن که جای خود دارد، بنشیند یک ساعت نامه بنویسد، کتاب بخواند! باور می‌کنید هنوز توی اروپا مردم کتاب می‌خوانند! انگار نه انگار اینترنتی آمده، دنیا پیشرفت کرده، وایبری هست، واتس‌اپی هست. الان مادربزرگ من هم یکسره آنلاین است. پی‌ام می‌دهد، استاتوس می‌نویسد، لایک می‌زند، کامنت می‌گذارد. آره بابا این اروپایی‌ها خیلی عقب افتاده‌اند. خدا عقل بدهد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۱
انتشار یافته: ۲۵
وحید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۴ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
ببخشید اگه چیز بهتری دارید لطفا معرفی کنید لذت ببریم.چرا همیشه بر خلاف جریان اب شنا میکنید ریشه یابی کنید چرا اقبال عمومی به این رسانه بیشتر است
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۹:۵۰ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
وحید جان مشکل همین لذت بردن هست . اصولا ما ایرانی ها حاضریم برای همین لذت های کوتاه درک نکردن خطری که داره تحدیدمون میکنه ایندمون رو میفروشیم.وایبر هم خوب هست ولی به اندازه و بجاش نه این چوری که تو ایران ازش استفاده میکنن . هنوزهم بهترین منابع علمی به صورت کتاب چاپ میشه و فایلهای اونتو اینترنت نمیزارن و کتاب خاندن یک روش خوب برای افزایش اگاهی هست که کمی هم زحمت داره ولی اصولا مردم ما میخوان ازکوتاه ترین ره به لذت برسن.
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۹:۵۷ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
چيكار كنيم بريم تو ترافيك و دود ؟يا بريم مراكز تفريحي؟ يا بريم فلان رستوران 200 تومن پول شام بديم؟اون المانيه همه چيش جوره.برو فكر كن .از اين ارزانتر سرگرمي هست؟
امیرخان
| Iran, Islamic Republic of |
۰۹:۵۹ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
موافقم. همه جا صحبت از اینه نباید از فرهنگ غربی تقلید کرد. حالا مثلا به اسم اینکه کارهای خوبشون رو باید تقلید کنیم چنین مقاله ای بیرون میاد.
یا همه چیزمون غربی باشه یا اگه نیست اصلا مقایسه نکنیم. اونها هم تو شرایط ما شاید مثل ما میشدن.
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۱۶ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
ما هم از مجبوری باید کتاب دانلود کنیم !
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۶ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۷ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
من که آخرش نفهیمدم غرب پیشرفته است یا فاسد... نفهمیدم غرب خوب است یا بد.... نفهمیدم مثل غرب باشیم خوب است یا نباشیم...
پاسخ ها
مجید
| Iran, Islamic Republic of |
۰۹:۵۲ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
مثل خودمان باشیم ولی دانا
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۰:۳۳ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
شما خودتو ناراحت نکن چون اصلا متوجه مطلب نشدی !
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۴ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
قشنگ بود
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۵ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
جالب بود. واقعا نمیدونم بخندم , متاسف بشم، بحال خودمان و فرهنگمان گریه کنم. واقعا نمیدونم. چه کردیم با خودمان این جماعت جوگیر و جوزده
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۸ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
کلا ملت جوگیری هستیم ما!!
مهیار
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۸ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
مادر من از وقتی وارد وایــبــر و فــیــســبــوک شده دیگه حالات آلـــــزایـــــمـــــری نداره و هر روز خوشحال و خندونه. بنظر من که مهمونی اینترنتی خودش گام بزرگی برای پیشرفته شدنه.
پاسخ ها
007
| Iran, Islamic Republic of |
۱۱:۲۶ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
من آرزو به دل موندم دست مادرمو بگیرم بریم یه پیتزا بخوریم واقعا خوبه که مادر خوشحالی داری مواظبش باش
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۸ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
واقعا تلنگر زیبایی بود
ما که هرجا میریم همه گوشی به دست سرشون تو وایبر ...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۷ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
افسوس و هزار افسوس
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۵ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
حرف شما متین!
اما وقتی فقط نقش خانم رو شام و ظرف شستن بدانیم (پاراگراف دو) که وایبر و امثالهم مانع این وظایف خطیر شده‌اند ... مشکل حل شدنی نیست.
خانم‌ها به عنوان ستون خانواده و متعاقباً ستون جامعه تا وقتیکه به مطالعه و تفکر ترغیب نشن، سطح جامعه مون رشد چندانی نخواهد داشت.
البته منظورم از مطالعه رمان و کتاب‌هایی نیست که نخوندنش بهتر از خوندنشه. منظورم کتاب‌هایی است که خرد جمعی ایرانیان و جهانیان در طول قرون آن‌ها را تأیید کرده است مثل شاهنامه، مثل مثنوی ...
یا مثلاً یادگرفتن یه زبون خارجی و خواندن آثار فاخر آن زبان ...
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...