«ما با همیم» برای جهانی کردن شعار «باید ایران را دید»؛
مگر اینکه چنین قرارهایی بتواند پتانسیل بزرگ کشورمان را شکوفا کند
این «ما با همیم» با آن ما با همیمهای انتخاباتی، زمین تا آسمان توفیر دارد، زیرا همه در آن سهم داریم؛ همه کسانی که در جغرافیای ایران زمین زندگی میکنیم، در هوای این اقلیم نفس میکشیم و همه گذشته و حالمان، سرمایهای است که میتوانیم با زدودن زنگار از آن، با آن در جهان بدرخشیم.
این «ما با همیم» با آن ما با همیمهای انتخاباتی، زمین تا آسمان توفیر دارد، زیرا همه در آن سهم داریم؛ همه کسانی که در جغرافیای ایران زمین زندگی میکنیم، در هوای این اقلیم نفس میکشیم و همه گذشته و حالمان، سرمایهای است که میتوانیم با زدودن زنگار از آن، با آن در جهان بدرخشیم.به گزارش «تابناک»، هر چه در سالهای اخیر، در سایه بیرون آمدن از مشکلاتی که در اثر ستیزهجویی، زیادهخواهی و گستاخی لشکر صدامیان به کشورمان تحمیل شده بود، اوضاع مالی رو به بهبود گذاشته و سفرهای تجاری، زیارتی و سیاحتی ایرانیان به کشورهای دور و نزدیک، با رونق گرفتن بازار گردشگری کشورهای همسایه، موجب آشنایی مردم با مزایای صنعت گردشگری شده بود، روز به روز این باور در کشورمان تقویت شد که براستی چرا سهم ما از این خوان گسترده اندک است؟
این پرسش از این روی تقویت میشد که میدیدیم در دورانی که ما مشغول دفاع مقدس و مقابله با زیادهخواهی دشمن بعثی بودیم، برخی کشورهای همسایهمان در حال تقویت زیرساختهای خود بوده و آن چنان توجه ویژهای به گردشگری معطوف داشتند که حالا نان از این راه میخورند و در حاشیه این اتفاق، توانستهاند برای خود نامی دست و پا کنند؛ حال آنکه پتانسیلهای کشورمان برای این امر بسیار بالاتر از ایشان است.
کافی است به این نکته نغز دقت کنیم که جغرافیای بینظیر کشورمان، این امکان را به وجود آورده که در هر فصل از سال، تمامی فصول را بتوان در جای جای میهنمان دید و از مواهب همراه با آن بهره برد، تا دریابیم چرا ایران را بهشت گردشگری میخوانند؛ بهشتی که جدای رنگ و لعابهای طبیعی، سرشار از جاذبههای تاریخی، آیینی، فرهنگی و... نیز هست تا هر گردشگری مجاب شود برای دیدن دیگر جذابیتهای آن، باید بارها و بارها به آن سفر کند و توشه تجربه و لذت برگیرد.
اگر اماراتیها با برجهای نوساخته و اتومبیلرانی در کویر، فروشگاههای فراوان و برخی جاذبههای مصنوعی دیگر، گردشگران را جذب میکنند، اگر ترکیه با استانبول و زیباییهایش در کنار گردشگری سواحل، نگاهها را به خود جلب کرده، اگر امثال عراق و عربستان از موج زائران برای خود کسب درآمد میکنند، در کشورمان همه اینها را در همه نقاط میتوان یافت. همه اینها را در بالاترین درجه میتوان یافت و حتی میتوان جذابیتهای بسیار بیشتری را به آنها افزود.
این در حالی است که هر چه از این مزایا بگوییم، حکم سخن گفتن از توانی را دارد که بالقوه مانده و بالفعل نیست. جاذبههای فراوان گردشگری کشورمان اغلب یا کشف نشدهاند یا اگر هم شده باشند، آنقدر مشتری نیافتهاند که بتوانند موجبات تحول را فراهم آورده و آنچه را در جهان «صنعت گردشگری» مینامند نمودار کنند؛ چه تخت جمشید با آن همه شاخصههای منحصر به فرد باشد و چه زیباییهای طبیعی چون دماوند.
چرا این گونه است؟ چرا نتوانستهایم در درآمدی که گردشگری میتواند برای کشورمان به همراه بیاورد، بهره ببریم؟ پاسخ به این پرسش میتواند پای بسیاری کم کاریها در بسیاری عرصهها را به میان بکشد؛ از کم کاری متولیان معرفی این جاذبهها در داخل و خارج کشور گرفته تا کوتاهی رسانهها و حتی کم لطفی مردم؛ اما آیا شمارش این کم کاریها میتواند دردی را درمان کند؟
شاید چنین سؤالی بود که وقتی به ذهن برخی فعالان دنیای مجازی راه یافت، موجب شکلگیری اتفاقات جدیدی در عرصه گردشگری کشورمان شود. برخی از خود پرسیدند که تا کی میتوان غرولند کرد و به این و آن خرده گرفت، چرا کاری برای جذب گردشگران خارجی، برای معرفی جاذبههای گردشگری کشورمان، برای دعوت از گردشگران فعالی که حتی برای تماشای قطب جنوب و اعماق اقیانوسها هزینه میکنند نکردهاند که بعد از سپری شدن سالها از طرح ایده اقتصاد بدون نفت، هنوز با پایین آمدن نرخ جهانی این محصول کاسه چه کنم چه کنم دست نگیریم؟
شاید گذار از این ابهامات وقت گیر بود که امثال سید علی عراقچی را به فکر انداخت که پتانسیل شبکههای اجتماعی و اقبالشان در میان مردم را ابزاری برای معرفی قابلیتهای پر شمار کشورمان در این عرصه به کار گیرند تا امثال هشتگ «Must see Iran» خلق شود؛ هشتگهایی که حالا اینقدر کاربردشان وسیع شده که آرشیو عکسهای میلیونی از کشورمان را در شبکههای اجتماعی چون اینستاگرام فراهم آورده تا قدم اول در عرصه رونق دادن به گردشگری کشورمان برداشته شود.
مدتهاست کاربران شبکههای اجتماعی زیباییهایی را که در گوشه گوشه کشورمان میبینند، در شبکههای اجتماعی با چنین هشتگهایی نشانهگذاری میکنند تا به مدد ارتباطات اینترنتی، در سراسر جهان منتشر شده و ویترین گردشگری کشورمان در اذهان جهانیان را خوش رنگ و لعاب کنند؛ ویترینی که اگر بگوییم در جذب مشتری تأثیر زیادی دارد، پر بیراه نگفتهایم.
گویی قراری مجازی بین دلسوزان حقیقی شکل گرفته تا ایران را به جهانیان از زاویهای جدید معرفی نمایند. معرفی زیباییهای کمتر دیده شده کشورمان برای کسانی که میتوانند در قامت سفیر فرهنگی کشورمان به زادگاه خود بازگشته و تغییر نگاهها به ایران را برایمان به ارمغان بیاورند که منافعش کم از رونق گردشگری کشورمان نیست. شاید همین دلیل موجب شده که سازنده هشتگ «باید ایران را دید»، در کنار آن از هشتگ «ما با همیم» هم استفاده کند.
برادر دیپلمات ارشد کشورمان در مذاکرات هستهای با پنج به علاوه یک در این باره میگوید: این کمپین را از فروردین ۹۳ برای ارائه تصویر واقعی کشورمان به دنیا تأسیس کردم. ما در این کمپین، پنج هدف داریم. هدف اصلی ما ایجاد برند ملی است، به طوری که کشورمان را به صورت یک برند ملی درآوریم. جاذبههای گردشگری، محیط زیست، صنایع دستی، آداب و رسوم، فرهنگ و اقوام و جنبههای مثبت و دیدنی ایران را به دنیا نشان بدهیم.
وی در ادامه میگوید: هدف بعدی ما اتحاد ملی است. دوست داریم در این کمپین، اقوام و زبانهای مختلف معرفی و متحدتر شوند. هدف سوم کمپین، نشان دادن جاذبههای گردشگری ایران به توریستهای داخلی است. هدف چهارم نیز معرفی ایران به توریستهای خارجی است. اگر تصاویر توسط مراجع ذیربط ارائه شوند، شاید توریستهای خارجی با شک به آنها نگاه کنند، ولی اینکه خود مردم از زیباییهای ایران بگویند، باعث میشود توریستها به این باور برسند واقعیت چیزی نیست که رسانههای خارجی میگویند. هدف پنجمِ این کمپین فرهنگسازی است. میخواهیم مردم ایران به توریستهای خارجی توجه کنند.
گویی وقت آن رسیده که از گلایه کردن درباره اتفاقات رخ نداده دست بشوییم و به فکر گامهای عملی باشیم؛ گامهای عملی که ممکن است با انتشار یک عکس در دنیای مجازی و بهره جستن از کلیدواژههایی چون «ایران را باید دید» برداشته و مؤثر واقع شود؛ آنقدر که میبینیم هشتگ «Must see Iran» را حالا جهانیان میشناسند و در رسانههای مشهور جهانی دربارهاش مینویسند و صحبت میکنند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۶۷
انتشار یافته: ۴
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



